۱ نفر
۱۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۲۲
دلنوشته ای در سوگ علی مرادخانی

در این سالها سابقه آشنایی و همکاری با مدیران فرهنگی بسیاری داشته‌ام، اما به‌صراحت می‌گویم مدیرانی که از فهم فرهنگی بالا برخوردار بوده و در کنار مدیریت، زیست فرهنگی داشته‌اند، اندک‌شمارند؛

علی مرادخانی یکی از معدود مدیرانی بود که دستی در مسئولیت داشت و دست دیگرش در دستان گرم و پرمهر اهالی هنر بود.
مدیران، اصولا و بویژه در عرصه فرهنگ، دو گونه‌اند. یا عبوس و با اتکا به ضوابط خشک و حتی در میلی افزون‌آفرین، به‌دنبال سخت‌تر کردن شرایط‌اند و یا با نگاهی مثبت و غیرمحصور در ذهنیات غالب و با رویکردی اقتضایی به‌دنبال روزنه‌آفرینی و حل مشکل صاحبان حرفه و خالقان و کارآفرینان‌اند. حتی اگر نتوانند راهی برای حل مشکل بیابند به‌عکس گروه اول، عقده‌ ندارند و شادمان از سنگ‌اندازی نیستند بلکه با رویی گشاده تلاش می‌کنند لااقل مرهم باشند. مرادخانی عزیز، آشکارا از سنخ دوم بود.
حضور مستمر و مسئولانه‌اش در عرصه مدیریت فرهنگی و تجربه‌اندوزی در این مسیر، در کنار اخلاق نیکو و مبادی آداب و روابط انسانی کم‌نظیر و صمیمانه با فرهیختگان فرهنگ و ادب و هنر، از او انسانی شایسته و امین و مورد اعتماد هنرمندان ساخته بود.
او مانع فرهنگ و هنر نبود، بلکه پلی بود میان هنرمندان و مسئولان برای رفع دغدغه‌ها، برداشتن موانع و شناسایی و شکوفایی خلاقیت‌های هنری هنرجویان و هنرمندان این سرزمین.
رفتنش زود بود، خیلی زود و باور رفتنش به همان میزان دشوار است. گویی علی عزیز بیش از این نامرادی‌های چرخ کجمدار را تاب نیاورد.
او دلداده اهل‌بیت و عاشق سالار شهیدان بود و برای آرامش روح او و تسلای خاطر رنجور ما کدام کلام، آرامش‌بخش‌تر از سخنان امام حسین(ع) در روز عاشوراست:
الهی رضاً بقضائک و تسلیماً لامرک، لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین
این ضایعه جبران ناپذیر را به خانواده آن مرحوم و وابستگان، دوستان و دوستداران او، مدیران فرهنگی و همکارانش و اهالی فرهنگ و هنر تسلیت می‌گویم و از خدای رئوف، برای آن عزیز سفرکرده، رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و بردباری خواستارم.
کد خبر 1522761

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 8 =