۰ نفر
۵ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۰

هفتة آخر فروردین 1387، در«راه» بودیم که دکتر«علی رضا یارقلی» عزیز، خاطرة پزشک ارجمندی را تعریف کرد و تأکید کرد که بدن انسان نیز نیازمند«دفترچة راهنما»ی استفاده است...

بعد، كمي از محفلي گفتيم كه بنا بود راه بيفتد و آسيبهاي آن را مرور كرديم و ناگهان از خاطرم گذشت كه حيف است همة ما- كم و بيش- خادمان اهل بيتيم و دفترچة راهنما نداريم.
در مسير خدمت، دفترچة راهنماي همه، شيوة گذشته گان است و از آنجا كه حوصله مرورش را نداريم، به آساني از دست مي‌رود و يك«تجربه»، هزاران بار تكرار مي شود و هربار نيز به دليلي، فرصت را از دست مي دهيم.
به ذهنم رسيد با التجا به محضر حضرت اباعبدالله الحسين، اين ناقابل را به بركت هدايتش، آبرومند و با تكيه به تجربه هاي پيشينيان منتشرش كنم.
براي انتشار اين متن، فكرهاي گوناگوني به سرم زد اما در شرايط كنوني، شكل و شمايلش اينگونه است... شايد در آينده...
اگر به نظرتان مفيد آمد و احساس كرديد دست عنايتي بر شانة سطرها نشسته است، بركتي را به روح دوست جوان، باصفا و سفره دار ما:«مجيد حاجي باشي» نثار كنيد كه من و علي رضاي عزيز، در راه«تشييع» تن بي جانش بوديم.

بي مقدمه به آستانه محفل سوگ يا جشن اهل بيت نرويم. زيباترين مقدمه، همان است كه بزرگان نيز سفارش كرده اند: وضو.
*
زيباترين، تميزترين و خوش تركيب ترين لباسمان را در محفل اهل بيت بپوشيم.
تار و پود لباسها، با ذكر و هواي معنوي جلسه آميخته خواهند شد و در روزهاي بعد، هرگاه آنها را بپوشيم، بي اختيار، در تك تك سِلّول هاي ما اثر خواهند‌گذاشت.
*
استفاده از بوي خوش، هنگامي دلپذير مي شود كه به اندازه، متناسب و خوش باشد.
از عطرها و بوهايي كه با سليقة بيشتر مردم هماهنگ نيستند، استفاده نكنيم.
*
ممكن است محفلي پيش بيني لازم را براي تهية كتابچة دعا يا قرآن(براي شبهاي ماه رمضان) نكرده باشد... مهم نيست؛ فرصتي پيش آمده تا ما هم با بردن يك كتابچة دعا يا يك جلد قرآن، در برپايي محفلي سهيم باشيم.
*
برگِ«نشاني»، پرچمي كه چوب آن راهنماي مسير ماست و خلاصه همة نشانه هاي كوچك و بزرگ مسير، به احترام اهل‌بيت، عزيزند.
احترام به نشانه ها و نشاني ها، حال معنوي مان را بهتر مي كند.
*
در روزهاي ديگر هفته، اگر به جايي مي رويم كه ممكن است گفتگو با كساني، روحمان را آلوده كند؛ پيش از رفتن به آن‌مكان، لباسي را بپوشيم كه پيش از آن در محفلي مذهبي پوشيده ايم.
اگر خودمان با تار و پود مبارك لباس هماهنگ باشيم، انرژي هاي منفي را متعادل خواهند كرد.
*
«قضاشدن نماز» و مشكل هاي ديگر، هميشه و براي همه پيش مي آيند. مبادا در چنين زمان هايي، از حضور در محفل اهل‌بيت، منصرف شويم.
فقط در يك صورت لازم است كمي تأخير كنيم و مي دانم كه آن يك حالت را همه مي دانيم...
*
نور خورشيد دلپذير است اما مانند كسي نباشيم كه پس از عمل جراحي، بينايي اش را به دست آورده و ناگهان به آفتاب خيره مي شود.
