به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ چهلوپنجمین نشست از مجموعه برنامههای «صد کتاب ماندگار» روز یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴، از ساعت ۱۰ تا ۱۲، با محوریت بررسی کتاب «نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران» اثر عبدالهادی حائری در تالار فرهنگ مرکز همایشهای بینالمللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
در این نشست، علیرضا ملائی توانی، رئیس پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، و منصور صفتگل، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، به بیان نظرات خود در مورد اثر حائری پرداختند. دبیری نشست نیز برعهده یوسف امیری، پژوهشگر سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، بود. کتاب «نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب»، ازجمله آثار مرجع و ماندگار در حوزه تاریخ اندیشه و مطالعات تمدنی ایران معاصر به شمار میآید. این کتاب، با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی نخستین مواجهههای فکری، سیاسی و فرهنگی نخبگان و اندیشمندان ایرانی با تمدن جدید غرب میپردازد؛ تمدنی که پس از رنسانس و عصر روشنگری، با شتابی فزاینده وارد مرحلهای تازه از گسترش علمی، اقتصادی و سیاسی شد و بهتبع آن، تأثیرات عمیق و گاه متناقضی بر جوامع غیرغربی، از جمله ایران، بر جای گذاشت.
در ابتدای برنامه، یوسف امیری، پژوهشگر و دبیر نشست، درباره ماهیت دانش و قدرت در غرب و جایگاه آن در تاریخ و فرهنگ ایران و اسلام گفت: علم و علمآموزی همواره در میان مسلمانان و ایرانیان جایگاه ویژهای داشته است. نمونه آن شعر معروف فردوسی: توانا بود هرکه دانا بود یا دین اسلام است که پیامبری آن با اقرأ آغاز شد و معجزه آن کتاب بود. مسئله اینجاست چرا با اینکه منشأ فرهنگی و دینی ما بر خلاف آموزههای کلیسایی مانعی برای علم نبود، اما نتوانستیم فاصله خود را نسبت به علوم جدید و غربی بکاهیم؟ وی با این مقدمه از مهمانان برنامه دعوت به ارائه سخنان خود کرد.
ملائی توانی به عنوان سخنران اول این برنامه سخنان خود را با اشاره به جایگاه و شخصیت عبدالهادی حائری در تاریخ ایران آغاز کرد و گفت: «عبدالهادی حائری برخلاف بسیاری از اساتید که امروز بر کرسی دانشگاهها قرار گرفتهاند یک انسان متفکر و یک ذهن مسئلهشناس دغدغهمند با پروژه فکری مشخض بود که در سراسر زندگی خود سعی در گسترش این پروژه فکری و علمی داشت. وی یکی از قلههای بلند تاریخنگاری و یکی از درخشانترین چهرههای علوم انسانی در کشور ماست.»

این پژوهشگر و عضو هیأت علمی درباره جایگاه کتاب نخستین رویاروییها گفت: «این کتاب، در ژانر مطالعات غربشناسی قرار میگیرد. منظور از غربشناسی مجموعه تلاشها و تکاپوهای فکری و فرهنگی است که طی دویست سال گذشته برای شناخت غرب به کار رفته و سنت طولانی به جا گذاشته است. در این سنت طولانی مجموعهای از متفکران و صاحبنظران بحثهایی را مطرح کردهاند.» ملائی درباره نخستین مواجهات ایرانیان با تمدن غرب عنوان کرد: «نخستین مواجهات ما با تمدن غرب از سوی دیپلماتهایی آغاز شد که در دوران صفویه به غرب رفتند و متاسفانه سرنوشت شومی پیدا کردند. نسل بعدی دیپلماتها که با غرب مواجهه پیدا کردند مباحثی را با عنوان حیرتنامه آغاز کردند که نمایانگر حیرت و شگفتی آنها نسبت به تمدن غرب بود. سفرنامهنویسان گروه دیگری بودند که با غرب مواجهه پیدا کردند و سفرنامههایی در این باب نوشتند. آنان شگفتیهایی در میان ایرانیان ایجاد کردند و ما را با سوالهایی نسبت به جایگاه خود و غرب روبهرو کردند.»
این پژوهشگر تاریخ در ادامه با اشاره به نقش سیاستمداران و روشنفکران در جریان مواجهه با غرب افزود: «سیاستمداران اصلاحگر ایرانی همزمان با سفرنامهنویسان ازجمله کسانی بودند که درباره این رویارویی آثاری تولید کردند. روشنفکران، نیز از برخورد با این مواجهه مصون نبودند و برای مثال میتوان به آخوندزاده و اوج این جریان در مجله کاوه یا بعداً جریان برلنیها و کسروی اشاره کرد.»
وی درباره جایگاه اثر حائری در تاریخ اندیشه ایران گفت: «در میان این آثار، کتاب حائری یک پژوهش مورخانه و در عین حال یک رویکرد میانرشتهای است که با تاریخ تفکر آمیخته شده است. تلاش حائری این بود که یک ارزیابی انتقادی بر سنت غربشناسی ایرانیان از شکلگیری تا اوایل دوران قاجار ارائه دهد. اگرچه این موضوع بسیار خوبی بود اما متاسفانه در آینده ادامه پیدا نکرد.»
