از همان آغاز، مطالب ضد ‎و نقیضی از سوی متصدیان تأسیس خانه ایرانیان ابراز می‎شد. یک‎بار گفته شد که خانه ایران، یک هویت غیردولتی خواهد داشت و متعلق به ایرانیان است. این در حالی بود که دولت برای تأسیس این خانه‎ها بودجه مشخص اختصاص داد و برای این موضوع در بودجه سال 89 به بعد، ردیفی نیز گنجانده شد. آقای مشایی، 24 اسفند 1388 در هامبورگ اعلام کرد که برای تأسیس خانه ایران در هامبورگ حدود 10 میلیون دلار اختصاص داده شده است. اگر خانه ایران یک نهاد غیردولتی است باید تابع مقررات نهاد‎های غیر دولتی باشد؛ نهاد‎های غیر دولتی هم در جهان تعریف خاصی دارند و معمولا از سوی بخش‎‎های خصوصی و با سرمایه‎‎های غیر دولتی تأسیس شده و منافع مؤسسان آن را تأمین خواهند کرد.

با توجه به مباحثی که در مورد جایگاه و فعالیت‎‎های شورای عالی ایرانیان به‎خصوص تأسیس خانه‎‎های ایرانیان در خارج از کشور، تخصیص بودجه‎‎های کلان به این شورا و موازی بودن اهداف تعریف شده آن با برخی نهاد‎‎های دیگر مطرح است، برای روشن شدن ابعاد موضوع،هفته نامه پنجره با محسن پاک‎آیین، معاون سابق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به گفت‎وگو نشست. متن این گفتگو:


سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در دوره ریاست مهدی مصطفوی، با تأسیس خانه‎‎های ایران در خارج مخالف بود، علل این مخالفت از دیدگاه شما به‎عنوان معاون فرهنگی سازمان در آن دوره چه بود؟

به عنوان مقدمه عرض کنم که از سال 1373 سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی به دستور مقام معظم رهبری به منظور ایجاد هماهنگی در سیاست گذاری، هدف گذاری و اجرای فعالیت‎‎های فرهنگی در خارج از کشور ایجاد شد. در واقع این سازمان به‎عنوان یک قرارگاه برای ایجاد هماهنگی در فعالیت‎‎های فرهنگی در خارج از کشور و جلوگیری از فعالیت‎‎های موازی تأسیس شد. بر این اساس ما باید با اقدامات موازی فرهنگی در خارج، که موجب هدر رفتن مبالغ هنگفتی می‎شد مخالفت می‎کردیم. تأسیس خانه‎‎های ایران در خارج از کشور هم از نظر ما یک فعالیت موازی بود. در واقع شورای عالی ایرانیان که خود نهادی است که مأموریت خاصی هم در خارج از کشور ندارد، با دریافت بودجه‎ای کلان، مسئول تأسیس خانه‎‎های ایران در خارج از کشور شد.

اگر ممکن است در مورد اقدامات موازی بیشتر توضیح بدهید.

وقتی به برخی از وظایف مندرج در اساسنامه شورای‎عالی ایرانیان توجه شود، به اقدامات موازی بیشتر پی می‎برید. برای مثال برگزاری نمایشگاه‎‎های علمی، پژوهشی و فرهنگی، اقدام به معرفی محصولات فرهنگی و صنایع دستی و جاذبه‎‎های گردشگری، برگزاری تور‎های مسافرتی، چاپ و نشر آثار ایرانیان و موارد مشابه که تمام این‎ها می‎توانند توسط رایزنی‎‎های فرهنگی و عوامل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انجام شوند. به‎عبارتی در اهداف ایجاد خانه ایرانیان به 10 مورد اشاره شده که این اهداف همگی دارای متولیانی از قبیل وزارتخانه‎ها و نهاد‎های دولتی با ردیف بودجه مستقل هستند. ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اعتقاد داشتیم که باید با اعمال دیپلماسی فرهنگی، مقابله با موازی کاری و با اعتبار و بودجه لازم؛ با هدایت‎کنندگان جنگ نرم فرهنگی، مقابله کرد. اما متأسفانه با اختصاص اعتبارات فرهنگی فعالیت‎‎های خارج از کشور به فعالیت‎‎های موازی، آن‎گونه که می‎خواستیم نتوانستیم از ظرفیت‎‎های بی‎بدیل انقلاب اسلامی در هم‎آوردی و مصاف فکری و فرهنگی با نظام سلطه و مکاتب فکری و اعتقادی غیرالهی استفاده کنیم.