پيش از حضور در محفل، مسير را با مرور عنايتهاي اهل بيت يا زِمزِمة اشعارِ مدحشان، نوراني كنيم.
*
براي رسيدن به جلسه شتاب كنيم... معلوم نيست كدام زمان يا كجاي محفل، محل گردآمدن فرشتگان خداست... ممكن است زمان و مكان را از دست بدهيم.
*
هنگام ورود به محفل اهل بيت، كفشمان را جاي مناسبي كه در راه ديگران نباشد بگذاريم.
خوب است در همين حال، كفشهاي نامرتب را هم مرتّب كنيم.
*
آدمهاي زيادي به محفل اهل بيت مي آيند كه ممكن است اهل دقت و ملاحظه نباشند، تنه بزنند، در انتخاب لباس بدسليقه باشند، آداب بهداشتي شان را رعايت نكرده باشند و...
ما به وظيفة«خودمان» عمل مي كنيم.
*
اگر در رديف«خوشامدگويان» جلسه ايم، لبخند، احترام و خوشامد جانانه فراموش مان نشود.
*
كنار درِ محفل ايستادن و خوشامد گفتن، سعادتي است كه نصيب هر كس نمي شود... اگر نصيبمان شد، حواسمان باشد كه ممكن است هر كدام از مهمانان تازه وارد،«عزيزترين» مهمان اهل بيت باشد.
*
«حال» جلسه هاي ابتداي صبح، با جلسه هاي پايان شب متفاوت است.
همين كه از خوابمان مي زنيم و خودمان را محفلي مي رسانيم، يك قدم مهم را برداشته ايم.
*
هنگام ورود به جلسه هايي كه در ابتداي محفلشان«دعا» يا«زيارت نامه» مي خوانند، نگاهي به اطراف بكنيم و از كسي كه نزديك ماست، بپرسيم كدام دعا يا زيارت نامه را مي خوانند.
اگر شامگاه سه شنبه باشد، اغلب دعاي تَوَسُّل، پنجشنبه باشد دعاي كُميل و اگر صبح جمعه باشد، دعاي نُدبِه يا زيارت عاشورا مي خوانند.
اگر مطمئن شديم كه زيارت عاشورا مي خوانند، حتمي مُهر برداريم... زيرا در انتهاي زيارت، همه به سجده خواهند رفت و عبارتي را خواهند خواند.
بعد از خواندن زيارت نامه ها، اغلب مخاطبان، دو ركعت نماز مي خوانند و بركت آن را به يكي از معصومان هديه مي كنند.
*
يادمان باشد كه زيارت نامه هايي مانند زيارت عاشورا، بخشي را دارند كه در آن از خدا مي خواهيم رحمت و مهرباني‌اش را از قاتلان و دشمنان اهل بيت دور كند.
منطقي نيست كه ابتداي آنها،«بسم الله» گفته شود... زيرا در بسم‌الله، خداوند را با عنوان مهرباني و رحمت ياد مي-كنيم.
بهتر است اينگونه زيارت نامه ها را با ذكر شريف صلوات آغاز كنيم.
*
برخي از«تسبيح ها، كتابچه هاي دعا يا مُهرهاي نماز»، از سوي مردم، به نام«جا» يا«كسي» وقف شده اند.
حواسمان باشد ضمن سهيم كردن متوفّي، احتياط كنيم و اشياء گفته شده را از مكان، بيرون نبريم.
*
مهم نيست«كجا»ي محفل ايستاده يا نشسته ايم... اين مهم است كه به هر حال وارد محفل شده ايم و حاضريم.
قَدرِ هر لحظه اش را با استفاده از بخشهاي برنامه بدانيم.
*
روح كودكان«بزرگ» و قالبشان«كوچك» است... معلوم است كه روح بزرگ در قالب كوچك، بي تابي مي كند.
با پرخاش و تنبيه، كاري نكنيم كه نشان دهد روح و قالب ما، عكس آنان است!
*
هر جاي محفل، حتي بخشهايي كه گمان مي كنيم زياد معنوي نيستند،«محل عنايت»اند. در همه جا، حواسمان جمع‌ باشد.
*
مگر مي شود به نام يكي از اهل بيت، محفلي برپا شود و نگاه آن بزرگوار- حتي براي چند لحظه- متوجه آن محفل نشود؟!
شيوة نشستن و سخن گفتن مان به گونه اي باشد كه در همان نگاه اول، لبخند رضايتشان را احساس كنيم.
*
يك ظرف يا يك لقمه يا يك دانه برنج و تكه اي نان... در اين بارگاه الهي، شِفا، به اندازة چيزي كه مي خوريم، بسته-گي ندارد.
از يك ذرّه تا اندازة بيشتر، مبارك و شِفابخش است.
*
سنگ و آجر اين خانه يا حسينيّه، يك روز پيش يا يك روز پس از محفل اهل بيت، تفاوتي با مصالح ساختمان هاي ديگر ندارند... اما اكنون كه ميزبان محفل ياد اهل بيت اند، مقدَّس و مبارك اند.
*
لطيفه ها و شوخي هاي تند و تيز، هاله اي تيره به دور روحمان مي سازند و نمي گذارند«نور» توجه اهل بيت، به آينه دلمان بتابد.
سخنان اينگونه را براي مكان هاي ديگر بگذاريم.
*
آب شور، نمي تواند آدم تشنه را سيراب كند.
پولي كه حقِّ مردم در آن است و صاحبش طلب ديگران يا خُمس و زكات مالش را نداده هم نمي تواند سبب برپايي محفلي نوراني شود.
*
تكرار حضور در محفل هاي اهل بيت، نمي تواند كسي را آبرومند كند و نمي شود يقين داشته باشيم كه«پذيرفته» شده‌ايم.
وقتي مسير را به خوبي طي كنيم، جايي از راه، با نشانه اي كه در هر كس متفاوت است، به ما نشان خواهند داد كه پذيرفته شده‌ايم.
*
پرچمهايي كه حاوي اسمهاي مقدس اند، سالهاست كه از راه نگاه، دست دلمان را گرفته و تا مرز عاشقي برده اند.
يادمان نرود كه گاهي آنها را بشوييم و براي زيباترشدن جلوة نام اهل بيت، آنها را اُتو كنيم.
*
راستي، اگر بر سينة پرچمي، اسم خداوند يا يكي از اهل بيت نوشته شده و مي خواهيم آن را بشوييم، يادمان نرود كه آب آن را در راه‌آبهاي معمولي نريزيم.
بهترين جاي تخليه، پاي گياهان خانه يا حسينيه است.
*
آب جوش و پسمانده هاي غذا را پاي گياهان كه جاندارند و اگر دقت كنيم، مثل ما ارادتمند اهل بيت اند، نريزيم.
*
لوازم زيادي را مي شناسيم كه ممكن است زيبا باشند و رنگشان به چشم آيد، لازم نيست فضاي محفل را به موزه-اي از اشيا و لوازم رنگي تبديل كنيم.
اگر هر وسيله، پرچم يا قاب عكسي در جاي مناسب و با فاصلة زياد از اشياء ديگر نصب شود، زيبايي اش بيشتر ديده خواهد شد.
*
از پرچم ها يا كتيبه هايي كه بيش از دو يا سه رنگ اصلي دارند كمتر استفاده كنيم تا فضاي نگاه مخاطبان، شلوغ و نازيبا نشود.
*
تنظيم جاي نشستن، براي برپاكنندگان محفل، دشوار است.
هر زمان كه وارد محفلي شديم، نگاه كنيم به مكان ايستادن يا نشستن سخنران يا خواننده مذهبي.
بهترين جاي نشستن، اطراف همانجاست.
*
گريستن با صداي بلند، هميشه هم خوب نيست.
گريه كننده، انرژي دروني اش را رها مي كند اما حِسِّ معنوي ديگران از دست مي رود...
البته آدمهاي«بي اختيار» را«منع» نكنيم كه سرمان مي آيد!
