سمیه علیپور: جمع گستردهای از کارگردانان سینما دوشنبه شب نهم خرداد برای برپایی چهارمین شب کارگردانان در باغ هنر ایران گرد هم آمدند. طبق برنامه اعلام شده داریوش فرهنگ مجری مراسم بود و پیش از آنکه او روی صحنه بیاید عبدالحسن برزیده قرآن را قرائت کرد.
پایان مونولوگ آغاز دیالوگ
فرهنگ در آغاز مراسم گفت: «شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران با شعار پایان مونولوگ و آغاز دیالوگ قدم به صحنه گذاشت و قصد دارد با تبادل نظر و گفتوگو تمام سوءتفاهمها و اتهام و برچسبهای تنگنظرانه را از بین ببرد و هر وقت لازم باشد با هیئت مدیره خانه سینما و معاونت فرهنگی تبادل نظر میکند. این تبادل نظر میتواند اعتباری دوباره به کانون و کارگردانان ببخشد.»
او همچنین گفت: «اگر روزی مردم ما را با نفت و زعفران میشناختند، امروز در سراسر جهان جشنوارههای مختلف از سینمای ما سراغ میگیرند و این حاصل چیزی نیست غیر از همت چهرههای معتبر فیلمسازی.»
اسعدیان: آماده گفتو گو هستیم
رئیس شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران نخستین سخنران مراسم بود او گفت: «از مازیار میری کارگردان این جشن که یکتنه زحمت برگزاری آن را کشید تشکر میکنم، همچنین از شورای مرکزی قبلی به خصوص به دلیل اقداماتی که در زمینه مسکن انجام دادند سپاسگزارم.»
همایون اسعدیان ادامه داد: «امشب، شب شان و منزلت کارگردان نام گرفته است. این یک مفهوم است. سهم کانون کارگردانان در هیئت مدیره خانه سینما زیاد بوده است. از یدالله صمدی و احمدرضا درویش تا رضامیرکریمی و محمدعلی نجفی و محمدمهدی عسگرپور.»
اسعدیان گفت: «رشد و ارتقای خانه سینما تا زمانی که همه دور هم جمع شوند و به مشکلات رسیدگی کنند معنا ندارد. ما آماده گفتوگو با دیگر صنوف خانه سینما، هیئت مدیره خانه و مسئولان ارشاد هستیم.»
او اظهار داشت: «کسانی که در مقابل خانه سینما حرکت میکنند باید این نکته را در نظر داشته باشند که اقدام آنان لطمهای نیست که به یک فرد بزنند، لطمه این حرکت آنان به 20 سال فعالیت صنفی در سینمای ایران وارد می شود.»
عسگرپور: نداشتهها ما را از پا نمیاندازد
محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل خانه سینما که به عنوان یکی از اعضای کانون روی صحنه حاضر شده بود، اظهار داشت: «خوشحالم که امشب شاهد برگزاری چهارمین شب کانون کارگردانان سینمای ایران هستیم و در عین حال این کانون را با قدرت روی پا میبینیم. متاسفانه در این مدت تلاش های زیادی برای تحقیر کانون کارگردانان، از هم پاشیدن آن و نهادهای صنفی صورت گرفت، اما خوشبختانه دوستان راه این کار را بلد نیستند.»
او ادامه داد: «آنان به نداشته های ما توجه میکنند و فکر میکنند براساس آن چیزهایی که نداریم میتوانند این نهاد صنفی و کانون را از بین ببرند، اما داشتههای ما بسیار قویتر از نداشتههایمان است و آنان موفق به این کار نمی شوند.»
عسگرپور گفت: «کانون کارگردانان سالها با قدرت در خانه سینما حضور داشته و خواهد داشت. باید این واقعیت را پذیرفت که دوران مدیریت حوزه های فرهنگی از سوی دولت سرآمده است؛ همانطور که دوران مدیریت جامعه از سوی سرمایهداران هم سرآمده است.»
او گفت: «در دنیای امروز به نهادهای صنفی به عنوان رابط بین هنر و مردم توجه بسیار می کنند و تقویت آن به نفع هنرمندان و مردم است. بهتر است مدیران سینما به جای ساختن نهادهای صنفی دیگر از این سماجت دست بردارند و به نهادهای صنفی موجود توجه کنند.»
تقدیر از متوسلانی
در نخستین تقدیر شب کارگردانان سینمای ایران مهدی فخیمزاده برای سخن گفتن درباره محمد متوسلانی روی صحنه رفت. او گفت: «10 روز پیش مازیار میری به من زنگ زد و گفت کانون کارگردانان قصد دارد از یک کارگردان برجسته تقدیر کند، معمولا این پیشنهادها را نمیپذیرم، اما وقتی نام آن کارگردان را شنیدم علاقهمند شدم در مراسم حضور پیدا کنم.»
او اظهار داشت: «اخیرا در مصاحبهای از رسول صدرعاملی خواندم که گفته بود فیلمها خیلی مهم نیستند، مهم آدمها هستند. این مسئله در مورد کارگردانی که از او تقدیر خواهیم کرد صدق میکند و بیش از فیلمهایش خود او اهمیت دارد. او در ابتدای ورود ما به دنیای فیلمسازی و حضورمان در کانون کارگردانان کمک بسیاری کردند و او کسی نیست غیر از محمد متوسلانی.»
متوسلانی که بعد از حضور روی سن با پنل عکس 13 ماهگی خود مواجه شد، گفت: «خوشحالم که از سوی دوستانم نگاهی اینچنینی به من شده و این برایم بیانگر آن است که در مسیر 50 ساله کارگردانی کاری در سینما کردهام که از سوی دوستان مورد توجه قرار می گیرد. امیدوارم مراسمی از این دست بیشتر برگزار شود تا دلمان به هم نزدیکتر شود.»
حمایتهای دایی جون و مامان جون
نخستین تقدیر ویژه از نسل جوان فیلمسازی در چهارمین شب کارگردانان سینمای ایران با حضور کیومرث پوراحمد روی صحنه آغاز شد. پوراحمد گفت: «می شود با حمایت مامان جونماینا، دایی جونماینا فیلم بسازی، دو سه فیلم هم ساخت اما بعد باید بروی، میتوانی با سماجت خودت هم فیلم بسازی و فکر کنی خیلی نابغه هستی و بعد اما مجبور به رفتن شوی. اما اگر این کاره باشی میمانی.»
او ادامه داد: «این جمله بسیار بیربطی است که میگویند به عنوان فیلم اول کارت بد نبود. فیلم اول و آخر ندارد. فیلمسازی که خوب کار کند از همان فیلم اول مشخص میشود کارگردانی بلد است.»
او با نام بردن از «پا برهنه در بهشت» بهرام توکلی را روی صحنه دعوت کرد و توکلی گفت: «این تشویق از سوی بزرگان برایم مهم است.»
داودنژاد: جشن ما زمانی است که ظلم نباشد
بخش تقدیر از سه نسل فیلمساز در سینمای ایران با تقدیر سیروس الوند از علیرضا داودنژاد آغاز شد. الوند که از روی متنی نوشته شده درباره داودنژاد سخن میگفت، اظهار داشت: «شروع دهه 50، جوانی 18 ساله با نوشتن فیلمنامههایی مورد علاقه تهیهکنندگان آن زمان قد و قامت خود را نشان داد و نگاه حریص فیلمفارسیسازان را متوجه نوشتههای خود کرد.»
او ادامه داد: «نوشتهای او داستانهایی منطقیتر و دیالوگهایی کماغراقتر داشت، او توانسته بود آسمان فیلمفارسی را بشکافد و طرحی نو در اندازد. چیزی مانند گام نهادن کیمیایی با «قیصر»... نویسنده جوان یکی از بهترین فیلمنامهها را برای خود کنار گذاشت. او در مسیری قرار گرفته بود که دیگر اهل و نااهل چنان آمیخته شده بودند که تشخیص قیصر از برادران آب منگل دشوار بود و به قول داش آکل زورخانه دیگر جای غریبهها شده بود. به همین دلیل بود که فیلمساز جوان خود را زورخانه بیرون کشید و دست به اقدامی عجیب زد.»
الوند اظهار داشت: «او روی دیگر خود را زمانی نشان داد که «شاهماهی هنر» را در ظاهر یک دختر شهری به انزلی برد، زیبایی صورت او را کمرنگ کرد و زیر باران انزلی با چشمانی خیس در انتظار برادر کوچک آکتور قرار داد.»
او گفت: «اگر آن ستاره دنیای موسیقی و بازیگر ایران بخواهد از یک کار درخشان خود فقط در زمینه بازیگری نام ببرد قطعا باید از «نازنین» یاد کند و این کارگردان فردی نیست غیر از علیرضا داودنژاد.»
داودنژاد بعد از حضور روی صحنه که با تشویق حاضران همراه بود، گفت: «قدیمیها می گفتند عید ما زمانی است که از ظلم آثاری نباشد. جشن ما هم وقتی است که چنین باشد. دیگر فیلمسازان غم زده و به ستوه آمده نباشند و به سینما بازگردند و این شب را همراه آنان این شب را جشن بگیریم.»
او اظهار داشت: «امیدوارم بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی که از عرصه فیلمسازی دور ماندهاند به این زمینه بازگردند و از نسل بعدتر جعفر پناهی عزیر امکان آن را بیابد که با دست باز پشت دوربین قرار بگیرد و فیلم خود را بسازد.»
بنی اعتماد: همواره در حال اثبات حقمان هستیم
ناصر تقوایی مسئولیت صحبت درباره رخشان بنی اعتماد را برعهده داشت. او گفت: «چند سال قبل که برای بزرگداشت بیضایی دعوت شده بودم به نقل از کتاب «انسان کامل» گفتم، کتابت و کتاب سخن عشق می برد پیش غایبان، اما زبان سخن دل می رساند به حاضران. من امشب میتوانستم از روی نوشتهای که درباره خانم بنی اعتماد نوشتهام دربارهشان صحبت کنم، اما ترجیح دادم سخن دل بگویم.»
او ادامه داد: «صحبت کردن درباره رخشان یک وجه استثنایی دارد. قصد تفکیک کردن سینماگر زن و مرد را از هم ندارم، اما در عین حال معتقدم هر چیزی که وارد فرهنگ ما میشود شکل دیگری پیدا میکند. در طول تاریخ سینما زنها با مشکل بسیاری مواجه بوده اند.»
او ادامه داد: «همواره بی اعتمادی وجود داشته و خانوادهها نمی گذاشتند دخترانشان وارد سینما شوند. اولین فیلم سینمای ایران که به اعتقاد من هوشمندانهترین فیلم به عنوان نخستین اثر سینمایی یک سرزمین است، به موضوع حضور دختر یک حاج آقای بازاری در فیلم سینمایی میپردازد.»
تقوایی گفت: «در همان سال 1310 فیلمی کاملا با رویکرد تجاری در سینمای ایران ساخته شد و این نشان میدهد سینمای تجاری و فرهنگی هیچ کدام پس از دیگری نیامدهاند و هر دو نیاز سینما هستند.»
او همچنین درباره خانه سینما گفت: «زمانی که دوران وزارت ارشاد سیدمحمد خاتمی رو به پایان بود، مهدی صباغزاده با من تماس گرفت و ابراز نگرانی کرد که سینمای ایران نهادی صنفی ندارد. برای شکلدهی خانه سینما ما به عنوان چند نفر از فیلمسازان آن زمان از جمله، مهرجویی، کیمیایی و فرمان آرا دور هم جمع شدیم و پیش نویسی از اساسنامه تهیه کردیم که به ارشاد رفت و تغییر بسیاری کرد.»
او اظهار داشت: «در آن زمان مخالف جدی شکلگیری چنین نهادی فخرالدین انوار مدیر دولتی سینما بود. طرح ما شامل این بود که نمایندهای از کارگردانان، تهیهکنندگان و سینماداران در کنار چهار فرد دیگر که نماینده سایر صنوف به عنوان مثال صنوف طراحی بودند در هیئت مدیره خانه سینما حضور پیدا کنند.»
تقوایی گفت: «گاه میبینیم نماینده گریمورها عضو هیئت مدیره خانه سینماست و تهیهکنندگان هیچ نمایندهای ندارد. اینها موجب بروز مشکلات جدی در اداره خانه سینما میشود.»
این کارگردان گفت: «از دو طرف دعوا میخواهم عاقلانهتر به این مسئله نگاه کنند و به متنی که در ابتدا تنظیم کرده بودیم بازگردند.»
او درباره بنی اعتماد گفت: «نمیتوان برنامه ای را پیدا کرد که به حوزه سینما بپردازد و اهمیت داشته باشد و خانم بنی اعتماد در آن حضور نداشته باشد. هرچند این روزها میبینم خستهتر از قبل شده، اما همچنان این حضورها را تداوم بخشیده است. او همچنان بر مسیر خود مصمم است و امیدوارم همه ما مانند او بتوانیم بهترین یادبود را از خود به یادگار بگذاریم.»
رخشان بنیاعتماد که از سخنان تقوایی هیجانزده شده بود گفت: «خیلی مفتخر هستم که آقای تقوایی درباره من صحبت کردند. چه شب خوبی است... یادم نمیآید آخرین باری که با دلی خوش به برنامهای رفتم چه زمانی بود. هرجا می رویم در حال اثبات حقوق به حق خود هستیم، اینکه داشتن خانه سینما حق ماست و کسی با وجود این خانه امتیازی به ما نمیدهد.»
او ادامه داد: «ما توقعی نداریم، کارمان فیلمسازی است و می خواهیم فیلم بسازیم. امکانات مورد نیازمان را به صورت قطرهچکانی به ما می دهند. قیمت مستقل بودن چیزی نیست کسی بتواند بپردازد. زیرا قیمت ما ریالی نیست.»
بنیاعتماد گفت: «از تریبون تلویزیون که به نظر می رسد فقط محلی برای حرف زدن گروهی خاص و تغییر مسائل به شکلی غیر از واقعیت است، خانه سینما و کانون کارگردانان مورد اتهام قرار می گیرد. نباید فراموش کنیم که به پلک بر هم زدن دیگر هیچ کدام ما نخواهیم بود، اما آیا با این رفتارها آن روز نهادهای صنفی باقی خواهند ماند؟»
مجیدی: اغلب فیلم هاب خوب بعد از انقلاب ساخته شدند
مجید مجیدی برای بخش آخر تقدیرها و صحبت درباره رضا میرکریمی پشت تریبون رفت. او گفت: «ما فیلمساز هستیم و صحبتهایمان در تاریخ ثبت میشود. همیشه مخالفگویی فضیلت نیست. قصد نقد صحبت دوستان را ندارم. من به فضای فرهنگی کشور نقد دارم و این را همه میدانند.»
او ادامه داد: «این واقعیت را نمی توان کتمان کرد که سینمای ایران 100 ساله است و 70 سال آن قبل از انقلاب گذشته، اما آیا تعداد فیلم های خوب این 70 سال بیش از تعداد انگشتان دو دست است؟ بعد از انقلاب و در این 30 سال چه تعداد فیلم خوب داشتیم؟ آثار درخشان و خوب خانم بنی اعتماد در این سالها ساخته شده و ناصر تقوایی «ناخدا خورشید» را در 30 سال اخیر ساخته است.»
او گفت: «ما کارگردان هستیم و نباید واقعیت ها را تغییر دهیم.همه چیز باید سر جای خود باشد. هرچند که گفتن واقعیت تلخ باشد، اما تصور کردم باید به این مسئله اشاره کنم.»
مجیدی همچنین درباره میرکریمی گفت: «او فیلمساز خوبی است، هرچند اگر تعداد فیلمهایش به اندازه انگشتان یک دست باشد. او با همین فیلم ها ره صد ساله را طی کرده است و گفتن از خوبیهای او فضیلت نیست زیرا این خوبیها روشن است. او با حضور در جشنوارههای مختلف جهانی رنگ آنها را به خود نگرفت. او همواره در کنار مردم بوده و تاثیر آن در فیلم هایش دیده می شود.»
او اظهار داشت: «شاید کسی نداد، اما او در سیزده چهارده سالگی در روزهای انقلاب تیر خورد و بعد به جبهه رفت و ترکش در بدن دارد. او کسی نیست غیر از رضا میرکریمی.»
تقدیر از میرکریمی در حضور فیلمبردار برنده سه جایزه اسکار
مجیدی از ویتوریو استورارو فیلمبردار سرشناس ایتالیایی که در مراسم حضور داشت دعوت کرد روی صحنه بیاید و لوح را به میرکریمی تقدیم کند.
استورارو که برای فیلمهای «اینک آخرالزمان»، «سرخها» و «آخرین امپراتور» برنده جایزه اسکار فیلمبرداری شده، در جملاتی کوتاه گفت: «خوشحالم که امشب در جمع این تعداد از کارگردانان حضور دارم. همه ما یک هدف را به عنوان سینماگر دنبال می کنیم. ما مثل ارکستری هستیم که یک سمفونی را می نوازیم و البته همه یک کارگردان داریم.»
او گفت: «رابطه مغناطیسی بین کارگردان و فیلمبردار وجود دارد و من آدم خوششانسی هستم که توانستم با برتولوچی و کوپولا کار کنم و به اعتقاد من همکاری با آنان مانند یک سفر معنوی است.»
میرکریمی بعد از دریافت نشان تقدیر کانون کارگردانان از برگزارکنندگان مراسم تشکر کرد.
مراسم با اعلام خبر راهاندازی صندوق بیمه بیکاری کارگردانان از سوی داریوش فرهنگ به پایان رسید.
58243
نظر شما