هیچ کشوری در زمان جنگ خارجی دست به تعدیل ساختاری نزده‌ است/ فرزانه:  بدترین زمان برای حذف ارز ترجیحی انتخاب شد

یک تحلیل‌گر اقتصاد سیاسی می‌گوید تا کنون هیچ‌کدام از کشورهایی که درگیر جنگ خارجی بوده‌اند، دست به تعدیل ساختاری نزده‌اند. از نظر وی چنین اقدام متهورانه‌ای به یکباره و اتفاقی نبوده و این اقدامات را در راستای فشار حداکثری خارجی دید.

به گزارش خبرآنلاین حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و دارو، آن هم تنها چند ماه پس از اینکه کشور مورد حمله ارتش اسراییل قرار گرفته، تعجب بسیاری از کارشناسان را بر انگیخته است. حتی اقتصاددانان لیبرالی چون مسعود نیلی هم با رد اقدام اخیر دولت هشدار دادند زمانی می‌توان دست به تک نرخی کردن ارز زد که کشور در وضعیت «رابطه عادی» با جهان قرار داشته باشد.

این در شرایطی است که پیش از اجرای طرح حذف ارز ترجیحی هم تورم در کشور به شکلی فزاینده در حال افزایش بود. مرکز آمار در آمارهایش نشان داده از ابتدای امسال تا آذرماه روند تورمی فزاینده بود طوری که نرخ تورم نقطه‌ای که در فروردین ماه ۳۸ درصد بود در آذرماه به بیش از ۵۲ درصد و در دی ماه بیش از ۶۰ درصد رسید و در عین حال تورم در بخش خوراکی‌ها تا پایان آذر ماه که هنوز حذف ارز ترجیحی کلید نخورده بود هم بیش از ۷۲ درصد بود. به همین دلیل اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی در این زمان، تبعاتی به مراتب بیشتر از هر زمانی دیگری را در پی دارد.

در این رابطه احسان فرزانه تحلیل‌گر اقتصاد سیاسی به سوالات خبرآنلاین پاسخ داد که متن کامل این گفتگو را می‌توانید در ادامه بخوانید.

با گذشت چند هفته از وقایع دی‌ماه، حالا بیشتر سؤال‌ها حول چرایی اقدام دولت به حذف ارز ترجیحی، آن هم در میانه جنگ و اعتراضات، می‌گردد. کدام اقتصاد سیاسی موجب می‌شود دولت در این شرایط یک شوک اقتصادی بزرگ را تحمیل کند که تبعات آن تا مدت‌ها باقی می‌ماند؟

من اگر بخواهم صریح بگویم، فکر می‌کنم این‌جا دیگر موضوع اقتصاد سیاسی نیست، بلکه موضوع یک جریان مخرب در نظام تصمیم‌گیری اقتصادی ماست که جدای از هر هدفی که داشته باشد، نتیجه‌ای جز تخریب و تسلیم در پی ندارد. نظام تصمیم‌گیری در حالی وارد یک کمپین مقاومت علیه سلطه‌گری ایالات متحده شده که تمام تصمیمات اقتصادی‌ای که می‌گیرد در جهت شکست و به زانو درآمدن است.

تا این اندازه نقش تصمیمات اقتصادی در بحران‌های فعلی را بزرگ می‌دانید؟

فراموش نکنید بدون اجرای این شوک‌درمانی، کشور این‌طور در آستانه جنگ قرار نمی‌گرفت. ادبیات ترامپ در اول دی‌ماه را مقایسه کنید با ادبیات همین فرد در روزهای اخیر که به‌شدت امپریالیستی و تحقیرآمیز شده است. پیش از اجرای این شوک‌درمانی و اعتراضات دی‌ماه، آمریکا این‌طور عریان خواهان کوتاه کردن برد موشک‌ها و قطع حمایت از نیروهای مقاومت نمی‌شد، اما وقتی کشور در داخل هم قطبی شد، توقعات و انتظارات امپریالیسم هم تغییر کرد.

فکر می‌کنید بدون این شوک‌درمانی اخیر، امروز کشور در وضعیت جنگی نبود؟

ببینید، شخصاً تردید ندارم بدون شوک‌درمانی اطراف ما این‌طور تسلیحات نظامی نمی‌آمد، اما فقط ماجرا به همین شوک آخر خلاصه نمی‌شود. در ریل‌گذاری اقتصادی ما سال‌هاست در سمت اشتباه پیش رفته‌ایم و به‌طور خاص از سال ۹۷ و همزمان با فشار حداکثری، در تصمیمات به نحوی عمل شد که به وضعیت فعلی رسیده‌ایم.

هرچند در این بار آخر، سطح خشونت عریان‌تر از همیشه بود و نشان داد مدافعان شوک‌درمانی هر قدر خون هم ریخته شود، نگران نخواهند شد و به کارشان ادامه می‌دهند. با این حال، تعدیل ساختاری یک پروسه است که با شوک‌های پیاپی همراه می‌شود.

پس چگونه میان این وضعیت جنگی و سیاست‌گذاری اقتصادی ارتباط ترسیم می‌کنید؟

فشار بیرونی و حداکثری آمریکا اگر با یک فشار بزرگ از درون کشور همراه نمی‌شد، تا این اندازه در تضعیف ایران موفق نمی‌شد و به همین دلیل معتقدم این دو را باید در یک پروژه و در کنار هم دید و شناخت.

مثالی برای کشورهایی که زیر فشار حداکثری توانستند موفق‌تر عمل کنند، دارید؟

همین کشور روسیه زیر سخت‌ترین تحریم‌ها قرار دارد که گاه ابعاد و شدت آن بیش از تحریم‌های ماست، اما همزمان با اینکه در مقابل ناتو، یعنی ایالات متحده و اروپا، ایستادند، از خواسته‌هایشان در اوکراین هم کوتاه نیامدند و در عمل موفق شدند توطئه دشمنان خود را ناکام بگذارند. گرچه ایران در حوزه نظامی قدرت روسیه را ندارد، اما در حوزه اقتصاد سیاسی هم ما مسیری را رفتیم که به نفع تسلیم است، نه مقاومت.

هیچ کشوری در زمان جنگ خارجی دست به تعدیل ساختاری نزده‌ است/ فرزانه:  بدترین زمان برای حذف ارز ترجیحی انتخاب شد

روسیه الگوی خوبی برای کشورها به حساب می‌آید؟

روسیه هم یک نظام سرمایه‌داری است که گاه به آن «دزدسالار» می‌گویند، اما در همان نظام غیردموکراتیک و غیرمترقی، منطقی برای بقا ایجاد می‌شود که در مقابل خواسته تراست‌ها و الیگارش‌ها، به نفع مردم اقدام کنند. متأسفانه امروز الگوی کشور نه کشورهای پیشرفته و موفق و نه حتی روسیه، بلکه متأسفانه سوریه بشار اسد است که در میانه جنگ هم دست از اقدامات دست‌راستی برنداشت.

در جهان کشوری بوده که در میانه جنگ شوک اقتصادی ایجاد کند؟

در هیچ کشوری مشابه این کارها که در ایران می‌شود دیده نشده است. همان‌طور که مثال زدم، روسیه یک سرمایه‌داری با ایرادات اساسی است، اما در زمان جنگ مسیر دیگری را در پیش گرفت. بریتانیای چرچیل در جنگ جهانی دوم، با اینکه کاملاً سرمایه‌داری بود، الگویی دیگر را پیش گرفت که به موفقیت در برابر آلمان نازی منجر شد.

الگوی موفق اداره اقتصاد در زمان جنگ چه ویژگی‌هایی دارد؟

مهم‌ترین ویژگی آن عبارت است از مداخله دولت در اقتصاد به سود رفاه اکثریت و توده مردم. به همین دلیل دولت‌ها در زمان جنگ طوری اقتصاد را اداره می‌کنند که توزیع منابع به تقویت بخش مولد بیانجامد. در ایران، اما اقدامات عمدتاً به نابودی تولید و نیروهای مولد منجر شده، زیرا شوک هزینه‌ها را چنان بالا می‌برد که تولید شانس بقایش را از دست می‌دهد. به این ترتیب، از پی هر شوک‌درمانی ما شاهد خروج گسترده سرمایه‌ها از کشور هستیم.

این یک پروژه سیاسی است یا اقتصادی؟

به نظر من این پروژه سیاسی ـ امنیتی است که از ابزار اقتصادی هم بهره می‌گیرد. این مسیر در نهایت امثال آقای ریچارد نفیو، طراح آمریکایی تحریم‌های ایران، را خوشحال خواهد کرد.

۲۲۳۲۲۹

کد مطلب 2186300

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین