۲ نفر
۲۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۰۲
تفاوت سوختگی‌های دهه شصتی‌ها با بقیه!

کلاس دوم راهنمایی مامورین کلاس به آقای ناظم خبر داده بودند که ای دل غافل چه نشسته ای که فلانی با خودش نوار کاست به همراه دارد و هر لحظه امکان این هست تا دانش آموزان کلاس به راه کج رهنمون شوند.

راپورتچی گفته بود احتمالاً نوار کاست مربوط به خواننده معلوم الحالی مثل معین یا ابی یا گوگوش، شایدم داریوش است.

همین ندا برای جناب معاون مدرسه کافی بود تا وسط درس معلم بیچاره وارد کلاس شود و شروع به گشتن کیف هایمان کند.

من اما نوار کاستی همراهم بود که با سختی و مشقت به وسیله یک ضبط صوت نسبتاً بزرگ ترانه‌های مورد علاقه ام که از رادیو و تلویزیون پخش می شد را ضبط می کردم و سر فرصت و چند باره به آنها گوش می دادم.

مثلا ترانه «گل می روید به باغ گل می روید» عباس بهادری یا ترانه عبدالحسین مختاباد:«تا کی به تمنای وصال تو یگانه/اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه» یا علی‌رضا افتخاری«خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن/ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن».

بگذریم.جناب معاون این نوار کاست را از کیف من برداشت. توضیح من هم قانعش نکرد که محتوای این نوار چیست.نوار را برداشت و رفت.بعد چند دقیقه دوباره برگشت و نوار را پس داد.

ظاهراً محتوا را چک کرده بود و چون موردی دال بر ابتذال نشنیده بود! که احیانا بچه ها یا حتی خود من خراب شوم نوار را برگرداند.

همان سالها ویدیو هم ممنوع بود و ملت در خفا، دستگاه ویدیو به همراه فیلم های عموما هندی و رزمی کرایه می کردند و از ساعات آخر شب تا صبح! می دیدند.

برای سن و سال ما هم سالی یکی دوبار کرایه «آتاری» شامل می شد که وقتی می آمد از خوشحالی انگار روی ابرها بودیم البته اگر حمله هوایی نمی شد و اگر خاموشی نمی شد و...

هیچی، دیروز یک دهه هفتادی یکهویی به من گفت ما نسل سوخته ایم. قبلا یک دهه هشتادی هم همین حرف را زده بود.

خواستم عرض کنم ما هم نسل سوخته ایم اما سوختگی ما با سوختگی شما تومنی هفت صنار تفاوت دارد!

خدا نگهدار...

کد خبر 1661942

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =