قبلا در مقاله ای نوشتم(1) که متاسفانه پیام سیاسی مقامات ایرانی مبنی بر تهدید انسداد تنگه هرمز در صورت تحریم نفتی ایران نه تنها خوب دریافت نشده است بلکه این پیام ایران را بجای مسئولین سیاسی آمریکا مقامات نظامی این کشور ترجمه و پاسخ نظامی داده اند و این ایراد نیز کمتر مورد کنکاش قرار گرفته است و کمتر به این مسئله پرداخته شده است که چرا اصولا ایران در این مقطع چنین پیامی باید بدهد؟. <BR>


با جوی که معلوم نیست عمدا بوده و یا سهوا نوع مقالاتی هم که در رسانه ها انتشار یافته بیشتر به این امر پرداخته اند که آیا ایران از جهت حقوقی و یا عملی توان چنین کاری را دارد و اصولا به صلاح ایران است یا خیر؟ و آنها نیز از پرداختن به محتوا و دلایل ارسال این پیام خودداری کرده اند. نگاهی به تعامل غرب با پیامهای ایران نشان میدهد که همواره محتوای اصلی و واقعی این پیامها به دلایلی که ازحوصله این بحث خارج است نادیده انگاشته شده و لذا راه حل غلطی نیز در پیش گرفته شده است و نهایتا دو طرف از ارسال پیام به یکدیگر به نتیجه مطلوبی نرسیده اند.
اولا در زمینه مباحث حقوقی عبور در دریاها و تنگه ها مخصوصا تنگه هرمز باید گفت که چه به عبور ترانزیت قائل باشیم و یا عبور بی ضرر که بین ایران و آمریکا اختلاف است2 ولی از جهت سیاسی مجموعه شرایطی که بر دنیا و روابط بین الملل حاکم است در وضعیتی نیست که بتوان تحرکات علیه ایران از سوی آمریکا و تعدادی از کشورهای منطقه را در زمینه قطع منابع مالی ایران حاصل از فروش نفت را نادیده انگاشت.
نمیتوان انتظار داشت که ایران از حق فروش ذخایر نفتی خود برای تامین یک زندگی شرافتمندانه برای مردم خویش محروم باشد و دیگران جای او را در معادلات سیاسی اقتصادی دنیا پرکنند. به عبارتی ساده تر دریک کلام عبور ناوگان نظامی آمریکا درخلیج فارس و یا عبور کشتیهای نفتکش را در حالیکه ایران به دلیل اعمال تحریم نفتی نتواند نفت خود را بفروشد نمیتوان عبور بی ضرر دانست. تصویب قطعنامه های متعدد و اجرای تحریمهای گوناگون بین المللی به منظور فشار بر مردم و انتقال آن به حکومت و دولت از مهمترین دلایل این اقدامات ضد ایرانی است. قواعد حقوقی در خلا تدوین و تصویب نشده و نمیشوند. اماحساسیت شرایط منطقه ائی و بین المللی ایجاب میکند نگذاریم قواعد حقوقی جدید را بعد از جنگ و خونریزی نوشته و اجرا شوند.
متاسفانه در بعد حقوقی مقابله با قطعنامه های صادره توسط سازمان ملل ویا قطعنامه هائی که توسط کشورهای مختلف علیه ایران تصویب و اجرا شده است و تطبیق آنها با حقوق ایران اقدام مناسبی صورت نگرفته است. اگرچه عمده دلیل این اقدامات سیاسی است ولی این امر مانع از این نمیشود که فعالیت سیاسی و حقوقی مناسب و در خور شان اثرات مخرب آنها از سوی دستگاه دیپلماسی کشور در ابعاد دو جانبه و یا در سازمانهای بین المللی و منطقه ائي با استفاده از وکلای بین المللی دنبال شود.
ثانیا مسئولین و دست اندرکاران سیاسی ایران به وضوح مشاهده میکنند که تدریجا ادامه روند مذکور باعث میشود که اهرمهای سیاسی و حقوقی ایران قدم به قدم از دستش خارج گردد ودرنهایت هم یا به سمت انتخاب اقدامات تند و نظامی باید بروند و یا تن به پذیرش خفت بار درخواستها و زیاده خواهیهای غرب و در راس آن آمریکا دهند. که از هر دو نیز ابا دارند و اتفاقا دنیا باید قدردان چنین مسئولیت پذیری نقشی که ایرانیها در روابط منطقه ائی و جهانی خود دارند باشند. ولی معلوم نیست چرا مسئولین آمریکائی نمیخواهند به این توانمندیهای ایرانیها که ملتی هوشمند و تاریخساز هستند گردن نهاده و با واقعیتهای منطقه ائی و جهانی کناربیایند.
در چنین جوی ارسال پیام تهدید انسداد تنگه هرمز معنی پیدا میکند که غربیها هم نخواستند محتوای این پیام را تجزیه تحلیل و برای آن راه حل اجرائی پیدا کنند وهم سعی کردند به آن بعد نظامی بدهند و این بر مسئولین سیاسی و رسانه ائی ایران است که ترجمه درستی از این خواسته خود به مجامع سیاسی- حقوقی و افکار عمومی دنیا ارائه دهند. ادامه روند اعمال تحریمها تا جائی که ایران را از دستیابی بازارهای آزاد تجارت کالا محروم کند با روح قوانین همکاریهای بین المللی و نیز تشکیل سازمانهای مختلف منطقه ائی تخصصی و بین المللی در این زمینه همخوانی ندارد. از طرف دیگر ایران با توانائیها و امکانات و موقعیتش نمیتواند از اهرمهای خود در زمانهای بحرانی استفاده نکند و شاهد از دست دادن آنها باشد.
سلسله تحولاتی که در زمینه توانمندیهای نظامی ایران در خلیج فارس طی چند روز گذشته آزمایش گردید به غربیها به خوبی نشان داد که اینبار ایران است که با کارتهای خود در مقابل آنها به بازی سیاست چماق و هویج دست زده است. سیاستی که در سی سال گذشته غربیها با ایران رفتار کرده اند و لذا ایران نیز با مایوسی از غرب به دلیل عملکرد و سابقه بد ان و عدم تمایل به شرق و براساس سیاست محوری انقلاب اسلامی تنها راه عدم وابستگی به خارج را در سایه تکیه بر توانمندیهای نیروهای انسانی و مردم خود دانسته است.
اگرچه دستیابی به چنین توانمندیهائی در سایه تحریمهای سفت و سخت در سایه خود باوری ملت ایران مورد اذعان سیاستمداران و نخبگان غربی است ولی آنها باید ترجمه صحیحی از رفتار ایرانیان و نحوه کنار آمدن با این خواست سیادت و استقلال طلبی انان داشته و آنرا بطور صحیحی در قالب همکاری با طرف ایرانی در میان بگذارند. راه حل مشکلات امنیتی و سیاسی این منطقه نظامی نیست بلکه نیاز به تفاهم مشترک و همکاری ایران و غرب و واگذار کردن مشکلات منطقه به خود کشورهای داخل آن دارد.


(1)http://english.khabaronline.ir/detail/181325/Iran-United-State--/Politics/English

http://irdiplomacy.ir/fa/news/16/bodyView/18844 (2
 

کد مطلب 192651

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین