به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا رضا دستجردی نوشت: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده و به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
****
«صلح پایدار» اثر ایمانوئل کانت، با ترجمه محمد صبوری، از جمله تازههای نشر کتاب پارسه است. اثر این فیلسوف بزرگ آلمانی که در سال ۱۷۹۵ منتشر شد، با دیدگاهی پیشرو، مسیرهای فلسفی و عملی را برای دستیابی به صلح پایدار میان ملتها ترسیم میکند. کانت که بهدلیل تفکر نظاممند و مشارکتهای بنیادینش در متافیزیک، اخلاق و فلسفه سیاسی شناخته میشود، در این اثر به مسائلی همچون عدالت جهانی، همکاری بینالمللی، و اصول اخلاقی حاکم بر سیاست میپردازد. این رویکرد، کتاب را در جایگاه یکی از تأثیرگذارترین متون در زمینه نظریه صلح، همچنین اندیشه سیاسی قرار داده است.

کتاب مشتمل بر دو بخش؛ «مشتمل بر مواد مقدماتی صلح پایدار میان کشورها» و «مشتمل بر اصول قطعی صلح میان کشورها» بههمراه دو متمم و دو ضمیمه است. فیلسوف آلمانی، سه اصل قطعی صلح پایدار را چنین برمیشمارد: «ساختار مدنی همه کشورها میباید جمهوری باشد»، «قانون ملل میباید بر فدرالیسم کشورهای آزاد بنا شود» و «حق شهروندی جهان میباید بهمعنی پذیرش جهانی بیگانگان تلقی شود».
رساله «صلح پایدار» در اواخر سال ۱۷۹۵، شش سال پس از انقلاب کبیر فرانسه منتشر شد. آنچنانکه پیداست، آگاهی سیاسی کانت پابهپای رویدادهای سیاسی زمانهاش رشد کرده بود، چنانکه پیش از وقوع انقلاب فرانسه، مقالههایی در باب فلسفه تاریخ نگاشت و انقلاب مذکور را نشانه واقعیت پیشرفت انسانی و رویدادی فلسفی میپنداشت و پیمان بازل، موقعیت عینی و انگیزه نگارش کتاب وی در موضوع صلح پایدار را فراهم آورد.
نیک پیداست که در مداخله نظامی که بر ضد حکومت انقلابی فرانسه صورت گرفت، پروس نقش اساسی داشت، لیکن در اواخر سال ۱۷۹۴، روشن شد که فرانسه را نمیتوان بهآسانی مغلوب ساخت و حکومت پروس آماده کنار کشیدن از جنگ شد؛ تصمیمی که با امضای پیمان صلح بازل عملی گشت. این رویداد از یک سو، تأثیر بسیاری بر کانت نهاد و از سوی دیگر، وی را خرسند کرد، زیرا اگرچه کانت از لحاظ سیاسی لیبرال بود، اما شهروند وظیفهشناس پروس خودکامه هم بود و با آنکه شورش سیاسی را رد میکرد، هوادار پرشور آرمانهای انقلاب هم محسوب میگشت.
بهاینترتیب، فضای سیاسی امیدوارکننده و نوین، او را به علنی کردن اندیشههای انقلابی خود درباره قانون بینالملل، که او آن را شرط ضروری هرگونه صلح پایدار میدانست، واداشت. اما همه نتایج پیمان بازل موافق میل کانت نبود. پروس با فراغت پیدا کردن از جنگ با فرانسه، به سومین و آخرین جنگ تقسیم لهستان پیوست، عملی که توهین آشکاری به اصول کانت بود و او در رسالهاش تا آن حد که یک شهروند پروسی میتوانست جرأت آن را داشته باشد، به محکوم کردن آن نزدیک شد. بدینسان، امکان اصلاحات سیاسی نوین و به همان اندازه، تهدید همیشگی بازگشت شرارت سیاسی، او را مجبور کرد که به شیوهای کاملاً غیرعادی سخن بگوید؛ نه آنگونه که رسم او بود در قالب اثری رسمی، بلکه بهصورت رسالهای فشرده، عامهفهم، بسیار صریح و موردی.
بهداوری مترجم، اگرچه اثر کانت ظرف کوتاهزمانی، به چاپهای متعدد رسید و به چند زبان ترجمه شد، نیز مطالب آن در منابع مربوط به جنبش صلح مورد بحث قرار گرفت و در دهههای نخست قرن بیستم، آن را منادی برجسته «جامعه ملل» دانستند، اما از آنجا که وی استعدادی برای نوشتن شرحهای روشن و عامهفهم نداشت، در نخستین اثر خود برای تهییج سیاسی، توفیق چندی نیافت. با این همه، باید گفت آرای کانت در این رساله مبتنی بر نظریات وی در دیگر حوزههای اندیشه است. نباید از یاد برد که وی از جمله فیلسوفانی است که دستگاه و یا نظامی یکپارچه و منسجم در عالم اندیشه بنا کرد و همه اجزای نظام فلسفی او به یکدیگر مرتبط هستند. نیز، اندیشههای وی در حوزه حقوق و روابط بینالملل، در دل سنتی بهنام صلح پایدار جای میگیرد.
مترجم در صفحات آغازین کتاب ذیل عنوان «صالح پایدار بهمثابه یک سنت» به کتاب «انسانیت در جنگ» بهقلم جفری بست اشاره میکند که ضمن تأثیر بر توسعه و پیشرفت قوانین انساندوستانه و مدرن در خصوص جنگ، از یک وفاق و اتفاقنظر همگانی در عصر روشنگری در باب جنگ و صلح سخن میگوید. صبوری معتقد است عصر روشنگری دورهای بود که دو گونه اجماع و وفاق متمایز شکل گرفت: یکی حول ایده برچیده شدن بساط جنگ در جهان برای همیشه – صلح پایدار – و دیگری حول آرمان جنگهای محدود.
وی میافزاید: «رنسانس و جنبش اصلاحطلبانه دینی، دو رویکرد به صلح را برای دوره جدید به ارث گذاشتهاند». وی در توضیح این مهم به آرا و اندیشههای جان هواردیو مورخ و متکلم که از گونههای متعدد صلحخواهی سخن به میان میآورد، نیز، جیمز ترنر جانسون مولف کتاب «در جستوجوی صلح» اشاره میکند. اندیشه جانسون بر دو رویکرد صلحخواهانه استوار است: نخست رویکردی که در آن، پیشگیری از وقوع جنگ با توسعه و گسترش مرزهای جامعه بشری حاصل میآید، دوم رویکردی که استقرار صلح را از طریق جوامعی همبسته که خشونت را مردود میشمارند، دنبال میکند. آنچه پیداست، آنکه صلحخواهی پدیدهای چندوجهی است.
مقدمه کتاب ذیل سرفصلی تحت عنوان «نگاهی به عصر روشنگری و زمینههای پیدایش مفهوم صلح پایدار» به این حقیقت اشاره میکند که اگرچه روشنگری با مبارزه علیه استبداد، جهالت، خرافات و جزمیت و یکسونگری مذهبی، آرمانها و اندیشههایی را از قبیل ایمان به خرد، آزادی مذهب، اندیشه و بیان و ارج نهادن به آگاهی علمی و تفکر انتقادی را تدوین کرد، اما جنبشی یکدست و همگون نبود و چهرههای برجسته آن عصر چونان ولتر، دیدرو، روسو، هیوم، کانت و دیگران، در خصوص موضوعات گوناگون، از جمله صلح و صلحخواهی اختلاف نظرهایی داشتند.
صبوری در ادامه ذیل عنوان «عوامل توجه به حقوق و روابط بینالملل در عصر روشنگری» معتقد است دو عامل دیگر نیز در علل توجه فیلسوفان عصر روشنگری نسبت به مقولاتی چون صلح و جنگ، حقوق بینالملل و مفهوم شهروندی جهان قابل ملاحظهاند: نخست خصلتها و ویژگیهای بزرگان آن عصر که آنان را به پرداختن به مقولاتی از این دست ترغیب کرد، و دوم فراهم شدن امکان بررسی نظاممند این موضوعات.
«صلح پایدار» در ۱۶۶ صفحه بههمت نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما