طرح بحث حکمیت توسط آیتالله مهدویکنی برای برونرفت از مشکلات کشور، یک بحث انحرافی است. زیرا کشور به هیچوجه دچار مشکل نیست بلکه برخی از افراد دچار مشکل هستند که میخواهند با طرح این مسائل اذهان جامعه را منحرف کنند و مشکل خود را به کشور تسری بدهند.
اگر به ادعای برخی کشور دچار مشکل شده باشد که البته من معتقدم چنین چیزی صحت ندارد، میتوان آن را از طریق قانون و سایر نهادهای مربوطه حل کرد و دیگر نیازی به طرح حکمیت نیست.
در حالحاضر برخی قصد بزرگنمایی مشکلات و القای بحران به کشور را دارند تا اذهان جامعه، پیگیری عوامل فتنههای اخیر و آشوبها در کشور را به فراموشی بسپارد.
چنین طرحی فارغ از اینکه آقای مهدویکنی حکم بشود یا نشود، پذیرفته نیست زیرا رهبری برای برونرفت از مشکلات اخیر باید «حکمی» را تعیین کنند نه اینکه فردی خود به بحث حکمیت ورود پیدا کند و بعد بخواهد نظر خود را به رهبری تحمیل کند.
مبنای قبول چنین تصمیمی، ورود رهبری برای حل معضلات است، زیرا رهبری طبق قانون اساسی از چنین اختیاری برخوردار بوده و میتواند چنین تصمیمی را اتخاذ نماید.
اگر رهبری بخواهد نتیجه چنین حکمیتی را قبول کند پذیرفته نیست زیرا پذیرش نتیجه چنین حکمیت تحمیلی همانند پذیرش نتیجه حکمیت تحمیلی توسط امیرالمؤمنین در جنگ صفین است.
ورود این افراد برای حل معضلات به هیچوجه به مصلحت نیست زیرا در کشور معضلی وجود ندارد. البته میتوان رفتار این افراد را به مورچهای تشبیه کرد که در حوضچه افتاد و بعد تصور کرد دنیا را آب برده است.
هرچند برخی به طرح حکمیت آقای مهدویکنی در زمان امام(ره) برای حل اختلاف بین سران کشور و بنیصدر اشاره میکنند اما در پاسخ به آن افراد باید گفت که امام (ره) طبق دستوری به آقای مهدویکنی برای حل مشکلات مأموریت داده بودند و بعد از دادن این مسئولیت، نتیجه حکمیت را پذیرفتند. در حالحاضر نیز اگر این روند تکرار شود قابل پذیرش است، در غیر این صورت نمیتوان آن را قبول کرد.
آغاز و شروع طرح حکمیت باید از سوی رهبری صورت گیرد و ایشان برای این مسئله فردی را انتخاب نمایند نه اینکه افرادی خود به مسئله ورود پیدا نمایند و بعد بخواهند نظریه خود را به رهبری تحمیل کنند.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس




نظر شما