به گزارش خبرآنلاین، ین کارگردان و نمایشنامه نویس که در کافه خبر حضور یافته بود درباره روند شکلگیری نمایشنامه«زمستان66» توضیح داد:«داشتم «برادران کارامازوف» را میخواندم، این رمان یک تکه شاهکار دارد که یکی از انگیزههای من هست که حتما یک روز آن را بنویسم و کارش کنم. جایی از رمان ایوان دربارهی شعری که سروده است با برادرش آلیوشا حرف میزند. شعر ایوان درباره بازگشت مسیح است. دوران حکمرانی کشیشان است. مسیح را بازداشت میکنند و میخواهند وادارش کنند اعتراف کند که مسیح نیست. بازپرس بزرگ شکنجهاش میکند، تحقیرش میکند تا بگوید که مسیح نیست.»
او ادامه داد: «وقتی این صحنه را میخواندم فکرم مشغول این شد که این تکه را چهطور کارگردانی کنم، فکر کردم که خوب است تماشاگران ایوان و آلیوشا را روی صحنه نبینند، مسیح و بازپرس بزرگ را ببینند و صدای ایوان و آلیوشا را بشنوند. بیدرنگ به این فکر کردم که خوب است بر اساس این ساختارنمایشنامهای بنویسم و چون موشکباران «زمستان 66» همیشه دغدغه من بود، نوشتن نمایشنامه را شروع کردم، اولین دیالوگاش همین بود که هنوز هست:«تو زمستان 66 کجا بودی؟» پایاناش را هم نوشتم، وقتی اول و پایان نمایشنامهای را بنویسم بقیهاش هم خودبهخود نوشته میشود.»
یعقوبی گفت: «چیزی که دوست داشتم بازیهای فرمی بود، هنوز که هنوز است، وقتی نمایشنامهای را میتوانم بنویسم که فرمش را پیدا کرده باشم، وقتی که فرم متن را پیدا نمیکنم، مصیبت من است که بنویسماش. در «زمستان 66» این فرم را پیدا کرده بودم و میدانستم که کسی با این فرم نمایشنامه ننوشته است. دهه شصت کاری با ما کرده بود که کمتر سراغ مضامینی میرفتیم که نزدیک به زمانه خودمان و دردمان باشد. در هرحال همه چیز مهیا بود تا «زمستان 66» نوشته شود.»
متن کامل این گفتگو را میتوانید در اینجا بخوانید.
57244




نظر شما