نخستین انتقاد به سخنان روز یکشنبه آقای احمدی نژاد در افتتاحیه مجلس دانش آموزی ، در دفاع از تعطیلی روز پنجشنبه ، زیر سوال بردن شخصیت و ورود به حوزه خصوصی زندگی آنها و دادن نسبت های غیر واقعی به منتقدان این طرح بود. ایشان به جای نقد و رد منطقی استدلال منتقدان، به شخصیت منتقدان و مخالفان طرح حمله کرد. در حالی که اصلی ترین منتقدان این طرح نمایندگان عضو کمیسیون آموزش مجلس، برخی از معلمان و تعدادی از اولیای دانش آموزان هستند که نه ادای روشنفکری درآورده اند و نه پولی در بساط دارند که جدول مسافرت به خارج پر کنند.
اینکه آقای احمدی نژاد منتقدان این طرح را افرادی که رد پایشان در مکان های تفریحی است و یا جدول مسافرت به خارج پر می کنند و یا ادای روشنفکران را در می آورند معرفی می کند، ذره ای از اهمیت و ارزش انتقادهای مخالفان این طرح کم نمی کند. اصلا فرض کنیم افرادی که ویلای شمال دارند و مسافرت خارجی می روند و ادای روشنفکری هم در می آورند، اما منتقد طرح تعطیلات پنجشنبه هستند. کجای قانون چنین افرادی را از اظهار نظر منع کرده است؟
به نظر می رسد اطلاعاتی که در اختیار رئیس جمهور گذاشته اند صحیح نیست؛ از این سخنان چنین بر می آید که منطقا کسانی که از امکانات تفریحی داخل و خارج از کشور بر خوردارند، از افزایش تعطیلات فرزندان خود خشنودند و بر عکس طبقات فقیر شهرنشین که دارای چند فرزند قد و نیم قد و ساکن آپارتمان های قوطی کبریتی هستند و نه ویلای شمال دارند و نه رویای مسافرت به خارج در سر می پرورانند، از زیاد شدن تعطیلات فرزندانشان کلافه اند و برنامه ای برای غنی سازی اوقات فراغت کودکان خود ندارند.
در حالی که فقط سه هفته از شروع سال تحصیلی گذشته است ، پرسش این است که آقای وزیر آموزش و پرورش با چه ابزار و با استفاده از چه روش هایی اثرات مثبت تعطیلی پنجشنبه را در این زمان کوتاه اندازه گیری کرده و در گزارش قبل از سخنرانی رئیس جمهور در این جلسه به آن اشاره کرده است؟ در ادامه شما با نظرات یکی از منتقدان این طرح آشنا می شوید . شایسته است که جناب آقای احمدی نژاد و جناب آقای حاجی بابایی به جای برخورد با شخصیت منتقد، پاسخ انتقادهای این نوشته را با منطق ودلیل بیان کنند؛
آفای ابراهیم سحر خیز معاون آموزش راهنمایی و متوسطه وزارت آموزش و پرورش چند روز پیش در گفتگو با خبرانلاین اجرای طرح تعطیلی پنجشنبه را مستند به سند ملی آموزش و پرورش کرد، در حالی که در هیچ جای سند مصوب و نهایی شده در شورایعالی انقلاب فرهنگی و یا در پیش نویس آن که به تایید شورایعالی آموزش و پرورش رسیده بود ، صحبت از تعطیلی پنجشنبه یا کاهش روزهای درسی دانش آموزان به میان نیامده است. تنها در بخش هدفهاي عملياتي و راهكارهاي سند ملی زیر عنوان «طراحي، تدوين و اجراي برنامه درسي ملي بر اساس اسناد تحول راهبردي و بازتوليد»، 6 راهکار پیشنهاد شده که اولی «متناسب سازی حجم و محتوی کتب درسی با توانمندی ها و ویژگی های دانش آموزان» و دومی «کاهش عناوین و ساعات آموزشی» است.