*
هنگام گريستن، به مجريان بخشهاي برنامه اجازه بدهيم ادامه سخن يا ادامه شعرشان را به خوبي بخوانند.
*
هنوز هم كساني پيدا مي شوند كه هنگام شنيدن مصيبتهاي اهل بيت، نمي توانند بشنوند و كاري نكنند... ناگهاني، خالصانه و بي اختيار، به تن يا صورتشان آسيب مي زنند.
تلاش كنيم در كنار استفاده از نَفَسِ«عنايت شده»شان، مانعشان شويم.
كساني را هم كه براي چنين كاري برنامه مي ريزند، رها كنيم!
*
براي نياز ديگران، طوري دعا كنيم كه انگار براي خودمان دعا مي كنيم.
*
برخي از محفل هاي اهل بيت، براي اين كه پس از جلسه، صدا يا تصوير آن را به مشتاقان ديگر برسانند، برنامه را به صورت صوتي يا تصويري ضبط مي كنند.
دقت كنيم كه زحمت آنان با صدا يا تصوير حركت نامناسب ما، آسيب نبيند.
*
خوب است هميشه كاغذ و قلمي داشته باشيم.
هنوز هم سخنرانان و خوانندگان مذهبي اي پيدا مي شوند كه سراسر سخن يا اشعارشان، پُر از نكته هاي ناب و نوشتني است.
*
گاهي به دليلي، يك بخش از برنامه هاي پيش بيني شده محفل اجرا نمي شود.
به جاي غُرزدن يا استفاده از اَداتِ آزار(!) كمك كنيم و با اطرافيان مان وقت را به خوبي و مفيديِ لحظه هاي ديگر بگذرانيم.
*
گريستن، همة بركت محفل اهل بيت نيست، گاهي شاد بودن و شادكردن دُرُستِ ديگران نيز مي تواند بركت شايان توجهي داشته باشد.
اين مهم است كه در آن لحظه، خواست اهل بيت چه باشد: گريستن يا شادي دوستان شان.
*
فرياد كشيدن در هنگامِ پاسخ دادن به شعرها، نوحه ها يا ذكرهاي گروهي، ضامن رونق جلسه اند... اما در هيچ منبع و مأخذ ديني تأكيد نشده اند.
يادمان باشد كه ميان رونق جلسه و نداشتن سَنَد، تعادلي را برقرار كنيم.
*
وقتي تصادفي يا به اشتباه، در مسير ديگران نشسته ايم و كسي به سوي ما مي آيد تا از كنارمان عبور كند، منتظر خواستش نشويم و خودمان با كمي جابه جايي، راه را باز كنيم.
*
يادمان باشد به خادمان بخش پذيرايي محفل هاي ديني، احترام بگذاريم و به آنان حق بدهيم كه براي لحظه اي حواسشان پرت شود و ما را از قلم بيندازند.
به هر حال و بر اساس آمار، تاكنون كسي با ننوشيدن يك استكان چاي، نمرده است!
*
همة پذيرايي هاي محفل را به تنهايي نخوريم و براي خانواده، دوستان صميمي يا همكاران علاقه مند نيز كمي از پذيرايي را به رسمِ تَبَرُّك ببريم.
*
اگر دستشويي هاي محفل، آلوده اند؛ منتظريم چه اتفاقي بيفتد؟!...
خودمان مي توانيم پاكيزه اش كنيم. مگر اين نيست كه به خانه اي از خانه هاي مبارك و متعلِّق به اهل بيت آمده ايم؟
*
همه نمي توانند در خانة خودشان محفلي را برپا كنند... اما همه مي توانند به محفل هايي كه به نام مولايان معصومشان برپا مي شوند، كمك كنند.
*
اگر دوست داريم با خريد خوردني هاي دلپذير، در برپايي محفلي سهيم شويم، ضمن دقت به تعداد مخاطبان و براي پرهيز از زحمت ميزبان، اگر خوردنيِ اهدايي، ظرف يا وسيلة ويژه اي مي خواهد، آن را نيز بخريم و ببريم.
