چگونه می توان حضور نخبگان در مسائل سیاسی واجتماعی در جامعه ایران را ارزیابی نمود؟ و اینکه ساز وکارهای این سنجش وارزیابی چیست؟

این پرسشی است که محمد جعفر جوادی ارجمند در یادداشت تازه خود به این پرسش پرداخته است. این عضو وبلاگ نخبگان خبرآنلاین نوشته است: " در پاسخ به سوال فوق ابتدا باید این نکته را مطرح نمود که نخبه در فرهنگ سیاسی به کسی اطلاق می شود که دارای برجستگی های مختلف علمی، انسانی و ارزش های والای انسانی باشد. در واقع نخبگان ، افراد برگزیده جامعه هستند که همواره باید برای سایر افراد جامعه الگو و سرمشق باشند.
از جمله سازو کارهای پایه ای وبنیادی هر جامعه برای مشارکت سیاسی واجتماعی ، تعامل افراد ،گروه ها با دولت ، مردم با یکدیگر، نخبگان با جامعه ودولت، موضوع" گفت وگو" می باشد. این امر نه به عنوان یک محاوره صرف، بلکه یک فرهنگ و رفتار نهادینه شده در جامعه است که در لایه ها واقشار گوناگون اجتماع مظاهر ان می بایست ملاحظه شود. در فرهنگ" وبستر" گفتگو به عنوان" جستجوی تفاهم وسازگاری متقابل " امده است."

وی می نویسد:" در بعد سیاسی و در سطح دولت ها، گفتگو به مثابه ابزار دیپلماتیک ، ساز وکاری جهت حل وفصل اختلافات ورسیدن به تفاهم می باشد. چند سال بعد از جنگ سرد، گورباچف در پاسخ به این سوال که نقطه عطف تاریخ جنگ سرد چه بود؟ گفته بود که " ریکیاویک ". و ادامه داده بود که او و رونالد ریگان در ریکیاویک ایسلند برای اولین با وارد یک گفتگوی حقیقی با یکدیگر شدند که هدف برنامه شان کنترل تسلیحات بود.
گفتگو در سطح جامعه بین خیر فردی و جمعی ارتباط مناسب برقرار می کند و چالش های فکری وذهنی در خصوص منافع ملی را برطرف و همگرایی و همفکری میان اقشار جامعه ایجاد می کند. گفتگو می تواند نسل ها را به یکدیگر نزدیک کند. گفت وگو به عنوان امر استراتژیک وبلند مدت مطرح است که شکل گیری ان به مناسبات تاریخی، فرهنگی واجتماعی جامعه بر می گردد. لذا پیشینه طولانی روابط و مناسبات میان دولت و مردم بیانگر این است که تا چه میزان بنیان های گفتگو در جامعه شکل گرفته است. گفتگو یک فرایند است وتابع آئین نامه ودستورالعمل نیست. ماباید همدیگر را ببینیم وبه همدیگر ارج بنهیم و به همترازی برسیم.و فرصت های اجتماعی را پیدا کنیم."

این کارشناس مسائل سیاسی می افزاید:" برای روشن شدن ذهن خوانندگان و در یک نگاه آسیب شناسانه، می توان به موانع شکل گیری گفتگو در جامعه ایران پرداخت وبه چند متغیر که در کتاب یاد شده نیز یاد آوری شده است، اشاره نمود. یکی از موانع ذهنی گفتگو میان افراد جامعه ، مساله"خودداری" است که به شکل بازدارنده بروز وظهور می کند و موجب عدم حضورافراد در فعالیت های سیاسی واجتماعی می شود. وجه مشترک افراد در این خصوص برای رفع خودداری، موضوع اعتماد سازی است. اعتماد سازی یک سرمایه بزرگ واثر بخش در جامعه می باشد ومتاسفانه در مواردی شاهدیم که این سرمایه عظیم انسانی دستخوش منافع نامشروع و اغراض سیاسی و غیر انسانی گروها قرار می گیرد و نخبگان را منزوی می سازد. نکته مهم این است که در فرایند اعتماد سازی نقش رسانه های گروهی وروابط عمومی ها بسیارتعیین کننده است."

وی با اشاره به موضوعاتی مانند: "محصور ماندن در یک چارچوب فکری است"، " ورود زود هنگام به عرصه عمل است" و همچنین "گوش دادن بدون شنیدن است" می نوسید: " گوش دادن به سخن دیگران از روی همدلی، مستلزم داشتن بردباری وتوانایی کافی برای درک احساسات انهاست. خود رایی و ساز خود را نواختن ، دونکته ایی است که مهارت شنیدن را از ما سلب می کند. همگی ما به تجربه دریافته ایم که هنگام صحبت در موضوعاتی که بر احساسات ما تاثیر می گذارد، به طور معمول باید انتظار داشته باشیم که حرفمان بدرستی درک نشود. لذا باید با کنترل بر افکار واحساس، موضع خود را با اعتقاد تکرار نمود تا نیروی اعتقاد ما موجب درک وپذیرش نظرمان گردد.

بدون شک باید اذعان نمود که ازمنظر جامعه شناسی وروانشناسی سیاسی بنیان های ذهنی ملت ایران دارای ریشه های عمیق روانی ، اجتماعی وفرهنگی است که در طول هزاران سال شکل گرفته است و الگوهای فرهنگی را بوجود اورده است که تغییر، پالایش و تحول این الگوها مستلزم تلاش وکوشش علمی ومجاهدت انسانی همه سطوح جامعه وبویژه نخبگان فکری و اجرایی می باشد وتا این تلاش ها به ثمر نرسد، جامعه نخبگان نمی تواند از ظرفیت های کامل خود برای مشارکت سیاسی واجتماعی استفاده بهینه کند."

برای مطالعه متن کامل این یادداشت لطفا اینجا را کلیک کنید.

کد مطلب 173692

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =