محمدحسن نجمی- نیلوفر مولایی: «یک تحقیق پیمایشی در خصوصی بانوانی که کشف حجاب میکنند انجام شده است. از همین خانمهایی که کشف حجاب میکنند، نظر سنجی شده است و درصد بالایی گفته اند این سبک را میپسندیم.» این جمله را عبدالحسین خسروپناه میگوید؛ چهرهای که چند سالی می شود بر دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی تکیه زده است.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، اوایل دی ماه مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین شد که بخاطر شرایط کشور، مجالی برای انتشار این گفتگو پیدا نشد. او در این گفتگو هم از ماجرای اخراج اساتید از دانشگاه روایت کرد و هم از انتقادات نسبت به قانون عفاف و حجاب سخن گفت. دیدن سریالها و علاقهاش به سنتور و کافه رفتن با جوانان بخش دیگری بود که در این گفتگو بیان کرد.
خسروپناه گریزی هم به اظهارات پزشکیان در خصوص بودجههای فرهنگی زد و گفت: «بسیاری از این بودجهها متفرق است و میگویند ذیل وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات بروند. نظام مند کردن این بودجهها را تاکید دارند. البته بودجه هر مجموعه ای، چه فرهنگی و چه اقتصادی و... وقتی بی خود هزینه شود و یا درست هزینه نشود باید آن را قطع کرد.»
او انتقادات از قانون گذاری در شورای انقلاب فرهنگی را رد کرد و توضیح داد: «شورا، رئیس دانشگاه تعیین نمیکند. رئیس دانشگاه را وزیر علوم و وزیر بهداشت به شورا معرفی میکنند و شورا با توجه به اسنادی که نوشته شده است، نقش راهبری دارد. بالاخره سند سیاستی که نوشته شده است قرار است خاک بخورد یا اجرا شود؟»
در ادامه مشروح گفت و گوی خبرآنلاین با عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی را می خوانید؛
**********************
*کار شما چیست؟ یعنی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی چه کاری میکند؟
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، مسئول دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی را دارد. ریاست شورا هم با رئیس جمهور است. معمولا وقتی رئیس جمهور رای میآورد و انتخاب میشود، در جلسات نخستین اولویتهای علم و فرهنگ را {مصوب میکند}. چون حوزه شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزه علم و فرهنگ است. کما این که حوزه شورای عالی امنیت ملی، امنیت است و حوزه شورای عالی فضای مجازی، فضای مجازی است. سپس، وظیفه دبیرخانه که مسئولیت دبیرخانه با دبیر شورا است این است که اولویتهایی که در صحن شورا مصوب شده است و آقای رئیس جمهور ابلاغ کرده است را پیگیری کند. به تعبیری، تصمیم سازیهای آن با کمک تشکلهای مردمی و حوزویان و مردم و فعالان و ذینفعان {صورت میگیرد}. اگر موضوعی ورزشی است با کمک ورزشکاران و فدراسیونهای ورزشی و اگر موضوع فرهنگ عمومی است با کمک فعالان این حوزه یا اگر سند موسیقی است با کمک خانه موسیقی، دبیرخانه راهبری میکند تا با کمک دیگران تصمیم سازی صورت بگیرد و در صحن برود و تصمیم گیری شود.
* پس شورا شان قانون گذاری ندارد.
خیر، سیاستگذاری است.
شورایعالی انقلاب فرهنگی رئیس دانشگاه تعیین نمیکند
* ولی مرتبا میبینیم مصوباتی که تصویب میکند تبدیل به قانون میشود. حتی شورا، رئیس دانشگاه تعیین میکند که با مسئولیتهای شورا هم خوانی ندارد.
شورا، رئیس دانشگاه تعیین نمیکند. رئیس دانشگاه را وزیر علوم و وزیر بهداشت به شورا معرفی میکنند و شورا با توجه به اسنادی که نوشته شده است، نقش راهبری دارد. بالاخره سند سیاستی که نوشته شده است قرار است خاک بخورد یا اجرا شود؟
* به نوعی تعیین کردن است.
خیر، ما تایید میکنیم. تایید غیر از تعیین است. شورا رئیس دانشگاه را انتخاب نمیکند. تعیین هم نمیکند. رئیس شورا را وزیر علوم معرفی میکند. حتی حکم سرپرست هم میزند. وقتی به شورا میآید، شورا بررسی میکند که مراجع ثلاث تایید کرده اند یا نه و ناظر به سیاستهایی که قرار است این رئیس دانشگاه اجرا کند، شورا تایید میکند.
* اگر تایید نکند چطور؟
نمی تواند حکم دهد.
* پس میتوانیم بگوییم تاثیر گذار است.
بله – اسم این قانون نیست. اولین سوال شما این بود که دارید قانون گذاری میکنید. گفتم که ما سیاست گذاری میکنیم. البته مصوبات شوراهای عالی از جمله امنیت ملی و... در همه دنیا اولا باید در چهارچوب قانون اساسی عمل کنند. ثانیا میبینید که در قبل از انقلاب، مجلس سنا بوده است. این سیاست گذاریها در حکم قانون است. ما یک سیاست و یک قانون و یک مقررات داریم. انتخاب مصادیق داریم که از مقررات هم نازل تر است. در باب روسای دانشگاه، فرآیند تعیین رئیس دانشگاه مشخص و مصوب شده است. وقتی مشخص شده است، طبیعتا شورا تایید میکند که فرآیند طی شده است یا نشده است. شورا نظارت میکند که آیا فرآیند انتخاب رئیس دانشگاه توسط وزیر طی شده است یا نشده است.

بین شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس همیشه تعامل خوبی برقرار است
* قبول دارید که تعدد چنین مراکزی باعث موازی کاری میشود و از طرفی سردرگمی میآورد؟ مثلا خیلی از نمایندههای مجلس به تصمیماتی که در شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته میشود، منتقد هستند که اگر تصمیمات را آن جا تعیین میکند ما این جا را تعطیل کنیم.
اولین بار است که این را میشنوم. چون بین شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس همیشه تعامل خوبی برقرار است، ممکن است در بعضی موارد استثنا برخی نمایندگان نظرات متفاوتی داشته باشند که در خصوص خود قوانین مجلس نیز ممکن است این اتفاق بیافتد.
* نمایندگان درباره همه شوراهای عالی این سخن را میگویند و این محدود به شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست.
من سه سال است که دبیر شورا هستم و مرتبا در مجلس جلسه داریم و نمایندههای مجلس هم به شورا میآیند. بسیاری از مواقع، رئیس کمیسیون آموزش و فرهنگی و بهداشت که با ما مرتبط هستند، در صحن شورا حضور پیدا میکنند و حق رای دارند و با دعوت ما میآیند. علاوه بر این که رئیس مجلس عضو شورا است. اگر بحثی در صحن شورا بیاید و رئیس مجلس بیاید و بگوید دارید قانون وضع میکنید و کار مجلس را انجام میدهید، قطعا از دستور جلسه خارج میشود.
شورای عالی انقلاب فرهنگی، یار دولتها است نه بار دولتها
* چنین تذکری داده اند؟
خیر – چون هیچ وقت وارد قانون گذاری نشده ایم. پس ما تعامل بسیار خوب و دقیق و حرفه ای و فنی با مجلس و شورا داریم. البته این منافات با این ندارد که بعد از این که با یک کمیسیون مجلس در موضوعی به توافق رسیدیم و در صحن شورا رای گیری شد، احتمال این وجود دارد که نماینده ای مخالفت خود را اعلام کند. او نماینده است و حق دارد و آزاد است. اشکالی ندارد. ولی نکته مهم این است که شورای عالی انقلاب فرهنگی، یار دولتها است؛ بار دولتها نیست. به این معنا که هر تصمیمی میخواهیم بگیریم که به نحوی با وزارت خانه ای ارتباط دارد، این تصمیم را ما نمیگیریم. بلکه تصمیم از وزارت خانه به دبیرخانه میآید و از دبیرخانه به صحن شورا میرود. مثلا همین افزایش ظرفیت پزشکی را وزارت بهداشت پیشنهاد داده و در دبیرخانه آورده است و روی آن بحث کرده اند و بعد در صحن شورا برده اند و تصویب کرده اند. همین تاثیر قطعی معدل پایه ۱۱ و ۱۲ در کنکور، پیشنهادی بوده است که از وزارت آموزش و پرورش آمده است. اصلا شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدا ورود نکرده است.
* این نباید در مجلس برود و بعد به شورا بیاید؟
بله – ۱۲ سال به مجلس رفت و ۱۲ بار در مجلس شورای اسلامی مصوبات متعدد داشت و اجرا نشد. رئیس مجلس وقت – آقای دکتر علی لاریجانی – نامه زدند و پیشنهاد دادند که در مجلس به اجرا و نتیجه نمیرسد. سیاست نظام هم بر این بود که بحث کنکور محوری و تست محوری {تغییر کند}. گاهی اوقات علت را دقت نمیکنیم. در بحث کنکور، یک تکنولوژی آموزشی داشتیم. این که بچهها از متوسطه دوم به مدرسه و معلم و کتاب کاری نداشتند و سراغ تست زنی میرفتند. این مدل تست زنی و حافظه محوری آدم باسواد و عالم و دانشمند بار میآورد؟ این را همه قبول دارند که این مدل تست زنی آسیب میزند. پس ما باید درصد تاثیرگذاری کنکور را در پذیرش دانشجو را کاهش و درصد درسهای آموزش و پرورش را افزایش دهیم. جالب است که در مجلس شورا هم چند بار رفت و مصوبه هم دارد.
* این که اجرا نمیشود، چرا باید به شورای عالی انقلاب فرهنگی بیاید؟
این موضوعی بود که بین مجلس – که قوه مقننه است – و دولت و وزارت آموزش و پرورش – که قوه مجریه است – چالش شده بود. این چالش – طبق قانون اساسی – باید رهبرانقلاب تصمیم بگیرند که چطور آن را حل کنند. با مشورتهایی که سران قوا در آن زمان داشتند، جمع بندی این شد که به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارجاع داده شود.
شان شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانون گذاری نیست
* پس به نوعی در قانون گذاری دخیل است. چه با ارجاع سران قوا و چه با موارد دیگر.
شان شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانون گذاری نیست. اگر رئیس مجلس و رئیس قوه مجریه در مسئله ای چالش داشتند و توسط حاکمیت و رهبری مسئله آنها حل میشود، میگویند از این طریق حل کنید. گاهی اوقات میگویند در جلساتی که سران قوا دارند این مسئله را حل کنید. برخی اوقات حضرت آقا به شورای عالی امنیت ملی ارجاع میدهند و یا میگویند در جمعی مانند مجمع تشخیص حل شود. قانون اساسی اختیارات را به رهبری داده است. علیرغم این که رهبری ولایت مطلقه فقیه را طبق اصل ۵۷ قانون اساسی دارند، اصل ۱۱۰ هم این مورد را ذکر کرده است. هر موضوعی که– البته با مشورت سران – ارجاع داده شود، وظیفه شورا است که به آن بپردازد.
در آن زمان به اتفاق عقلای قوم و سران در شورای عالی آمده است. در زمان دولت آقای روحانی هم همین بود. در دولت آقای روحانی هم همین مصوبه را انجام دادند. آقای رئیس جمهور وقت، آقای روحانی، ابلاغ کردند که تاثیر معدل بر کنکور اعمال شود. باز هم مدتی در مقام عمل اجرا نشد تا دولت آقای روحانی تمام شد. مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی هم داشت. ولی باز به دلایل موانعی که وجود داشت، اجرا نشد. پس اولا چندین بار مجلس مصوب کرده است و اجرا نشد. بعد در دولت آقای روحانی به شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد که رئیسش، رئیس قوه مجریه است آمد و اجرایی نشد.
در دولت شهید رئیسی آمد و مجددا این را بررسی کردند. وزیر آموزش و پرورش وقت اصرار داشت که پایه ده و یازده و دوازده – متوسطه دوم – تاثیر قطعی داشته باشد. آن هم در دوره ای اجرایی نشد تا وزیر بعدی دولت شهید رئیسی که آمد، تصمیم گرفت این را اجرا کند.
ویکی پدیای من میگوید امام جمعه موقت دزفول هستم، دروغ است
* آقای نوری؟
بله، آقای نوری هم مصوبه را قبول داشت و اصرار داشت که پایه ۱۰-۱۱-۱۲ باشد. زمان آقای نوری باز هم اجرایی نشد، چون این کار بودجه ای میخواست. دولت هم امکان تامین آن بودجه را نداشت و اجرا نشد. آقای دکتر صحرایی آمد و گفت این را اجرا میکنم. شورا حمایت و پشتیبانی کند. البته آقای دکتر صحرایی با پشتوانه استاندارها و مجموعه نهادهای مختلف کشور موفق شد که دو سال این مصوبه را اجرا کند. دولت جدید – دولت چهاردهم - که آمد، گفت نظراتی داریم. همانطور که عرض کردم، شورا یار دولتها است و نه بار دولت ها. گفتیم مجدد در صحن بیاید و بحث شود. بحثهای کارشناسی وزارت آموزش و پرورش این بود که تاثیر قطعی معدل، کاملا عقلایی و درست است. ولی پیشنهادشان این بود که پایه ده حذف شود و ۱۱ و ۱۲ باشد. درسهای پایه یازده هم از ۱۲ درس، شش درس باشد. شورا هم قبول کرد. گفت شما میخواهید اجرا کنید. اصل مصوبه را تغییر ندادند. پس اگر کلیه مصوبات ۴۱ سال گذشته را و قبل از آن ۵ سال ستاد انقلاب فرهنگی را نگاه کنید، ستاد انقلاب فرهنگی مثلا دانشگاه تربیت مدرس را ایجاد کرد، می دانستید؟

* خیر.
دانشگاه تربیت مدرس مصوبه ستاد انقلاب فرهنگی است. نشر دانشگاهی را ستاد انقلاب فرهنگی مصوب کرده است. انتشارات موسسه پژوهش علوم انسانی که کتابهای درسی علوم انسانی را چاپ میکند را ستاد انقلاب فرهنگی تصویب کرد. جهاد دانشگاهی را ستاد انقلاب فرهنگی تصویب کرد. میخواهم بگویم رویه به این صورت بوده است که اگر موضوعاتی را رهبری جامعه ارجاع میداده است، ورود میکردند. شان و جایگاه شورا، قانون گذاری نیست و سیاست گذاری است. عمده مصوبات هم در حوزه سیاست گذاری است.
* یک بحثی شکل گرفت که درخصوص اخراج اساتید در دوره سیزدهم است که بخصوص در اواخر سال ۱۴۰۱ و سال ۱۴۰۲ خیلی اوج گرفت. آن زمان شما دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی شده بودید. اخراج اساتید از کجا شروع شد و علت آن چه بود؟
آن زمان دبیر شورا نبودم. من دقیقا اول بهمن ۱۴۰۱ دبیر شدم. اولا از شما این سوال را بپرسم که چند استاد اخراج شد؟
* حدود صد نفر میگفتند.
مستند بگویید. صد تا نبوده است. اینها در فضای مجازی است. در ویکی پدیای من هر چه از صدر تا ذیل نوشته دروغ است. میگوید امام جمعه موقت دزفول هستم یا معاون علوم انسانی دانشگاه آزاد هستم که دروغ است.
اینکه اساتید زیادی اخراج شده اند، کذب است
* ویکی پدیا که منبع معتبری نیست اما...
میخواهم بگویم صدر تا ذیلش دروغ است. این که میفرمایید اساتید زیادی اخراج شده اند، کذب است.
* بازنشسته زودهنگام شده اند و از مجموعه منفک شده اند.
زمانی میخواهیم مستند صحبت کنیم و زمانی دیگر میخواهیم حاشیه درست کنیم. اولا تعدادی از اساتیدی که به دلایل فرآیند انضباطی اخراج شده اند داشته ایم. چون اخلاقی دارم که در اتاق من به روی اساتید و شخصیتهایی که ایده ای دارند باز است. عمده اساتیدی که به این نحوه عذرشان را خواسته بودند چه با واسطه و چه خودشان به من مراجعه کردند.
* چند نفر بودند؟
بررسیهای دقیق نشان داد که بخش عمده موارد مطرح شده در فضای مجازی، مربوط به روالهای اداری یا پایان قراردادهای پیمانی بوده و موارد با دلایل انضباطی بسیار محدود است. با این حال، شورا وظیفه خود میداند صدای تظلمخواهی هر استادی را بشنود. کما اینکه با نگاهی پدرانه و با هماهنگی عالیترین سطوح، تلاش کردیم حتی کسانی که مشکلی در پرونده داشتند، به محیط دانشگاه بازگردند.
وظیفه ما، شنیدن تظلم خواهیها - از هر کجا که باشد- است
* چند نفرشان بازگشتند؟
همه را برگرداند. همه آنهایی که به لحاظ انضباطی اخراج شده بودند را برگرداند. کسی که بازنشست شده است طبق قانون بوده است. اگر آن موارد هم غیر قانونی بازنشست شده باشند، حتما پیگیری میکنیم. اصولا وظیفه ما، شنیدن تظلم خواهیها - از هر کجا که باشد- است. در همین مقطعی که این اتفاق افتاد را پیگیری میکنید که برای سه سال پیش است. همین الان عده ای از استادانی که تعدادشان هم کم نبود و بالای ۵۰۰ نفر پیمانی هستند ولی کد استخدامی آنها نیامده است و برخی متولیان تصمیم گرفته بودند که عذرشان را بخواهند.
* آن بحث بودجه است.
هیچ ربطی به بودجه ندارد. من میگویم چطور سخنگوی ۱۸ نفر میشوید. ولی سخنگوی ۷۰۰ نفر نمیشوید؟ ۵ سال در این کشور خدمت کرده است و استاد دانشگاه بوده است و جوانی خود را خرج کرده است و به بهانه این که کد استخدامی نیامده است باید از دانشگاه برود. البته ما آن را حل کردیم.
همان استادی که اخراج کرده اند، طبق قوانین مصوب بوده است
* به چه دلیل کد نمیآمده است؟
به هر دلیلی. اصلا وقتی اجازه میدهند جنابعالی در فرآیند سامانه جذب ثبت نام کنید، یعنی همه زمینهها فراهم است و قرار است کد استخدامی بیاید. اینها همه حل شد. ما هم مشکل آن ۱۸ نفر و هم مشکل این ۷۰۰ نفر را در شورا حل کردیم. سوالم این است که این خبرگزاری خبرآنلاین که به حق دغدغه آن ۱۸ نفر یا به قول شما یا ۱۰۰ نفر را دارد و باید هم داشته باشد و از ما هم بپرسد که تظلم خواهی آنها را پیگیری کرده ایم یا نه {آیا درباره آن ۷۰۰ نفر هم سوال میپرسد؟} . من هم میگویم پیگیری کرده ام و برخی از آنها حتی در دولت چهاردهم هم مشکلشان حل نمیشد، با پیگیری مکرر ما حل شد. خبر تلاش دبیرخانه شورا برای بازگشت این اساتید که این برخورد {با آن ها} طبق ضوابط مصوب این کشور بوده است و کسی تخلف نکرده است، ولی از باب صدق رحمه غضب پیگیری میکنیم تا حل شود، چرا اینها نشر پیدا نمیکند. اما آن خبر نشر پیدا میکند؟ میگویم بهترین امر، عدالت در رسانه است. البته رسانه باید زبان همه مردم باشد. یعنی هم زبان ۱۰۰ نفر شما و هم ۷۰۰ نفر باشد.
* زمانی یک مشکل اداری است و زمانی دیگر، کسی به خاطر اظهار نظر عذرش خواسته میشود.
همان استادی که اخراج کرده اند، طبق قوانین مصوب بوده است. یک مورد بیاورید که نشان دهد طبق قوانین اخراج نشده است. ولو این استاد هم برگشته باشد، حتما در هیئت عالی تجدید نظر وزارت علوم خواهم برد که ریاستش با وزیر است. آن جا بررسی خواهد شد و اساتید حقوق دان و معاونین وزیر و خود وزیر هستند و سه نفر از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی از جمله خودم حضور دارم. حتما باید با این برخورد شود. چون آبروی شخصی را برده اند. ولو با پیگیریهای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم برگشته است. ولی حتما رسیدگی خواهیم کرد و آن را رسانه ای خواهیم کرد.
طبق اختیاراتی که ولی فقیه و امام داشته است، شورای انقلاب فرهنگی را شکل داده است. آیا غلط است؟
*بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و جان باختن خانم امینی به دبیری شورا منصوب شدید اما قانونی درباره حجاب تصویب شد و بعد جلوی آن را گرفتند. خیلیها الآن معترض هستند که قانون باید اجرا شود. به عنوان یک سیاست گذار که مقامهای قبل از شما در زمان آقای رئیسی بودند و مصوبه ای داشتند که باعث شد اوایل تابستان ۱۴۰۱ گشت ارشاد افزایش پیدا کند و بعد آن اتفاقات افتاد، به عنوان یک سیاست گذار، آیا شورا را دخیل در آن حوادث میدانید؟
دو سوال در سوال شما بود. یکی در مورد قانون مجلس است که مجلس، قانونی را تصویب کرده است. اگر شان مجلس را قانون گذاری در موضوعات مختلف میدانید، این هم یک قانون است.
* ولی شورای عالی امنیت ملی که نهاد بالاسری است جلویش را گرفته است.
کار خوبی کرده است یا کار بدی کرده است؟
* نظر شما چیست؟
الان شورای عالی امنیت ملی دخالت کرده است و جلوی یک قانون که شان مجلس بوده است را گرفته است.
* من نگفتم دخالت کرده، می گوییم شأن قانون گذاری و موازی کاری است.
الآن جلوی یک قانونی که قانون گذاری مجلس بوده، گرفته شده است.
* شورای عالی امنیت ملی با شورای عالی انقلاب فرهنگی خیلی متفاوت است. این که آن شورا با مسائل امنیتی سر و کار دارد. ولی ستاد شورای عالی امنیت ملی زمانی تشکیل شد و بعد هم شان نزولش از بین رفت. دانشگاهها به وضعیت عادی برگشتند.
این که شما الان حاکم این کشور هستید و نظر میدهید بحث دیگری است.
* من حاکم نیستم، هیچ کاره کشورم.
شان حاکمیت دارید و میگویید ستاد انقلاب فرهنگی بود و دانشگاهها شکل گرفتند و موضوعش تمام شد و بعد شورا نباید شکل بگیرد. طبق اختیاراتی که ولی فقیه و امام داشته است، شورای انقلاب فرهنگی را شکل داده است. آیا غلط است؟
* این نظر ولی فقیه است.
نمی توانید چیزی بگویید، یا قانونا باید تسلیم شوید؟

در اصل ۱۱۰ قانون اساسی سیاستها را به رهبری واگذار کرده است
* به لحاظ قانونی، یک قانون است.
علاوه بر این، بعد از بازگشایی دانشگاه ها، ستاد انقلاب فرهنگی ادامه پیدا کرد. سال ۶۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفت. یعنی دانشگاهها که باز شد، ستاد انقلاب فرهنگی کار خود را ادامه میداد. پس فرقی نمیکند که بگوییم شورای عالی فضای مجازی را قبول دارم یا انقلاب فرهنگی را قبول ندارم. اینها سه شورای حاکمیتی است.
* شورای عالی امنیت ملی، در قانون اساسی آمده است.
اشکالی ندارد. در اصل ۱۱۰ قانون اساسی هم سیاستها را به رهبری واگذار کرده است. رهبری میگوید حوزه فضای مجازی و علم و فرهنگ را به این دو شورا میدهم. اشکالی ندارد. مشکل حقوقی ندارد. هرکسی با زبان حقوق صحبت میکند، جوابش این است. اگر با زبان فقه صحبت میکند، فقیه عالم و حاکم بوده است. در قانون اساسی هم در اصل ۵۷ و ۵۸ ذکر شده است. شتر سواری دولا دولا نمیشود. یا مجلس را برای قانون گذاری قبول داریم یا نداریم. اگر قبول داریم، بگذاریم قانون گذاری کند.
* ولی یک اصل قانون اساسی مربوط به شورای عالی امنیت ملی است.
می دانم – اما شورای عالی امنیت ملی دو دسته مصوبه دارد. یکی مصوبات صحن شورا است. یکی مصوبات دبیرخانه است. آن که در قانون اساسی آمده است مصوبات شورا است که رهبری میبیند و باید تایید کند. من مدافع قانون حجاب نیستم. آیا مصوبه ای در صحن شورای عالی امنیت ملی ابلاغ شده است که این قانون متوقف شود؟
* گفتند مصوبه شورا بوده است.
من هم معتقدم که شورای عالی امنیت ملی حاکمیتی است. همانطور هم میگویم شورای عالی انقلاب فرهنگی، حاکمیتی است و سیاست گذاری میکند و نگاه کلان دارد. شورای عالی امنیت ملی هم همینطور است. آن هم ریاستش با رئیس جمهور است. حقوقی و قانونی، هر دو را مانند هم میدانم و مشروعیت دارند. ولی سوالم این است که آیا مجلس کار خوبی کرد که این قانون را نوشت یا نه؟
در دوره آقای خاتمی سه مصوبه حجاب داشتیم
* این نظری است، من ممکن است نظرم را هم درباره قانون انتخابات بگویم و نپسندم.
به هر حال مجلس به این تصمیم رسید و قانون را مصوب کرد. ولی رئیس مجلس هنوز این قانون را ابلاغ نکرد.
* بابت مصوبه شورا بود.
بابت هرچه که بود. چون مستند و رسانه ای نداریم
* رئیس مجلس گفت که بابت مصوبه شورا بود. البته بحثی هم بین اعضای شورای عالی امنیت ملی وجود دارد که برخی مانند آقای جلیلی میگویند مصوبه دبیرخانه بوده است و دبیرخانه جلویش را گرفته است و آقای قالیباف میگویند مصوبه شورا بوده است
بله اختلافی بین این موضوع هم هست. نظر شخصی من در خصوص این قانون این است که معتقدیم مجلس اختیار دارد. ولی بخش قابل توجهی از این قانون که مجلس مصوب کرده بود، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. همان وظایفی که از زمان دولت آقای خاتمی در شورا مصوب شد و با امضای آقای خاتمی ابلاغ شده است. مصوباتی درباره حجاب و عفاف داریم که وظایف دستگاهها را مشخص کرده است و آقای خاتمی ابلاغش کرده است.
* مرداد سال ۸۴ بود؟
تاریخش را نمیدانم. در دوره آقای خاتمی سه مصوبه حجاب داشتیم. در دوره آقای احمدی نژاد مصوبات حجاب بوده است. در دوره شهید رئیسی مصوب کرده بودند که شان راهبردی حجاب با شورای عالی انقلاب فرهنگی و شان راهبری با وزارت کشور است. این که میگویند شورای انقلاب فرهنگی مصوباتی داشته است و اجازه داده ون در خیابان بیاید چنین چیزی نبوده است. قبل از بنده را میگویم. چون بعد از بنده هیچ مصوبه ای درباره حجاب نداشته ایم. در زمان شهید رئیسی که بنده نبودم این مصوبه را داشتیم که سیاست گذاری با شورای عالی انقلاب فرهنگی و تصمیم میدانی و کار قرارگاهی با وزارت کشور است. {این که} آیا منشا آن اتفاقات شد یا نشد، بحثهای بعدی است که اگر بخواهید تحلیل خود را عرض میکنم. به نظرم این که بگوییم آن اتفاقات منشا بحثهای بعدی خیلی سهل انگارانه است. موضوع پیچیده تر از اینها است. تحلیلهای ما نشان میدهد که در کنار مطالبات داخلی، سرمایهگذاریهای رسانهای سنگینی روی برخی نمادها و شعارها انجام شد تا انسجام ملی را هدف قرار دهند. ما باید بین "دغدغههای فرهنگی نسل جدید" و "طراحیهای رسانهای بیگانه" تفکیک قائل شویم. هدف شورا، درک این دغدغهها و تقویت انسجام ملی در برابر دوقطبیسازیهای ساختگی است.
منشا بخشی از اتفاقات ۱۴۰۱، تصمیمات نادرست در مقام اجرا بود و بخش دیگر عوامل دیگر بود
* چون ندیده ام نمیتوانم نظر بدهم.
روایت میکنم. تحلیل نمیکنم. این که اتفاقی میافتد و شعار زن زندگی آزادی ایجاد میشود و آن خانم عزیز از دنیا میرود و از آن طرف عده ای ناجوانمردانه و وحشیانه، آرمان را تکه تکه میکنند یا افراد دیگری که در خیابان که ما از وفات آن خانم رنجور و دردناک هستیم. فرمودید شورا مصوبه ای داشته است و به ون اجازه داده است و این اتفاق باعث وفات آن خانم شد.
* خیر، ما باعث نمی گوییم.
میخواهم همه این روایت را نقد کنم. نقد اول این است که شورا چنین مصوبه ای نداشته است.
* نظارت هم نداشته است؟
مصوبه اش این بوده است که راهبردی و سیاست گذاری با شورا باشد و راهبری با وزارت کشور باشد و وزارت کشور خودش تصمیم بگیرد. شان شورا این نیست که ورود کند. اگر قرار باشد در میدان ون استفاده شود یا نشود و باعث آسیب زدن به امنیت کشور شود یا نشود، این را باید شورای عالی امنیت ملی ورود کند. موضوع تخصصا از وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی خارج است. آنها ورود کردند و اتفاقاتی افتاد. منشا بخشی از اتفاقات ۱۴۰۱ ، تصمیمات نادرست در مقام اجرا بود و بخش دیگر عوامل دیگر بود. عوامل بیرونی که نقشه میکشند. مگر عامل جنگ اخیر رژیم صهیونیستی، فقط آمریکا و رژیم صهیونیستی بود؟ عوامل داخلی ورود کرده بودند.
انواع سازمانهای امنیتی، نیروهای نیابتی را هزینه میکنند تا مردم ما را به خاک و خون بکشند. پس وقتی میخواهیم پدیده اجتماعی را بررسی کنیم، بباید عواملش را بررسی کنیم. تک عاملی نبینیم. این تحلیل دقیقی نیست. شورای عالی انقلاب فرهنگی، در دوره شهید رئیسی و در دوره من، چه در زمانی که در خدمت شهید رئیسی بودم و چه الان که در خدمت دکتر پزشکیان هستم، هیچ مصوبه ای درمورد حجاب نداشتیم. البته گاهی در شورا، بحثهایی درباره حجاب میشد که اوضاع این طور است و به برهنگی کشیده شده است و مباحثاتی میشد. ولی این که به تصمیمی برسیم و به مصوبه ای برسیم و ابلاغ شود، اینطور نبوده است.
آقای دکتر پزشکیان در هیئت دولت و جلسات اختصاصی، مسئله حجاب و مسئله برهنگی را داشته اند
* اخیرا رئیس قوه قضاییه نسبت به موضوع حجاب صحبت کردند و درباره وضعیت حجاب هشدارهایی داده اند، بحثی در شورا شکل نگرفته است؟
خیر – یک بار پیش از دستور {بوده است}. خبر دارم که آقای دکتر پزشکیان در هیئت دولت و جلسات اختصاصی، مسئله حجاب و مسئله برهنگی را داشته اند. جز یک جلسه که قبل از جنگ بود و بنده دعوت شدم و جلسات دیگر را هم ما نبودیم. اصلا دبیر شورا در جلسات حضور نداشت.
* در آن جلسات چه گذشت؟
در آن جلسه بحثها و گفتگوهای مختلفی شد که منجر به تصمیم هم نشد. قبل از جنگ بود. به هر حال اتفاقی در کشور رخ میدهد و عده ای ناهنجاری میکنند. اکثر خانمها سنگین و وزین در خیابان راه میروند و اگر زمانی در مسئله حجاب تزلزلی باشد، آن مسئله عفاف و خانوادگی و این که جامعه دچار ناهنجاری نشود را اکثر بانوان دارند. همانطور که جامعه ایران یک جامعه قانون پذیر است. ولی عده ای قانون شکنی میکنند و رفتارهای ناهنجاری میکنند. عده زیادی نیستند. ولی دارند فضاسازی میکنند. مثلا به نام گردشگری یا پیاده روی، ناهنجاری انجام میدهند. یک گروه کاملا سیستمی و هدفمند و برنامه ریزی هستند.

* از کجا برنامه ریزی میشوند؟
ممکن است خودشان در داخل برنامه ریزی کرده اند و ممکن است از خارج خط بگیرند. این سوال را باید از مجموعه امنیتی بپرسید و ربطی به حوزه من ندارد.
* شما میدانید؟
ما حوزه فرهنگ هستیم .واقعا نمیدانم.
در یک نظرسنجی درصد بالایی از خانمهایی که کشف حجاب میکنند، گفته اند این سبک را میپسندیم
* اینها را از کجا میدانید؟
از همین گزارشاتی که مجموعههای امنیتی خبر میدهند.
*ممکن است خانواده ای بخواهند به طبیعت بروند و مناسبت خاصی باشد و حرکتی انجام شود که خلاف موازین باشد. به این معنی است که از جایی خط گرفته اند؟
خیر – ممکن است سبک زندگی عده ای این طور باشد. در این فرهنگ بزرگ شدهاند. جالب است که یک تحقیق پیمایشی در خصوصی بانوانی که کشف حجاب میکنند انجام شده است. از همین خانمهایی که کشف حجاب میکنند، نظر سنجی شده است و درصد بالایی گفته اند این سبک را میپسندیم. یعنی یک مسئله گرایشی و علاقه است. مسئله شناختی است. نمیتوان گفت اینها از عوامل خارجی خط میگیرند.
ممکن است فضای مجازی روی بینش و منش و کنش او اثر گذاشته باشد. ممکن است یک خانم باحجاب و چادری باشد و فضای مجازی آرام آرام باورهای او را متزلزل کند و به سمت بی حجابی و بدن نمایی سوق پیدا کند. این فرهنگ فضای مجازی است که اثر گذاشته است. بله آن تهاجم فرهنگی و دشمنی که بیرون است کار خود را میکند. به نظرم خیلی ابلهانه است که کسی نپذیرد عقبه این کارهای رسانه ای که انجام میدهند، عقبه ای سیاستی و امنیتی است تا جامعه را دچار تزلزل کنند و دوقطبی سازی طرفدار کشف حجاب و مخالف حجاب درست کنند.
هدفشان این است که انسجام ملی آسیب ببیند. در مسئله حجاب یا هر مسئله دیگری که در این کشور محل اختلاف است و موافق و مخالفینی دارد، چه موافقان و چه مخالفان باید مراقب باشند تا انسجام ملی آسیب نبیند. هدف ما انسجام است. لذا برخی مسئله شناختی دارند. باید تبیین شود و گفتگو شود. جای جهاد تبیین اینجا است. این که بخواهیم با روشهای انتظامی آن را حل کنیم، شخصا اعتقاد دارم که این حل نمیشود. چندین بار در زمان شهید رئیسی این نکات را میگفتیم و برخی از ما دلخور میشدند که چرا برخی از این پروژهها مانند پروژه ون را جوابگو نمیدانستم. مسئله را حل نمیکند و بلکه منحل هم میکند. ولی باندهایی هستند که طبق گزارشاتی که به ما رسیده است، باید نهادهای امنیتی با آنها برخورد کنند و ربطی به صحبت فرهنگی ما ندارد.
اگر در دنیا بروید گاهی اوقات میگویند خانواده کیلویی چند؟
* چند نمونه از این گزارشات را میگویید؟
خیلی کلی است. از قضا گزارشاتی که در مسائل فرهنگی به ما میرسانند کلی است. لذا اگر از من سوال بپرسید، یک نمونه هم سراغ ندارم.
* تحلیل شما از قانون عفاف و حجاب که سال گذشته تصویب شد و نمایندگان اصرار زیادی برای اجرای آن دارند چیست؟
بخش قابل توجهی از این قانون، مصوبات سیاستی شورای انقلاب فرهنگی در زمان آقایان خاتمی، احمدی نژاد و روحانی بوده است.چه ضرورتی داشته است که مجلس مصوبه دیگر {داشته باشد}.عین عبارتهای شورا آمده است. آن عزیزان این تشخیص را دادند و ما هم به این تشخیص احترام میگذاریم. به هر حال قانون گذار و نماینده مجلس هستند. ولی به نظرم ای کاش یک سری قوانینی که آن بخش فرهنگی موضوع را {در بر میگرفت، حمایت میکردند}. مثلا حمایتهایی از فعالان فرهنگی میکردند. مثلا به خبرگزاریها میگفتند شما را حمایت میکنیم تا مسئله حکمت حجاب و فرهنگ خانواده اصیل اسلامی ایرانی را تبیین کنید. مثلا خبرآنلاین چند برنامه در خصوص خانواده ایرانی تبیین کند.
اصل مسئله حجاب یا مسائل از این دست، به تحکیم و تثبیت خانواده بر میگردد. اگر قرار باشد خانواده در ایران متزلزل شود، رکن هویت ایرانی اسلامی آسیب میبیند. البته در پیمایش جدیدی که صورت گرفته است، بالای ۹۵ درصد از نسلهای جدید - که به غلط نامشان را زد و آلفا و بتا و... مینامند و هیچ کدام را به صورت علمی قبول ندارم، ویژگیهایی {از آن ها} ذکر میکنند که آنها گوش نمیدهند و بیشتر دوست دارند حرف بزنند و گاهی حرکتهای خاصی دارند. ما هم در دوران نوجوانی چنین ویژگیهایی داشته ایم. گاهی اوقات کلیشههایی درست میشود. من تا به حال جامعه شناسی را ندیده ام که این طبقه بندیها را در جامعه تطبیق دهد – گفته بودند که ما به خانواده پایبندیم. خیلی خبر خوشایندی است.
اگر در دنیا بروید گاهی اوقات میگویند خانواده کیلویی چند؟ به خاطر مسائل اقتصادی و برخی مسائل معیشتی ممکن است یک جوان ازدواج نکند یا از این بترسد که چطور خانواده را خوشحال کند. ولی اصالت و تعلق خانواده برایش مهم است. میخواهم بگویم که در حرکتها و رفتار هایی که صورت میگیرد {دقیق شویم}. ممکن است عده ای در کافهها و بازارها ترویج شراب خواری یا مواد مخدر کنند. یا نوجوانان و جوانان را به سمت دخانیات سوق دهند. یا برخی از سریالهای نمایش خانگی پشت سر هم سیگار و جنایت را نمایش دهند. این جز آسیب زدن به نظام خانواده چیز دیگری نیست. فکر کردم میخواهید از سیاستهای نمایش خانگی بپرسید. ولی وقتی تحقیقات پیمایشی در حوزه سلامت میگوید که اولین عامل سرطان ریه، یا اولین عامل مرگ و میر و گرایش به مواد مخدر، دخانیات است، یک تحقیق علمی است. در کل دنیا آمار یکسان است.
من به عنوان دبیر شورا میگویم اینقدر در نمایشهای خانگی و فیلم ها، تبلیغ سیگار نکنید و آنقدر جوانها را سوق ندهید عده ای به من حمله میکنند که مگر تمام مشکلات ما حل شده است که به سیگار چسبیده اید؟ البته یک پشتوانه مافیایی عجیبی پشت آن است. در سال، حدود صد میلیارد نخ سیگار در کشور تولید میشود. جالب است که در همه دنیا که بروید – حتی رژیم صهیونیستی – نزدیک به صد درصد مالیات میگیرند. ولی در کشور ما به زور ۲۸ درصد تا ۳۰ درصد را به زور اجازه داده اند. یک گردش مالی چند همتی وجود دارد.
اصل مافیا برای دخانیات است
* چرا کسی جلویش را نمیگیرد؟
این را باید از اهل آن بپرسید. جالب این جا است که ما که در دنیا نسبت به همه چیز تحریم هستیم، ولی خیلی راحت {وارد میشود}.
* قاچاق میآید. گران هم شده است.
قاچاق نیست. خیلی عمدتا در داخل بسته بندی و تولید میشود. اصلا اصل مافیا برای دخانیات است.
* قبل از این که وارد طرح صیانت شویم، گفتید درصد بالایی از خانمهایی که کشف حجاب میکنند نظرسنجی شده است و گفته اند این سبک را دوست داریم. این را به عنوان یک سبک زندگی به رسمیت میشناسید و قبول دارید که جماعتی میگویند این سبک زندگی را دوست داریم؟
تکثر سلیقهها در جامعه محترم است، اما شأن قانون با شأن تمایلات شخصی متفاوت است. همانطور که در تمام دنیا، "قانونگرایی" فصلالخطاب است و نمیتوان به صرف علاقه جمعی به یک رفتار، الزامات قانونی و توافقات اجتماعی را نادیده گرفت. بحث ما در اینجا صیانت از نظام خانواده و حاکمیت قانون در فضای عمومی است، نه تقابل با سلایق افراد.
* او که کشف حجاب میکند میگوید این قانون گریزی من در حد یک روسری است؛ بروید قانون گریزهایی که اختلاس میکنند را برخورد کنید.
آنها را باید دولت برخورد کند و قطعا برخورد میکند. این همه افرادی که گرفتند و زندانی کردند و جریمه کردند و پول هایشان را برگرداندند و برخی را اعدام کردند.
* خودتان میگویید مافیای دخانیات وجود دارد. یعنی جمع زیادی در دخانیات هستند که قانون گریزی میکنند.
خیر –البته ممکن است قوانین کشور گفته باشد که ۳۰ درصد مالیات داشته باشند.
* یعنی مافیا در قوانین تاثیرگذار است؟
آن بحث دیگری است. از اصل بحث دور نشویم. میگویم که اگر قانون مملکت اشتباه است، قانون را اصلاح کنند. ولی وقتی یک قانون وجود دارد، نباید تخطی شود. شما میگویید کشف حجاب است. به همین بسنده میشود؟
اگر مجلس شورای اسلامی این قانون را وضع کند که کشف حجاب اشکال ندارد، {موردی ندارد}. ولی چنین قانونی نداریم
* اگر به همین بسنده شود، به رسمیت شناخته میشود؟
مجلس شورای اسلامی، قانون گذار است. اگر مجلس شورای اسلامی این قانون را وضع کند که کشف حجاب اشکال ندارد، {موردی ندارد}. ولی چنین قانونی نداریم. به این هم بسنده نمیشود. اصولا از کشف حجاب، مسئله بدن نمایی را داریم. کما این که این موضوع را میبینیم . بعد از بدن نمایی هم مسائل دیگر رخ میدهد؛ حد یقف ندارد. یک بحث در قانون به نام فلسفه قانون وجود دارد. چرا اسلام بر حجاب تاکید کرده است؟ به هر حال کشور شما یک کشور اسلامی است. آیا قانون اساسی میگوید مطابق قوانین شرع یا نه؟ آیا حجاب حکم الهی و شرعی است یا نه؟

* به هر حال جماعتی در این کشور زندگی میکنند که حتی دو درصد باشند.
در هر کشوری که بروید، هیچ کشوری را در دنیا سراغ ندارید که نسبت به یک قانون، هفتاد درصد مردمش موافق آن قانون باشند. در فلسفه قانون، آیا آن کشور قانونش را کنار میگذارد؟
* در برخی از کشورها، همه پرسی میگذارند
اینطور نیست. در مجلس تصویب میشود.
* سوییس انجام میدهد
مدل حکمرانی سوییس فرق میکند. شما آمریکا را مثال بزنید.
* من باب مثال گفتم.
مثالتان غلط است. در سوییس هم اینطوری نیست؛ اصلا اینطوری نیست. بارها سفر به سوییس داشته ام. میگویم این که در هر مسئله ای همه پرسی میگذارند اینطور نیست و حدودی دارد. علاوه بر این که در آمریکا و انگلستان، مخالفان در آمریکا و دانشگاه هاروارد که مخالف رفتارهایی هستند که آمریکاییها علیه مردم غزه دارند – و در خبر آنلاین به بحث غزه پرداخته اید و ظلمهایی که صورت میگیرد – اجازه دهند که این همه پرسی در موضوع غزه صورت بگیرد. همین اتفاقاتی که آمریکا علیه غزه انجام میدهد و حمایتهایی که آمریکا به رژیم صهیونیستی میدهد.
قانون اساسی ما ظرفیتهای بالایی مانند اصل ۵۹ را دارد، اما...
* درمورد آمریکا صحبت نمیکنیم. در کشور خودمان درمورد قانون ایران صحبت میکنیم.
قانون اساسی ما ظرفیتهای بالایی مانند اصل ۵۹ را دارد، اما برای هر موضوعی، مسیر قانونی مشخصی (از جمله تایید دوسوم نمایندگان مجلس) پیشبینی شده است. در مسائل تخصصی فرهنگی، رویه کشور همواره بهرهگیری از خرد جمعی نخبگان و نمایندگان مردم بوده است. در حال حاضر، تمرکز ما بر سیاستگذاری دقیق و پاسخگو کردن دستگاههای اجرایی است.
* در قانون اساسی آمده است.
همه پرسی اصل قانون اساسی آمده است. اما این که مسئله ای داریم و عده ای موافق و مخالف هستند و از مردم همه پرسی کنیم، چنین چیزی نداریم.
* در اصل ۵۹ این را داریم.
باز به مجلس بر میگردد. باید دو سوم مجلس رای دهد تا این اتفاق بیافتد.
سریال وحشی و تاسیان و سووشون و زخم کاری را دیده ام
* جدا از بحث حجاب، اخیرا طرحی در خصوص قانون نمایش خانگی در کمیسیون فرهنگی مجلس پیگیری میشود. حمایت و رسیدگی به صوت و تصویر فضای مجازی که منتقدان این طرح میگویند که به نوعی طرح صیانت جدید است و همه اختیارات را در حالی به صدا و سیما واگذار میکند که انتقادات افکار عمومی و کارشناسان به این سازمان خیلی زیاد است. نظر شما نسبت به این طرح چیست و انتقادات را چطور ارزیابی میکنید؟
من این طرحی که در مجلس است را خبر ندارم. نه خبر دارم و نه محتوایش را دیده ام. پس نمیتوانم اظهار نظر کنم. ولی ما سیاستهای نمایش خانگی را در شورا مصوب کرده ایم و در دست آقای رئیس جمهور است که ابلاغ و امضا کند.در آنجا طبق قانون اساسی که یک سری اختیارات را به صدا و سیما داده است، یک سری وظایف و سیاستها در حوزه ویاُدیها را به صدا و سیما سپرده ایم و یک سری سیاستها را به وزارت ارشاد و سیاستهایی را به ذینفعان سپرده ایم. مثلا همانطور که اشاره کردم، آیا خانواده برای ما اصالت دارد یا ندارد؟ این سوال را دوستانه میپرسم که آیا خبرآنلاین یک بار درمورد سریالهایی که پخش میشود {بررسی داشته است؟} . بخشی از آنها را مقید بوده ام و میبینم. مثلا سریال وحشی و تاسیان و سووشون و زخم کاری را دیده ام. تقریبا مقید به دیدن برخی سریال هستم. الان سریال سرگردان را میبینم که یک سریال کره ای است.
* پس کی درام و کیپاپ را هم میبینید.
از آن جایی که در حوزه موسیقی مطالعاتی دارم، موسیقیهای راک و پاپ را میشناسم و موسیقی سنتی خودمان را هم بیشتر میشناسم.
* راک هم گوش میدهید؟
خیر – یک کتاب با عنوان جریان شناسی ضد فرهنگها در بیست سال پیش نوشته ام که روی موسیقی راک و متال و هوی متال و بلک متال و بلوز و جز مطالعات مفصلی داشته ام. ولی موسیقی سنتی ایرانی علقه شخصی ام است و سازهای مختلف سه تار و دو تار و تار و سنتور و رباب را میشناسم. دستگاهها را هم به خوبی میشناسم. تقریبا اطلاعاتم نسبت به موسیقی بد نیست. مدتی شاگردی اساتید را داشته ام.
مقداری ساز سنتور را بیشتر آشنا هستم و علاقهمندم
* خودتان موسیقی مینوازید؟
بله، مقداری ساز سنتور را بیشتر آشنا هستم و علاقهمندم. البته سه تار هم ساز سنتی ارزشمندی است که همانطور که میدانید چهار تار است. ولی ۱۵۰ سال پیش مشتاق علی شاه یک تار بر این سه تار افزود تا مقداری صدایش بم شود. از آن زمان اسم سه تار روی آن مانده است. سنتور ۷۲ تار دارد. به هر حال مقداری با این حوزه {آشنا هستم} و سند خوبی را برای موسیقی نوشته ایم. البته با کمک خانه موسیقی، یک بازنگری برای آن نوشته شد و با کمک خانه موسیقی بازنگری در حال انجام است.
درمورد نمایش خانگی، من فیلمهای هالیوود و بالیوود را متعدد دیده ام. الان بیشتر سریالهای داخلی را در تلویزیون مانند الگوریتم را میبینم. ولی برخی از سریالهای ترکی را هم میبینم. مانند سریال قیام عثمان که خیلی طول کشید و درباره عثمان بن ارطغرل بود. البته در مجموع شاید برای قیامی که عثمان راه انداخت، صد صفحه مطلب پیدا نشود. ولی به هر حال سریال است و از تخیل استفاده شده است. ولی انصافا پر محتوا بود.
وکیل مدافع صدا و سیما نیستم
* چون به تاسیان و سووشون اشاره کردید، اینها هم از سریالهایی بوده اند که توسط ساترا متوقف شده اند. الان در طرح مجلس، اختیاراتی به ساترا داده میشود و حتی مصوبه ای که گفتید و اختیاراتی که به صدا و سیما داده شده است، انتقادات آنقدر نسبت به عملکرد صدا و سیما مطرح است، این سوال وجود دارد که چرا به جای این که سیاست تنبیهی در پیش گرفته شود که جذب مخاطب بیشتری صورت بگیرد، یک سیاست تشویقی پیش گرفته است؟
می دانید ساترا در این مدت به چند ویاُدی مجوز داده است؟ ۵۰۰ مجوز داده است. وکیل مدافع صدا و سیما نیستم. چون زمانهایی صدا و سیما به کارهای ما در شورا نقد میکند. همین اخیرا که سند سلامت زنان را کار میکردیم و هنوز تصویب هم نشده بود، یک مجری در تلویزیون آمد و شروع کرد مطالبی را گفت که صدر تا ذیلش غلط بود. برخی اوقات از سمت برخی مجریان صدا و سیما هم مشمول محبت میشویم. اما صدا و سیما کارهای ارزنده ای انجام میدهد. همین ایران جان که استان به استان انجام میدهد کار ارزنده ای است. سابقه ای نداشته است که یک رسانه ملی، استان به استان، کل کشور و رسانه کل کشور را در اختیار یک استان قرار دهد.
* این وظیفه صدا و سیمای «ملی» است.
می خواهم بگویم این که بگوییم صدا و سیما اشکال و نقد دارد، هرکسی نقد دارد مطرح کند. اشکالی ندارد. قطعا باید صدا و سیما را در معرض نقد قرار داد و حتی صدا و سیما اجازه دهد که در خود صدا و سیما به این نقد پرداخته شود. به عنوان دبیر شورا، این توصیه را میکنم. ولی سریالهایی که در همین دو سه سال تولید شده است، تحولی است و کارهای مبارکی رخ داده است. کارهای ارزنده ای دارد. همین مهمان کشی که سریال بسیار خوب و با محتوای خوب و با کیفیت تاریخی ساخته شده است، به لحاظ فنون هنری، نیاز به کار بیشتری داشت، ولی سریال پر محتوایی بود. میخواهم بگویم این فرهنگ خیلی مهم است که وقتی میخواهم درباره خبرآنلاین صحبت کنم، آن بخشی که به نظرم مثبت است و نیمه پر لیوان است بگویم و اگر نقدی دارم با منطق و اخلاق بگویم. انصافا در جنگ تحمیلی که ساختمان شیشه ای صدا و سیما را زدند، اولا چرا زدند؟ چون احساس خطر میکنند و تهدید را از آن جا میبینند. صدا و سیما رشادت کرد و مجاهدت کرد و پای کار ایستاد. یک دقیقه برنامه را قطع نکرد. میتوانید بگویید وظیفه اش است. ولی من و شما هم وظیفه اخلاقی داریم.
شاید هیچ کسی به اندازه من فیلم نبیند، با این که خیلی سرم شلوغ است
* وظیفه اش این نیست که برنامه جناحی بسازد و یک جناح را بکوبد و به الگوی نامناسبی تبدیل شود.
الان شما نقدی به صدا و سیما دارید که نباید جناحی شود. حرف درستی است. یکی از نکاتی که صدا و سیما قبلا داشت، کرسیهای آزاد اندیشی بود که به نظرم باید رونق پیدا کند و حرف موافق و مخالف زده شود. ولی میخواهم بگویم که ما یک وظیفه اخلاقی هم داریم که کارهای مثبت را تایید کنیم. ۵۰۰ سکو و به تعبیر شما پلتفرم را مجوز داده است. این کار ارزنده ای است و مشخص میشود که اگر تعارض منافع بود نباید مجوز میداد. سوالم این است که آیا از نظر شورای انقلاب فرهنگی، رشد پلتفرمها و نمایش خانگی، مطلوب است یا نیست؟ میگویم مطلوب است. آیا حاکمیت باید از نمایشهای خانگی حمایت کند؟ قطعا باید حمایت کنیم. بسیاری از مردم که فرصت نمیکنند فیلمها و سریال از تلویزیون ببینند یا به سینما بروند، اما فرصت دارند که در مسیر و در جاده هستند و میخواهند از این فرصت و وقت خود استفاده کنند و سریال ببینند، این پلتفرمها این نیاز را تامین میکند. امروزه سبک زندگی و وقتها و رفتارها تغییر کرده است. دیروز یک سفر استانی به بیرجند رفتم، چهارشنبه تبریز بودم و پنجشنبه ارومیه بودم. آخر این هفته به ساری و مازندران خواهم رفت. به هر حال با ماشین میرویم و یا داخل هواپیما هستیم و یک الی دو ساعت پرواز ما طول میکشد. سریالها را در همین فرصتها میبینم. خیلی از سریالهایی که پلتفرمها تولید میکنند، اشتراک میخریم و پول شخصی هم هست. از قبل از این که دبیر بشوم سریال و فیلم میدیدم. شاید هیچ کسی به اندازه من فیلم نبیند، با این که خیلی سرم شلوغ است. مثلا آخر هفته خیلی اوقات از تهران به قم میروم و دو ساعت مسیر در ماشین است همین فیلم و سریالها را میبینم. مردم نیاز دارند. البته من هر سریالی را نمیبینم. سریالهای تاریخی و فلسفی را میبینم. سریالهایی که فکری یا تاریخی است را حساب شده میبینم. میخواهم این را بگویم که قطعا شورای عالی انقلاب فرهنگی، حامی نمایش خانگی و پلتفرمها است و سیاستی که وضع میکند، برای محدودسازی نیست. برای گسترش و حمایت است. نکته ما این است که آیا ما سریال بسازیم که فرهنگ قتل و جنایت و خشونت را رواج دهیم؟

در بین مردم هم زیاد هستم و گاهی اوقات به مدارس و دانشگاهها میرویم و با بچهها صحبت میکنیم. در مجموعههای عمومی هم شرکت میکنیم. خیلی اوقات پیاده از منزل تا محل کار میروم. کسی هم همراهم نیست. با مردم هم راحت هستم تا اگر مطلبی دارند بیان کنند. سفرهای استانی میرویم و با مردم ارتباط داریم. همین قشر خاکستری مردرم و آدمهایی که مشغول زندگی هستند، هر وقت من را میبینند گله میکنند که وضع نمایش خانگی در کشور افتضاح است. البته من گاهی توضیح میدهم که چه سریالهای خوبی ساخته اند تا این حد نگاه منفی نباشد. کارهای مثبت و ارزنده ای ساخته شده است. باور کنید برخی از پلتفرمها سریال که میسازند، قبل از این که در ساترا ببرند، میگویند من نظر دهم. نظر من را میخواهند و من هم میبینم. اخیرا یکی از این سریالها – کوری – {بود} که ۱۲ قسمت دارد و هنوز مجوز پخش نگرفته است، ۹ قسمت از آن را دیده ام. سوژه خوبی دارد. بحث جنایت هم در آن وجود دارد.
سبک زندگی ما آدمها به شدت متفاوت است
* ولی قبول دارید که تقویت صدا و سیما باعث میشود که ناخوداگاه آنها تضعیف شوند؟
قطعا تقویت صدا و سیما و پلتفرمها و نمایش خانگی و سینما {اهمیت دارد}. نباید سیاستی وضع کنیم که پلتفرمها و نمایش خانگی تقویت شود و سینما خلوت شود. خود سینما موضوعیت دارد. سوال این جا است که آیا میتوانیم سیاستی را تدوین کنیم و مجلس قانونی را تصویب کند که هم صدا و سیما و هم سینما و هم پلتفرمهای نمایش خانگی هر سه تقویت شوند؟ من میگویم که میتوانیم. چون سبک زندگی ما آدمها به شدت متفاوت است. عده ای عمدتا در خانه هستند و آی فیلم و سریالهایی را مرتبا میبینند. یا این که فردی نگهبان است یا فرد فرصت دارد که ۸ و نیم شب و ده شب فیلمهای تلویزیون را ببینند. عده ای دیگر که مرتبا در سفر هستند، باید از این پلتفرمها استفاده کنند. عده ای فرصت دارند آخر هفتهها دست خانواده را میگیرند و به سینما میروند. فرصت کردم و یکی از مستندهای اخیر را در سالن سینما دیدم. میخواهم بگویم که میتوانیم سیاستهایی را وضع کنیم و قوانینی را داشته باشیم – که طبیعتا مجلس انجام میدهد – که همه اینها حریمشان حفظ شود و تقویت شود. کارگردانی زحمت میکشد و هزینه میکند و فیلم سینمایی میسازد و بعد در گیشه ۱۰ میلیارد هم فروش ندارد. این کارگردان و تهیه کننده از زندگی ساقط میشود. آیا حقی بر ذمه ما حکمرانان در خصوص آنها نیست؟ تقاضای من از شما و مجموعه خبرگزاریها این است که تامل کنید و به ما کمک کنید. اگر احساس میکنید جایی از این سیاستها به سینما یا صدا و سیما آسیب میزند {بگویید}. اینها میتوانند باهم یک مجموعه فرهنگ ساز در کشور باشند.
* ولی عمدتا صدا و سیما دیده میشود.
اعتقاد به این ندارم. کسانی را که برای نگارش سیاستهای نمایش خانگی گذاشته ایم، بخشی از همین فعالان نمایش خانگی بوده اند. جالب این است که هم وزارت ارشاد و هم صدا و سیما ایدههایی به نفع خودشان داشتند و ما در شورا بیشترین حمایت را از نمایش خانگی میکردیم.
* از طرح صیانت {حمایت میکردید}؟
اصلا با آن طرحها فاصله دارد و متفاوت است. این که مجلس چه کاری کرده است را خبر ندارم.
گاهی اوقات برخی جوانان میگویند به کافی شاپ برویم و قهوه ای مهمان ما باش
* شما کافی شاپ هم میروید؟
گاهی اوقات میروم. البته نه این که خودم وقت کنم و بروم. ولی گاهی اوقات برخی از جوانهای به قول شما نسل زد، میگویند میخواهیم شما را ببینیم و حرف راحت بزنیم. میگویند به کافی شاپ برویم و قهوه ای مهمان ما باش. میرویم و حرف هایشان را میشنویم. در برخی کافی شاپها رفته ام و دو سه نفر سوال داشته اند و بعد ۷-۸ نفر دور ما جمع شده اند. مقید هستم که هر هفته به فدراسیون ورزشی میروم. تا الان از ۵۳ فدراسیون ورزشی، حضورا به ۲۳ فدراسیون رفته ام که مسائل و درد دلی دارند و یک تلفن میتواند مشکلشان را حل کند. معتقدم که مسئولین ما باید مقداری در مردم باشند و با گرایشهای مختلف و سلایق مختلف، حرف هایشان را بشنوند.
* این اظهار نظری که صورت گرفته است و میگوید کافی شاپها بنیان خانواده را از بین میبرد را قبول دارید؟
این یک اصل کلی نیست. قهوه خانه از قدیم در ایران وجود داشته است. اصلا چایخانه نداشته ایم. چای را بعدها اروپاییها آورده اند. بعضا در قهوه خانه ها، خانوادهها دیزی میخوردند و یا قهوه و چای میل میکردند. مهم این است که این کافی شاپها شئون و اصول را رعایت کنند. آیا میشود کافی شاپ با حفظ شئون داشته باشیم؟ بله داریم و میتوانیم داشته باشیم. ولی اگر کافی شاپی شکل بگیرد و مواد توزیع کند و مشروب به جوانها بدهد و فساد را ترویج کند، هر جا باشد غلط است. فرض کنید – معاذ الله - اگر کسی در مسجد خواست مواد مخدر توزیع کند با متولیان مسجد خواستند این کار را انجام دهند، آن مسجد ضرار است. فرقی نمیکند.
* ولی مسجد را نمیبندد. آن فرد را میگیرند.
پیغمبر مسجد ضرار را تعطیل کرد و دستور داد تخریبش کنند. اگر متولیان آن امر چنین کاری میکنند، بله میبندند. ولی اگر فردی از این مکان سوء استفاده میکند و متولی هم خبر ندارد، با آن شخص باید برخورد شود. این که صاحب کافه را از حیز انتفاع ساقط کنیم، خلاف فرمایش امیر المومنین به مالک اشتر است.
* شما روی بودجه و عملکرد زیرمجموعههایی که ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند مانند فرهنگستانها و خانه ملی گفتگوی آزاد نظارت دارید؟
خانه گفتگوی آزاد که مصوبه شورا است، تا کنون یک ریال برایش مصوب نشده است و داده نشده است. اگر هم نوشته اند، خلاف است. ولی فرهنگستانها که زیر نظر شورا هستند، بودجه آنها مستقیما به حسابشان واریز میشود و به ما داده نمیشود. کلا اصولا شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص بودجههای هیچ نهادی حتی زیرمجموعهها ورود نمیکند و دخالت نمیکند.
* نظارت ندارید؟
خیر – اصلا مستقیما رئیس فرهنگستان علوم با سازمان برنامه و بودجه میبندند.
* گزارش عملکرد چطور؟
گزارش عملکرد دارند و در صحن شورا گزارش میدهند.
* با این که گفته میشود آقای رئیس جمهور میخواهند بودجه نهادهای فرهنگی را قطع کنند موافق هستید؟
اصلا چنین کاری نمیخواهند بکنند. هیچ موقع چنین حرفی نزده اند. ایشان میگویند باید ساماندهی و نظام مند کرد. بسیاری از این بودجهها متفرق است و میگویند ذیل وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات بروند. نظام مند کردن این بودجهها را تاکید دارند. البته بودجه هر مجموعه ای، چه فرهنگی و چه اقتصادی و... وقتی بی خود هزینه شود و یا درست هزینه نشود باید آن را قطع کرد. ولی حرف آقای رئیس جمهور، ساماندهی بوده است که حرفی درست و قابل پذیرش و با نگاه حکمرانی بوده است.
۲۹۲۱۵





نظر شما