گروهی ادعا می‎کنند که خانه‎‎های ایرانیان خارج از کشور توسط یک مؤسسه 100 درصد خصوصی و با بودجه 300 میلیارد ریالی راه‎اندازی می‎شود، در حالی‎که هیأت امنای این مؤسسه از مسئولین رده بالای دولتی هستند. نظر شما در این‎باره چیست؟

از همان آغاز، مطالب ضد ‎و نقیضی از سوی متصدیان تأسیس خانه ایرانیان ابراز می‎شد. یک‎بار گفته شد که خانه ایران، یک هویت غیردولتی خواهد داشت و متعلق به ایرانیان است. این در حالی بود که دولت برای تأسیس این خانه‎ها بودجه مشخص اختصاص داد و برای این موضوع در بودجه سال 89 به بعد، ردیفی نیز گنجانده شد. آقای مشایی، 24 اسفند 1388 در هامبورگ اعلام کرد که برای تأسیس خانه ایران در هامبورگ حدود 10 میلیون دلار اختصاص داده شده است. اگر خانه ایران یک نهاد غیردولتی است باید تابع مقررات نهاد‎های غیر دولتی باشد؛ نهاد‎های غیر دولتی هم در جهان تعریف خاصی دارند و معمولا از سوی بخش‎‎های خصوصی و با سرمایه‎‎های غیر دولتی تأسیس شده و منافع مؤسسان آن را تأمین خواهند کرد. واقعا اگر خانه‎‎های ایران غیر دولتی است؛ چرا برای افتتاح آن‎ها رییس دفتر رییس‎جمهوری به کشور‎های مختلف مثل اوکراین و تاجیکستان سفرکرده و خانه ایران را رسما افتتاح می‎کند؟ ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی درجلسات متعددی که با دست اندرکاران تأسیس خانه فرهنگ داشتیم از آن‎ها می‎پرسیدیم که اگر خانه‎‎های ایران یک نهاد دولتی است، چرا در کنار رایزنی‎‎های فرهنگی و خانه‎‎های فرهنگ ایران که وظیفه ارتباط با خانواده‎‎های ایرانی را دارند، می‎خواهید یک نهاد موازی دولتی تأسیس کنید؟ اگر به‎دنبال فعالیت‎‎های فرهنگی هستید که رایزنی‎‎های فرهنگی انجام می‎دهند و اگر فعالیت‎‎های کنسولی و اقتصادی را مدنظر دارید، سفارتخانه‎‎های ایران و وابستگی‎‎های بازرگانی، متولی این امور هستند. بهتر بود که بودجه کلان دریافتی، در اختیار نهاد‎های موجود دولتی که برای کار‎های فرهنگی خود با کمبود بودجه مواجه هستند، قرار می‎گرفت و نهایتا شورای عالی ایرانیان از داخل بر فعالیت‎‎های آنان نظارت می‎کرد. علاوه‎بر این‎ها، مشخص نبود که مدیران این خانه‎ها چه کسانی خواهند بود و چگونه گزینش می‎شوند و آیا می‎توانند در جهت اهداف نظام اسلامی مدیریت کنند؟ اگر آن‎ها صرفا مقید به تبلیغ ایرانیت باشند؛ که این امر با اهداف نظام سازگار نیست و اگر می‎خواهند فعالیت‎‎هایی مثل آموزش زبان فارسی یا برگزاری مراسم و همایش‎‎های فرهنگی داشته باشند که رایزنی‎‎های فرهنگی این کار‎ها را انجام می‎دهند. مضاف بر این‎که تأسیس یک نهاد فرهنگی دیگر در مقابل رایزنی‎‎های فرهنگی ممکن بود به ایجاد اختلاف بین این دو نهاد بینجامد که این امر تبعات منفی دیگری نیز ایجاد می‎کرد.

به‎نظر جنابعالی، دلیل تأسیس این خانه‎ها در تاجیکستان و اوکراین چه بود و چرا با آن سرعتی که انتظار می‎رفت، این خانه‎ها در کشور‎هایی که ایرانیان بیشتری دارند تأسیس نشد؟

اعلام اولیه مسئولین شورای عالی ایرانیان مبنی بر تأسیس خانه ایران در کشور‎های اروپایی و آمریکایی، حساسیت‎زا شد و بر سر راه تأسیس این خانه‎ها موانعی ایجاد کرد. برای مثال در کانادا تعدادی از نهاد‎های فرهنگی این کشور، با کمک ایرانیان ضد‎انقلاب بیانیه‎‎هایی صادر کرده و از دولت کانادا خواستند که برای تأسیس مرکز فرهنگی ایرانیان در تورنتو مجوز صادر نکند. پس از آن، مدت‎ها مطبوعات کانادا درباره این موضوع فضا‎سازی کردند. لذا چون امکان تأسیس خانه ایران در کشور‎هایی که ایرانیان فراوانی دارند، میسر نشد، مسئولین شورای عالی ایرانیان به فکر تأسیس خانه ایران در تاجیکستان افتادند. در این کشور، ایرانیان زیادی اقامت ندارند. با هزینه حداقل 7 میلیارد تومان، در «دوشنبه» ملکی خریداری و خانه ایرانیان تأسیس شد. واقعا این خانه چه وظیفه‎ای دارد که رایزن فرهنگی نمی‎تواند انجام دهد؟ پرسیدیم مدیریت این خانه با چه‎کسی است؟ ابتدا گفتند رایزن فرهنگی، مدتی بعد گفتند سفارت؛ تا چندی قبل هم مدیریت مستقلی نداشت. رییس دفتر رییس‎جمهوری برای تأسیس این خانه، که ظاهرا غیردولتی بود، رسما به دوشنبه سفر کرد. در اوکراین هم به همین شیوه و با حضور رییس دفتر رییس‎جمهوری، خانه ایران تأسیس شد. یک‎بار یکی از مسئولین در جلسه‎ای گفت که 14 میلیارد تومان برای تأسیس خانه ایران در پکن کنار گذاشته‎اند، در حالی‎که آن‎جا نیز ایرانیان زیادی ندارد؛ علاوه‎براین رایزنی فرهنگی فعالی هم داریم و شخصا بعید می‎دانم چین، مجوز تأسیس چنین نهادی را به کشور‎های خارجی بدهد. یا گفتند که قرار است ساختمان بانک ملی ایران در لندن را برای تأسیس خانه ایران بخریم، در حالی‎که با توجه به سیاست‎‎های ضد‎ایرانی لندن، بعید است حتی با خرید ساختمان بانک ملی، تأسیس خانه ایران عملی شود. فکر نمی‎کنم تأسیس خانه ایران در فرانکفورت، اتریش، سوئد، استرالیا، رم، میلان و ونکوور که وعده‎اش را داده‎اند نیز عملی شود.

جنابعالی تصمیم حذف بودجه خانه ایرانیان از ردیف بودجه توسط مجلس شورای اسلامی را چگونه ارزیابی می‎کنید؟

من در گذشته نماینده سازمان در مجلس شورای اسلامی بودم. در سال 1389 کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در یک اقدام کارشناسی شده، تصویب کرد که مبلغ 30 میلیارد تومان، بودجه تأسیس خانه‎‎های فرهنگ، از ردیف شورای عالی ایرانیان کسر و به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی داده شود. این اقدام، کاملا کارشناسانه و فاقد انگیزه‎‎های جناحی و سیاسی بود. چراکه همه اعضای کمیسیون فرهنگی به ریاست دکتر حداد عادل، از طرفداران رییس‎جمهوری بودند و با انگیزه سیاسی و جهت تضعیف دولت، اقدامی نمی‎کردند. این موضوع در کمیسیون فرهنگی با 17 رأی موافق و یک رأی مخالف تصویب شد. اما متأسفانه با فعالیت‎‎های زیادی که اعضای شورای عالی ایرانیان و نماینده دولت در کمیسیون تلفیق کردند، مصوبه کمیسیون فرهنگی رأی نیاورد و مجددا بودجه در اختیار شورای عالی ایرانیان قرار گرفت و بخشی از آن صرف برگزاری همایش‎‎های ایرانیان شد. این در حالی بود که رایزنی‎‎های فرهنگی به‎دلیل کمبود بودجه، از فعالیت‎‎های اولیه خود نظیر برپایی مراسم اسلامی ایرانی محروم شدند و در واقع نه آن اندیشه‎‎های شورای عالی ایرانیان جهت تعامل با هموطنان ایرانی محقق شد و نه رایزنی‎‎های فرهنگی به‎دلیل کمبود بودجه، موفق به تعامل دلخواه با ایرانیان شدند. به‎نظر من تصمیم امسال مجلس شورای اسلامی در مورد حذف ردیف بودجه تأسیس خانه‎‎های ایران، اگرچه دیر انجام شد؛ اما یک تصمیم صحیح و ماندگار در تاریخ مجلس بود.

آیا فکر می‎کنید برگزاری همایش بین‎المللی برای ایرانیان، آثار مثبتی داشته است؟

من شخصا معتقد به برقراری ارتباط قوی و هدفمند با هموطنان ایرانی هستم. همچنین با برگزاری همایش سالانه برای ایرانیان، جهت جذب سرمایه‎گذاری یا تعاملات فرهنگی مخالف نیستم، اما این اقدام باید با برنامه‎ریزی و هدف‎گذاری مشخص، هماهنگ با نمایندگی‎‎های سیاسی و رایزنی‎‎های فرهنگی و به دور از اقدامات پرهزینه، ظاهری و تبلیغاتی صورت پذیرد. باید در این مسیر به‎نظرات نمایندگان سیاسی و فرهنگی در مورد شخصیت‎‎هایی که به ایران می‎آیند ومطلوبیت آن‎ها در مسیر اهداف همایش، توجه شود. در واقع باید نیرو‎های متخصص و تأثیر گذار به ایران دعوت شوند و دنبال سیاهی لشگر و ارائه آمار‎های فریبنده در مورد تعداد مدعوین نباشیم. متأسفانه در همایش‎‎هایی که تا‎کنون برگزار شده، به این موارد کمتر توجه شده است. برخی از مدعوین، در حد و اندازه‎ای نبودند که اهداف همایش را تأمین کنند. من خودم یکی از دوستان ایرانی را دیدم که در یکی از کشور‎های خاور دور یک شغل کاملا معمولی دارد و فقط برای این‎که از آن کشور، فردی دعوت شده باشد؛ به ایران آمده بود. هزینه برپایی نمایشگاه علم، ‎فن‎آوری، ‎فرهنگ و اقتصاد ایران نیز که در حاشیه همایش برپا شد، بسیار سنگین بود. از سه روز قبل نهاد‎های مختلف بسیج شده بودند که نمایشگاه را برپاکنند، بخشی از حیاط محل اجلاس سران، با هزینه‎‎های سنگین، مسقف شده و غرفه‎‎های متعددی به‎صورت خیمه‎ای ایجاد شده بود. اما اکثر مدعوین بعد از روز اول و برخی نیز در روز دوم به شهرستان‎‎های خود رفتند و از نمایشگاه دیدن نکردند، به‎طوری که در روز آخر اعلام عمومی شد و در واقع از عموم خواستند از این نمایشگاه بازدید کنند. برای این همایش 1395 نفر دعوت شده بودند و مسئولان همایش رسما اعلام کردند که برای برگزاری آن یک میلیارد و 400 میلیون تومان هزینه شده است؛ اگرچه آمار غیررسمی به‎مراتب بالاتر بود. من نمی‎دانم واقعا نتیجه این همایش چه بود. شاید باور نکنید هنوز هزینه بلیت رفت و برگشت برخی از مدعوین همایش سرمایه گذاری که در شیراز برگزار شد، پرداخت نشده است. اخیرا ایمیلی از سوی آقای (ا-م)، یکی از ایرانیان وفادار به نظام و فعال برایم رسید که با گلایه نوشته بود: «به ما گفتند بلیت را خودتان بخرید، ما در تهران هزینه‎اش را می‎دهیم، اما در ایران گفتند چون هنوز استانداری فارس هزینه بلیت را نداده بعدا پرداخت می‎کنیم و هنوز هم پرداخت نشده است.»

گروهی بر این عقیده‎اند که شورای عالی ایرانیان، در انتصاب مدیران دیگر دستگاه‎ها هم دخالت می‎کند. آیا این موضوع از نظر جنابعالی صحت دارد؟

بله، شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور به‎دلیل این‎که مدیران کل امور ایرانیان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت امورخارجه باید با برنامه‎‎های آن‎ها هماهنگ باشند، در تعیین این مدیران اعمال‎نظر می‎کند. البته تا زمانی‎که آقای مصطفوی رییس سازمان بودند زیربار این مسأله نرفتند.

پیشنهاد شما برای برقراری تعامل بیشتر و بهتر با ایرانیان خارج از کشور چیست؟

من امروز در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیستم، اما معتقدم باید بودجه شورای عالی ایرانیان به این سازمان داده شود و وظایف این شورا در تعامل با ایرانیان نیز به عهده سازمان قرار گیرد. معمولا بودجه اختصاص یافته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ناچیز است و انجام فعالیت حدود هفتاد رایزنی فرهنگی در خارج از کشور با مشکل مواجه است. البته لازم است سازمان به لحاظ نیروی انسانی نیز تقویت شود و سفارتخانه‎ها نیز نظارت عالیه داشته باشند. در این صورت می‎توان تعاملات مثبت و هدفمند با ایرانیان را طراحی کرد و به نتیجه مطلوب رسید. در مجموع اعمال یک مدیریت واحد بر فعالیت‎‎های فرهنگی در خارج از کشور، اختصاص بودجه واحد یا تجمیع اعتبارات و تقویت نیروی انسانی برای تحقق اهداف فرهنگی بین‎المللی کارساز خواهد بود. این گام بلند و ارزشمندی است که دولت و مجلس می‎توانند
موجبات عملی شدن آن را فراهم کنند.

---------------------------------------------

http://www.panjerehweekly.ir/1390/2/29/MainPaper/91/Page/10/        هفته نامه پنجره شماره 91

کد خبر 153260

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مروی IR ۱۵:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۳/۰۶
    0 0
    تحلیل کارشناسانه و غنی است.اینکه کسی جرات می کند این مسائل را مطرح کند نیز جالب است.این تحلیل ها سحر مرتاضان را باطل می کند.
  • یک ایرانی IR ۱۸:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۳/۰۶
    0 0
    خانه های ایران به دنبال فریب ایرانیان خارج از کشور و جلب آرای آنها برای انتخابات هستند.
  • بدون نام UA ۲۱:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۳/۰۶
    0 0
    من 3 سال است که مقیم اکراین در شهر کی یف هستم. نه من، نه هیچ ایرانی دیگری خانه ی ایرانیان در اکراین را نمی شناسند!!!!!!!!!!!!. میشه آدرس آین خانه ی ما را بفرمائید. مطمئنا نیاز به پیگیری دارد که این پول ها به کام کی و کجاست.مسئول این آمار غلط کیست؟!!!!!!!!!
  • بدون نام IR ۱۹:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۳/۰۷
    0 0
    فردی که 18 شغل و 18 نوع بودجه دارد همه کار می تواند بکند .بودجه خانه ایران هم از جای دیگری تامین می شود.
  • بدون نام IR ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۳/۰۸
    0 0
    مراقب دستکاری شدن بودجه ابلاغی سال 90 در مورد اعطای بودجه به ایرانیان خارج از کشور باشيد.ساحران اين بودجه را جابجا نكنند.