مخالفت با سلطنت مضمون مشترک همۀ رویدادهای انقلابی تاریخ معاصر ایران

در واقع سلطنت‌طلبان با نفی انقلاب ۱۳۵۷ که مؤلّفۀ اصلی‌ و ساختاری‌اش حذف سلطنت از حاکمیّت ایران بوده است، نفی کامل خود را مورد انکار پویشی قرار می‌دهند و می‌خواهند انقلابی را که مشخّصاً به هدف حذف سلطنت انجامیده و ریشۀ حکومت موروثی را برای همیشه برچیده، در تاریخ ایران نبینند و بخشی از تاریخ ایران را از ایران جدا کنند. به تعبیری که سلطنت‌طلبان تعقیب می‌کنند تاریخ صد و بیست سالۀ اخیر ایران باید نسخ و تحریف شده و به قیاس و طرح‌وارۀ سلطنت‌طلبی اطلاقی درونی‌ و بازنویسی گردد.

گروه اندیشه: دکتر محمدرضا جلالی روان‌شناس و پژوهشگر رفتارشناسی سیاسی، در یادداشتی در اختیار خبرآنلاین قرار داده، به تاریخ حذف سلطنت، از مشروطه تا انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ می پردازد. او معتقد است که سلطنت طلبان حاضر نیستند با این واقعیت کنار بیایند. در ادامه مطلب را می خوانید: 

****

در تاریخ معاصر ایران و در صد و بیست سالۀ گذشته سه حرکت و رویداد بزرگ انقلابی و ملّی "انقلاب مشروطیّت"، "نهضت ملّی شدن صنعت نفت" و "انقلاب بهمن ۱۳۵۷" به وقوع پیوسته است. در این هر سه رویداد بزرگ جدای از مبارزه‌های ضدّ استعماری و ضدّ اجنبی‌گرایانه، مبارزۀ با استبداد سلطنتی محوریّت داشته است.

در انقلاب مشروطیّت مشروطه‌خواهان، سلطنت مطلقه و مستبده را مقیّد و محدود کردند و وظیفۀ حکومت‌گری را از سلطان باز ستاندند و بر آن در چارچوبۀ قانون اساسی لباس تشریفاتی پوشانیدند. مظفرالدین شاه این خواسته عمومی و ملّی را برتافت و خوشنام از دنیا رفت.

محمّدعلی شاه امّا، ذاتی سفاکانه داشت و به قصد احیای سلطنت استبدادی به مقابلۀ با ملّت و مشروطه‌خواهان برخاست و نمادِ نقش مردم در قدرت یعنی مجلس را به توپ بست و با این حال استبداد صغیر او با پیکارجویی نستوه شجاعان ایرانی و سرداران نام‌آوری همچون ستارخان و باقرخان به شکست انجامید و خود او در به در و آوارۀ غربت شد و در خارج مُرد.

رضا شاه که به داعیّۀ جمهوری بساط جمهوری قلابی به پا کرد و به مدد روحانیّت راه خود را رفت و با دیکتاتوری سیاه، مشروطۀ نیمه جان را نابود نمود و دیکتاتوری خشن و بی ‌رحمانه‌ای برقرار ساخت، عاقبته الامر به واسطۀ متفقین از ایران تبعید شد و در خارج مُرد.

در دهۀ ۱۳۲۰ایرانیان خلاصی‌یافته از سلطنت مطلقه به تکاپوهای انتخاباتی و دموکراسی‌خواهی حرکت کرده و به جنش درآمدند و در صرافت ملّی ساختن صنعت نفت با استعمار بریتانیا در افتادند و در آستانۀ پیروزی نهایی بودند که دو قدرت خارجی امپریالیستی آمریکا و انگلیس با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مردمی‌ترین و ملّی‌ترین و دموکراتیک‌ترین دولت تاریخ معاصر ایران را ساقط ساختند و محمّدرضا شاه سلطان فراری را به ایران عودت دادند و دیکتاتوری سلطنتی روزافزون مطلقه را طیّ ۲۵ سال بر کشور حاکم کردند.

 انقلاب بهمن ۱۳۵۷ از فراشدی تکوینی برخوردار بود و تاریخ مبارزاتی ۲۵ سالۀ با دیکتاتوری سلطنتی را به سرانجام می‌رساند. مردم ایران در انقلاب ۵۷ مقطع نهایی رهایی از استبداد داخلی و استعمار خارجی را با شعار استقلال، آزادی و جمهوری دنبال می‌کردند. این بار مردم ایران چون در فراشدهای تاریخی دریافته بودند سلاطین به محدودیّت سلطنت رضایت ندارند و تماماً مطلقۀ آن را دنبال می‌کنند به کلّی به نفی سلطنت مبادرت جُستند.

از این رو آنان که با اصطلاح سخیف پنجاه و هفتی، ناخودآگاهانه به کارگزاری گردانندگان استعماری و استبدادی در آمده‌اند، این منظور اندیشیدۀ کارگردانانی را دنبال می‌کنند که انقلاب بهمن ۱۳۵۷ هدفش نه محدودسازی سلطنت که از نو به نحو مطلقه احیا می‌شد، بلکه نفی سلطنت استبدادی بوده و مردم در این انقلاب به این مهم نایل آمده‌اند که برای همیشه سلطنت را به تاریخ ایران بسپارند.

در واقع سلطنت‌طلبان با نفی انقلاب ۱۳۵۷ که مؤلّفۀ اصلی‌ و ساختاری‌اش حذف سلطنت از حاکمیّت ایران بوده است، نفی کامل خود را مورد انکار پویشی قرار می‌دهند و می‌خواهند انقلابی را که مشخّصاً به هدف حذف سلطنت انجامیده و ریشۀ حکومت موروثی را برای همیشه برچیده، در تاریخ ایران نبینند و بخشی از تاریخ ایران را از ایران جدا کنند.

به تعبیری که سلطنت‌طلبان تعقیب می‌کنند تاریخ صد و بیست سالۀ اخیر ایران باید نسخ و تحریف شده و به قیاس و طرح‌وارۀ سلطنت‌طلبی اطلاقی درونی‌ و بازنویسی گردد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2185015

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین