۰ نفر
۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۷

مهدی استاداحمد<BR>

 

سه‌تا غصه به‌شدت یادم افتاد
دوتاشان را به‌سرعت بردم از یاد
یکی‌شان اینکه یادم رفته از کی
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

«ز دست دیده و دل هردو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد»
دوباره نکته‌ای را یادم افتاد
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

ته چاه عمیقی می‌زنم داد
سر کوه بلندی می‌وزد باد
به غیر از سوزن من توی این شعر
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

طلب کردم دلار نرخ آزاد
فروشنده دوتا سکه به من داد
تشکر کردم از ایشان و گفتم
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

اگر ظرف غذا باشد به تعداد
غذا هم می‌رسد حتما به افراد
چرا پس با وجود این‌ عدالت
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

اگر که در بیاید از کسی داد
به سرعت می‌رسد نیروی امداد
تعجب می‌کنم با این‌همه نظم
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

در عصر سایبر و تسخیر پهباد
که شد اینترنت ملی هم ایجاد
در عصر انفجار اطلاعات
کتابم گیر گرده توی ارشاد

 

شبی شد ماهی از تنگ خود آزاد
و با آزادی‌اش درسی به من داد
خجالت می‌کشم دیگر بگویم
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

«سیه‌چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می‌داد
مرا از ياد برد آخر، ولي من »
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

یکی دردش یکی درمانش آباد
یکی وصلش یکی هجرانش آزاد
«من از درمان و درد و وصل و هجران»
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

گلی خوشبوی در حمام بغداد
رسید از دست کا‌گ‌ب به موساد
پیامک زد به سی‌آی‌ای، ام‌آی‌سیکس
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

یکی بویی شگفت‌انگیز می‌داد
به‌طوری که وجودم رفت بر باد
«به او گفتم که مشکی یا عبیری»
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

دو شب خوردم به جای شام سالاد
شدم از بند هرچی چربی آزاد
ندارم هیچ اضافه‌وزنی اما
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

نگاهم تا به چشمان تو افتاد
همه عقل و شعورم رفت بر باد
شما توی گلویم گیر کردی
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

به‌ناگه عابری در جوی افتاد
گرفتم دست او را باب امداد
وی از بنده تشکر کرد، گفتم
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

یکی از پشت‌بام برج میلاد
درون تونل توحید افتاد
زدم اورژانس فورا زنگ و گفتم
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

اگر دستم رسد بر چرخ زامیاد
به‌دقت می‌کنم آن چرخ را باد
مگر آن لحضه‌ها یادم رود که
کتابم گیر کرده توی ارشاد

 

سرم خلوت! حسابم پر! دلم شاد!
شدم از بند عقل آزاد آزاد
دیریم رام رام دارام رام رام دیریم رام
کتابم گیر کرده توی ارشاد...

 

کد خبر 196041

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 18
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • امیررضا IR ۱۳:۰۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    25 2
    مرسی.عالی بود.
  • امیررضا IR ۱۳:۱۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    10 4
    اگر به جای ((شدم از بند هرچی چربی آزاد)) بنویسید (((شدم از بند چربی هایم آزاد)) قشنگتر است ولی باز هم دست مریزاد.
  • روشنک IR ۱۳:۱۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    20 2
    خیییییلللللیییییییییییی خوب بود!!!!
  • بدون نام IR ۱۴:۵۲ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    17 2
    خیلی با مزه بود
  • بدون نام IR ۱۵:۳۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    16 3
    باحال بود ! (اینم سانسور کن خبر آنلاین )
  • فرهنگ IR ۲۲:۵۲ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    10 28
    کلنگ از آسمان افتاد ای داد!!!! پس از اردیبهشت گردید خرداد!! گوزن را با شقیقه آشتی داد !!! کتابت گیر کرده توی ارشاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اگه نوشته های کتابت هم مثل شعرت اینقدر پراکنده است که ارشاد آبرو داری کرده دست شما و ارشاد هر دو درد نکند!!!!
    • اسماعیل امینی IR ۱۶:۴۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۹
      24 8
      شما با این میزان کم اطلاعی از شعر که در دوبیت چند اشکال وزنی و معنایی دارید چرا دربارۀ کیفیت شعرهای دیگران با این قطعیت نظر می دهید؟
    • شهرام شکیبا IR ۱۷:۲۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۰
      28 6
      به شدت موافقم با اسماعیل.مشکل اساسی ما این است که به خودمان اجازه می دهیم که در مورد همه چیز نظر کارشناسی بدهیم.
    • النا IR ۱۳:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۱
      4 0
      منم موافقم چرا نظر میدی؟
  • منصور IR ۲۳:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    9 2
    خیلی قشنگ بود مرسی
  • بدون نام IR ۰۲:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۹
    17 2
    برو خوش باش «مهدی» که تنها کتابت گیر کرده توی ارشاد
  • هادی IR ۰۹:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۹
    20 1
    همی دانم که صابون هست با صاد و می دانم که بعد صاد هست ضاد ولی این را نفهمیدم واسه چی کتابم گیر کرده توی ارشاد ز بس گفتم حال من شده حاد دلم می خواد برگردم به تایباد ولی این نکته را آخر بگویم کتابم گیر کرده توی ارشاد
  • احمد IR ۱۴:۲۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
    9 2
    مرسی خیلی حال کردیم
  • بسيم IR ۱۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۳۰
    6 0
    اميدارم كتابت گردد آزاد كه از مردم نيگيري دائم ايراد اميد من بود ديگه نگويي كتابت گير كرده توي ارشاد -------------- خيلي بامزه بود خصوصا اونجايي كه سوزنتون هم گير كرده بود
  • بدون نام IR ۲۰:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۶
    2 0
    عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
  • سعیده A1 ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲
    3 0
    ممنون از شعرزیباتون
  • پریا A1 ۰۹:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۶
    1 0
    من شدیدا عاشق این شعر هستم.به همین علت برای بار سوم وچهارمی که خوندمش،حفظش کردم.خسته نباشید.عالیییییییییییی بود.ه امید موفقیت روزافزون
  • بی نام IR ۰۹:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۳
    0 0
    اگر در این بیت از " به" جای" در" استفاده می کردیدبهتر نبود. در عصر سایبر و تسخیر پهباد که شد اینترنت ملی هم ایجاد در عصر انفجار اطلاعات کتابم گیر گرده توی ارشاد