مذاكرات اسلام آباد

فلسفه گفت و گوی نسل زدی ها قوی تر از نسل گذشته / هنر شنیدن صدای مخالف در نسل زد / به جای ساختن دیوارهایی از پیش‌فرض‌ها، پل‌هایی از سوال بسازیم

بیاییم به جای ساختن دیوارهای بلند از جنس پیش‌فرض‌ها، پل‌هایی از جنس سوال بسازیم. به جای اینکه بپرسیم چطور ممکن است چنین فکری کنی؟ بپرسیم چه تجربه‌ای تو را به این باور رسانده است؟ ...در سرعت سرسام‌آور زندگی دیجیتال، مهارتی به نام گوش دادنِ فعال رو به انقراض است. ما یاد گرفته‌ایم که برای پیروز شدن در بحث‌ها بجنگیم، نه برای فهمیدنِ حقیقت، اما مدارا از لحظه‌ای آغاز می‌شود که ما گاردِ دفاعی خود را پایین بیاوریم و با این پرسش به سراغ مخالف برویم: او چه چیزی می‌بیند که من نمی‌بینم؟

 گروه اندیشه: علی خورسند جلالی در روزنامه اعتماد یادداشت کوتاهی نوشته با عنوان «هنر شنیدن صدای مخالف در دنیای نسل زد». او تاکید می کند که «مدارا به معنای عقب‌نشینی از باورها یا تایید اشتباهات دیگران نیست. مدارا یعنی پذیرفتن این واقعیت که جهان از دریچه ذهن ما محدود است و دیگری هم حق دارد دنیا را از زاویه‌ای متفاوت ببیند. گفت‌وگو با کسی که مثل ما فکر نمی‌کند، شجاعت می‌خواهد؛ شجاعتی بیشتر از فریاد زدن در فضای امن همفکران.

ما نسل زد، فرزندان عصر ارتباطات هستیم؛ اما حقیقت این است که گاهی در اوج ارتباط، تنهاترینیم. در دنیایی که با یک آنفالو یا بلاک ساده می‌توانیم هر صدای مخالفی را ساکت کنیم، تمرین مدارا نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای اجتماعی ماست.

مدارا به معنای عقب‌نشینی از باورها یا تایید اشتباهات دیگران نیست. مدارا یعنی پذیرفتن این واقعیت که جهان از دریچه ذهن ما محدود است و دیگری هم حق دارد دنیا را از زاویه‌ای متفاوت ببیند. گفت‌وگو با کسی که مثل ما فکر نمی‌کند، شجاعت می‌خواهد؛ شجاعتی بیشتر از فریاد زدن در فضای امن همفکران.

این گفت‌وگوهای سازنده به جلوگیری از دیکتاتوری خودمان و دیگران کمک می‌کند. اگر چنین گفت‌وگوهایی شکل نگیرد و در فضای امن همفکرانمان بمانیم، دچار خطای شناختی‌ای می‌شویم که اکثریت جامعه همانند ما فکر می‌کنند و نتیجتا به برداشت نادرستی از واقعیت موجود جامعه می‌رسیم. 

بیاییم به جای ساختن دیوارهای بلند از جنس پیش‌فرض‌ها، پل‌هایی از جنس سوال بسازیم. به جای اینکه بپرسیم چطور ممکن است چنین فکری کنی؟ بپرسیم چه تجربه‌ای تو را به این باور رسانده است؟  تمرین گفت‌وگو با افکار مخالف، ما را از تعصب‌های کور نجات می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که حقیقت، پازل بزرگی است که هر کدام از ما تنها تکه‌ای از آن را در دست داریم.

درنهایت، قدرت یک نسل نه در یک‌ شکل بودن، بلکه در توانایی کنار هم ایستادن، علی‌رغم تمام تفاوت‌هاست. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های ما در شبکه‌های اجتماعی، تشخیص مرز باریک میان نقد اندیشه و توهین به انسان است.

فلسفه گفت و گوی نسل زدی ها قوی تر از نسل گذشته / هنر شنیدن صدای مخالف در نسل زد / به جای ساختن دیوارهایی از پیش‌فرض‌ها، پل‌هایی از سوال بسازیم

تفاوت نظر، یعنی من با استدلال، باور یا کنش تو مخالفم و دلایلم را بیان می‌کنم؛ اما توهین، یعنی من موجودیت، کرامت یا هویت تو را هدف می‌گیرم تا تو را بی‌اعتبار کنم.  مشکل از جایی شروع می‌شود که ما ایده‌هایمان را بخشی از گوشت و پوست خود می‌دانیم؛ به‌طوری که وقتی کسی به فکرمان نقد می‌زند، گمان می‌کنیم به قلبمان خنجر زده است.

در دنیای دموکراسی رادیکال، ما یاد می‌گیریم که می‌توان به تندی با یک ایده جنگید، اما باید به صاحبِ ایده به عنوان یک رقیب مشروع احترام گذاشت. توهین، بن‌بستِ گفت‌وگوست؛ درحالی که تفاوت نظر، آغازِ آن است. برای تمرین مدارا، باید بیاموزیم که من با حرف تو مخالفم به معنای من از تو متنفرم نیست.

در سرعت سرسام‌آور زندگی دیجیتال، مهارتی به نام گوش دادنِ فعال رو به انقراض است. ما یاد گرفته‌ایم که برای پیروز شدن در بحث‌ها بجنگیم، نه برای فهمیدنِ حقیقت، اما مدارا از لحظه‌ای آغاز می‌شود که ما گاردِ دفاعی خود را پایین بیاوریم و با این پرسش به سراغ مخالف برویم: او چه چیزی می‌بیند که من نمی‌بینم؟

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2196381

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =