۲ نفر
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۲
دیاسپورای ایرانیان؛ فرصت یا تهدید؟

برآوردها نشان می‌دهد جمعیتی در حدود شش میلیون نفر از ایرانیان در خارج از کشور زندگی می‌کنند؛ جمعیتی که از نظر علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ظرفیت قابل توجهی را شکل داده است. این دیاسپورا حاصل روندهای چند دهه اخیر مهاجرت است؛ روندی که تحت تأثیر عوامل متعددی چون محدودیت‌های فرصت‌های شغلی، چالش‌های سرمایه‌گذاری، دشواری‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، مسائل اجتماعی و همچنین انگیزه‌های تحصیلی و مهارتی شکل گرفته است.

مهاجرت ایرانیان را نمی‌توان به یک عامل تقلیل داد. بخشی از آن، مهاجرت نخبگانی با هدف دستیابی به آموزش باکیفیت‌تر و حضور در شبکه‌های علمی جهانی بوده است بخشی دیگر، مهاجرت اقتصادی به دنبال کاهش ارزش پول ملی، ریسک سرمایه گذاری، محدودیت‌های بازار کار، عدم اطمینان‌ اقتصادی و موانع در تعاملات مالی بین‌المللی است همچنین برخی از مهاجرت‌ها ریشه در مسائل اجتماعی و فرهنگی یا احساس محدودیت در سبک زندگی و مشارکت اجتماعی داشته‌اند.

در چنین فضایی، شکل‌گیری احساس ناامیدی و دلخوری و نارضایتی در میان بسیاری از مهاجران ایرانی دور از انتظار نیست. هنگامی که پیوندهای ارتباطی با ساختار رسمی کشور تضعیف می‌شود و کانال‌های تعامل سازنده به درستی شکل نگرفته و فعال نیستند ، زمینه برای گرایش به روایت‌های سیاسی متفاوت یا حتی رادیکال فراهم می‌شود. در برخی موارد، این وضعیت می‌تواند به همسویی با جریان‌های ضد میهنی اپوزیسیون یا رسانه‌های برون‌مرزی از جمله شبکه‌هایی نظیر من و تو یا ایران اینترنشنال منتهی شود؛ رسانه‌هایی که برای بخشی از دیاسپورا به منبع اصلی خبر و تحلیل تبدیل شده‌اند. تحلیل این پدیده نیازمند رویکردی جامعه‌شناختی و ارتباطی است که متافانه به شدت مغفول مانده است.

در حالیکه تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که دیاسپورا می‌تواند به یک مزیت راهبردی تبدیل شود کشورهایی چون هند و چین با طراحی سازوکارهای منسجم برای ارتباط با اتباع خارج از کشور، توانسته‌اند از ظرفیت‌های علمی و مالی آنان در توسعه ملی بهره ببرند. ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، تسهیل رفت‌وآمد، به‌رسمیت شناختن هویت دوگانه فرهنگی و ایجاد شبکه‌های علمی برون‌مرزی از جمله این سیاست‌ها بوده است.

اما در ایران به ایرانیان مهاجر نگاهی نادرست و منفی ایجاد شده است و دیاسپورای ایرانی از نگاه داخل کشور افرادی غیر دلسوز و بدون تعلق خاطر به مام میهن تبلیغ می شوند در حالیکه به جای این نگاه نازل تقابلی، می‌توان رویکرد موفق سایر جوامع را در پیش گرفت. بخش اعظم ایرانیان خارج از کشور همچنان تعلق فرهنگی، زبانی و عاطفی خود را حفظ کرده‌اند. نسل دوم و سوم مهاجران نیز اگرچه در بسترهای اجتماعی متفاوتی رشد کرده‌اند، اما می‌توانند از طریق برنامه‌های فرهنگی، آموزشی و علمی با سرزمین مادری ارتباطی فعال برقرار کنند.

برای بهره‌گیری از ظرفیت دیاسپورا، ایجاد یک ساختار نهادی منسجم ضروری است؛ ساختاری که وظیفه آن صرفاً امور کنسولی نباشد، بلکه به‌طور تخصصی به موارد زیر بپردازد:
1.  پژوهش و تحلیل علل مهاجرت: تدوین بانک اطلاعاتی جامع، انجام مطالعات میدانی و تحلیل روندهای مهاجرتی برای سیاست‌گذاری دقیق‌تر
2.  تسهیل بازگشت یا همکاری مقطعی: طراحی مشوق‌های اقتصادی، علمی و اداری برای بازگشت نخبگان یا مشارکت پروژه‌ای آنان بدون الزام به اقامت دائم و یا رفع ممنوعیت های قانونی به ویژه برای مشمولین
3.  ایجاد کانال‌های ارتباطی پایدار: راه‌اندازی شبکه‌های حرفه‌ای، نشست‌های سالانه و پلتفرم‌های دیجیتال برای تعامل مستمر میان دیاسپورا و نهادهای داخلی
4.  تقویت دیپلماسی عمومی: استفاده از ظرفیت ایرانیان موفق در عرصه‌های علمی، هنری و اقتصادی به‌عنوان سفیران فرهنگی غیررسمی

یکی از چالش‌های اصلی، شکاف بی‌اعتمادی میان بخشی از مهاجران و ساختار رسمی کشور است. ترمیم این شکاف نیازمند شفافیت، گفت‌وگو و به‌رسمیت شناختن تنوع دیدگاه‌ها به ویژه منطبق با سبک زندگی مهاجران است که قاعدتا با سبک زندگی اجتماعی داخل ایران تفاوت هایی دارد. 
دیاسپورا مجموعه‌ای همسان و همسو نیست بلکه طیفی متنوع از گرایش‌های فکری، سیاسی و فرهنگی را در بر می‌گیرد که مخرج مشترک همه آنها ایران است و سیاست‌گذاری موفق باید بر اصل شمول، احترام و تعامل مثبت استوار باشد.
در نهایت، ایرانیان خارج از کشور فارغ از دیدگاه‌های سیاسی آنان  بخشی از سرمایه انسانی و فرهنگی این سرزمین‌ هستند که باید علائق و سلائق سیاسی و اجتماعی آنها به رسمیت شناخته شود. اگر با نگاهی راهبردی، علمی و غیرتقابلی به این جمعیت نگریسته شود، دیاسپورای ایرانی نه یک مسئله، بلکه پلی برای توسعه، انتقال دانش و تقویت جایگاه ایران در عرصه جهانی خواهد بود، تجمعات ایرانیان در خارج از کشور در پاسخ به فراخوان ها نباید شاخص و معیاری برای سنجش و ارزیابی رای آنها باشد چراکه بر اساس آمارها این تجمعات کمتر از ده درصد دیاسپورا ایرانی را تشکیل می دهند و بخش اعظم این تعداد هم بیش از آنکه تعلق به بانیان فراخوان داشته باشند ناگزیر به واکنش نسبت به عدم پاسخگویی به مطالبات و تلاش برای رفع نارضایتی آنهاست.

باید باور کرد ایرانی همیشه ایرانی باقی خواهد ماند.

کد مطلب 2174517

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =

آخرین اخبار