از اتوبان یک‌طرفه خواندن صداوسیما تا اعتراض به قطع راه‌های ارتباطی/ کاربران خبرآنلاین درباره مرجعیت خبری از دست‌رفته‌ی تلویزیون چه گفتند؟

اکبر منتجبی، سردبیر روزنامه «سازندگی» عقیده دارد با توجه به عملکرد پیشین صداوسیما، طبیعی است که این رسانه نتواند در مواقع بحرانی به عنوان مرجع خبری مورد وثوق باشد. با این حساب به عقیده او راهی جز حرکت به سمت تاسیس تلویزیون‌های خصوصی باقی نمانده است. گفت‌وگوی اکبر منتجبی با کامنت‌های متعدد کاربران خبرآنلاین مواجه بود که در ادامه نگاهی به برخی از آن‌ها می‌اندازیم. 

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با گذشت بیش از ۲۰۰ ساعت از قطع عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای، علی‌رغم امکان برقراری کج‌دار و مریز تماس‌های تلفنی مستقیم با خارج از کشور و ازسرگیری امکان ارسال پیامک، در شرایطی که تلویزیون‌های ماهواره‌هایی فارسی زبان نیز با پارازیت مواجه‌اند، تنها رسانه‌های موجود از این قرار است: صداوسیما و روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی (با وارد کردن آدرس کامل انگلیسی آن‌ها بر روی دامنه ir. در موتورهای جست‌وجو). در چنین شرایطی، روزنامه‌نگاران و کارشناسان رسانه، عملکرد صداوسیما، ازجمله روایت‌های یک‌طرفه و برخورد سلیقه‌ای‌اش با اخبار و نیز، توهین به طیف‌های مخالف و حذف آن‌ها را سوراخی می‌دانند که این رسانه‌ی اصطلاحا «ملی» همواره از آن گزیده شده است. یکی از این روزنامه‌نگاران، اکبر منتجبی، سردبیر روزنامه «سازندگی» است که عقیده دارد در چنین شرایطی طبیعی است که صداوسیما نتواند در مواقع بحرانی به عنوان مرجع خبری مورد وثوق باشد. با این حساب به عقیده او راهی جز حرکت به سمت تاسیس تلویزیون‌های خصوصی باقی نمانده است. گفت‌وگوی اکبر منتجبی با کامنت‌های متعدد کاربران خبرآنلاین مواجه بود که در ادامه نگاهی به برخی از آن‌ها می‌اندازیم. 

از اعتراض به عملکرد صداوسیما تا طرفداری از رسانه «ملی» 

ازجمله کامنت‌های کاربران خبرآنلاین می‌توان به کامنت کاربری اشاره کرد که با اشاره به آن‌چه «نقض شدن قانون اساسی» خواند، نوشت: «به نظر شما در ایران چه خبر است؟ یک ماه پیش روز قانون اساسی بود، مسئولان محترم یک‌بار هم شده برای یادآوری (به) خودشان و مردم (قانون اساسی) را دوباره درست بخوانند، شفافیت و راستگویی به هزاران بهانه مسدود است، چیزهایی (را) که در ایران مفقود شده (است) پیدایشان کنید، دل‌نگرانشان هستیم.» 

کاربر دیگری نیز اضافه کرد: «خوش‌به‌حال خودم که از شدت فقر سال‌هاست تلویزیون لامپی قدیمی‌(ام) سوخته و دیگه هم نرفته‌(ام) دنبال درست کردنش. هزینه کنم که چه تماشا کنم؟! همان هزینه را نگه می‌دارم برای یک وعده غذای بخور و نمیر، تا فردا هم که خدا کریم است. معلوم نیست زنده‌ایم یا اجل‌مان فرا می‌رسد و از این فقر و فلاکت و انتظار برای رفاه و آرامش اقتصادی و سیاسی راحت می‌شویم. تلویزیون می‌خواهم چه‌کار وقتی شکم‌مان گرسنه است؟» 

کامنت کاربری دیگر این‌ بود: «من به شخصه چندین سال بود تلویزیون نگاه نمی‌کردم، اخیرا با قطع شدن اینترنت برای پیگیری اخبار روشن می‌کردم حتی نمی‌توانستم یک دقیقه را تحمل کنم و تنفرم از صداوسیما هزار هزار برابر شد....» همچنین کاربری با اشاره به بخشی از گفت‌وگوی منتجبی (حتی اگر نگوییم جامعه پذیرای آن‌چه از صداوسیما می‌بیند، نیست دست کم می‌توانیم بگوییم با دیده «تردید» به آن می‌نگرند) نوشت: «دیده تردید؟ من ۶ سال است تلویزیون را نگاه نمی‌کنم و هیچ علاقه‌ای هم ندارم.» و کاربری دیگر: «خوش‌به‌حال خودم که تلویزیون ندارم. صداوسیمای میلی می‌خواهد چرت بگوید، بگوید.» و: «سال‌هاست تلویزیون نمی‌بینم و تمام کسانی را هم که می‌شناسم همین‌طور. ملی نیست.» نظرات مشابه دیگر از این قرار بود: «اصلا ارزش وقت گذاشتن ندارد صداوسیما. ۱۰۰درصد یک‌طرفه. انگار در ایران ما نیست. بلانسبت احمق آنی که مخاطب‌اش را احمق فرض می‌کند.» یا «صداوسیمای میلی، اتوبان یک‌طرفه ایدئولوژی است...» و «سال‌هاست تلویزیون نمی‌بینم، فقط بعضی وقت‌ها فوتبال‌ها را می‌دیدم که فوتبال هم از سال ۱۴۰۱ به این‌ور نمی‌بینم.» همچنین: «از زمان آمدن ماهواره به ایران، ما تلویزیون جمهوری اسلامی را نگاه نمی‌کنیم، این تلویزیون چیزی برای عرضه ندارد.» و نیز: «دیدن برنامه‌های رسانه‌ای که اصطلاح ملی را یدک می‌کشد، واقعا مشمئزکننده شده. قبلا با کارشناسانی که یک‌طرفه و... به فهم و شعور جامعه توهین می‌کردند ولی حالا مجریان معلوم‌الحالشان، خارج از جایگاه مجری‌گری و عملا در جایگاه سیاست‌گذار، تصمیم‌گیر، مجری قانون، قاضی و...به بدترین شکل ممکن، کاری جز توهین به مردم، ایجادوگسترش دوقطبی در جامعه، تحلیل یک‌طرفه و بسته، وعدم پاسخ به صدها سوال که ممکن است در ذهن مخاطب شکل بگیرد.... اگر می‌خواهید جامعه به آرامش همیشگی برگردد، یک خانه‌تکانی اساسی در رسانه ملی صورت بدهید....» 

نقطه مقابل این نظرات، نظرات کاربرانی بود که به دفاع از عملکرد صداوسیما پرداختند و انتقاد از آن را، نادرست خواندند. ازجمله: «شیپور را از سر گشادش نزنید و بی‌خود صداوسیما را متهم نکنید. شما همین الان هم شبکه تلویزیونی خودتان را دارید! ایران‌اینترنشنال و bbc و امثالهم همه شبکه‌های شما هستند! اینکه دوست دارید آتش‌زدن مسجد و سربریدن بسیجی‌ها روایت حماسی شود و جنایتکاران و تروریست‌ها قهرمان معرفی شوند آرزویی است که در همان شبکه‌ها محقق شده است!» یا: «یک مقدار بنشینید پای تی‌وی وطنی ببینید تروریست با مردم عادی و نظامی چه کرده، بعد راحت بیانیه صادر کنید. مغز درآوردن، قلب درآوردن، کاسه چشم بیرون آوردن، با قمه و خنجر بدن‌ها را تکه‌تکه کردن... هماهنگی‌هاشان از همین شبکه‌های مجازی اجنبی بوده... این جنگ پیاده نظام دشمن بوده... جدی بگیرید... مملکت تحزیه بشود هیچ کس جرات ندارد پایش را از خانه بیرون بگذارد... به خودتان بیایید... شوخی نیست...» هم‌چنین: «واضح است که تلوزیون یک‌تنه جلوی موج کثیف تبلیغات تروریستی ایستاده....» 

تلویزیون خصوصی؛ اتفاقی ناگزیر یا دوردست؟/ اعتراض به قطع عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای 

پیشنهاد اکبر منتجبی برای حرکت به سمت تاسیس تلویزیون‌های خصوصی نیز با کامنت‌هایی روبه‌رو شد که چنین اتفاقی را امکان‌پذیر نمی‌دانستند.  

ازجمله: «تلویزیون خصوصی زیر نظر حکومت! خخخخ مثل همین خبر... ساندیسی می‌شه.» یا «اگر چنین مجوزی صادر شود متأسفانه آن‌قدر دیر شده که دیگر هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. بهتر است در جای بهتری سرمایه‌گذاری کنند. با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در جهان، دوره شبکه‌های تلویزیونی در حال اتمام است. این را صداوسیما هم فهمیده که سراغ تاسیس تلوبیون و گسترش اختیارات ساترا رفته است.» هم‌چنین: «خودتان را گول می‌زنید؟ .... هیچ‌گاه اجازه (تاسیس) شبکه‌های خصوصی را نمی‌دهند! اگر معنی این حرف را متوجه بشوید به عمق فاجعه.... پی می‌برید!» 

دیگر کامنت‌ها نیز علی‌رغم آن که موضوع این گفت‌وگو عملکرد صداوسیما در روزهای قطع عموم امکانات ارتباطی و رسانه‌ای بود، نه به این رسانه که به قطع اینترنت برمی‌گشت. 

ازجمله: «وضعیت کشور شده است مونولوگ. فقط آن‌ها حرف می‌زنند و ما باید گوش کنیم. هرکسی هم نقدی بکند به او برچسب مزدور می‌زنن‌د و با او برخورد می‌کنند. اگر واقعا درکی از زندگی مردم داشتید باید می‌فهمید این قطعی اینترنت چه آسیبی به بیزینس و کارهای مردم می‌زند.» یا: «کاش یک نفر پیدا می‌شد فقط این یک جمله را خطاب به مسئولین می‌گفت: اینترنت (فقط) فضای مجازی نیست. دسترسی به بروکرهای معاملاتی را بر روی تریدرهای داخل ایران بستید و در این بلبشوی اقتصادی ضربه جبران‌ناپذیری به محل ارتزاق هزاران نفر زدید. خدا جای حق نشسته است و شاهد این بی‌عدالتی هست. خشک‌وتر را به پای هم سوزاندید....» همچنین: «اینترنت را وصل کنید... کار و زندگی داریم. کاش دایناسورها در ایران نمی‌مردند، کاش معادن نداشتیم، چه گناهی کردیم در کشور.... چشم به دنیا گشودیم.» و: «الان یک هفته است هزار تومان درآمد نداشته‌ام چون منبع کار اینترنتی من را بسته‌اید... همه مثل شما برای‌شان حقوق از بالا واریز نمی‌شود، چرا الان شما درآمد من را بستید و انتظار دارید فردا اتفاقی افتاد پشت‌تان بایستم؟ واقعا خودتان این فکرها را نمی‌کنید؟» 

۲۴۲۲۴۴

کد مطلب 2169931

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 2
  • Javad IR ۱۷:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
    17 0
    ازسال ۸۷ دیگه تلویزیون ایران را نگاه نمی کنم ابدا نگاه نمی کنم مگر جایی اتفاقی تلویزیونشون روشن باشه که اونم خودمو درگیر چیز دیگرمیکنم نشنوم و نبینم چرا؟ به حدکافی دراین سیستم ایدیولوژیک زده آزار میبینم اجازه نمیدم مشتی مجری سیاست زده ی هتاک به شعورم اهانت کنه و وقت منو بگیره حضرات ادامه دهند نتیجه اش ازهمین حالا هم روشنه و این شکاف داره عمیق تر میشه مردم فراتر ازاون چیزی است که در تلویزیون نشون میدن اینو یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند درهرصورت تاسف بار است
  • مجتبی IR ۰۱:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۸
    5 0
    .... بر صدای و سیمای میلی