به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، روحاله اسلامی– دانشیار علوم سیاسی و رئیس اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد نوشت: بر خلاف تصویر بنیادگرایانه، تروریستی و ضدبشری که از ایران در رسانههای بینالمللی توسط اسرائیل و آمریکا بازنمایی شده است، ایران کشوری صبور، آرام و منطقی است که به صورت یکجانبه و تهاجمیاز معادلات بینالمللی کنار نهاده شده است. فارغ از دعواها و جاروجنجالهای سیاسی اگر از منظر مصالح ملی ایران با رویکرد علمیجنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را تحلیل کنیم گزارههایی خلاف آمد عادت و خارج از کلیشههای ایدئولوژیک قابل تحلیل است. در این مقاله سعی خواهد شد منطق راهبردی ایران و گزینهها و پیشنهادات جهت اتمام جنگ از منظر علمی تحلیل شود.
****
منطق ایران چیست؟
ایران کشوری آرام و منطقی است و بر اساس واقعگرایی منافع ملی خود را دنبال میکند. آنچه از سرزمین بزرگ فلات ایران و شاهنشاهی باستانی باقی مانده است رشته کوه زاگرس و البرز و دشتها و کویرهای منتهی به آن است. در تغییر فضای تکنولوژی ایران بارها در نبردهای تاریخی کشورگشایان به علت موقعیت چهارراهی بودن بخشهایی از سرزمین خود را از دست داده است. در ایران باستان به مدت هزار سال ایران هژمون یا قدرت بزرگ بینالمللی بود که صلح فارسی بر نظم جهانی با بازیگری ایران تعریف شده بود.
در دوره میانه مسلمانان، مغولان و تیموریان به ایران حمله کردند اما ایده ایران آنان را رام کرد. مهاجمان در فرهنگ ایرانی حل شدند و روحیه عصبیت و مردمآزاری آنها در اثر فرهیختگی زبان و فرهنگ ایرانی به مروجان ایده ایران بدل گشت. در صفویه روح ایران به جسم جغرافیا برگشت و دولت کشور ایران علاوه بر ایده رودکی، فردوسی، سهرورودی، حافظ و سعدی دارای جسم دولت شد. تاخیر در ورود علم و تکنولوژی و ضعف در نظام حقوقی و سیاسی مدرن باعث شکستهای پی در پی و از دست دادن تمامیت ارضی کشور شد.
در دوره معاصر از مشروطه تا کنون منطق راهبردی دفاعی و امنیتی ایران خودکفایی، استقلال و مقاومت در برابر نظم جهانی بوده است که خواهان منحل کردن ایران است. برای این راهبرد مقاومت و استقلال تکنیکهای اعتدال، اصلاح و تهاجم بسته به موقعیت قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامیبه کار گرفته شده است. بنابراین منطق جمهوری اسلامی ایران همانند دورههای قبل حفظ تمامیت ارضی و دولت کشور ایران به قصد استقلال و مقاومت در برابر مطالبات غیرمنطقی و تسلیمکردن ایران است. ایران کشوری بینالمللی است و اراده معطوف به قدرت ساختار بینالملل و سواریخوری مجانی همسایگان باعث انزوای بینالملل کشور و تبدیل ایران به گره نظم جهانی شده است.
منطقهای شدن جنگ
برخلاف تصویر نادرستی که اندیشکدهها و رسانههای بینالمللی مخابره میکنند ایران کشوری غیرعقلانی و تروریستی نیست بلکه مطالباتی دارد که نادیده گرفته است. ایران شدیدترین تحریمها را تجربه میکند و با آنکه معاهدات بینالمللی را پذیرفته است و از موسسان جامعه و سازمان ملل است اما برجام به دست ترامپ پاره شد. ایران همیشه مذاکره و دیپلماسی را قبول کرده است اما طرف مقابل به هیچ عهد و پیمانی وفدار نیست و زمین بازی شطرنج را به ناگاه به بوکس تغییر میدهد.
