۰ نفر
۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۲
بیدارباش بیست‌و هشتم؛ به «خواسته ها» رسیدن

فرازهای این دعا عبارت است از: ۱- اگر لذّتِ ترک لذّت بدانی... ۲- به «خواسته ها» رسیدن ۳- درسی از خداشناسی

أَللّـهُمَّ وَفِّرْ حَظّی فیهِ مِنَ النَّوافِلِ وَ أَکْرِمْـنی فیـهِ بِاِحْـضـارِ الْمَسـائِلِ

وَ قَرِّبْ فیهِ وَسیلَتی اِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسائِلِ یـا مَنْ لا یَشْـغَلُهُ اِلْحـاحُ الْمُـلِحّـینَ.

اگر لذّتِ ترک لذّت بدانی...

«گرچه ره تاریک است،

و پر از وسوسه شیطانی است،

لیک...خورشید هدایت با توست

گام «اخلاص» تو را می باید، تا به منزل برسی.

کوله باری بردار،

زاد و ره توشه ای از «صبر» و «یقین»

زرِهی از «تقوا»

مشعلی از «ایمان»

راه...جز با قدم «صدق» نمی گردد طی.»[۱]

* * *

«نوافل»، جمع نافله است.

نافله، از ریشه لغوی «نَفل»، به معنای زیادی و افزایش است.

«انفال» هم، یعنی ثروتها و نعمتهای عمومی که خداوند برای امّت اسلامی و همگان، زیاد کرده است.

«نوافل» یعنی نمازهای مستحبی، که زیاده از واجبات و فرایض است.

هر عمل خوب و مستحبّی که انجامش واجب و الزامی نباشد و بالاتر از حدّ تکلیف الزامی باشد، «نوافل» است.

بهره ای که انسان از انجام کارهای استحبابی و فوق برنامه می برد، در جهت حفظ بیشتر واجبات است.

وقتی کسی بیش از مقدار واجبات، تکالیفی را هم که الزامی نیست ولی انجامش خوب است انجام دهد، این نشان دهنده علاقه و کشش او به طاعات و حسنات است، به نحوی که حتی خارج از تکلیف شرعی واجب، محبّت صالحات، او را به عمل نیک وامی دارد.

وقتی کارگر و کارمندی خارج از ساعت اداری هم «فوق العاده» کار می کند، نشان میزان علاقه او به کار است، که حتّی در چهار چوب شرح وظایف اداری و کاری، خود را محدود نمی کند.

انجام نوافل و مستحبّات نیز اینگونه است. کشش «عبد» را به سوی خدا و علاقه او را به عبادت نشان می دهد و می رساند که این مؤمن، در طاعت، اکتفا به حدّ الزامی شرعی نمی کند.

به یک تعبیر می توان گفت: مستحبات و نوافل، نگهبان واجبات است. و آنکه غیر از واجبات هیچ عمل مستحبّی انجام ندهد، امکان خلل و لطمه در واجباتش هم وجود دارد.

انجام مستحبات، چون از روی علاقه است نورانیّتی خاص می آورد.

وقتی نماز شب بخوانید، یا روزه مستحبّی بگیرید، یا صدقه استحبابی و انفاقات، انجام دهید، وضوی مستحبّی بگیرید، نافله های شبانه روزی بخوانید،

احساس می کنید زمینه پاکی دل و تقوای قلب بیشتری پیدا کرده اید.

این است بهره مستحبّات و «حظّ نوافل»، که از خداوند خواسته ایم در این ماه و این روز، بهره ما را از «نوافل»، فراوان بگرداند.

به «خواسته ها» رسیدن

کرامت، در آنست که انسان به خواسته هایش برسد.

«مسائل» انسان، اگر برآورده نشود، و اهداف انسانی بشر، اگر تحقّق نیابد، نوعی وازدگی و سستی و تهاون پیش می آید.

آنچه را «می خواهیم»، باید در طلبش بکوشیم، تا به آن برسیم. از خداوند خواسته ایم که با احضار آن خواسته ها، ما را مورد اکرام و گرامیداشت قرار دهد و ما را در رسیدن به نیازها و خواسته هایمان توفیق دهد.

در اینجا «وسیله» هم لازم است.

