نیلوفر مولایی: خبر کلیدخوردن طرح سوال از رئیس جمهور از سوی نمایندگان مجلس که در روزهای گذشته در فضای رسانه ای منتشر شد با مخالفت ها و موافقت هایی همراه بود. اما در خلال بررسی کلیات لایحه بودجه ۱۴۰۵، مجتبی ذوالنور نماینده قم برای تحویل سوال از رئیس جمهور در جایگاه هیات رئیسه حاضر شد اما محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، سوال از رئیس جمهور را تحویل نگرفت.
در همین راستا، محسن رهامی، فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گویی با خبرگزاری خبرآنلاین درباره اقدام قالیباف گفت: «در مجلس میخواهند تمامی مشکلات کشور را به چند سؤال سیاسی محدود کنند. البته دولت به میزانی که از امور کشور در اختیارش است، که آن هم کم نیست، قطعا مسؤولیت دارد یعنی مثلا به میزان ارزی که به دولت تحویل داده میشود، همان میزان در آن حوزه مسؤول است، ولی محدودیتها اجازه معجزه نمیدهند. دهها دستگاه بیخاصیت در این مدت سی چهل سال درست شدهاند؛ اینها بودجههای بسیار کلانی میگیرند و تاکنون هیچ خاصیتی برای کشور نداشتهاند.»
وی گفت: «مجموعا در این مدت حدود۲۰- ۳۰ سال اخیر که تندرویها و سیاستهای افراطی بر مقدرات کشور مستولی شده و نگذاشتهاند ما با دنیا رابطه مناسب داشته باشیم، نه تنها از خارج سرمایه مادی و انسانی کلان جذب کشور نشده، بلکه در داخل هم باعث فرار سرمایه مادی و انسانی شدهاند؛ باعث فرار کسانی شدهاند که میتوانستند در مجلس و دولت ومدیریتهای کلیدی حضور داشته باشند، و مشکلات را حل کنند. این نوع سرمایهها و نیروهای ارزشمند را یا از کشور فراری دادهاند یا کنار زده و خانهنشین کردهاند.»
مشروح گفت و گوی خبرآنلاین با محسن رهامی، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه بخوانید؛
********************
* اخیرا نمایندگان مجلس به دنبال طرح سوال از رئیس جمهور بودند و آقای قالیباف از گرفتن طرح سوال امتناع کردند. تحلیل شما از این موضوع چیست؟
طرح سؤال از رئیس جمهور از طرف نمایندگان مجلس صراحتا در اصل ۸۷ قانون اساسی آمده است؛ نمایندگان میتوانند در مورد وظایف رئیسجمهور و موضوعاتی که به حوزه اختیارات ایشان مربوط میشود، طرح سؤال کنند و البته باید این درخواست حداقل به امضای یک چهارم کل نمایندگان مجلس برسد، طبق همین اصل، رئیسجمهور ظرف یک ماه باید در مجلس حضور پیدا کند و پاسخ بدهد. به نظر من اصل موضوع طرح سؤال از رئیس جمهور یک موضوع عادی و قانونی است، اما اینکه این سؤالات مطرح شده در حوزه وظایف و اختیارات رئیسجمهور هست یا نه، موضوع دیگری است.
رئیسجمهور میتواند توضیح دهد که چه بخشی از این سؤالات و مشکلاتی که مطرح شده، به وظایف و اختیارات او مربوط است و چه مقداری خارج از اختیارت اوست؛ در واقع این یک فرصتی هست که ریشههای مشکلات و مسائل کلان کشور را بیان شود. به نظرم شاید آقای قالیباف با نوعی مصلحت سنجی نخواسته است که بعضی مسائل در فضای عمومی کشور باز شود، و با این مصلحت سنجی، گرفتن سؤال را به تأخیر انداخته است.
