در این میان نکته حائزاهمیت آن است که این سخنان در شرایط اقتدار جمهوری اسلامی و در اوج نمایش مجبوبیت رهبری انقلاب در سفر به کرمانشاه و استقبال بینظیر مردم این خطه به عنوان نمادی از ملت ایران مطرح میشود و ارائه چنین دیدگاههایی نه تنها از منظر انفعال نیست بلکه میتواند برای ملتهای منطقه که اکنون در موج بیداری اسلامی چشم امید به الگوسازی جمهوری اسلامی دوختهاند الهامبخش و امیدآفرین باشد. ملتهای منطقه که با خیزش عظیم خود، دیکتاتورها را یکی پس از دیگری به زیر میکشند، اکنون میتوانند با اعتماد و اطمینان به الگوی جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام مقتدر و مبتنی بر اصول و با آرمانهای متعالی و منطبق با فطرت الهی انسانها و ساختاری منعطف و خوداصلاح تکیه کنند و آینده نظام سیاسی خود را پایهریزی نمایند.
بیتردید یکی از مهمترین ویژگیهای جمهوری اسلامی رهبری ولایتفقیه است که میتواند همواره با رصد جهتگیری قوای کشور و نظارت بر فعالیتهای مسئولان از حرکت کلی نظام مراقبت کند و مسیر آن را در جهت تحقق اهداف و آرمانها تضمین نماید. به تعبیر رهبر انقلاب: «از دید امام، ولایت فقیه یعنی مدیریت زنده، بالنده و پیشرونده که البته امام بزرگوار، خود مظهر تام و تمام این مضمون بود».
و اما در سخنان اخیر رهبر انقلاب دو محور بسیار مهم شایسته امعان نظر و توجه است؛ نخست آنکه رهبر فرزانه انقلاب با تایید تحزب، منظر تازهای را به سوی ادبیات سیاسی کشورمان گشودند. واقعیت آن است که احزاب سیاسی در کشور، از پیشینه و سابقه قابل دفاعی برخوردار نیستند، اما این نمیتواند بهانهای برای نفی احزاب باشد. احزاب سیاسی در نظامهای مردمی، درواقع ساختار مشارکت مردم در اداره کشور بهشمارمی آیندکه با سازماندهی مردم و کادرسازی و هدایت فکری جامعه و نیز ارائه برنامه برای اداره کشور در چارچوب منافع ملی و با پرهیز از قدرتطلبی و منفعتخواهی گروهی و فردی، در میدان رقابت حضور مییابند و البته در برابر عملکرد خود نیز- در صورت اقبال مردم و حضور در ساختار قدرت -پاسخگو هستند. رهبر انقلاب فرمودند: «ما با تحزب مطلقا مخالفتی نداریم و معتقدیم تحزب با وحدت جامعه منافاتی ندارد به شرط آنکه با نگاه درست ایجاد شود.»
واقعیت آن است که در خلاء احزاب سیاسی واقعی و موثر و دارای بلوغ ساختاری، باندهای سیاسی قدرتطلب و نابالغ به صحنه میآیند و با رفتار باندی خود، دستگاههای ادارهکننده کشور را به سوی ناکارآمدی سوق میدهند.
باید اذعان کنیم که در 32سال گذشته مهمترین آفت نظام اجرایی کشور جولان باندهای سیاسی بوده است که من پیش از این با برشمردن ویژگیهای این باندها مرزبندی آنها با احزاب سیاسی را بهطور شفاف بیان کردهام.*
به اعتقاد صاحبنظران یکی از راههای حرکت به سوی عقلانیت در ساختار سیاسی کشور و پاسخگویی در برابر عملکردها، وجود احزاب سیاسی بالغ با همه ویژگیهای ساختاری یک حزب و به دور از قدرتطلبی و رفتارهای باندی در چارچوب منافع ملی است. چنین احزابی ضمن برخورداری از پشتیبانی مردم امکان بهرهگیری از نظر نخبگان جامعه و بهکارگیری صحیح آنها را فراهم کرده وبا ارائه برنامه مدون، واقعگرایانه و قابل اجرا در رقابتهای سیاسی حضور مییابند و درصورت کسب قدرت در برابر عملکرد خود در طی دوران حضور در ساختار قدرت پاسخگو هستند. روشن است که وجود احزاب سیاسی به دلیل حرکت در چارچوب منافع ملی نمیتواند خدشهای به وحدت ملی جامعه وارد آورد.
و اما نکته دوم در بیانات رهبر انقلاب، بازنگری در ساختار اداره کشور در صورت نیاز و مصلحت و بهطور ویژه تاکید ایشان بر ایجاد نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوهمجریه است. انتخاب رئیس دولت توسط نمایندگان مردم در مجلس به جای رای مستقیم مردم، سازوکاری است که در برخی از کشورهای جهان جریان دارد. بررسی مزایا و معایب هر یک ازاین سازوکارها براساس منافع ملی و تجربیات جهانی میتواند بستر مناسب را برای تصمیمگیری فراهم آورد. مهم این است که جمهوری اسلامی با اتکا به قانون اساسی ضمن پایبندی به اصول و اهداف نظام، انعطاف لازم در ساختارها را دارد و براساس همین قانون میتوان متناسب با زمان سازوکارهای نظام اجرایی کشور را اصلاح و به سوی کارآمدی بیشتر سوق داد.
تردیدی نیست که مجموعه اصلاحات ساختاری باید بنحوی برنامه ریزی شودتا نظام اجرایی کشوربه توانمندی و کارآمدی مطلوب برای تحقق جامعه اسلامی با ویژگیهای: برخورداری از عدالت و آزادی، نقشآفرینی موثر مردم در اداره کشور و تعیین سرنوشت خویش، برخورداری از عزت و استغنای ملی، رفاه عمومی و از بین رفتن فقر و گرسنگی، بهرهمندی از پیشرفتهای همهجانبه علمی- سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی و دوری از سکون و توقف و پیشروی دائم، دست یابد.
آخرین نکتهای که باید بر آن تاکید کرد مسئولیت خطیر صاحبنظران و نخبنگان جامعه در قبال بیانات بسیار مهم رهبر فرزانه انقلاب است. از دیدگاه نگارنده نخبگان باید با تبیین دقیق این بیانات راهکارهای لازم برای اصلاح سازوکارهای اجرایی جامعه را جستجو کرده و بسترهای مناسب را برای کارآمدی بیشتر نظام فراهم آورند.
مسئولان اجرایی و قانونگذاری نیز باید با اصلاح قانون احزاب، زمینه تشکیل احزاب بالغ سیاسی را فراهم آورند همچنان که فعالان سیاسی نیز وظیفه دارند در چارچوب منافع ملی بسترهای مناسب را برای ایجاد احزاب سیاسی با نگرش درست را فراهم کنند. نظام اسلامی با« استحکام در اصول» و« انعطاف در ساختارها»، قادر است با کارآمدی دراداره کشور وحل مشکلات جامعه وحرکت سریع به سوی پیشرفت همراه با عدالت، الگوی الهامبخش ملتهای منطقه باشد که با بیداری اسلامی دوران تازهای را برای جهان رقم زدهاند؛ اگر ما بخواهیم.
*پنجره-5خرداد1390







نظر شما