*
اگر مسئول بخش صوت جلسه ايم، يك دور و دست كم«سي دقيقه» پيش از ورود مهمانان محفل، اندازة صوت همه‌جاي جلسه را آزمايش كنيم تا مهمانان از كوتاهي يا بلنديِ بيش از اندازه صدا آزرده نشوند.
*
تا مطمئن نشده ايم همهة شنونده گان صدا در اطراف محفل، دوست دارند صدا را بشنوند، باندهاي پخش صوت را بيرون از محفل نگذاريم.
*
نشستن در محفل هاي اهل بيت،«مُستَحَب» و سفارش شده است اما اگر خودروي شخصي مان مزاحم خانه، خانواده يا عابران بشود، نبايد منتظر پاداشي معنوي از محفل باشيم!
*
آدمها را ريز و دُرُشت نكنيم.
اگر به احترام كسي مي ايستيم، به احترام همه بايستيم و اگر شيوه اي ديگر را انتخاب مي‌كنيم، باز هم براي همه يكسان باشد.
طبيعي است كه احترام گذاشتن به بزرگترها با كوچكترها متفاوت است.
*
متن و معنيِ كتابچه هاي دعا و زيارت نامه را با متن«مَفاتيحُ الجَنانِ» كامل، مقايسه كنيم... مبادا در نگارش و چاپ، كاستي داشته باشند.
*
مُهرهاي كثيف شده يا كتابچه هاي پارة دعا را به شتاب از جامُهري ها و قفسه ها بيرون ببريم.
بهترين جاي ريختن برگ دعاها، آب«روان و پاك» رودخانه هاست.
*
در محفل هاي ديني، گروهي، خادميِ مهمانان اهل بيت را پذيرفته اند و وظيفة آنان است كه ظرفها يا استكان هاي باقي‌مانده را جمع كنند.
خوب است ما نيز به اندازة كمك، در پاداش معنوي شان شريك شويم.
*
در آبدارخانه و آشپزخانه، فراموش نكنيم كه قرار است از«مهمانان اهل بيت» پذيرايي كنيم.
به هيچ وجه از دستِ«بي‌پوشش» براي برداشتن يا بريدن خوردني هايي مانند نان و پنير، گوشت و برنج يا خوردني هاي ديگر، استفاده نكنيم.
*
هنگام پذيرايي، دقت كنيم كه سينيِ آن مقابل سينة مهمانان باشد تا بتوانند با تَسَلُّط كافي، خوردني ها را از توي سيني بردارند.
*
مانند آدمهاي بي حوصله خدمت نكنيم.
چاي يا آب جوش ريخته شده در سيني يا نعلبكي ها را پاك كنيم تا مهمانان اهل بيت، هنگام برداشتن خوردني ها، احساس بدي نداشته باشند.
*
در حال پذيرايي از صلوات، لبخند و احترام فراوان غافل نشويم.
شايد بزرگي از مردان خدا و عاشقان خاص اهل‌بيت، مقابل ما نشسته است.
*
وقتي از پذيراييِ مقدَّماتي استفاده كرديم، با شتاب، آبدارخانه يا آشپزخانه را ترك كنيم.
خادمان اين دو مكان، به خاطر وظيفه اي كه دارند، هم پاداش وظيفه شان را مي گيرند و هم به خاطر پذيرايي از مهمانان اهل بيت، هموزن آنان بركت معنوي خواهند داشت.
ما كه بيش از پذيرايي مي نشينيم، فقط از بركت حضور در مكان محفل دور مي شويم.
*
در چيدن ظرفها، جعبه هاي دستمال كاغذي و چيزهاي مشابه اينها، يا به تعداد كافي بچينيم... يا از چيدنشان بگذريم.
بهترين مقياس براي چيدن اينجور لوازم، ترسيم ذهني مربعي به ابعاد 150 در 150 سانتي متر و چيدن لوازم در زاويه هاي آن است كه سبب مي شود دست همه، به لوازم برسد.