به عبارت دیگر کاهش ساعات آموزشی باید بعد از کاهش عناوین درسی و حجم و محتوای کتب درسی انجام شود. در شرایطی که کتابهای درسی و عناوین درسی تغییری نکرده اند کاهش ساعات آموزشی بر چه مبنایی صورت گرفته است؟
در دبستانها ، تعطیلی روز پنجشنبه مدارس ابتدایی در تئوری این گونه توجیه شد که ساعات این روز روی ساعات 5 روز دیگر هفته سرشکن می شود. اگر این روایت رسمی را قبول کنیم این سوال مطرح می شود که آیا نگه داشتن دانش آموزان با احتساب زنگ تفریح و برنامه آغازین و ساعت نماز به مدت 6 ساعت و بیشتر در مدارسی که اغلب فاقد امکانات ورزشی، تفریحی، هنری و غذاخوری با میز و نیمکت و فضای نامناسب هستند، باعث خستگی و بیزاری دانش آموزان از درس نمی شود؟
البته این سوال در عمل موضوعیت ندارد زیرا آنچه واقعا در بیشتر مدارس ابتدایی با غمض عین ادارات اتفاق افتاده، حذف روز پنجشنبه، بدون افزایش ساعت 5 روز کاری دیگر است، یعنی تقلیل ساعات درسی بدون متناسب سازی حجم و محتوای کتابهای درسی انجام شده است. وقتی وزیر از پشتوانه قوی کارشناسی این طرح سخن می گوید چرا مستندات کارشناسی طرح های در دست اقدام منتشر نمی شود. اگر این طرح ها واقعا پشتوانه کارشناسی دارند چرا بر اساس سعی و خطا اجرا می شوند؟
تغییر ساعت کار مدارس راهنمایی و دبیرستانها بدون هیچ پیش زمینه ای و تنها بعد از سخنرانی آقای رئیس جمهور در اجلاس روسای آموزش و پرورش در 4 مرداد در دستور کار وزارتخانه قرار گرفت. در آن اجلاس رئیس جمهور خواستار تسری تعطیلی روز پنجشنبه به مقاطع راهنمایی و دبیرستان شد. در ادامه هم همه ساعات درسی و یا دست کم سه ساعت درس روز پنجشنبه در بیشتر مدارس راهنمایی و دبیرستان به بهانه پنجره های خالی و ساعات فوق برنامه، حذف شد. در اینجا هم تقلیل ساعت بدون متناسب سازی با حجم کتاب و برنامه و عناوین درسی صورت گرفت . در بعضی موارد هم دو تا چهار ساعت، کلاس درس در نوبت بعد از ظهر به جای ساعت های روز پنجشنبه برگزار می شود که نه معلم انرژی برای کارکردن و نه دانش آموز طاقت شنیدن و انجام تکلیف دارد و این ساعت های اضافه به احتمال زیاد در آینده حذف می شود.
آنچه که در مدارس اتفاق افتاده حذف یک روز برنامه درسی دانش آموزان از ابتدایی تا متوسطه بدون کاهش حجم کتابهای درسی و حذف برخی عناوین است. در حالی که وزیر در سخنرانی خود در حضور رییس جمهور از استقبال 98 درصد مدارس سخن می گوید مدیران دبیرستانها و مدارس راهنمایی به یاد می آورند که در نیمه دوم شهریور به آنها ابلاغ شفاهی شد که برنامه آموزشی خود را بر اساس 5 روز کاری ببندند و پنجشنبه ها را تعطیل کنند.
آقای احمدی نژاد در بخشی از سخنانشان درباره تعطیلی 5شنبه ها گفته اند : « به نظر من كلمه تعطيلي بايد عوض شود، تعطيلي يعني ماندن و بدون استفاده بودن، زندگي كه فقط كار اقتصادي نيست ... در اين روزها خانواده دور هم جمع ميشوند و اين خود فوايد و آثار زيادي دارد. روز تعطيل معناي آن معطل ماندن نيست ».
عوض کردن کلمه تعطیلی چیزی را تغییر نمی دهد. ای کاش وزیر آموزش و پرورش دستور می داد که پژوهشگران پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش نتایج تحقیقات علمی که در مورد اوقات فراغت دانش آموزان و نحوه گذران آن انجام داده اند را منتشر کنند تا روشن شود که آیا افزایش تعطیلات به تحکیم روابط خانوادگی کمک می کند و یا این که تعطیلات اثر مخرب بر تربیت دانش آموزان دارد؟ تعطیلی پنجشنبه برای خانواده هایی که در این روز هم پدر و هم مادر سر کار می روند مصیبت بار است.
در بیشتر خانواده ها که پدر در این روز سر کار می رود و مادر در خانه است باز هم امکان جمع شدن افراد خانواده دور هم و لذت بردن از مصاحبت هم فراهم نیست. تنها در تعداد کمی از خانواده ها در این روز پدر و مادر هر دو در خانه هستند و امکان برنامه ریزی برای غنی سازی اوقات فراغت وجود دارد.
اما مشکل این است که اکثر خانواده های ایرانی برنامه ای برای پرکردن مفید اوقات فراغت خود و فرزندانشان ندارند. شاید اگر دیگر وعده های رئیس جمهور مانند واگذاری هزار متر زمین برای احداث باغ ویلا و سه برابر شدن یارانه ها و وام های بدون بهره و تورم یک رقمی و بازنشستگی قبل از موعد تحقق یابد آنگاه معنای تعطیلی برای خانواده های گرفتار امور معیشتی عوض شود.
در روزهای تعطیل معمولا بچه های دبستانی بعد از خواب طولانی پای تلویزیون می نشینند و با بازی های کامپیوتری مشغول می شوند و بچه های راهنمایی روانه کوچه می شوند و با گروه های همسالان بازی می کنند . دبیرستانی ها هم سر از خیابان و بوستانهای شهری در می آورند. هر سه گروه در معرض خطر بدآموزی های گوناگون تربیتی هستند. البته در هر قاعده ای استثنا وجود دارد ولی این برنامه 90 درصد دانش آموزان ایرانی است.
آقای حاجی بابایی گفته اند که تعطیلات دو روز در هفته در 173 کشور جهان اجرا می شود. اما برای اینکه مقایسه کامل باشد باید اعداد دیگری را هم مقایسه کرد: 1- بچه های کشورهای توسعه یافته ای مانند ژاپن در هفته چند ساعت در مدرسه حضور دارند و مدارس آنها چه امکاناتی دارد؟ 2- تقویم سالانه مدارس یعنی روزهای حضور دانش آموزان در مدرسه در کشورهای مختلف چند روز کاری است و در ایران با احتساب تعطیلات رسمی و تعطیلی دو روز در هفته و تعطیلات غیر مترقبه، دانش آموزان چند روز برنامه درسی دارند؟ بچه های ژاپنی 44 ساعت در مدرسه با برنامه های متنوع درسی ، هنری و ورزشی حضور دارند و بچه های ایرانی 30 تا 33 ساعت در هفته به مدرسه می روند . علاوه بر این تقویم آموزشی مدارس ما 40 روز کاری از کشورهای توسعه یافته کمتر است.
خیلی از دلسوزان از جمله نمایندگان عضو کمیسیون آموزش مجلس و کارشناسان پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش بارها از آقای حاجی بابایی خواسته اند که آموزش و پرورش را درگیر تغییرات ساختاری مانند طرح 6- 3- 3 و تعطیلی پنجشنبه ها و مسایل شکلی دیگری از این قبیل نکند زیرا آموزش و پرورش ما نیاز به تحول کیفی در زمینه افزایش بهره وری و "ايجاد ساز و كارهاي لازم براي حاكميت گفتمان علمي در فرايند تعليم و تربيت و بهره مندي از آخرين يافتههاي علمي و پژوهشي معتبر در طراحي و تدوين مواد آموزشي و تربيتي با تأكيد بر تقويت روحيه پرسشگري، خلاقيت، نوآوري و كارآفريني و پرهيز از حافظه گرايي افراطي دارند"(1 ) .
آموزش و پرورش ایران در شرایطی به سمت کاهش حضور دانش آموزان در مدرسه می رود که در کشورهای توسعه یافته روند معکوسی طی می شود. در این کشورها با دلپذیر کردن فضای مدارس و حذف تفاوت بین آموزش های رسمی و غیر رسمی می کوشند دانش آموزان ساعات بیشتری در مدرسه حضور داشته باشند. حضوری که نامش زندگی کردن است.
----------------------------------------------------------
1- سند ملی مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی ص13
4747




نظر شما