راه به سوی خدا، به اندازه شمار همه افراد است:

(اَلطُّرُقُ اِلَی اللّه ِ بِعَدَدِ نُفُوسِ الخَلائِق)

ولی از کدام راه باید رفت که زودتر رسید؟!

کدام وسیله، ما را به خدا، نزدیک تر می کند؟

«شهادت، یک راه میان بر است که انسان را به خدا می رساند». پس، شهادت هم، یک «وسیله» است برای «قرب».

قرب به خدا، هدف است.

از طریق عمل صالح و تقوا می توان به خدا رسید. نیز، از طریق ایثار و گذشتن از مال و جان!

بیراهه رفتنها، دور افتادنها، از قافله عقب ماندنها، به خواب رفتنها، همه آفت سلوک است. باید راه راست رفت. نزدیکترین راه، «صراط مستقیم» است. همچنان که نزدیک ترین فاصله میان دو نقطه را «خط مستقیم» گویند.

«کاروان رفته و ما، مانده ز راه

گرد این قافله را می بینیم

«وادی ایمن» و منزلگه دوست

گرچه دور است، ولی

این قدر هست که بانگ جرسی می آید.

راه باید افتاد!...»[۲]

امّا اینگونه نیست که هرکس به راه افتد، برسد!.

به قول خواجه عبداللّه انصاری، در تفسیر ادبی آیه «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم»:[۳]

«نه هرکه «راه» را دید، در راه برفت. و نه هرکه رفت، به مقصد رسید!

بسا کس که شنید و ندید، و بسا کس که دید و نشناخت،

و بسا کس که شناخت و...نیافت!

بسا پیر مناجاتی، که از مرکب فرو مانَد،

بسا یار خراباتی، که زین، بر شیر نر بندد.»

درسی از خداشناسی

خداوند، ندای این همه بندگان را در هرجا می شنود،

و دعای همه را، به هر زبانی سمیع و مجیب است،

امّا پاسخ یک دعا و ندا، او را از دیگر نیازها و رازها و دعاها باز نمی دارد.

این از ضعف ماست که اگر به کاری می پردازیم، از کارهای دیگر باز می مانیم. اگر گوش به صدایی می دهیم، صداهای دیگر را نمی شنویم. اگر توجّهمان به چیزی جلب می شود، از چیزهای دیگر غافل می شویم. چرا که ما محدودیم و ناتوان.

امّا...خداوند، نامحدود است و توانا. اصرار و ندا و مناجات این همه بندگان، در هر لحظه از لحظات، او را مشغول نمی کند:

یا مَنْ لایَشْغَلُهُ اِلحاحُ المُلِحّین.

در قیامت کبری هم چنین است، در رسیدگی به حساب بندگان.

راوی از امام علی علیه السلام می پرسد: خداوند در قیامت، این همه بندگان را چگونه می تواند محاسبه کند؟

امام پاسخ می دهد: همچنانکه در دنیا روزی شان می دهد و رزق دادن به بعضی، مانع از رزق دادن دیگران نمی گردد.[۴]

آری... خدا شنوا و بیناست. از میان این همه شور و غوغای نیایشگران، صدای همه را می شنود و ندای همه را پاسخ می گوید.

در دعای «جوشن کبیر»، بند (۹۹) می خوانیم:

«ای خدایی که شنیدنی او را از شنیدن دیگر مشغول نمی کند،

ای خدایی که کاری، او را از کار دیگر باز نمی دارد،

ای خدایی که سخنی، او را از سخن دیگر باز نمی دارد،

ای خدایی که سؤالی، او را از سؤال دیگر، به اشتباه نمی اندازد،

ای خدایی که چیزی، او را حاجب از چیز دیگر نیست.

از خدایی که اصرار اصرارکنندگان، او را ملول و ناراحت نمی کند...»

آری ... خـدا لطیف و خبیر است.

سمیع و بصیر است.

مجیب الدعوات و قادر و تواناست...

منابع:
[۱] ـ از نویسنده.
[۲] ـ از نویسنده.
[۳] ـ در تفسیر کشف الأسرار.
[۴] ـ قد سُئل: کیف یُحاسِبُ اللّه ُ الخلقَ علی کَثرتِهم؟ قال: کما یَرزُقُهم علی کثرتِهِم نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۳۰۰.
* برگرفته از کتاب «سینای نیاز؛ شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان» به قلم نویسنده

کد خبر 1390877

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 6 =