۰ نفر
۵ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۲

انتشار شماره یک نشریه «خاتون» (ضمیمه رایگان روزنامه ایران) بازتاب وسیعی یافت.

 

اکنون چندی است که از گفت‌و‌گوها، تکذیب‌ها، نقدها و پاسخ‌ها می‌گذرد و شاید بتوان گفت که پس از فرونشست بخشی از گرد و غبار هیاهوهای رسانه‌ای، با واقع نگری بیشتر بتوان درباره آن گفت و نوشت.

نکته اول: نشریه خاتون با حدود 260 صفحه، حجم قابل توجهی در بردارد. صفحات حجیم آن، از عرف رایج مطبوعاتی در ضمیمه‌های رایگان بیرون است. به‌ ویژه آن‌که با صفحه‌آرایی و تصویرپردازی رنگی و اوراق مرغوب گلاسه نشر یافته است. جناب آقای جوانفکر هزینه‌کرد مالی این نشریه را از بودجه خود روزنامه ایران دانسته‌اند و نه امکانات دولتی (در نامه‌ای به حضرت آیت‌ا... مکارم شیرازی نگاشته‌اند) اما در پشتوانه مالی روزنامه ایران، انحصار نشر آگهی‌های دولت به روزنامه ایران (و نه دیگر روزنامه‌های کشور) را نباید نادیده گرفت. رقم میلیاردی که علی رغم مخالفت روزنامه‌های دیگر، سالیانی است در اختیار این روزنامه قرار دارد.

نکته دوم: موضوعات شماره یک نشریه خاتون، در سه محور خانواده، زن و حجاب قرار دارد و مطالب گوناگون و متنوعی را در حیطه‌های یاد شده ارائه می‌کند. مطالب نشریه، به سه شیوه تهیه و ارائه شده‌اند. شیوه نخست، مطالب تولیدی دست‌اندرکاران نشریه است و شیوه دوم، مطالبی است که از کتاب‌ها و یا نشریات و یا رسانه‌های دیگر نقل کرده‌اند و به ذکر منبع پرداخته‌اند. و شیوه سوم، نقل مطالب از سایت‌ها و مکتوبات پیشین بدون ذکر منبع و ماخذ است. دو شیوه نخست، شیوه متداول و متعارف مطبوعاتی است. اما شیوه سوم، خلاف هنجارهای اخلاقی مطبوعات است. مصادیق اخیر در نشریه خاتون (شماره یک) دیده می‌شود. از جمله نگاشته‌ی نویسنده این سطور است که با عنوان «پوشش در تمدن اسلامی» در نشریه خاتون (112-108) نشر یافته است. این نگاشته، در قالب سه یادداشت پیوسته در خرداد و تیرماه سال 89، در وبلاگ شخصی ارائه شده و سپس در برخی سایت‌ها و نیز نشریات باز نشر پیدا کرده است. مجموعه سه یادداشت، با تغییر عنوان و بدون ذکر منبع و ماخذ (و یا ارتباط با نویسنده برای کسب اجازه نشر) در نشریه خاتون منتشر شد. این شیوه، همان‌گونه که یاد گردید، خلاف اخلاق حرفه‌ای مطبوعاتی است. چه این‌که غش و خطافکنی در مسئولان ارشد یک مطبوعه و نیز مخاطبان آن است که گمان آن می‌دارند که تمام فعالیت حاصلٍ پیگیری و تلاش مجموعه دست‌اندرکار است در حالی‌که بخش‌های مهم یا بخش‌هایی از کار نه چونان بوده و از این سایت و یا آن نشریه کپی برداری شده است همچنین نویسنده اثر را در معرض این اتهام قرار می‌دهد که یک نگاشته خویش را با عناوین گوناگون به این نشریه و آن نشریه عرضه می‌دارد.

نکته سوم: نشریه خاتون تقریبا با روزشمار دیدگاه‌های فرهنگی دکتر احمدی‌نژاد از سال 83 تا کنون آغاز می‌شود. این دیدگاه‌ها با عنوان: «مشکل ملت، رنگ لباس و مدل مو نیست» منتشر شده‌اند، این بخش صفحات 9 تا 21 نشریه را به خود اختصاص داده است.