*
هنگام آماده كردن پذيرايي در آبدارخانه يا آشپزخانه، مراقب باشيم حواسمان از سخنراني يا خوانندگيِ مذهبيِ درون محفل، پرت نشود.
با سكوت، زِمزِمة ذكرها و دعاها، همراه حاضران محفل باشيم.
*
اگر سخنران يا خوانندة مذهبي، نكته اي را اشتباه گفت يا خواند، چندين راه براي تذكر مي شناسيم.
شايد بهترين راه، تذكر خصوصي و محترمانه باشد.
در موردهايي كه سخن يا نكته اي اهانت به مقام ارجمند اهل بيت باشد، با رعايت احترام و پيش از متفرق شدن مهمانان بگوييم تا در همان محفل، اصلاح شود.
*
تا از اشتباه سخنران يا مجري بخشي از بخشهاي برنامه مطمئن نشده ايم، دهان به تَذكُّر باز نكنيم.
*
مهمانان محفل هاي ديني، در محدودة زمان، مكان و محتواي جلسه به تفاهم رسيده اند... دليل ندارد علاقه مند برقراري ارتباط خانواده گي نيز باشند.
شناخت حريم فردي و گروهي، ضامن بقاي گروه است.
*
اگر فرض ما اين باشد كه پرده ها كنار رفته اند و در محضر يكي از اهل بيت نشسته ايم، خودبه خود، حرفها، شيوه هاي نشستن، ايستادن و نگاهمان به اطراف، تغيير خواهد كرد.
*
نمي دانيم نزد اهل بيت، كدام از ما عزيزتريم؟... بنابراين، به همه احترام بگذاريم.
*
بحثهايي كه در آنها سليقة شخصي هم بسيار مؤثر است، اغلب، سبب اختلاف و دلگيري مي شوند.
از بحثهايي كه نيازمند«تخصّص»اند و ممكن است مخاطبان ما با آنها آشنا نباشند، بپرهيزيم.
*
گاهي تكيه كردن به ديوار يا گشتن به دنبال جاي«راحت تر»، سبب از دست دادن بركت مجلس يا خداي نكرده اهانت به ديگران مي شود.
*
ما به محفل هاي اهل بيت نمي رويم كه خودمان را خالي كنيم، براي لبريزشدن از احساس خوب معنوي و آشناترشدن با آنان مي رويم.
*
اگر لباسي را از سوي بيماري آوردند تا در مسير عبور رهگذران سوگوار بگذاريم، فراموش نكنيم كه بيمار، دلشكسته اما محترم است.
محترمانه لباس را جايي بگذاريم كه احترام بيمار نيز حفظ شود.
اگر بنا بر شِفا باشد، رخ خواهد داد.
*
سخنران يا خوانندة مذهبي يا هر كس ديگر كه بخشي از برنامه هاي محفل را اجرا مي كنند، فارغ از جايگاه اجتماعي يا شخصي، در محفل اهل بيت، ما را به سوي عرش مي برند.
به آنان احترامي شايسته بگذاريم.
*
جايگاه مركزي برنامه را به گونه اي تنظيم كنيم كه سخنران يا خوانندة مذهبي پشت به قبله و مخاطبان رو به قبله باشند.
به اين شيوه، انرژي پنهان قبله، به مخاطبان را ياري خواهد كرد تا حِسِّ معنوي بهتري داشته باشند.
*
هنگام خواندن قرآن يا كتابهاي مقدس دعا و زيارت نامه، دقت كنيم كه مقابل مان و روي زمين، نگذاريم.
بهتر است هنگام خواندن، روي دو دست و پس از آن، بي درنگ، در قفسه مربوط بگذاريم تا احترام آنها حفظ شود.
*
اغلب جلسه هاي مذهبي، علاقه مند خواندن«زيارت نامه»هاي مذهبي اند و بيشتر زيارت نامه ها نيز با سلام يا جمله-هاي خطابي، آغاز مي شوند.
از آنجا كه مخاطبان شان اهل بيت اند، پسنديده است هنگام خواندن بخشهاي«سلام»، به شيوه اي مؤدبانه بنشينيم.
*
همانطور كه در گفتگو با هم، سرِ هم فرياد نمي كشيم، باور كنيم كه اهل بيت به محفلشان سرمي زنند... بنابراين، خطاب به آن بزرگواران، فرياد نزنيم.
*
در پاسخ دادن به سرودها يا نوحه ها، با ديگران هماهنگ باشيم و دقت كنيم كه آهنگ(سَبك) را خراب نكنيم تا صدايي كه از محفل اهل بيت برمي خيزد، هماهنگ و خوش آهنگ باشد.
*
«پرسش» هم آدابي دارد.
وقتي مطمئن شديم كه سخن يا استدلال سخنران تمام شده، پرسيدن را آغاز كنيم.
زيباتر خواهد شد اگر لَحنِ پرسيدن مان، محترمانه و دور از مُچ گيري باشد.
*
كتيبه ها و پرچم ها را به گونه اي بياويزيم كه طرح و نوشته شان به صورت كامل ديده شود.
نگاه مخاطبان به طرحي كامل، ضمن بخشيدن احساس آرامش بصري، سبب مي شود با تكرار ذهني اسمهاي مقدس، روحي بيدارتر داشته باشند.
*
مراقب باشيم پرچم هايي را كه بر سينه شان اسمهاي مقدس دارند، پشت سر سخنران يا خواننده گان مذهبي نياويزيم كه ناخودآگاه، سبب گرفتگي معنوي مي شوند.
دامنة كتيبه هاي ستونيِ عمودي نيز همين مشكل را دارند.
*
اگر با استفاده از ميكروفون، پيشرو خواندن دعا يا زيارت نامه اي شده ايم، دقت كنيم كه«زير» و«زِبَر»ها را درست بخوانيم تا گرفتار حقوق معنوي مخاطبان نشويم.
*
شايد گاهي لازم باشد بر اساس هماهنگي پيشين و تشخيص مسئولان باتجربه، زمان اجراي برنامه اي كم شود. نگران نشويم.
گاهي فايدة سكوت، تفكر و يا ديدارهاي صميمانة اعضاي جلسه با هم، بيشتر از شنيدن سخناني بي اساس يا اهانت-آميز است.
*
سخنران يا خوانندة مذهبي، از هر نگاه يا اشارة مخاطبان، حالتي را فرض مي كند.
مراقب صحبتهاي درِگوشي يا واكنش هاي ناخودآگاه چهره مان باشيم تا سخنران يا خوانندة مذهبي را دستپاچه نكنيم!
*
پيش از شروع برنامه، تلفن همراه را خاموش كنيم... يا در صورت نياز، عملكرد تلفن را روي توان«سكوت» بگذاريم تا تماس‌هاي ناگهاني، تمركز ما و ديگران را نگيرند.
*
اكنون، زمان ما ويژة ابراز ارادت به اهل بيت است.
شايد بهتر باشد تا پايان محفل از تماس تلفني يا پاسخ به آن پرهيز‌كنيم.
*
بهترين راه صدا كردن آدمهايي كه جلوي مجلس نشسته اند، استفاده از پيامك يا گرفتن شمارة تلفن همراه نيست... بهتر است از فرستادن يادداشتي كوچك استفاده كنيم.
*
از مجموعة شيوه هاي سوگواري براي اهل بيت، ساده ترين، خالص ترين و سفارش شده ترين شيوه، گريستن است.
شيوه هاي ديگر، پيوستهاي گريه اند نه جايگزين آن.
*
از بهترين وسايلي كه در زندگي امروز وارد شده اند استفاده كنيم و به ياريشان، اجراي برنامه را بهتر كنيم.
***

دقت كنيم!... درست است كه هم با«دعوت» اهل بيت به محفل هاي آنان مي رويم
اما حواسمان باشد كه تفاوت دعوت و اِحضار، مشخص نيست!

کد مطلب 186574

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۲۱:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۹
    2 1
    غم یار و غم یار و غم یار . . .