نصرت الله تاجیک

آنچه از اسناد ویکی لیکس بر می آید اینکه حداقل انگلیسیها در مقطعی (29.9.2008) قصد داشته اند از استرداد من به آمریکا خودداری کنند[1]. تاخیری که وزیر کشور انگلیس در تائید و یا ابطال حکم استرداد داشت آمریکایی ها را از پیگیری استرداد من تا حدی مایوس کرده بود. این سیاست وزیر کشور دولت کارگری بود و طبعا" آنچه که دولت ائتلافی که مخالف این روش استرداد است باید تداوم همین سیاست باشد.

این سیاست تا کی بوده معلوم نیست و نمیتوان به فرضیه سازی دست زد. به خیلی از عوامل بستگی دارد از روابط منطقه ای ایران ، شرایط حضور انگلیس و آمریکا در منطقه تا رابطه ایران با هر یک از این دو کشور. یعنی اگر مثلثی فرض کنیم در راس آن نحوه تعامل ایران با انگلیس و امریکا و نحوه ایجاد توازن در این رابطه قرار دارد که اینگونه مسائل هم عموما" به دنیای رسانه ها که تنها منبع من است راه نمی یابد. دو راس دیگر موقعیت منطقه ای ایران و مخصوصا" در عراق و افغانستان و در راس سوم میزان موفقیت آمریکا و انگلیس در این دو کشورقرار می گرفت. تغییر معادلات خاورمیانه در آغاز سال 2011 با شروع خیزش اسلامی مردم در خاورمیانه و شمال آفریقا این شرایط تغییر کرد و تا حدی به تضعیف نقش آمریکا و انگلیس در منطقه انجامید ولی غرب هم متقابلا" برای جلوگیری از تقویت موقعیت سیاست خارجی ایران سعی در منفعل نمودن ایران به دلیل درگیری ایران با مسائل داخلی و نیز تشدید منازعه ایران و غرب در مسئله هسته ای نمود. امری که باعث شد ایران علیرغم نقش ریشه ای که در این حرکتهای مردمی داشت نتواند بخوبی از فرصت پیش آمده برای فشار بیشتر بر سیاستهای غرب برای وادار نمودن آن به عقب نشینی و آزاد نمودن توان سیاست خارجی خویش برای حل مشکلات دیگر خود در سیاست خارجی اش موفق شود.

در سایه این تحولات این تغییر روش دولت انگلیس و نه تنها تائید حکم استرداد من به آمریکا بلکه تائید شرایط سخت حبس خانگی نشان از عوامل موثر دیگری در این پرونده میتواند داشته باشد. اگرچه دولت انگلیس در ملاقاتها و مذاکرات دیپلماتیک به یک جمله کلیشه ای قضائی بودن این مسئله تکیه می کند و خواهان عدم تاثیر این مسئله بر روابط دو جانبه می شود ولی شواهد و قرائنی از فشار و هماهنگی بیشتر بین آمریکا و انگلیس در زمینه این پرونده دیده می شود.

در چنین شرایطی روز دوشنبه بیست سوم ابانماه بعد از پنجسال حبس خانگی دادگاه انگلیس همچنان بر تحمیل این وضعیت در پنجسال گذشته صحه گذاشت و با درخواست وکیل من مبنی بر تخفیف این شرایط به منظور بازگشت به یک زندگی عادی و انسانی مخالفت کرد. اگرچه من بدنبال تخریب وضعیت سلامتی ام و صرفا" به درخواست وکیلم موافقت کردم که بعد از این مدت طولانی که در این کشور بی سابقه است دادگاه کلیه شرایطی که بر من تحمیل شده است تا من از یک زندگی عادی برخوردار نباشم راحذف کند و یا همین شرایط خفت بار را ادامه می دهم تا فریاد رسی پیدا شود. ولی وکیلم اصرار داشت که فقط دوشرط امضاء در ایستگاه پلیس و کنترل با وسیله الکترونیکی را دادگاه حذف کند که متاسفانه دادگاه با این دو پیشنهاد وی نیز موافقت نکرد!این حکم و تائید تحمیل شرایط سابق هم جای تعجب برای من دارد و هم تجربه اندوزی برای همه و مخصوصا" مسئولین و دست اندرکاران سیاست خارجی. حتی در کشورهائی که در دید غربیها از جهت رعایت حقوق بشر در سطح پائینی از استاندارهای جهانی هستند اگر فردی پنجسال کلیه شرایطی که دادگاه برای ازادی موقتش تعیین کرده است را بدون کوچکترین تخلفی رعایت کرده و حتی اگر این شخص مریض هم نبود و فقط پنجسال پیرتر شده بود قاعدتا" قاضی دادگاه اگر اراده اصلاحگرانه متهم را داشته باشد باید همه این عوامل را در بررسی تداوم تحمیل این شرایط مورد بررسی مجدد قرار می داد. چه رسد به انگلستان که مدعی رعایت استاندارد بالای حقوق بشر است! و تمامی گزارشات پزشکی هم نشان میدهد که من در اثر این حبس خانگی و جدا شدن از اجتماع دچار مشکلات عدیده پزشکی شده ام. من این ادعا را به دادگاه عالی می برم که صرفا" نمی توان برای جلوگیری از فرار احتمالی یک متهم چنین شرایط سختی را برای پنجسال بر او تحمیل کرد. ولی با تائید این شرایط اگر جای شک و شبهه ای برای باج خواهی دولت انگلیس در قبال این پرونده برای کسی باقی مانده بود الان باید برای همه رفع شده باشد. پنجسال فقط در خانه بودن و بدون ارتباط با دیگران و صرفا" برای امضاء در ایستگاه پلیس و مراجعه به دکتر از خانه خارج شدن کار سهلی نیست. نمیدانم ایا اگر یک نفر انگلیسی در ایران دچار چنین وضعی بشود و این شرایط بر او تحمیل شود مسئولین انگلیسی هیچ جار و جنجالی به راه نمی اندازند؟

اگر همه چیز را هم حمل بر صحت بکنیم آنگونه که بارها من به وکیلم هم گفته ام عدم اطمینان من به دستگاهی است که به پای من وصل شده است. زیرا من در این کشور جایی ندارم که بروم و طبیعی است که در منزلم هستم و اگر برای کنترل حرکت من است که هفته ای دوبار باید در ایستگاه پلیس امضاء کنم مگر آنکه این دستگاه کارکرد دیگری بجز کنترل حرکت من داشته باشد. امری که همیشه دغدغه من بوده و بارها به پزشکان و وکلای خود نیز گفته ام. ولی متاسفانه در قبال صدور این حکم دادگاه و نیز شرایطی که در این پنجسال بر من تحمیل شده و نیز تائید کنونی آن اقدام اعتراضی مناسبی صورت نگرفته است.

مسئله یک فرد نیست بلکه نحوه تعاملی است که انگلیسها به راحتی با این مسئله و برخورد غیر انسانی دوگانه ای که دارند . عبور از کنار مسئله به صلاح سیاست خارجی نیست. اعتراض به این عمل انگلیسها ممکن است دردی از من دوا نکند ولی من که باید این رفتار حقارت آمیز را تحمل کنم چرا نباید از موضع طلبکارانه به انگلیسها تفهیم کرد که مدعی حقوق بشر له شده نباشند!

 

[1] http://www.telegraph.co.uk/news/wikileaks-files/london-wikileaks/8304751/IRAN-TAJIK-EXTRADITION-UK-DITHERING-MAY-HAVE-COLD-

کد مطلب 185860

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین