1- احتمالا تا به حال ترکیبی به نام «مدیر برنامه» یا معادل انگلیسی آن «ایجنت» را خوانده یا شنیدهاید.در دنیای مدرن که قرار نیست همه کس همه چیز بدانند و درباره هرموردی اظهار نظر کنند، مدیران برنامه «چهره»های ورزشی، سیاسی،هنری،اقتصادی و.... را یاری میدهند.این همکاری شامل ارتباط با رسانهها، فعالیتها و قراردادهای حرفهای ، ارتباط با صاحبان سرمایه و... می شود. ، مدیربرنامه با چنین تعریفی باید فردی صاحب صلاحیت در حرفه «چهره» مورد نظر، آشنا به رسانه و نحوه ارتباط با آنها و حتی کنترل ارتباط با رسانهها باشد. از طرفی او باید قوانین حقوقی ، نحوه تعاملها ،رفتارها و قواعد درست و غلط حرفه مورد فعالیت را بشناسد تا بتواند برای انتخابهای درست ، آن چهره را به عنوان مدیر برنامه یاری دهد. قاعدتا شناسنامه کاری و اعتبار مشخص چنین مدیری او را از یک منشی در دسترس، منفک میکند.
2- چندسالی است، داشتن مدیر برنامه، در بین تعدادی ازبازیگران سینمای ایران رواج پیدا کردهاست. اغلب هم بازیگران جوان و تا حدودی جوان به این ماجرا روی خوش نشان میدهند.شخصا داشتن مدیر برنامهای صاحب رای را برای بسیاری از افراد شناخته شده در حرف مختلف به عنوان یک مشاور ارشد واجب می دانم، اما یکی از ملزومات این حرفه علاوه بر موارد ذکرشده، جسارت و اعتماد به نفس است تا فعالان آن عرصه مسوولیت و حوزه کاری خود را اعلام و پای خوب و بدش بایستند. البته برای وظایف خود وقت و انرژی کافی هم صرف کنند. ولی اشکال کار اینجاست که اغلب مدیران برنامه یا همان ایجنتهای این روزهای بازیگران، تمایلی به شفافیت ندارند . شاید در این میان فقط علیرضا بازل مدیر برنامه های بهرام رادان باشد که سالهاست آشکارا مسئولیتش را عنوان و پیامدهای آن را می پذیرد.
پنهان بودن نام در واقع می تواند نوعی گریز از عواقب مسئولیت وتنها به طمع بهره بردن از مواهب آن باشد.شاید هم این مدیران خود را برای چنین مسئولیتی مستحق نمی دانند یا آن را دونشان خود میپندارند که اگر چنین است باید پرسید، چرا آن را پذیرفتهاند؟آیا فقط جذابیت همراهی همیشگی با ستارهها و حواشی چنین فعالیتی آنقدر سوسه کننده است که ترجیح می دهند ، شغلی بی شناسنامه و شبح وار را انتخاب کنند. تاسف آور اینکه برخی از این مدیران بی شناسنامه اهل مطبوعات هستند و گاهی در میان سطور نوشتارهای برخی واز وظایف یک مدیر برنامه را انجام میدهند. دو حرفهای که به صورت طبیعی کمی با هم منافات دارند.
از دیگرسو چهرههای سینمایی و غیرسینمایی هم اگر کسی را به عنوان مدیر برنامه برمیگزینند، باید دقت کنند این فرد نه امربراست و نه یک منشی پیشرفته.مدیر برنامه میبایست نقش چشم سوم آنها و عقل مکملشان را ایفا کند، والا پیدا کردن رفیق گرمابه و گلستان کار سختی نیست.آنها به آدمهای جدی برای موفقیت بیشتر خود احتیاج دارند، چون اگر جز این باشد به تصور نگارنده به تنهایی تصمیم بگیرند و عمل کنند نتیجه بهتری خواهد داشت.
3- اگر اهل فوتبال هم نباشید و فقط کمی اخبار آن را دنبال کنید با ترکیب« دلال بازی» در این ورزش آشنا هستید. دلالها به آدم بی صلاحیتی می گویند که فقط از جا به جا کردن بازیکن و مربی در تیمها، بدون پلاک و نشان رسمی پولهای هنگفت به جیب و تیشه به ریشه ورزش می زنند. البته در مقابل آنها کارگذاران رسمی فیفا قرار دارند که با کلی شرایط و گذراندن دوره آموزشی و امتحانات، مجوز رسمی دریافت می کنند و حضورشان بسیار الزامی و مفید فایده است.
راستش را بخواهید کمی نگران این دلال بازی در سینما هستم، گرچه بسیاری از اهل سینما صاحب فرهنگ و بینشی هستند که جلوی این رفتارهای ناپسند را بگیرند، اما کمی نگرانی هم چیز بدی نیست.
شاهین امین
کد مطلب 146707






نظر شما