اتفاقهای غریب و البته قانونمند سینمای ایران این روزها سر به فلکی زده که قوارههایش با گذشتهای که این ضربالمثل ساخته شد فرق کرده، در واقع این سر به فلک زدن با آن سر به فلک زدن تفاوت کمی و کیفی بسیار دارد!
هنوز عجله مدیران برای بستن در خانه سینما قبل از انحلال قانونی و صدور حکم دادگاه آنهم در مقطعی که یک ماه تا برگزاری مهمترین جشنواره سینمایی کشور در سی سالگی باقی بود، در خاطرمان نقشی پررنگ دارد. اتفاق ناخوشایندی که تلاش شد در رسانههایی همچون رادیو و تلویزیون کمترین نمود را داشته باشد و در خاموشی این علامت سوال تبدیل به مهر سکوت شود. هرچند در طول این مدت یکی از طرفین دعوی توانست سخنان خود را بدون مانع به گوش همگان برساند و صدای طرف دیگر ناشنیدنی ماند.
حالا بماند که با گذر 4-3 ماه این ممنوعیت نانوشته در تلویزیون شکسته شد و تنها برنامه سینمایی تلویزیون به آن پرداخت، اما توجه به اتفاقی که احتمالاً میتواند در شرف وقوع باشد یعنی رأی دادگاه قضایی مبنی بر قانونی بودن فعالیت تشکل خانه سینما، این تغییر رویه را در رسانه ملی تابع اقتضائات پشت پرده میکند.
اقتضائاتی که مرتب یادآورمان میشود آیا راه کمهزینهتری برای این تسویهحسابهای شخصی برآمده از حوزه سیاست در عرصه این سینمای رنجور و نحیف نبود که عالم و آدم از این فرافکنی زودتر از موعد قانونمند، انگشت حیرت بر لب دارند!
جشنواره فیلم فجر در آستانه سی سالگی و رسیدن به سن قوام با توجه به شرایط آشفته حاکم بر سینمای ایران به بهترین شکل ممکن هرچند با کمترین حضور از برجستگان و نخبگان این حوزه برگزار شد تا دلمان به حضور جوانان و دیدگاههای متفاوت و جدید خوش باشد.
آنهم گذشت و طبق روال، انتظار رسیدن به ترکیبی متناسب و متکی بر تجربه سالیان گذشته در اکران نوروز میرفت که به ناگاه به تصمیمگیری یک عده قلیل برای سرنوشت تعداد زیادی فیلم مواجه شدیم و رسیدن به رقم 15 فیلم و توجه ویژه به عبور فیلمهای متنخب از زیر ذرهبین تا بهترین ترکیب اکران نوروز 91 متکی بر فیلمهای سیاسی- انتقادی با دیدگاههای تا حدی مختلف نه لزوماً قابل دفاع باشد.
اکران نوروز با گذشت دو هفته به اعتراض از دو فیلم خاص انجامید که همه مراحل قانونی ساخت را از مرحله پیشتولید تا اکران طی کرده بودند اما به یکباره عمومِ قلیل متوجه از دست رفتن ارزشهای اخلاقی و ... در این دو فیلم شدند. بدون آنکه توجه شود در کنار این دو فیلم مورد اعتراض، سیاسیترین فیلم سینمای ایران در حال نمایش بود که با نگاهی یکجانبه و حاصل دیدگاه یک طیف و جناح سیاسی خاص، ادعای ثبت واقعیت را در تاریخ داشت! اما کسی نپرسید تاریخ رسمی یا واقعیت تاریخی؟
در شرایطی که پسلرزههای این جو سیاستزده باعث شد یک فیلم دغدغهمند کودک–نه از جنس تاریخ مصرفدار- دیده نشود و در خاموشی پس از یک ماه از اکران پایین بیاید -درحالیکه تجربه نشان داده بود این مخاطب هدف خود را که کودکان بودند به درستی نشانه رفته-، نگاه سلیقهای در اکران و پایین کشیدن فیلمها از اکران باعث شد بهار سینمای ایران با فقر و نبود فیلمی برای اکران مواجه شود.
وقتی هم صاحب اثری ریسک اکران فیلمش را در این شرایط نامشخص نکند، قرعه فال به نام ایمنترین فیلمها میافتد، فیلمهایی که مطمئن هستند نه اعتراضی به دنبال دارند نه واکنشی که بدترین شکل آن فیلمهای خنثی هستند!
از قانونمندی پیش از موعد در برخورد با یک تشکل سینمایی و قانونگریزی در توقف اکران دو فیلم سینمایی گفتیم تا برسیم به جدیدترین قانونمندی رسانهای که به شکل عادی فیلمهای به نمایش درآمده در سینماها از آن سر در میآورند یعنی شبکه نمایش خانگی.
چند ماه قبل وقتی که «ورود آقایان ممنوع» بعد از اکران گسترده و موفق و فروش میلیاردی در سینماهای ایران به رسانههای تصویری راه پیدا کرد و دچار ممیزی جزئی شد، عادی تلقی شد و به تبع آن کوتاه کردن یک ربع فیلم در تلویزیون هم از الزامات این رسانه به نظر آمد و واکنش خاصی به دنبال نداشت.
پس امروز هم که نمایش خانگی برای ورود فیلم «سعاتآباد» به این شبکه دست به حذف سکانس پایانی فیلم زده و این تغییرات را روال قانونی بازبینی مجدد فیلم برای ورود به این رسانه عنوان کرده، نباید متعجب شویم. چون یاد گرفتهایم هرچند ظاهراً قانون بالاتر از هر چیزی قرار دارد اما هزاران راه نگفته برای دور زدن قانون وجود دارد که میتواند رنگ و لعاب قانونی به سلایق شخصی، سیاسی، اعتقادی، اجتماعی و ... بدهد.






نظر شما