ایران بهترین فضای سرمایه گذاری و جذب تکنولوژی را دارد. بهترین فرودگاههای جهان و محل عبور خط اینترنت و لولههای گاز و نفت و راه آهن و راه در دنیا است. اما در منطق اشتباه و با زیاده خواهی و وابستگی کشورهای عربی همه مزیتهای ایران را بدون در نظر گرفتن منافع ملی ایران کشورهای همسایه از ترکیه تا امارات و قطر و کویت و بحرین و عربستان در اختیار خود گرفته اند. ایران هزینه میدهد و کشورهای همسایه توسعه پیدا میکنند. با اینکه ایران تنگه هرمز را در اختیار دارد کشورهای کوچک و بیوزنی همچون امارات ادعای ارضی به ایران دارند.
کشورهای اطراف ایران با آمریکا و اسرائیل پیمان ابراهیم بستهاند و نفت صادر میکنند و پایگاههای خود را در اختیار دشمنان ایران قرار داده اند. منطق ایران حتی در جنگ دوزاده روزه حمله به کشورهای همسایه و منطقه ای کردن جنگ نیست. ایران را تحریم کرده اند و اجازه فروش نفت و گاز را نمیدهند و همه مزیتهای جغرافیایی ایران را از بین بردهاند و انزوای بینالمللی شکل دادهاند و در نهایت نیز قصد فروپاشی نظام سیاسی و ورشکستگی دولت و جامعه ایران را دارند.
تفاوت جنگ رمضان با جنگ دوزاده روزه
در جنگ دوازده روزه ایران غافلگیر شد و تا یک روز پاسخگویی نظامی انجام نداد. در جنگ رمضان ایران با توجه به عهدشکنی آمریکا آماده بود. پایگاههای ایران تنوع و گسترش پیدا کرد. ایران از قبل به فرماندهان نظامیدر سراسر کشور اعلام کرده بود که فارغ از تحولات سیاسی پاسخ کوبنده داده شود و حتی اگر سیاستمداران و نظامیان ارشد در مرکز ترور شدند پاسخ دقیق و هماهنگ و سریع باشد.
پایگاههای آمریکا در منطقه که از آنجا به کشور ایران حمله میشد مورد هجوم قرار گرفت. اقدام غیرقانونی و یک جانبه و جنگ پیشدستانه اسرائیل علیه که حتی ترامپ سیاستنشناس دارای کیش شخصیت را ناگهانی به جنگ کشاند باعث شد ایران با تهدید وجودی رو به رو شود.
در چنین شرایطی ایران تنگه هرمز را بست و بر صادرات نفت و گاز و کالاهای اساسی و بر حمل و نقل و فرودگاههای مطرح جهان اعمال حاکمیت کرد. بخشی از توان مغفول مانده ایران که میبایست در راستای توسعه و همزیستی مسالمت آمیز همسایگان مصرف شود در راستای قدرت نظامیو اهداف امنیتی به کار گرفته شد.
ایران کشوری بینالمللی است اما در اثر تکروی و توسعه ناموزون کشوری عقبنگهداشتهشده است. ایران به درستی موضوع امنیت خود را به کشورهای همسایه سرازیر کرد که آنچه مردم ایران دههها با آن رو به رو هستند را درک کنند. منطق ایران چنین است که امنیت و توسعه یا برای همه بازیگران یا برای هیچ کس. کاری که از ابتدا باید انجام میشد تا مزیتهای ایران به حاشیه نرود.
ایران عراق و افغانستان و لیبی و ونزوئلا نیست که با فشار و تهدیدهای کوچک از هم فروبپاشد. کشوری است باستانی که ملت آن قبل از ناسیونالیسم اروپایی شکل گرفته است. ایران هیچ آلترناتیوی جز مردم ایران ندارد و مردم ایران کشور خود را تا پای جان دوست دارند.
نیروی انسانی ایران بسیار کیفی است و توانایی شبیه سازی و مهندسی معکوس دارد. در حالی که کشورهای عربی هواپیما و جنگنده و رادار و ... خریدهاند و سالانه صد میلیارد به صنایع نظامی آمریکا کمک میکنند اما در استفاده از این ابزراها نیز ناتوان هستند. ایرانیها در اوج تحریمها کشور خود را توسعهیافته نگه داشتند و به رغم تفاوت دیدگاه و شکافهای سنتی و مدرن و اشتباهات نهادسازی در حکمرانی و سیاستگذاری اما میراث باستان و تداوم ایده ایران در سدههای میانه راهگشا است.
مطالبات ایران چیست؟
جنگ به مرحله تهدید وجودی رسیده است و هیچ بازیگری کنار نکشیده است. اراده حکومت ایران و تاب آوری جامعه ایران در سطح بالایی است. در چنین وضعیتی بر اساس نظریه بازیها دو بازیگر با سر و به قصد جنگ تمام عیار با یکدیگر برخورد کردند.
پایگاههای نظامیآمریکا و سرزمین اسرائیل با حمله موشکی و پهباد هدف قرار گرفته است، جنگ منطقهای شده است و کنترل تنگه هرمز دست ایران است. روسیه از آمریکا معافیت فروش نفت گرفته است و چین و هند با موافقت ایران نفت و گاز از تنگه هرمز جابه جا میکنند. در شرایط کنونی ایران به طور شفاف و محکم مطالبات دقیق خود را بیان میکند. مطالبات ایران خواستههایی است که چند دهه به علت ادب، متانت و آرمانگرایی به تعویق افتاده است. برخی از این مطالبات عبارتند از:
خاتمه جنگ باید بر اساس تعهد آمریکا و اسرائیل به عدم تجاوز به ایران باشد. اینکه این کشورها در میانه مذاکرات و هر زمان که لازم دانستند تمامیت ارضی و جان و مال ایرانیان را تهدید کنند موضوعی است که برای همیشه باید کنار نهاده شود و ضمانت اجرا لازم دارد. موضوع دیگر گرفتن غرامت و تنبیه و الزام به مواردی است که در جنگ از ایران خراب کرده اند. جانها و مالها و خرابیهای فراوان غرامت لازم دارد و بدون تضمین در راستای کاهش و بهبود آنها نمیتوان به پایان فکر کرد.
موضوع سوم برداشتن تحریمها در راستای مدیریت هوشمند تنگه هرمز است. ایران را از فروش نفت و مراودات بینالملل و جذب سرمایه و تکنولوژی محروم کردند و در چنین شرایطی کشورهای همسایه علاوه بر استفاده از مزایای مغفول مانده ایران به کشورهای متخاصم در راستای ضربه زدن به ایران کمک کردند و کار را به جایی رساندند که در پیمانهای خود ادعای ارضی به کشور باستانی ایران مطرح کردهاند و حتی در راستای تغییر نام خلیج فارس برآمدند. ایران مطالبه رفع تحریمها دارد و شعار توسعه و امنیت یا برای همه یا برای هیچ کس، مطالبه ای منطقی در راستای منافع ملی کشور است.
نتیجه جنگ چه خواهد شد؟
ایران بزرگ است و سابقه باستانی دارد و نیروی انسانی فهمیده و تابآوری بالایی دارد و در این جنگ نیز ایران پیروز است. خواست دشمن نابودی توان نظامی و صنعتی و اقتصادی و کاهش تابآوری اجتماعی به قصد ایجاد دولت کشور شکننده و در گل مانده و در صورت امکان انحلال و تغییر نظام سیاسی است.
نتیجه جنگ تا کنون به سمت جنگ تمام عیار و شکست و تسلیم ایران حرکت نکرده است. ایران هوشمندانه عمل کرده است. اما گاهی جنگ بر اساس تجاوز آشکار و مستقیم و تحمیل شده از ساختار منطقه و بینالملل است. جنگ بدترین رویداد در علوم سیاسی است که نتیجه ناکارآمدی تدبیر حکومت است و نتیجه آن جز ضرر برای شهروندان نیست.
در چنین شرایطی باید مقاومت کرد و با زبان گویا و شفاف مطالبات را مطرح و به پایان فکر کرد. جنگ ابزار است و هدف نیست. افکار عمومی رادیکال و تند در داخل را که با منطق سیاست بینالملل آشنا نیستند باید مهار کرد و به فکر پایان جنگ در راستای دستیابی به منافع ملی ایران بود.
پس از جنگ نیز لازم است در سیاستها و نهادها و نوع حکمرانی و سیاستگذاری کشور به گونهای عمل کرد و اصلاحات و تغییراتی ایجاد کرد که مطالبات شهروندان در ورودی دستگاه سیاستگذاری قرار گیرد. بزرگترین سرمایه ایران مردم و نخبگان علمیکشور هستند که پس از شکست دادن دشمنان باید برای ایجاد آیندهای با ثبات و امیدبخشی در راستای تابآوری جامعه سیاستگذاری کرد.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما