گروه اندیشه: پائولو نوگیرو باتیستا جونیور، مدیر اجرایی اسبق صندوق بین المللی پول، هم بنیانگذار و معاون اسبق بانک بریکس در یادداشتی اختصاصی برای اندیشکده حکمرانی شریف در باره بدترین کشور جهان نوشت. نویسنده با طرح پرسشی جنجالی درباره «بدترین کشور جهان»، به نقد تندِ ساختارهای قدرت در غرب و نقش لابیهای صهیونیستی در سیاست خارجی آمریکا میپردازد. متن با مرور رفتار تاریخی ملتها در برابر جنایت، میان مقاومت دانمارک و همدلی هلند در جنگ جهانی دوم تمایز قائل شده و سپس نوک پیکان انتقاد را به سمت «پلوتوکراسی» آمریکایی و دولت اسرائیل میگیرد. در نهایت، با ستایش از توان نظامی ایران در پاسخ به حملات، بر ضرورت توقف ماشین جنگی اسرائیل و دگرگونی در نظم کنونی جهان تأکید میکند. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
بدترین کشور جهان کدام است؟ رقابت سختی است. برای مثال، انگلستان و هلند را داریم. در طول زندگیام فرصت دیدار با چندین انگلیسی و هلندی را داشتهام. و باید بگویم: به تعداد کمی از آنها میتوان اعتماد کرد. انگلیسیها، ناگفته پیداست، منشأ بیشتر بدیهایی هستند که در جهان با آنها مواجهیم. هلندیها، کوچکتر و کمتر شناختهشده در پلیدیهایشان، به خاطر بدبینی و تعصب نسبت به خارجیها برجستهاند. آنها از جمله همکاران اصلی و مشتاق نازیها در آزار و اذیت یهودیان در طول جنگ جهانی دوم بودند.
در مقابل دانمارکیها که سرسختانه مقاومت کردند، همانطور که هانا آرنت در کتاب مشهورش «آیشمن در اورشلیم» گزارش میدهد. حدود سهچهارم یهودیان ساکن هلند به قتل رسیدند! در مقابل، تاریخ یهودیان دانمارک، به گفته آرنت، منحصر به فرد است. مقاومت دانمارکیها در برابر آزار یهودیان در میان تمام کشورهای اروپا بینظیر بود، چه کشورهای اشغالشده، چه متحدان هیتلر یا کشورهای واقعاً بیطرف و مستقل. هیچکس به پای دانمارک نرسید.
با این حال کمی از موضوع اصلی منحرف شدم. نه هلند و نه دانمارک موضوع بحث من بودند، کشورهایی کوچک که در تصویر کلی جهان چندان اهمیت ندارند. به موضوع اصلی بازمیگردم. آیا ایالات متحده (که در واقع فرزند انگلستان است) بدترین کشور جهان است؟ دلایل زیادی برای چنین فکری وجود دارد. من خود هشت سال طولانی در واشنگتن زندگی کردهام و میدانم آمریکاییها تا چه اندازه میتوانند ناخوشایند و حتی زننده باشند. اما مهمتر از آن: امپراتوری آمریکا فهرستی طولانی از جنایات و تجاوزها علیه سایر کشورها دارد. آخرین نمونههای آن حمله به ونزوئلا و تشدید محاصره جنایتکارانه علیه کوبا، علاوه بر تجاوز علیه ایران است.
اما هیچکس با دولت نسلکش و تروریستی اسرائیل قابل مقایسه نیست. یک هشدار بدیهی: من در اینجا درباره دولت اسرائیل (که هرگز نباید ایجاد میشد) و پروژه صهیونیستی که به ایجاد آن انجامید صحبت میکنم – نه دقیقاً درباره مردم یهود یا یهودیان به طور کلی.
با این حال باید توجه داشت که سیاستهای دولت اسرائیل توسط اکثریت یهودیان اسرائیلی حمایت میشود، بهویژه تجاوز علیه ایران و مخالفت با تشکیل کشور فلسطینی. این سیاستها همچنین توسط بیشتر جوامع صهیونیستی در کشورهای دیگر، از جمله در برزیل و – مهمتر از آن – در ایالات متحده، حمایت میشود.
لابی صهیونیستی در ایالات متحده
جان میرشایمر، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، به همراه استیون والت، در کتاب مهمی که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، درباره آنچه «لابی اسرائیل» مینامد نوشتند. نفوذ تعیینکننده این لابی در ایالات متحده، بهویژه در نیویورک و واشنگتن، باعث میشود سیاست خارجی آمریکا عملاً تابع آن شود – نمونهای کلاسیک از اینکه «دم، سگ را تکان میدهد». کشوری کوچک با ۱۰ میلیون نفر جمعیت برای ابرقدرتی مانند ایالات متحده تعیین تکلیف میکند و به تشدید رفتارهای مجرمانه آن کمک میکند.
یهودیان صهیونیست کمپینهای پست را تأمین مالی میکنند، فساد ایجاد میکنند، سیاستمداران را در ریاستجمهوری و کنگره انتخاب و کنترل میکنند، بخش بزرگی از رسانهها را در اختیار دارند، مالک بانکها و سایر نهادهای مالی خصوصی هستند و نفوذ زیادی در هالیوود و صنعت پورنوگرافی دارند. آنها به خدمتگزاران خود سود میرسانند و منتقدانشان را تهدید، باجگیری و مجازات میکنند. جفری اپستین نیز تصادفی نبود که یک صهیونیست یهودی بود.
