۷ نفر
۱۰ تیر ۱۴۰۱ - ۱۰:۰۳

ضرورت گفت‌وگوهای اقناعی در جامعه

ابوذر ابراهیمی ترکمان
ضرورت گفت‌وگوهای اقناعی در جامعه

انسان از دو ابزار ادراکی وعملی برخوردار است. چشم وگوش و ذهن انسان از جمله ابزار ادراکی او هستند و دست وپا از جمله ابزار عمل.

انسان با چشم وگوش علم پیدا می کند اما با ابزار عملی یعنی مانند دست وپا وزبان ؛ آن علم را محقق می سازد. اگر چشم وگوش خطری را درک کنند اما ابزار عملی فاقد توان حرکتی باشند ؛ نمی تواند خود را از خطر برهاند . در این فرض هیچکس نمی تواند به کارکرد چشم وگوش ایراد بگیرد که چرا وظیفه خود را به خوبی انجام نداده اند چه آنکه هم چشم وهم گوش در مرحله ادراک ؛ به درستی انجام وظیفه کرده اند. اما در مرحله عمل ؛ دست وپا از اجرای عملی مطابق با ادراک باز مانده اند.

امیر المومنین علی (ع) در یکی از حکمت های نهج البلاغه( حکمت ۱۰۷) می فرماید: رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا یَنْفَعُهُ چه بسا عالمی که جهلش او را از پای در آورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد. این تعبیر بلند نشان می دهد که چه بسا عالمانی که جاهل اند چه آنکه در آموزه دینی آنچه در برابر جهل است ، عقل است ونه علم به این معنی که ممکن است کسی عالم باشد اما از نیروی تعقل وخردورزی محروم باشد.

مرحوم آیت الله العظمی بهجت (ره) به هر کسی که از ایشان طلب نصیحت می کرد می فرمود: به علمت عمل کن
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است ( بحار الانوار جلد ۴۰ ص ۱۲۸) : مَنْ عَمِلَ بِمَا یَعْلَمُ وَرَّثَهُ اَللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَمْ. هرکس به علمش عمل کند ؛ خداوند آنچه را که نمی داند را به ارث به او منتقل می کند.
واژه “ورثه الله “ بیانگر آن است که حتی زحمت تعلم ویادگیری را بر چنین بنده ای تحمیل نمی کند.

یکی از آسیب های فردی واجتماعی که ممکن است پدید آید همین فاصله است ، فاصله بین علم وعمل . هم در رفتارها وسلوک های فردی وهم در سلوک های اجتماعی . کاستن از این فاصله و منطبق کردن علم وعمل بر هم ، می تواند مسیر پیشرفت وترقی را هموار سازد . در واقع علمی که به آن عمل نشود مصداق اتم علم غیر نافع است که در روایت به شیوه ایجابی از خداوند وجودش را درخواست می کنیم : اللهم ارزقنی علما “نافعا” ( الکافی ج ۲ ص ۵۸۴)وبه شیوه سلبی از علم غیر نافع به خدا پناه می بریم : اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع (بحار الانوار ج ۸۳ ص۱۸)
حال برخی از ادراک ها ی اجتماعی ما فارغ از جناح بندی های سیاسی ، محل اجماع هستند به این معنی که همه گروههای اجتماعی بر ضرورت عمل به این ادراکات اذعان دارند. یافتن این اجماعیات کار سختی نیست اما اگر همان ها ، مورد عمل واقع شوند تاثیرات فراوانی در ایجاد وفاق اجتماعی پدید خواهند آورد.

ادراک جمعی ما این است که امروزه جامعه نیازمند یکپارچگی و پرهیز از تشتت و پراکندگی است. اما در عمل مسیری را طی می کنیم که با این ادراک منطبق نیست . نقد ناقدان ودفاع مدافعان از هر پدیده ای بسیار خوب ولازم است اما آن را باید در بستری ابراز کرد که وفاق جمعی خدشه نبیند و این مهم نیازمند شکل گیری گفتگوهای سازنده در جامعه است . گفتگو حتی در قرآن کریم بین خداوند وشیطان شکل گرفته است . تمرین گفتگوهای سازنده امری ضروری برای جامعه ما است . در گفتگو های سازنده اصل وجود وشخصیت طرف مقابل به رسمیت شناخته می شود و سخن ویا دیدگاهش نقادی می شود . وگفتگو ثمره خود را در اقناع سازی نمایان می کند . وبا این شیوه وفاق و یکپارچگی کمتر آسیب دیده وجامعه از افتادن به وادی تشتت وپراکندگی در امان می ماند.
یافتن موارد ادراک جمعی و تامین ساز وکارهای عملی ساختن آن ، مهمترین ضرورت امروز جامعه ماست.

مهمترین تفاوت بین اثبات واقناع در مباحث اجتماعی ( البته نه در علوم عقلی) در دو چیز است اول آنکه اثبات ، ممکن است زبان طرف مقابل را ساکت کند اما دلش همچنان نا آرام است اما در اقناع دل طرف مقابل آرام می گیرد . ودیگر آنکه در اثبات باید از ابزار خاصی برای اثبات بهره گرفت اما در اقناع گاه یک نگاه به طرف مقابل دلآرام او خواهد. جامعه ما امروز بیش از اثبات به اقناع نیاز دارد . گفت وگو های اقناعی ضرورتی هستند که می توانند واسطه تبدیل ادراک به عمل شوندو به سکون و وفاق جمعی کمک کند.

کد خبر 1646738

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =