در دیدار اعضای کانون نویسندگان با امام در بهمن ۵۷ چه گذشت؟

«این را بدانید که ما خیرخواه شما هستیم، اسلام خیرخواه شماست، با اسلام آشتی کنید، آن‌چه که اسلام واقعی بود، نگذاشتند افراد با آن آشنا شوند. همان‌طور که ما طلبه‌ها مکلف هستیم، شما نویسندگان هم باید از قلم خود استفاده کنید و برای خیر جامعه قلم‌فرسایی کنید.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روز یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، یک هفته پس از پیروزی انقلاب، گروهی از اعضای کانون نویسندگان ایران با امام خمینی دیدار کردند. اعضای حاضر در این دیدار عبارت بودند از: سیمین دانشور، محمد قاضی، غلامحسین ساعدی، شیخ مصطفی رهنما، منوچهر هزارخانی، باقر پرهام، سیاوش کسرایی، نعمت میرزاده، جمال میرصادقی، فریدون تنکابنی، اسماعیل خوئی، محمدعلی سپانلو، محسن یلفانی، جواد مجابی، بزرگ پورجعفر، مختاری، فریدون فریاد، اسفندیار فرد، جلال سرفراز.

در آغاز، پیام رسمی کانون نویسندگان ایران توسط دکتر باقر پرهام، عضو هیأت دبیران کانون، قرائت شد. متن این پیام که روز بعد، در صفحه سوم روزنامه اطلاعات منتشر شد، چنین بود:

«حضرت آیت‌الله امام خمینی

برای کانون نویسندگان ایران فرصتی مغتنم است که پیروزی انقلاب ایران را به حضور ان بزرگوار به عنوان رهبر مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری ملت ایران تبریک بگوید.

حضرت آیت‌الله به‌خوبی آگاه‌اند که در سال‌های سیاه دیکتاتوری بر اهل قلم ایران همانند دیگر قشرهای ملت چه گذشته است. اغلب همین نمایندگان که اکنون افتخار حضور دارند ممنوع‌القلم بوده و به جرم آثار قلمی کم و بیشی که توانسته‌اند منتشر کنند بارها و در طی سالیان دراز زندانی شده و انواع سختی‌ها و محرومیت‌ها را تحمل کرده‌اند. کانون نویسندگان ایران به منظور مقابله با کنگره فرمایشی نویسندگان و شاعران ایران که رژیم منفور پهلوی در اواخر سال ۱۳۴۶ قصد برگزاری آن را داشت، و برای تحریم آن، در آغاز سال ۱۳۴۷ تشکیل شد. این کانون که افراد آن دارای عقاید سیاسی و اجتماعی گوناگون‌اند دفاع از آزادی بیان و عقیده و مخالفت با هرگونه سانسور را هدف اساسی خود قرار داد تا بتواند به تعاطی آزادانه عقاید و افکار و رشد و غنای فرهنگ در جامعه ما کمک کند.

تشکیل این کانون از آغاز با مخالفت شدید رژیم جابر پهلوی روبه‌رو شد و فعالیت کانون با دستگیری و حبس برخی از اعضا و گردانندگان آن و با ادامه مخالفت دستگاه‌های اختناق عملا طی سال‌ها متوقف ماند.

از خردادماه ۱۳۵۶ که دوران تجدید فعالیت اخیر کانون است ما نویسندگان کوشیدیم تا به سهم خود با انتشار نامه‌ها و بیانیه‌ها و با ایجاد مجامع عمومی و سخنرانی‌ها فریاد اعتراض ملت ایران بر ضد رژیم جنایتکار پهلوی را منعکس کنیم. البته در این راه با مخالفت شاه و اذیت و آزار ایادی اختناق آن روبه‌رو شدیم چندان که بسیاری از دوستان ما مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند و کانون اجازه فعالیت نیافت.

حضرت آیت‌الله

ما اعتقاد داریم که مبارزات نویسندگان در جهت افشاگری جنایات سانسورچیان و مخالفت با عوامل اختناق فرهنگی و دفاع از آزادی اندیشه و بیان جزئی از مبارزات اصیل ملت و گام کوچکی از جانب اهل قلم در همگامی با انقلاب شکوهمند مردم ایران به زعامت آن حضرت بوده و برای آن‌که این انقلاب به هدف‌های نهایی خود برسد و شرایط انقلابی برای رشد و اعتلای فرهنگی جامعه ما هرچه بیشتر فراهم آید وظیفه ما است که همگام با ملت آزادی‌خواه ایران همچنان با هرگونه سانسور و اختناق فکری مبارزه کنیم. رجاء واثق داریم که در این راه از حمایت آن حضرت برخوردار خواهیم بود.»

