۰ نفر
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۹
 سیاست در چنبر رسانه‌ها

زمانی «ماکس وبر» سیاست را به معنای تلاش برای مشارکت در قدرت یا نفوذ در تقسیم آن تعریف می‌کرد. در آن دوران، ابزار این تلاش، حزب، ایدئولوژی و سخنرانی‌های اقناعی بود.اما امروز، حقیقت سیاست در حال تجربه یک دگردیسی بنیادین است.

ما دیگر با «سیاست رسانه‌ای‌شده» طرف نیستیم، بلکه با پدیده‌ای به نام «استعمار سیاست توسط رسانه» روبه‌رو هستیم. استعمار در معنای کلاسیک، یعنی اشغال یک سرزمین و تحمیل قواعد بیگانه بر بومیان و امروز، رسانه دقیقاً همین کار را با قلمرو سیاست انجام داده است. سیاست دیگر در نهادها «اتفاق نمی‌افتد» تا رسانه آن را «گزارش کند»، بلکه سیاست تنها زمانی متولد می‌شود که در قاب رسانه بگنجد. در این نوشتار، با استناد به تازه‌ترین آراء نظریه‌پردازان برجسته جهان، ابعاد این اشغالگری مدرن را واکاوی می‌کنیم.

 ماشین رسانه‌ای؛ وقتی منطق فنی جایگزین منطق سیاسی می‌شود

نخستین لایه این استعمار، دگرگونی در ماهیت قدرت است. اندرو چادویک در کتاب «پیوند دیجیتال» استدلال می‌کند که ما از عصر «نهادهای سیاسی» به عصر «ماشین‌های رسانه‌ای» پرتاب شده‌ایم [۱]. در این ساختار، رسانه دیگر یک واسطه نیست، بلکه به معماری تبدیل شده که رفتار سیاسی را از بنیان و پی طراحی می‌کند. چادویک به‌خوبی تبیین می‌کند که فضای رسانه‌ای جدید، کنشگران سیاسی را وادار کرده تا به جای دنبال کردن اهداف استراتژیک ملی، «الگوریتم‌های بازخوردی» احساسات لحظه‌ای مردم را دنبال کنند.

در این مدل، «منطق رسانه» بر «منطق سیاست» چیره شده است. اگر منطق سیاسی بر مدار مصلحت عامه و استدلال می‌چرخید، منطق رسانه‌ای بر مدار «سرعت»، «تضاد» و «جذابیت بصری» می‌گردد. سیاستمداری که نتواند خود را با این ماشین هماهنگ کند، حتی اگر برترین نظریه‌پرداز هم باشد، توسط سیستم حذف می‌شود. این همان نقطه‌ای است که سیاست، استقلال خود را از دست می‌دهد و به مستعمره‌ تکنسین‌های تصویر و متخصصان الگوریتم تبدیل می‌شود. در واقع، رسانه دیگر ابزار سیاست نیست، بلکه سیاستمدار به قطعه‌ای از ماشین بزرگ رسانه تبدیل شده است.

استعمار محاسباتی؛ شهروند به مثابه ماده خام

اما این استعمار تنها در سطح نخبگان باقی نمی‌ماند. نیک کودری و اولیسس مخیاس در اثر برجسته‌ خود، «صداهایی که به حساب می‌آیند»، پرده از واقعیت هولناک «استعمار داده‌ها» برمی‌دارند [۲]. آن‌ها معتقدند همان‌طور که استعمارگران قدیم زمین‌ها را غصب می‌کردند، پلتفرم‌های رسانه‌ای امروز «تجربه انسانی» ما را غصب می‌کنند. در این الگوواره (پارادایم)، افکار عمومی دیگر یک جریان پویا و زنده نیستند، بلکه یک «ماده خام» برای استخراج‌اند.

رسانه‌ها با تحلیل ردپای دیجیتال ما، تمایلات سیاسی‌مان را پیش‌بینی و سپس مهندسی می‌کنند. وقتی یک سیاستمدار برای جلب رای، به جای گفت‌وگو با توده‌ها، از تحلیل‌های کلان‌داده برای هدف قرار دادن نقاط ضعف روانی مخاطب استفاده می‌کند، عملاً روح سیاست را به حاشیه می‌برد. در اینجا، شهروند از یک «فاعل شناسای سیاسی» به یک «مفعول (ابژه) محاسباتی» تقلیل می‌یابد. این، غایت استعمار است: جایی که فرد حتی فکر می‌کند که آزادانه تصمیم می‌گیرد، اما در واقع در مسیری حرکت می‌کند که الگوریتم برای او ریل‌گذاری کرده است. اگر مایر از استعمار فرهنگی حرف می‌زد، کودری و مخیاس از «استعمار محاسباتی» سخن می‌گویند که در آن حتی درونی‌ترین افکار ما به کالایی برای قدرت تبدیل شده است.

 نمایش اقتدار در عصر پوپولیسم رسانه‌ای

پیامد ملموس این استعمار، تبدیل سیاست به یک «شوی سرگرمی» است. سیلویو وایسبورد در کتاب «رسانه، پوپولیسم و اقتدارگرایان جدید» نشان می‌دهد که چطور «اجرای رسانه‌ای» بر «مدیریت واقعی» پیشی گرفته است [۳]. در دنیای امروز، سیاستمدار موفق کسی نیست که بهتر مدیریت می‌کند، بلکه کسی است که «اجرای» بهتری دارد. وایسبورد توضیح می‌دهد که پوپولیسم مدرن، فرزند خلف رسانه است؛ زیرا رسانه تشنه‌ هیجان و تضاد است و عقلانیت، معمولاً هیجان‌انگیز نیست.

این پدیده منجر به ظهور نوع جدیدی از اقتدارگرایی یعنی اقتدارگرایی تصویرمحور شده است. سیاستمداران در این عصر، بیش از آنکه به دنبال اجماع ملی باشند، به دنبال قطبی‌سازی جامعه هستند تا در فضای پرتنش رسانه‌ای بیشتر دیده شوند. در واقع، سیاست در شبکه‌های اجتماعی مستعمره‌ «تصویر» شده است. وایسبورد تبیین می‌کند که اقتدار سیاسی دیگر از طریق صندوق رأی سنتی کسب نمی‌شود، بلکه از طریق تسلط بر فضای نمایش به دست می‌آید.

اتوماتیسم اطلاعاتی و زوال حقیقت

با ورود هوش مصنوعی، استعمار سیاست وارد فاز «خودکاری» شده است. فیلیپ هاوارد در کتاب «ماشین‌های دروغ‌ساز» استدلال می‌کند که دموکراسی امروز توسط زیرساخت‌های رسانه‌ای برنامه‌ریزی‌شده هدایت می‌شود [۴]. او از مفهوم «نظم‌زدایی اطلاعاتی»، جایی که حقیقت اولین قربانی «اتوماتیسم» است سخن می‌گوید.

وقتی «ماشین‌های تولید اطلاعات» می‌توانند در هر ثانیه هزاران روایت متناقض تولید کنند، شهروند در اقیانوسی از داده‌ها غرق می‌شود و توان تشخیص را از دست می‌دهد. سیاست دیگر از درون نهادهای قانونی رشد نمی‌کند، بلکه توسط زیرساخت‌های رسانه‌ای مهندسی می‌شود. این «اتوماتیسم اطلاعاتی» باعث می‌شود که دموکراسی به جای تکیه بر اراده‌ آزاد انسان‌ها، بر پایه‌ جذابیت‌های فنی بنا شود. هاوارد معتقد است که سیاست مدرن نه یک کنش انسانی، بلکه یک فرایند «برنامه‌ریزی‌شده» توسط کدهای نرم‌افزاری است که حقیقت را به پای جذابیت قربانی می‌کنند.

مهندسی احساس؛ استعمار شور جمعی

رسانه‌ها دریافته‌اند که راه تسلط بر سیاست، از «قلب» می‌گذرد. زیزی پاپاچاریسی در کتاب «عموم‌های احساسی» (اشاره می‌کند که رسانه‌ها از کانال‌های احساسی برای مهندسی افکار استفاده می‌کنند [۵]. سیاست امروز بیش از آن‌که بر مبنای عقلانیت تنظیم شود، بر شور و شر استوار است.

استعمار رسانه‌ای در اینجا به معنای اشغال فضای احساسی جامعه یعنی جایی که خشم، نفرت و ترس، محرک‌های اصلی کنش سیاسی می‌شوند، استوار است. پاپاچاریسی توضیح می‌دهد که چطور رسانه‌ها با استفاده از الگوریتم‌ها، «جوامع احساسی»ای را ایجاد می‌کنند که منطق در آن جایی ندارد. وقتی سیاست به «تخلیه‌ هیجان» تقلیل می‌یابد، عملاً امکان گفت‌وگو و تفاهم ملی از بین می‌رود. استعمار در این سطح، نه تنها ذهن، بلکه احساس جمعی را اشغال و آن را به ابزاری برای سیاستمداران پوپولیست تبدیل می‌کند.

پسادموکراسی؛ انحصار توجه و زوال نهادهای مدنی

در نهایت باید به ریشه‌های ساختاری این بحران در مفهوم «پسادموکراسی» پرداخت. کالین کراوچ در بازبینی اثر تحسین‌شده‌ خود، «بازبینی پسادموکراسی»، صراحتاً از واژه‌ استعمار استفاده می‌کند و معتقد است که رسانه‌ها با انحصار «ساختار توجه عمومی»، عملاً سیاست را به اسارت گرفته‌اند [۶]. کراوچ استدلال می‌کند که ما در عصر «پسادموکراسی» با نهادهایی روبه‌رو هستیم که در ظاهر دموکراتیک باقی مانده‌اند (مانند پارلمان‌ها و احزاب)، اما روح و محتوای آن‌ها توسط نخبگان رسانه‌ای و پلتفرم‌ها تهی شده است.

در این وضعیت، قوانین عمومی و تصمیمات کلان سیاسی در صحن مجلس‌ها و بر اساس خرد جمعی انشا نمی‌شوند، بلکه در فضایی که تحت نفوذ مطلق روابط رسانه‌ای است، نوشته می‌شوند. کراوچ بر این باور است که رسانه با کنترل بر آنچه «مهم» جلوه داده می‌شود، عملاً دستور کار دولت‌ها را تعیین می‌کند. این انحصار توجه به این معناست که سیاستمداران به جای پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی مردم، به دنبال جلب نظر «صاحبان پلتفرم‌ها» هستند. در واقع، دموکراسی به جای آنکه ابزاری برای مشارکت توده‌ها باشد، به بازیچه‌ای در دست بازیگران رسانه‌ای که توجه عمومی را به مثابه‌ یک کالای گران‌بها خرید و فروش می‌کنند، تبدیل شده است.

بازپس‌گیری مرزهای امر سیاسی

واکاوی آرای اندیشمندانی چون چادویک، کودری، وایسبورد، هاوارد، پاپاچاریسی و کراوچ نشان می‌دهد که استعمار سیاست توسط رسانه، از یک پدیده‌ جانبی به یک «بحران وجودی» تبدیل شده است. امروزه ماشین‌های رسانه‌ای نه تنها نحوه‌ انتخاب ما، بلکه نحوه «احساس» و «تفکر» ما درباره‌ جامعه را نیز بازطراحی می‌کنند. سیاست مدرن در محاصره‌ الگوریتم‌هایی است که عقلانیت را به پای هیجان و حقیقت را به پای جذابیت قربانی می‌کنند.

برای مقابله با این اشغالگری مدرن، نخستین گام درک این واقعیت است که رسانه‌ها دیگر صرفاً «ابزار» نیستند، بلکه خود به «ساختار پیشینی قدرت» تبدیل شده‌اند. رهایی از این استعمار نیازمند بازگشت به سیاست مبتنی بر گفت‌وگوهای واقعی، تقویت سواد رسانه‌ای انتقادی و بازسازی نهادهایی است که از منطق «لایک» و «ترند» پیروی نمی‌کنند. تنها با بازپس‌گیری قلمرو «توجه» از دست الگوریتم‌هاست که می‌توان امیدوار بود سیاست دوباره به ساحت اصیل خود یعنی تدبیر خردمندانه برای خیر عمومی بازگردد. در غیر این صورت، ما در جهانی زندگی خواهیم کرد که در آن دموکراسی تنها نامی است بر روی ماشین‌های محاسباتی که از پیش، برنده‌ها و بازنده‌های خود را تعیین کرده‌اند.

پانوشت:

 1.Chadwick, A. (2023). The Digital Nexus: Politics, Power, and the Media Machine, Cambridge University Press

 2.Couldry, N., & Mejias, U. A. (2024). Voices That Count: The Data Colonialism of Public Opinion, Polity Press

 3.Waisbord, S. (2023). Media, Populism, and the New Authoritarians, Oxford University Press

 4.Howard, P. N. (2024). Lie Machines: Information Disorder and the Rise of Automated Politics, Yale University Press

 5.Papacharissi, Z. (2025). Affective Publics 2.0: Emotion, Algorithms, and Networked Politics , New York University Press

 6.Crouch, C. (2023). Post-Democracy Revisited: The Media’s Hold on Power , Polity Press

کد مطلب 2183325

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

آخرین اخبار