این صهیونیستها همگی جنایتکارند، حامیان قاتلان کودکان در فلسطین، ایران، لبنان و سایر کشورها. کشتن کودکان، جدیترین جرمی است که میتوان مرتکب شد. در کتاب اخیرم «خردهسنگها (Estilhaços)» حتی نوشتهام که رنج کودکان نهتنها وجود خدا را زیر سؤال میبرد، بلکه وجود شیطان را نیز اثبات میکند. و چه کسی امروز نماینده شیطان روی زمین است؟ چه کسی بهتر از اسرائیل و حامیانش در سراسر جهان؟
لابی اسرائیل در واقع بخشی از چیزی بزرگتر و فاجعهبارتر برای ایالات متحده است – یعنی تابع شدن سیاستهای عمومی به میلیاردرها و لابیهای خصوصی – که شامل شرکتهای بزرگ فناوری، مجتمع نظامی-صنعتی (که از همه جنگها سود میبرد)، لابی کوبا، لابی طرفدار اسلحه، لابی مالی (که تا حد زیادی با لابی اسرائیل همپوشانی دارد) و دیگران میشود. در اینجا دموکراسی وجود ندارد، بلکه پلوتوکراسی (حکومت ثروتمندان) حاکم است. همچنین کلپتوکراسی (حکومت دزدان) و کاکیستوکراسی (حکومت بدترینها). این چیزی نیست که مثلاً در روسیه و چین دیده شود.
نبوغ یهودی
یهودیان از زمانهای قدیم حضور پررنگی در حوزه مالی خصوصی داشتهاند – در بانکها و سایر مؤسسات مالی. آنها میدانند چگونه پول به دست آورند. اما این چندان معنایی ندارد. بسیاری از بهاصطلاح «نوابغ مالی» چیزی جز افراد معمولی
نیستند. تمرکز بر مسائل مالی ظاهراً بهطور اجتنابناپذیری به کاهش تدریجی توان فکری و خلاقیت و همچنین تضعیف ارزشهای اخلاقی منجر میشود.
با این حال، یکی از ویژگیهای خاص مردم یهود، ترکیب نوابغ واقعی با تودهای از افراد مجرم و/یا متوسط است.
در میان نوابغ میتوان به کارل مارکس، گوستاو مالر، زیگموند فروید، فرانتس کافکا و آلبرت اینشتین اشاره کرد. خود هانا آرنت نیز، اگرچه شاید نتوان او را نابغه نامید، اما قطعاً یک روشنفکر بسیار برجسته بود. و در میان اقتصاددانان برجسته یهودی آمریکایی امروز میتوان به جوزف استیگلیتز، پل کروگمن و جفری ساکس اشاره کرد (هیچیک صهیونیست نیستند).
با این حال برای من مهمترین یهودی تاریخ هاینریش هاینه، شاعر آلمانی نیمه اول قرن نوزدهم است که در کتاب «خردهسنگها» نقش مهمی دارد و از ۲۲ سالگی به او علاقهای عمیق داشتهام.
در مقابل، فهرست افراد متوسط یهودی بسیار گسترده است، از جمله در برزیل. اما از ذکر مثال خودداری میکنم.
دوباره به ایالات متحده بازگردیم. همانطور که اشاره کردم، یهودیان از نظر تاریخی حضور پررنگی در بخش مالی خصوصی داشتهاند – در بانکها، صندوقهای سرمایهگذاری و دیگر مؤسسات مالی. اما حضور این لابی در بخش مالی عمومی، بهویژه در آمریکا، کمتر شناخته شده است. برای مثال در صندوق بینالمللی پول، جایی که هشت سال در آن کار کردم، تقریباً همه نمایندگان دولت آمریکا در مدیریت و هیئتمدیره یهودی آمریکایی بودند (برخی بسیار باهوش).
مهمتر از آن، این لابی بر وزارت خزانهداری آمریکا نیز تسلط دارد. در دهههای اخیر، بیشتر وزرای خزانهداری آمریکا نیز یهودی بودهاند. این وزارتخانه است که در صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و بانک توسعه بینآمریکایی – که همگی در واشنگتن مستقرند – تعیینکننده است.
واکنش ایران
اما آنچه واقعاً اهمیت دارد، وحشیگریهایی است که دولت تروریستی اسرائیل در غزه، کرانه باختری، لبنان و ایران مرتکب میشود. نباید فراموش کرد که جنگ را اسرائیل آغاز کرد. ایالات متحده نیز همراه این تجاوز بود.
ایران نشان داده که کشوری بیدفاع نیست. برعکس، با بارانی از موشکهای بالستیک و پهپادها، اسرائیل را مجازات میکند که به تلآویو و حیفا و دیگر مناطق اصابت میکنند. نشانهها حاکی از آن است که اقتصاد اسرائیل در حال فروپاشی است و اسرائیلیها طعم زهر خود را میچشند.
اسرائیل جنگی منطقهای به راه انداخته که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای کل جهان دارد. این کشور جنایتکار باید متوقف شود. زنده باد ایران و مردم بزرگ ایران! باشد که مهمات، موشکها و پهپادهایشان برای متوقف کردن اسرائیل و دیگر دشمنان بشریت هرگز کم نشود!
۲۱۶۲۱۶




نظر شما