در دیدار اعضای کانون نویسندگان با امام در بهمن ۵۷ چه گذشت؟

پاسخ امام خمینی به تهنیت کانون نویسندگان

پس از قرائت این پیام، امام خمینی در پاسخ به تهنیت کانون نویسندگان ایران سخنانی به این شرح ایراد کردند:

«من از چیزهایی که در این نهضت یافتم روبه‌رو شدن با عده تازه‌ای بود که تاکنون ندیده بودم. ما را از هم جدا کرده بودند، قشرها را از هم جدا کرده بودند، روحانیون را از روشنفکران و از طبقات متفکر جدا کردند، آن‌ها را با هم در صف مقابل قرار دادند، و این کوشش برای این بود که استعمار بتواند ذخایر ما را ببرد، که قشرهای روشن ملت را قشرهای کارآمد ملت را، آن‌ها را که می‌توانند در برابر اجانب ایستادگی کنند عقب بزنند تا آن‌ها مجتمع نباشند و متفرق باشند، در دو جناح مخالف باشند. کوشش کردند و به آمال خود رسیدند. روحانیون را در نظر شما طبقه نویسنده متفکر طوری قلمداد کردند که شما حاضر نبودید از آن‌ها یادی کنید و آن‌ها هم حاضر نبودند از شما یاد کنند.

این تفرقه باعث شد که به آمال خود رسیدند و با ازآدی تمام ذخایر ما را بردند مملکت ما را به عقب راندند و نیروهای انسانی ما را نگذاشتند شکوفا شود. می‌توانم بگویم این وحدت بین قشرهای مختلف دانشگاهی، روحانی، دهقان، بازاری بهترین ثمره این نهضت است در سرتاسر ایران، تمام طبقات یک‌صدا جمهوری اسلامی را می‌خواهد.

رمز پیروزی ما که قدرت بزرگ دنیا را عقب نشاند و قدرت پهلوی را فرو ریخت وحدت اقشار و وحدت کلمه بود. اگر روحانی یا نویسنده دانشگاه به‌تنهایی می‌خواست بجنگد، رژیم آن‌ها را از بین می‌برد. این‌که همه چیز به دست آورده‌ایم و آن‌چه بعدا به دست می‌آوریم، به خاطر همین پیوستگی است. قلم شما را شکسته بودند، اما حالا آزاد است. در راه نشر تعالیم اسلامی کوشش کنید. اگر وحدت اسلامی نمی‌بود اجتماع این همه اقشار ممکن نبود، الان از کودک تا پیر در این نهضت سهیم هستند، همه با هم آزادی و استقلال را طلب می‌کنند. ما جمهوری اسلامی را با تکیه به آرای عمومی به دست می‌آوریم، آزادی و استقلال را به دست می‌آوریم. گاهی در دانشگاه تشنجاتی واقع می‌شود اگر این تشنجات ناآگاهانه باشد جهالت است، اگر آگاهانه باشد خیانت است. امروز روزی نیست که ما با حمله به مراکز عمومی یا خصوصی نهضت را آلوده کنیم. باید همه با هر مسلکی که داریم، تحت یک لوا، مجتمع بشویم و اگر مجتمع نشویم همه را از بین خواهند برد.

من در پاریس که بودم، آدم‌هایی می‌آمدند، گاهی آدم‌های شریفی هم بودند، به من پیشنهاد می‌کردند که آرام‌آرام عمل کنیم، مثلا به انحلال مجلس، اصلاحات مختصر یا چیزهایی از این قبیل رضا بدهیم، من به آن‌ها پاسخ می‌گفتم: «شما تضمین می‌کنید نهضتی را که الان روشن شده، وقتی خوابید دوباره روشن شود؟ تضمین می‌دهید که رژیم شاه اگر یک قدم عقب رفت دوباره نیاید جلو؟» جواب می‌دادند: «تضمینی در کار نیست.» می‌گفتم: «اگر الان تمام مقاصدمان را بگوییم، مطلب نهایی‌مان را عرضه کنیم بهتر است و آن نفی رژیم منحوس شاهنشاهی است. ما می‌خواهیم مستقل باشیم نه طرف راست، نه طرف چپ، اگر بخواهید مملکت مستقل باشد، افکار متشتت را کنار بگذارید، بیایید با هم این بار را به منزل برسانیم. الان مملکت آشفته است، مملکت عقب مانده است. ارتش، اقتصاد، فرهنگ، نیروی انسانی ما را از بین بردند. کاری کردند که فکر استقلال به ذهن ما نمی‌آمد، خیلی‌ها فکر نمی‌کردند که شاه از بین برود، دست آمریکا را بتوان کوتاه کرد. پیغام‌ها دادند، تشرها زدند و من به هرکس که آمد و پیشنهاد آرامش و اصلاحات تدریجی را داد، گفتم این یک تکلیف خدایی است، اگر در راه این تکلیف الهی کشته شوم بدان عمل کرده‌ام و اگر پیش ببرم باز هم بدان عمل کرده‌ام.

وحدت رمز پیروزی ماست، اگر وحدت کلمه را از دست بدهید به شما حمله خواهند کرد، و یک رضاخان دیگری را در هر شرایطی سر کار خواهند آورد و باز همان آش است و همان کاسه. این را بدانید که ما خیرخواه شما هستیم، اسلام خیرخواه شماست، با اسلام آشتی کنید، آن‌چه که اسلام واقعی بود، نگذاشتند افراد با آن آشنا شوند. همان‌طور که ما طلبه‌ها مکلف هستیم، شما نویسندگان هم باید از قلم خود استفاده کنید و برای خیر جامعه قلم‌فرسایی کنید. والسلام.» (اطلاعات، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ ص ۳)

۲۵۹

کد مطلب 2184391

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =

آخرین اخبار