ملائی با تاکید بر روش نوآورانه کتاب نخستین رویاروییها تاکید کرد: «این اثر شورشی علیه تاریخنگاری شرقشناسانه و نگاه متصلبانه شکلگرفته در دانشگاهای غربی است. از این جهت حائری از پیشگامان تاریخنگاری با رهیافت پسااستعماری در ایران است. هرچند او از این واژه استفاده نمیکرد اما نوع مواجهه وی نقدی است که بر سنت شرقشناسی دارد. در عین حال حائری به نحوی مراقب بود تحت تأثیر جریانهای مارکسیستی و جریانهای پسااستعماری نیز قرار نگیرد و قصد داشت یک جریان میانهای پیدا کند. یکی از رازهای ماندگاری این اثر در راه نویی است که پیش روی محققان برای شناخت غرب باز میکند. وی در توضیح کتاب حائری تصریح کرد: «مهمترین موضوعی که در این کتاب مطرح میشود آشکار کردن دو وجه تمدن غرب است که ما طی دویست سال گذشته با آن روبهرو شدهایم: اولی دانش و کارشناسی غربی و بعدی رویه استعماری است. باید توجه داشت که در دوران قاجار هردوی این وجوه آشکار شده بود و مسئله این بود که متفکران و نخبگان ایرانی چگونه با این دو سویه روبهرو میشدند.»
ملائی توانی در فراز پایانی سخنان خود، پرسشی را در نقد کتاب نخستین رویاروییها مطرح کرد و در اینباره گفت: «در اینجا میخواهم این پرسش را مطرح نمایم که آیا تمدن غرب دارای همین دو وجه است که در کتاب گفته شده است یا خیر؟ به گمان من این تنزل تمدن غربی و نادیده گرفتن بخشهای مختلف آن است که در این اثر مورد غفلت قرار گرفته است.»
در ادامه برنامه منصور صفتگل به ایراد سخنان خود درباره کتاب نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران پرداخت. وی درباره جایگاه این اثر گفت: «کتاب نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران از آثار درخشان در حوزه تاریخ در دهه ۱۳۶۰. ش است. درواقع این کتاب حاصل کولهباری از تجربه مرحوم حائری است که در دانشگاههای خارج از کشور کسب کرد و بعداً آن را به ایران انتقال داد. با در نظر گرفتن فضای هیجانزده دهه ۶۰ درباره مسائل مربوط به غربشناسی که اساساً کمتر علمی بودند، اهمیت کتاب نخستین رویاروییها آشکار می شود.»
صفتگل با تأکید بر این موضوع که کتاب نخستین رویاروییها یک برنامه ناتمام است عنوان کرد: «حائری یک برنامه بسیار گسترده برای این پروژه آماده کرده بود که دربرگیرنده نحوه مواجهه متفکران جهان اسلام با تمدن بورژوازی غرب بود. قرار بود این اثر تبدیل به چندین جلد شود و دوره فتحعلیشاه و بخصوص دوره ناصری را بررسی کند، اما متأسفانه به خاطر بیماری و مرگ زودهنگام مؤلف این پروژه ادامه نیافت.»
وی در ادامه تصریح کرد: «قسمت مهمتر این پروژه جهان اسلام بود که هرگز نتوانست تبدیل به یک متن خاص مانند کتاب موجود شود. ایشان خصوصاً روی متفکران عثمانی و جهان اسلام تأکید داشت، اما متأسفانه این پروژه ناتمام ماند. میراث این برنامه ناتمام به صورت زیراکس مقالهها، دستنوشتهها، فیشهای تحقیقی و غیره است که دانشگاه تهران آنها را جمعآوری کرده است و آماده است که محققان علاقهمند از این منابع استفاده کنند.»
این استاد دانشگاه در ادامه با طرح سوالی درباره استعمار ایران به کتاب حائری پرداخت و گفت: «آیا ایران در طول دوران مواجهه با غرب ذیل مناسبات استعماری قرار گرفت؟ پاسخ منفی است و ایران هیچگاه ذیل استعمار کامل غرب قرار نگرفته بود. درواقع مداخله و نفوذ باید غیر از مناسبات استعماری قلمداد شود و عبدالهادی حائری در این کتاب احتمالاً متوجه این موضوع هست. گمان نمیکنم نویسنده قصد داشته است که وجوه دیگر تمدن غرب را نادیده بگیرد. درواقع او یک انتخاب تحقیقاتی میکند و متناسب با این وجه تحقیقاتی بر دو رویه تمدن غرب تاکید میکند.»
صفتگل، در ادامه درباره بازه زمانی دوران تجدد در ایران گفت: «به نظر میآید که ایران همواره در حال نو شدن بوده و میتوان گفت جامعه ایران همواره در حال تجدد بوده است. این روایت با آن چیزی که تجدد در ایران را محدود به این دویست سال میداند در تضاد است. ایران به حکم تاریخ و جغرافیا همواره در معرض امواج نوگرایی و نوسازی بوده است. به همین جهت چیزی که در طی این دو قرن در ایران رخ میدهد ادامه تجدد در دوران صفوی است.»
وی در پایان با تأکید بر سیر تاریخی مسئله تجدد در کتاب حائری گفت: «در زمان صفویه ما شاهد تقلید اکثر دستاوردهای تمدنی که در اروپا وجود داشت از توپخانه تا سلاح گرم و غیره در ایران هستیم اما رخدادهایی باعث فاصله ما و غرب درآینده شد. پس تحقیق حائری باید در زمینه آغاز تجدد از دوران صفوی طرح شود و اینکه چگونه ایرانیان در این دوران خاص جهان پیرامون را میشناسند؟ کتاب نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران در حقیقت ادامه جریان مداوم آشنایی و بازتاب واکنشهای ایرانیان نسبت به پدیدهای به نام تمدن غربی است. هرچند باید این کتاب را یک پروژه ناتمام نسبت به این موضوع دانست.»
در پایان برنامه، کلیپ زندگی و آثار عبدالهادی حائری، محصول سازمان و اسناد کتابخانه ملی ایران، پخش شد و حاضران در بخش پرسش و پاسخ به گفتوگو با سخنرانان برنامه پرداختند.
۲۵۹





نظر شما