به گزارش خبرآنلاین، روزنامه هم میهن نوشت: تاکید رئیسجمهور بر گفتوگو میتواند تبدیل به یک فرهنگ در رابطه با اعتراضات باشد. ولی شکلگیری فرهنگ فوق نیازمند این است که دوطرف گفتوگو شناخت درستی از یکدیگر و نیازها و مطالبات هم داشته باشند.
در بخش دینداری پیمایش فوق و در پاسخ به این سوال که آیا دینداری به قلب پاک است، حتی اگر آدم نماز نخواند؟ 25 درصد کاملاً موافق، 36/8 درصد موافق، 6/8 درصد نه موافق و نه مخالف، 21/4 درصد مخالف و 9/9درصد کاملاً مخالف بودهاند. به این ترتیب بیش از 50 درصد پاسخدهندگان با گزاره فوق موافقت داشتهاند.
در سنین 15 تا 29 سال 29 درصد کاملاً موافق، 39/5 درصد موافق، 9/1 درصد نه موافق و نه مخالف، 16 درصد موافق و 6/4 درصد کاملاً موافق بودهاند. به این ترتیب 68/5 درصد سنین 15 تا 29 سال با گزاره فوق موافقت داشتهاند.
یا در مورد منوط کردن گزینشهای استخدامی به عقاید مذهبی 16/8 درصد کاملاً موافق، 45/1 درصد موافق و 9/5 درصد نه موافق و نه مخالف هستند که نشان میدهد تقریباً 70 درصد جامعه موافق شرایط فعلی گزینشها نیستند.
در مورد جدایی دین از سیاست نیز 19/2 درصد کاملاً موافق و 53/7 درصد موافق هستند که نشانههای بارز تحول در عرصه اجتماعی و فرهنگی است. موارد فوق میتواند بخشی از تفاوت عمیق میان سیاستهای رسمی و شرایط واقعی جامعه را نشان دهد. مقایسه موارد فوق با پیمایشهایی که در سالهای قبل انجام شدهاند نشانه بارز تحولات جامعه ایران است.
در عرصه اقتصادی نیز فشار سنگین تورم بر مردم در طول سالهای گذشته مورد پذیرش همگان است. بیشترین بار فشارهای اقتصادی را اقشار محروم جامعه تحمل کردهاند. ولی آنچه بیش از تورم بر گرده مردم سنگینی میکند و آنها را آزار میدهد اخبار مربوط به نحوه زیست مسئولان و بودجههایی است که صرف نهادهای مختلف میشود.
برای مثال همگان میدانند که قیمت بنزین در ایران به نسبت کشورهای همسایه ارزان است و میزان بالایی از محصول بنزین قاچاق میشود ولی چون افزایش قیمت را به نفع خود نمیبینند، آن را نمیپذیرند. اگر دولت پیش از آن که قیمت بنزین را افزایش دهند برخود سخت بگیرند و انضباط بودجهای به وجود آورند و بودجههای غیرلازم را حذف نمایند، جامعه هم با افزایش بنزین همراهی میکند.
در عرصه سیاست هم انتخاباتهای اخیر نشان داده است که جامعه و یا بخش مهمی از جامعه، از انتخابات به عنوان راه اصلاح و تحول ناامید شدهاند. مشارکت پایین مردم در انتخابات آخرین دوره مجلس شورای اسلامی و مشارکت کمتر از 50 درصد مردم در انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری نشانه بارز همین نگاه است.
نگرش فوق فراتر از دعواهای جریانهای سیاسی به حساب میآید. از سوی دیگر کشور در موقعیت سخت و دشواری قرار دارد. وجود کشورهایی در منطقه که در نسلکشی شهره آفاقاند و میخواهند زیر پوست دوستی با مردم ایران گرگوار این مملکت را بدرند و شرایط سخت بینالمللی نیز بر دشواریها افزودهاند.
در این شرایط مهمترین سلاحی که میتواند در برابر بیگانگان به کار آید و زمینه حل معضلات داخلی را حل کند وجود انسجام و همبستگی ملی است. همبستگی و انسجام ملت نیز بدون بیان حرفها و دردها و پذیرش مشکلات و معضلات و تکثر موجود در جامعه امکانپذیر نیست.
گفتوگوی فراگیر زمینهای است که اقشار مختلف جامعه که تاکنون حرف خود را نزدهاند و احساس میکنند دیده نشدهاند دیدگاه خود را فریاد بزنند و دلایل خود را بگویند و مورد نقد نیز قرار گیرند. تلاشهایی که برای ایجاد دوقطبی در جامعه ایران در حال انجام است باید با گفتوگوی فراگیر و پذیرش سخنان منتقدانه خنثی شوند؛ توطئههایی در اطراف کشور در جریان است؛ این توطئهها براساس نگرشهایی استعماری شکل گرفتهاند و قصدشان نه صلاح ملک و ملت که اجرای نقشههای شومشان است.
در این شرایط سخت و سنگین پذیرش فاصله وسیع مناسبات اجتماعی و فرهنگی جامع به سیاستهای رسمی و سختی و مشقت عموم جامعه از فشارهای اقتصادی ضمن انتظار اصلاح در بودجه و نهادهای اقتصادی و بازگرداندن انتخابات به عنوان راهحل تحول در جامعه راهکاری است که از مسیر گفتوگوی فراگیر با مردم میگذرد. پزشکیان میتواند از فرصت موجود برای تعمیق گفتوگو و بیان حرف اقشاری از جامعه که دیده نشدهاند استفاده نماید.
23302





نظر شما