به گزارش خبرآنلاین روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: نکات مرتبط با این موضوع را میتوان در چند محور مورد توجه قرار داد.
1- برخلاف آنچه بعضی افراد درباره مکانیزم ماشه میگویند، اجرائی شدن آن مشکلات جدیدی را برای کشور به وجود میآورد و معیشت مردم را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. براساس فرمول «اسنپبک» تحریمهای وضع شده توسط سازمان ملل که برجام آنها را بیاثر کرده بود برمیگردند و چون مربوط به این سازمان بینالمللی هستند برای کشورهای عضو سازمان ملل لازمالاتباعند.
2- این درست است که سه کشور اروپائی انگلیس، فرانسه و آلمان از نظر حقوقی نمیتوانند مکانیزم ماشه را فعال کنند ولی سازوکار سازمان ملل با توجه به تسلط کامل قدرتهای غربی بر آن و امکانی که برای «وتو» کردن دارند مرتکب این اقدام خلاف میشوند. تلاش روسیه و چین برای به تعویق انداختن 6 ماهه مکانیسم ماشه اگر به احتمال کم به نتیجه برسد، فقط یک تعویق است نه کنار گذاشتن آن.
3- برای جلوگیری از اجرائی شدن مکانیزم ماشه، 30 روز یعنی تا 5 مهرماه فرصت وجود دارد. دستگاه دیپلماسی ایران باید از این فرصت برای مذاکره و حل و فصل اختلافات استفاده کند و مانع بازگشت تحریمهای سازمان ملل شود.
4- وزارت خارجه کشورمان در یکسال اخیر نشان داد قدرت کافی برای پیشبرد موفق دیپلماسی به ویژه در بخش مذاکره را ندارد. این عدم موفقیت باید انگیزهای شود برای ایجاد تحول در دستگاه دیپلماسی و دعوت از افراد صاحب تجربه، کاربلد، شجاع و مسلط بر اوضاع سیاسی جهان تا جانی تازه در کالبد دیپلماسی بدمند و کشور را در مرحله حساس کنونی از گردنه پرپیچ و خم موجود عبور بدهند.
5- همزمان با ایجاد این تحول، لازم است نفوذ افرادی که خود از بانیان وضع موجود بودند در تصمیمسازیهای دستگاه دیپلماسی قطع شود. این افراد اگر ابتکار عمل مفیدی داشتند و اگر میتوانستند منافع ملی را حراست کنند، باعث و بانی قطعنامههای غلاظ و شداد سازمان ملل علیه کشورمان در دهه 80 نمیشدند، در دهه 90 علیه برجام کارشکنی نمیکردند و در دولت سیزدهم که مذاکره با دولت «بایدن» به نقطه پایانی برای بازگشت به برجام رسیده بود، مانع توافق نهائی نمیشدند. ادامه نفوذ این افراد در دستگاه دیپلماسی قطعاً به زیان کشور و کنار گذاشتن آنها از فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیریها از اقدامات مقدماتی برای رسیدن به یک دیپلماسی قدرتمند و موفق است.
6- فراغت دستگاه دیپلماسی از فشارهای سیاسی و تبلیغاتی، عامل دیگری برای موفقیت این دستگاه است. در بالاترین سطح حکمرانی باید به رسانهها، افراد و جریانهائی که برخلاف روند دیپلماسی معقول و منطقی درصدد بهانه دادن به دشمنان هستند تکلیف شود نسبت به منافع ملی و مصالح جامعه پایبندی نشان دهند. این تکلیف برای رسانه ملی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
7- قابل انکار نیست که تنها راه باقیمانده، مذاکره است. کسانی که با مذاکره مخالفند حق دارند نظر خود را داشته باشند و آن را مطرح هم بکنند ولی نباید این مجال را پیدا کنند که مانع انجام آن شوند یا با توسل به ابزارهائی که در اختیار دارند آن را ناکام نمایند.
8- دستگاه دیپلماسی کشور نباید تحت تأثیر صاحبان تئوریهای توهمی از قبیل بستن تنگه هرمز، خارج شدن از پیمانهای بینالمللی و... قرار گیرند. این قبیل اقدامات، خاصیتی غیر از تشدید بحران نخواهند داشت.
9- بعد از توقف جنگ تحمیلی 12 روزه و ناکام ماندن اسرائیل و آمریکا در طرح براندازی جمهوری اسلامی، جنگ روانی رسانهای به ویژه در فضای مجازی علیه این نظام شدت بیشتری گرفته است. راه اصلی مقابله با این جنگ روانی، همراهی تمامعیار مسئولین با مردم در تمام زمینههاست. تا دیر نشده باید همراهی عملی نشان داده شود تا پشتوانه مردمی که عمود خیمه حکمرانی است پابرجا بماند.
10- برخلاف آنچه در جنگ روانی دشمنان ادعا میشود، ایران از این گردنه نیز عبور خواهد کرد. مردم ایران، عزت و استقلال خود را با هیچ چیز عوض نخواهند کرد و البته حکمرانان نیز باید به همراهی تمامعیار با مردم پایبندی کامل نشان دهند.
17302
نظر شما