چنین به نظر می‌رسد که دست اندرکاران کوشیده‌اند که محورها و دیدگاه‌های فکری آقای احمدی‌نژاد را در محورهای خانواده، زن و حجاب معیار قرار دهند و سمت و سوی نشریه را در تدارک تبیین محتوی آن نگاه قرار ‌دهند. در نتیجه تضارب افکار و عرضه آرای متفاوت در آن کم‌تر دیده می‌شود.
شاید قابل ذکر بنماید که دیدگاه‌های حضرت امام و مقام معظم رهبری در ارتباط با موضوعات یاد شده در بخش‌های پایانی نشریه با عنوان «از چشم مولا» آمده است. (248-234)

نکته چهارم: نشریه خاتون، تعلقات سیاسی خویش را پنهان نکرده است. گرچه در حوزه‌ای فرهنگی ورود یافته، اما به مناسبت و گاه بر مناسبت، به هجمه‌های سیاسی روی آورده و مخالفان عرصه سیاست را به نیش و نوش نواخته است! مصاحبه آقای ا...کرم را با عنوان: «قالیباف، رضاخان حزب اللهی را در برابر الگوی احمدی‌نژاد مطرح کرد» منتشر کرده است و بدین‌ گونه به رقیب سیاسی تنه‌ای محکم زده است! نسبت به آقای هاشمی رفسنجانی، الطاف بی‌دریغ داشته است و در سخنان مصاحبه‌شوندگان و نیز سوالات و تیترها، نقدها و طعن‌های فراوان می‌توان دید. جالب‌تر آن‌که پس از سرمقاله نشریه و نامه احمدی‌نژاد به محصولی، در اولین مطلب نشریه می‌خوانیم: متن کامل بیانیه 17نفر از اعضای مهم‌ترین تشکل‌های حوزوی کشور در حمایت از آیت‌ا... هاشمی(ص8). این بیانیه که در انتخابات سال 84 عرضه شده است (با امضای 24 نفر از علما و مدرسان حوزه قم) در آغاز نشریه خاتون در باب زن و حجاب و خانواده است، نشر یافته است و تقریبا هیچ مناسبتی را در متن آن با موضوع و مسایل مطرح شده در نشریه نمی‌توان دید. به نظر می‌رسد که نمی‌توان نشر این بیانیه را در آغازین صفحات نشریه، آن هم با عنوان «بدون شرح» انتخابی تصادفی و بی علت انگاشت!

در لابه‌لای نشریه خاتون، نقد و همهمه به جریان‌های اصول‌گرای منتقد احمدی‌نژاد نیز به وفور دیده می‌شود. به عنوان نمونه در روز شمار گشت ارشاد، از عملیات روانی رسانه‌هایی که آن را اقتدارگرا می‌نامد برای جریحه‌دار کردن احساسات مذهبی مردم یاد می‌کند و یا در پرده ششم از روزشمار به نقل انتقاد آمیز مواضع برخی شخصیت‌ها علیه سیاست‌های فرهنگی دولت می‌پردازد، از مراجع و علما و شخصیت‌هایی چونان: مکارم شیرازی، احمد جنتی، سید احمد خاتمی، سید احمد علم الهدی، علی مطهری و ...

نکته پنجم: حضور آقای مشایی در نشریه، گرچه عمدا پررنگ نیست، اما در روز شمار گشت ارشاد، که آن را در چهارده پرده روایت می‌کند (143-124) نقش آقای مشایی در عملیات فرهنگی دولت، به گونه‌ای تسخیر آمیز روایت می‌شود. ارتباطات و ملاقات‌های وی با هنرمندان زن و مرد چونان هدیه تهرانی، الناز شاکردوست، لیلا اوتادی، محمدرضا گلزار و... هم چنین پرده دهم از این روز شمار، با این عنوان تابلو می‌خورد: دفاع مشایی از سخنان رییس جمهور: باید نسبت به معروف در جامعه شوق و رغبت ایجاد کنیم. (ص 141) و یا در پرده دوازدهم: اسفندیار رحیم مشایی در پاسخ به دغدغه مقام معظم رهبری، کار گروه فرهنگ و هنر را مامور به ساماندهی فعالیت‌های فرهنگی غیر دستگاهی کشور می‌کند. (ص 142)

نکته ششم: انتقادات منتقدان نشریه خاتون ، در بخش هایی متمرکزتر است. از جمله پرونده‌ای با عنوان : «ای گشت مرا ارشاد کن» (162-122)
در مجموع ، این پرونده نگرشی انتفادی را به نوع برخورد انتظامی با مسأله بد حجابی دارد. در روز شمار گشت ارشاد که در صفحات (143-124) نشر یافته است ، این رویکرد انتقادی کاملاً ملموس است.