آقای رئیسجمهور باید بیاید و مطرح کند که چه مقدار از این مشکلات مربوط به دولت یعنی قوه مجریه است
در حوزه مسائل کلان اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم، به نظر من آقای رئیسجمهور باید بیاید و مطرح کند که چه مقدار از این مشکلات مربوط به دولت یعنی قوه مجریه است و چه مقدار به سیاستهای کلی نظام و دیگر قوای حاکم مربوط میشود. من فکر میکنم که طرح این مسائل برای افکار عمومی جامعه بهتر باشد، و اگر مصلحت ندانند که رئیسجمهور در جلسه علنی این مسائل را به تفصیل مطرح کند، می توانند جلسه را غیر علنی کنند، ولی به هرحال باید مشخص شود که چه مقدار و چند درصد از مسائل اقتصادی در اختیار رئیس جمهوری است و چه مقدار مربوط به سیاستهای کلی کشور است.
وقتی کشوری با جهان خارج، خصوصا کشورهای تأثیرگذار در امور کلان اقتصادی، رابطه سیاسی و اقتصادی مناسب سالم و دوطرفه نداشته باشد، وقتی کشوری مدتها در حالت التهاب قرار داشته و در معرض حمله نظامی باشد، طبیعی است که اقتصاد آن کشور و معیشت مردم دچار بحران میشود؛ در چنین شرایطی نه تنها سرمایهگذاران خارجی حاضر نمیشوند بیایند و در این کشور سرمایهگذاری کنند، بلکه سرمایهگذاران داخلی هم سرمایهشان را بخارج و مناطق امنتری منتقل میکنند و مثلا میروند در کانادا ترکیه، دبی و حتی گرجستان سرمایهگذاری میکنند.
تصمیمگیری در این نوع مسائل کلان در اختیارات رئیسجمهوری نیست و به سیاستهای کلی کشور برمیگردد. به طور مثال، کشور میلیاردها دلار در کشورهایی چون سوریه یا ونزوئلا و لبنان و امثال آن سرمایهگذاری کرده ولی نه تنها نوعا سودی از این سرمایهگذاریها عاید ملت ایران نشده، بلکه حتی گاهی اصل سرمایه هم به کشور برنگشته است؛ این موضوعات چندان ربطی به آقای پزشکیان و روی کار آمدن ایشون ندارد و به سیاستهای کلی کشور برمیگردد. به هر حال وقتی سرمایهگذاری در کشور صورت نگیرد، کارخانجات تعطیل میشوند و یا با ظرفیت کم فعالیت میکنند، در نتیجه تولیدی حاصل نمی شود و یا کاهش پیدا کند و اجناس کمیاب می شوند و بیکاری هم بیداد می کند.
سرمایهها و نیروهای ارزشمند را یا از کشور فراری دادهاند یا کنار زده و خانهنشین کردهاند
در حال حاضر کارخانجات ما به همین مشکلات و مسائل ناشی از تحریم و امثال آن، نوعا تعطیل شدهاند یا با ظرفیت بسیار کم کار میکند؛ صنایع و کارخانجات کشور با ناترازی برق و گاز مواجه هستند. اینها مشکلات اقتصادی ایجاب میکند که آقای رئیسجمهور باید آنها را در مجلس مطرح کند و برایشان راه چاره پیدا کنند. این مشکل، مشکل همه کشور است؛ نه اختصاصی به آقای رئیسجمهور دارد و نه اختصاصی مثلاً به قوه مقننه، بلکه یک سری مسائل کلان و کلی است که فعلاً گریبان همه را گرفته است.
مردم در برابر فشارهایی که به زندگی یومیه آنها وارد میشود، اعتراض میکنند و بعضی از نمایندگان مجلس طوری موضوع را مطرح میکنند که انگار در بوجود آمدن این مشکلات و قضایا هیچ سهمی نداشتهاند و تمام مسئولیتها را متوجه سیاستهای دولت میکنند. این مشکلات و مصائب یکشبه ایجاد نشده است و قطعا یک شبه هم حل نمی شوند، بلکه ریشه در سیاستها و رفتارهای گذشته دارد اتفاقاً تعدادی همین آقایانی که الان سؤال مطرح کردهاند؛ همینها بودند که با پاره کردن برجام و ایجاد هیاهو در مجلس، و با قانون بسیار بدی که در مجلس در همین خصوص تصویب کردند، مانع شدند که دولت آقای روحانی بتواند برجام را به نتیجه برساند. قبل از آن و در دولت آقای خاتمی، که روابط ما با دنیا تا حد زیادی بهبودی پیدا کرده و موفقیتهای اقتصادی بسیار خوبی عاید کشور میگردید، همین جریانهای تندرو و افراطی مانع سر و سامان گرفتن اوضاع کشور شدند؛ به قول خود آقای خاتمی، در هر 9 روز یک بحران برای دولت ایجاد کردند.
مجموعا در این مدت حدود۲۰- ۳۰ سال اخیر که تندرویها و سیاستهای افراطی بر مقدرات کشور مستولی شده و نگذاشتهاند ما با دنیا رابطه مناسب داشته باشیم، نه تنها از خارج سرمایه مادی و انسانی کلان جذب کشور نشده، در داخل هم باعث فرار سرمایه مادی و انسانی شدهاند؛ باعث فرار کسانی شدهاند که میتوانستند در مجلس و دولت ومدیریتهای کلیدی حضور داشته باشند، و مشکلات را حل کنند. این نوع سرمایهها و نیروهای ارزشمند را یا از کشور فراری دادهاند یا کنار زده و خانهنشین کردهاند.
مجموعه این عوامل باعث شده که امروز کشور، از ایلام گرفته تا خراسان، از مازندران گرفته تا بلوچستان و از خوزستان گرفته تا آذربایجان، شاهد بلند شدن صدای اعتراض مردم باشیم، اعتراض به وضعیت معیشتشان، اعتراض به همین سیاستها و تندرویها که سبب این اوضاع فلاکت بار مردم شده است. من فکر میکنم آقای پزشکیان باید این فرصت را غنیمت بداند، به مجلس بیاید و از جمله همین آقایانی را که سؤلها طرح کردند، وادار کند توضیح بدهند؛ اما مهمتر از آن، این است که فعلا برای این مشکلات راهحل پیدا کنند. یعنی اگر قرار باشد کشور به همین روال و با همین سیاستها جلو برود، نتیجهای غیر از نتیجهای که الان به آن رسیدهایم و بلکه بدتر از این نخواهد داشت. مجلس و دولت و دیگر قوا و تمامی مسؤلین کشور باید بدون هیاهو و بدون فوت وقت، همفکری و همکاری کنند و مشکلات را ریشهیابی کرده و راهچاره پیدا کنند و نگذارند مردم بیش از این دچار فشار و بحران شوند.
چرا و چگونه کشورهای چون ترکیه، ویتنام یا مالزی توانستهاند مشکلاتشان را حل کنند؟ من نمیخواهم از اروپا یا آمریکا یا کانادا مثال بزنم.
در تمامی دنیا چند کشور را می توان بعنوان نمونه مشابه وضعیت کشور ما مثال زد!؟
باید ببینیم این کشورهای کمتر توسعهیافته، چگونه بر بحرانهای اقتصادی غلبه کرده و آنهارا پشت سر گذاشتند؟ ماهم باید از تجربه جهانی در حل مشکلات و رسیدن به توسعه سیاسی و اقتصادی استفاده کنیم، این مساله خیلی مهمتر از اختلاف نظرها و دعواهای سیاسی داخلی است. مردم اعتراض دارند؛ البته ممکن است از این اعتراضات سوءاستفاده هم بشود، اما اصل اعتراض طبق قانون اساسی حق مردم است که اعتراض کنند، صدایشان را بلند کنند و بگویند آقا مشکل داریم، مشکل زندگی داریم؛ دولت باید بشنود، در واقع همه ارکان حکومت باید بشنوند.
به جای اینکه همدیگر را متهم کنند و به جای اینکه مشکلات را حواله بدهند به قوه دیگر، که چقدر مشکلات را گفتیم و حل نشد؛ من نمیخواهم بگویم دولت نقشی ندارد یا تبرئهاش کنم؛ بحث این است که چه مقدار از این مسائل به دولت آقای پزشکیان مربوط میشود و چه مقدار به سیاستهای کلی مثلاً سی سال اخیر. من فکر میکنم مهمترین سؤال، باز کردن مسائل است. حالا در جلسات مجلس و امثال آن نباید کسی از پذیرفتن مسؤلیت خود فرار کند، نباید آبها را گلآلود کنند.
بالاخره مجموعه عملکردها و سیاستها سبب این شرایط و اوضاع و احوال شده است، به نحوی که امروزه در اثر این سیاستهای غلط، وقتی مردم این کشور شب میخوابند صبح بلند میشوند میبینند مثلا ۲۰ درصد ارزش پول ملی و در واقع ارزش واقعی حقوق و دستمزد و قدرت خرید آنها یک شبه کم شده است! در تمامی دنیا چند کشور را می توان بعنوان نمونه مشابه وضعیت کشور ما مثال زد!؟
دوستان جریان فکری افراطی و تندرو میخواهند در واقع مشکلات را به سمت و سوی دیگری ببرند تا به مردم القا کنند که ما مقصر نیستیم
* البته شما به عملکرد مجلس اشاره کردید، اما صداهایی که از مجلس بلند میشود بیشتر صداهای سیاسی است و در واقع نمایندگان به مسائل سیاسی پرداختند تا به مسائل اقتصادی. به نوعی میخواهند سهم خودشان را از دولت جدا کنند و هیچ طرح و برنامه اقتصادی ارائه نکردهاند. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
من فکر میکنم دوستان، یعنی جریان فکری افراطی و تندرو، که با سیاستها و فشارهایشان کشور را به اینجا رساندهاند، میخواهند در واقع مشکلات را به سمت و سوی دیگری ببرند تا به مردم القا کنند که ما مقصر نیستیم. موضعگیریهای احساسی که بعضا در مجلس گرفته میشود به همین منظور است، البته مردم چندان به این مسائل توجه نمیکنند و به دنبال راهحل مشکلات خودشان میگردند.
به نظر من باید مسئولین اصلی تصمیمگیر کشور که با این سیاستهای کلان کشور را به اینجا رسانده اند، روال اداره کشور را اصلاح کنند. مثلا آن موقع که آقای ترامپ در دوره اول ریاست جمهوریاش پیشنهاد مذاکره داد و نخستوزیر ژاپن پیشنهاد و نامه او را به ایران آورد؛ در دوره دولت آقای روحانی امکان حل بسیاری از مشکلات وجود داشت. بحران سوریه و بحران حماس و حزبالله پیش نیامده بود، ما دست بالا را در منطقه داشتیم و قدرت و اعتباری که در دنیا داشتیم، امکان مذاکره از موضع برابر و یا حتی از موضع بالا برای ما فراهم بود. ولی ما مانند بسیاری از فرصتها، اینجا هم فرصتسوزی کردیم.
حال در مجلس میخواهند تمامی مشکلات کشور را به چند سؤال سیاسی محدود کنند. البته دولت به میزانی که از امور کشور در اختیارش است، که آن هم کم نیست، قطعا مسؤولیت دارد یعنی مثلا به میزان ارزی که به دولت تحویل داده میشود، همان میزان در آن حوزه مسؤول است، ولی محدودیتها اجازه معجزه نمیدهند. دهها دستگاه بیخاصیت در این مدت سی چهل سال درست شدهاند؛ اینها بودجههای بسیار کلانی میگیرند و تاکنون هیچ خاصیتی برای کشور نداشتهاند.
نمایندگان بودجه دستگاههای بی خاصیت را قطع کنند
خب نمایندگان مجلس واقعاً میخواهند برای مردم کار کنند، الان فصل بودجه است؛ بودجه این دستگاههای بی خاصیت را قطع کنند و در عوض مثلاً به آموزش و پرورش، به حقوق کارمندان دولت، به محیط زیست و دیگر نیازهای ضروری ملت اضافه کنند. مجلس بیاید و در مورد نفت، کنترل منابع را فقط در اختیار دولت بگذارد؛ دخالت دستگاههای دیگر را در صادرات و نفت که تحت بهانه دور زدن تحریمها انجام میشود قطع کنند.
در فصل بودجه به نظر من، که ۸ سال در دوره اول و دوم و در شرایط بسیار سخت و حساس اول انقلاب و جنگ تحمیلی در مجلس حضور داشتم و خصوصا بخش عمدهای از اینمدت را در کمیسیون بودجه مجلس بودم، خیلی از سیاستهای اقتصادی کشور را در همین فصل می توان در جهت منافع مردم و کاهش فشار بر زندگی آنها و بهبود معیشت عمومی بازنگری و اصلاح کرد.
29215




نظر شما