به نظر می رسد که این نگرش ، صرفاً به دیدگاه‌های دست اندرکاران نشر خاتون بر نمی‌گردد بلکه همان‌گونه که گذشت، تبیین رسانه‌ای دیدگاه آقای احمدی‌نژاد است. ایشان در سال‌های اخیر که حتی قبل از انتخابات سوم تیر ماه، این موضوع را با صراحت ابراز کردند . چه در برنامه تلویزیونی دیدگاه که گفته بودند : اگر مرسئولیت دولت را بر عهده من بگذارند، من حتماً جلوی این تعدی‌ها به مردم در خیابان‌ها را به کمک مردم خواهم گرفت و یا در برنامه گفت‌و‌گوی ویژه خبری در سوم خرداد ماه 84 گفته بودند. چرا مردم را اینقدر دست کم می‌گیرید؟ مشکل کشور ما این است که مثلاً دختر ما، فلان لباس را پوشید؟

همچنین روزنامه شرق در یکم تیر ماه سال 84 به نقل از دکتر احمدی نژاد نوشت: آقایان مینی‌بوس سر خیابان‌های تهران می‌گذاشتند و سرباز می‌گذاشتند که آرایش‌های خانم‌های مردم را کنترل کنند .... ما معترض بودیم که این ها خلاف شرع است. حق ندارید با مردم برخورد کنید.

همان گونه که ملاحظه می‌کنید، آقای احمدی‌نژاد به صراحت دیدگاه‌های مخالف خویش را با مقولاتی از قبیل گشت ارشاد از همان روزهای نخستین ابراز کرده بود. حتی در دیدار 12 تیر ماه 84 با پدر معنوی سوم تیرماه یعنی آیت الله مصباح یزدی نیز این تلقی خویش را ابراز کرده بود این که برخورد با جوان‌های خیابان (که متفاوت می‌پوشند و بیرون می‌آیند )کار غلطی است.
بنابراین منتقدان خاتون، نباید آن‌ها را جریان فکری تازه تاسیس تلقی کنند و آنرا به عنوان جریان انحرافی منشعب از سوم تیر ماه بشناسند چه این که رهبر سیاسی سوم تیر ماه 84 به صراحت و در گفت‌و‌گوهای متعدد مواضع خود را در برابر نوع برخورد با پوشش متفاوت مردان و زنان ابراز داشته بود.

نکته هفتم: مقام معظم رهبری در جلسه با جامعه مدرسین در سال89، به صراحت ابراز داشتند مسئولان فعلی با حجاب فقهی مخالف نیستند ولی در تاکتیک‌ها اختلاف وجود دارد. این سخن ایشان، بسیار رهگشاست. به نظر می‌رسد که برخی از منتقدان می‌کوشند مخالفت‌های دولت و یا نشریات چونان خاتون را با پدیده‌هایی مانند گشت ارشاد به عنوان مخالف با اصل حجاب تلقی کنند و آن را با اباحی‌گری دینی و فرهنگی پیوند زنند. در حالی که چونان ادعایی حداقل شواهد مسلم را به همراه ندارد. از این رو، لازم است که گفتگوها و نقدها، مشکل تکفیر و تهدید را نیابد و با استدلال و برهان از سودمندی برخوردهای ارشادی محقق به میان آید و نه آن‌که مخالفان، به انکار فریضه حجاب متهم گردند.

نکته هشتم: رعایت انصاف و نزاکت علمی، از نکاتی است که در آداب نقد ضرورت دارد. می‌توان با نشریه خاتون (و هر رسانه و نشریه دیگر) مخالف بود، اما سزاوار می‌نماید که تنها دیده بر نکات منفی دوخته نشود بلکه وجوه ایجابی و مثبت نیز دیده شود. در نکات پیشین، پاره‌ای از نقدها (و یا شبه نقدها) ارائه شد، اما آیا «خاتون» هیچ وجه ایجابی و مثبت نداشته است؟

به عنوان نمونه، به چند عنوان اشاره می‌شود:
1- «چرا با حجاب شدم؟» (69-65) در این مقاله، حجاب از نگاه برخی از هنرمندان روایت می‌شود. این‌که چگونه و چرا یک بازیگر یا آوازه‌خوان زن و... به حجاب روی می‌آورد.
2- «از کلئوپاترا تا مروه شربینی» به بررسی ماجرای شهادت مظلومانه بانوی محجبه مصری می‌پردازد. (77-74)
3- «من که پاکم چه منتم به خاکه» از نقش لباس بینش در زیبایی، لذت و پاکی سخن می‌گوید. از علی صفایی (ص106)
4- «چرا در ایران حجاب برای غیر مسلمان‌ها واجب است» به پاسخ یک سوال فقهی-اجتماعی توجه نشان می‌دهد.
5- «ظهور محترم زن در حریم قدسی» نوع نگرش به جایگاه قدسی زن را باز می‌نمایاند. (116-118)
6- «من شهرزاد، مبارزه برای اسلام» تکاپوی زن مسلمان برای حفظ حجاب را طرح می‌کند. (122-121)
و عناوین متعدد دیگر، که در راستای تبیین، تاکید و دفاع از حریم حجاب است. به نظر می‌رسد که ذکر متوالی نقدها و اشکالات (بدون یادکرد حسن‌ها و نقاط مثبت) علاوه بر سلب اعتمادها و گسست‌های پیوسته، امکان پویایی اجتماعی را در ارائه کارهای جدید و متفاوت سلب می‌کند.

نکته نهم: مصاحبه نشریه خاتون با آقای کلهر از نقاط کانونی بود که دیدگاه منتقدان را به خود جلب کرد. تیتر جنجال برانگیز خاتون برای این مصاحبه با عنوان: «این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه از فرانسه به ایران آورد» به حساسیت محتوا افزود.
کلهر در این مصاحبه گفته است که ناصرالدین شاه وقتی به مجالس عیاشی اروپا رفت لباس مشکی مردان و زنان را پسندید که سنگینی و وقار دارند و رنگ مشکی متکبرانه را به ایران آورد. هم چنین او در این مصاحبه به این عنوان که رنگ تیره مکروه است و نیز این که در روان‌شناسی رنگ‌ها رنگ سیاه چهره زن را قاب می‌کند و نگاه را به چهره زن متمرکز می‌نماید مدعی آن می‌شود که: قطعاً چادر مشکی بدترین پوشش است.

به نظر می‌رسد که می‌توان با مدعی و دلایل تاریخی روان‌شناسانه و یا دینی مصاحبه شونده مخالف بود و به آن انتقاداتی روشن داشت اما آیا نبایستی سهم و لحن انتقاد به اندازه خطا و انحراف باشد؟ آیا مصاحبه شونده اصل حجاب را انکار کرده است؟ یا صرفا رنگ چادر را به نقد سپرده است؟ یا حتی مصاحبه شونده به چادر به عنوان حجاب نقد وارد کرده است؟یا صرفاً رنگ چادر را به نقد سپرده است؟

گر چه تعبیر او که شاه قاجار رنگ سیاه را از مجالس عیاشی به ایران آورده است (حتی در فرض صحت تاریخی) توهین به سنت اجتماعی متدینان معاصر است و چونان هر سنت متداول (و غیر مذموم) نباید با تحقیر مواجه شود؛ اما آیا با اصول مسلم دینی و مذهبی به تعارض بر می‌خیزد به گونه‌ای که چونان واکنش را موجه یا ضروری سازد؟!

براستی آیا درست است که ما مرزهای روشن و شفاف فقه و شریعت را با اموری مخلوط کنیم و حاشیه‌ها را چونان با متن بیامیزیم که هر فاصله‌ای از حاشیه به عنوان رویگردانی از متن تلقی شود؟

نکته‌ی دهم: پاره‌ای از منتقدان به نیت‌خوانی نشریه خاتون پرداخته‌اند و آن را با اهداف انتخاباتی پیوند داده‌اند. نویسنده این سطور در باب راستی و نادرستی گمان سخن به میان نمی‌آورد اما اصولاً در نقد علمی چونان ورودی را ناشایست می‌داند. چه این که باید دعاوی نویسندگان و گویندگان مورد ارزیابی قرار گیرند، در غیر این‌صورت باب گمانه زنی‌ها، دریچه گفت‌و‌گو را بر می‌بندد. به عنوان نمونه در همین مورد، دست اندرکاران نشریه خاتون نیز می‌توانند مدعی چونان نیتی در مقابله رسانه‌ای شوند و آن را با سیاست حذف حواشی ریاست جمهوری و انتخابات مجلس و ...ربط دهند و بلاخره، دامنه بحث در چونان دور و تسلسل کور قرار گیرد که راه برون یافت پیدا نکند.

در پایان یادآور می‌شود که نویسنده‌ سطور، در فرصتی شتاب‌زده این سطور را نگاشته است. به قصد خیرخواهی و صد البته در محدوده فهم و معرفت دینی و اجتماعی خویش. از این رو اگر در قلم و بیان شتاب‌زدگی دیده شود و تعابیری سست و یا نادرست به کار رفته باشد، از مخاطبان پوزش می‌طلبد. و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین.

 

کد مطلب 170027

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =