مذاكرات اسلام آباد

وزیر جنگ آمریکا ستایشگر درندگی و کشتار / هگست نوعی کیشِ نیهیلیستیِ مرگ را ترویج می‌کند/ جنگ آمریکا برای کشتار و ویرانی و نه تامین اهداف راهبردی

هگست در خود پنتاگون هم جهانی خیالی ساخته است. به‌جای نشست‌های خبری واقعی، آنچه می‌بینیم گفت‌وگویی بی‌دردسر است با چهره‌هایی از رسانه‌های همسو. حتی با وجود این فضای گلخانه‌ای، هگست باز هم اصرار دارد که مطبوعات به اندازۀ کافی به حملات آمریکا روی خوش نشان نمی‌دهند. همچون بسیاری از مردان ماگا، به نظر می‌رسد ایگوی شکنندۀ او از روبه‌روشدن با واقعیتِ چیزی که این‌چنین با بی‌فکری به راه افتاده ناتوان است.

گروه اندیشه: متن زیر در کانال ترجمان منتشر شده است. این متن با نقد رویکرد تبلیغاتی دولت خونخوار آمریکا، از ظهور نوعی «نیهیلیسم مرگ‌بار» پرده برمی‌دارد که جنگ را به یک بازی ویدئویی مشمئزکننده تقلیل داده است. نویسنده با واکاوی شباهت‌های این لفاظی‌ها به شعارهای فاشیستی، از ناتوانیِ کارگزارانی همچون هگست در «اندیشیدن» و جایگزینی اهداف راهبردی با خشم و میل به ویرانی می‌گوید. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

پیش از این هیچ دولتی کشتارِ عریان را این‌چنین بی‌پرده ستایش نکرده بود؛ کاری که امروز ماشین تبلیغاتی کاخ سفید با ویدیوهای مشمئزکننده‌اش از جنگ ایران انجام می‌دهد. برخلاف فاشیسم قرن بیستم، هیچ تلاشی برای ترویج فداکاری در کار نیست؛ بلکه صرفاً با کشتاری از راه دور، شبیه بازی‌های ویدیویی، روبه‌روایم که توجیهش نه اهداف راهبردی، بلکه احساساتی ظاهراً مهارنشدنی، یعنی «خشم» و عطش انتقام، است. همۀ این‌ها نیز با این اعتراف آشکار همراه است که قواعد بنیادین جنگ زیر پا گذاشته خواهد شد.

پس از ماجرای ونزوئلا، و با این تصور که می‌توان آدم‌ها را در قایق‌های کوچک کشت و هیچ هزینه‌ای هم نداد، به نظر می‌رسد هگست و شاید حتی روبیو از این‌ایده سرمست شده‌اند که عملیات‌های ویژۀ نظامی می‌تواند هم سریع باشد، هم برای آمریکایی‌ها هیچ هزینۀ جانی نداشته باشد، و هم در عین حال خوراکی فوق‌العاده برای تلویزیون فراهم کند. وسواس ترامپ به تصویرسازی و صحنه‌پردازی، حالا به خصلتی مشترک در سراسر دولت او بدل شده است.

از نظر تاریخی، ایدئولوژی‌ای وجود دارد که ستایش خشونت را به محور اصلی تبلیغات خود بدل کرده بود. «زنده باد مرگ» شعاری فاشیستی بود که جنبش موسولینی بر آن بنا شده بود. نازی‌ها هم شعارهایی مشابه می‌دادند. به نظر می‌رسد هگست و دوستانش نیز نوعی کیشِ نیهیلیستیِ مرگ را ترویج می‌کنند. اما این کیش، کشتن را با فشردن دکمه‌ای از هزاران مایل دورتر جشن می‌گیرد و حتی به مردگان آمریکایی هم حرمت نمی‌گذارد، چون ترامپ از بازگرداندن اجساد آنان برای نمایش کالاهای ماگا استفاده کرده است.

هگست که مطیع میل اربابش به سلطۀ کامل و ویرانی است، در برنامۀ زندۀ تلویزیونی قساوتی بی‌دلیل را دامن می‌زند و پیشاپیش از جنایات جنگی پیش‌رو پرده برمی‌دارد: «امان ندهید». این تأکید وقیحانه بر «مرگ‌باربودن» بخشی از چرخشی بزرگ‌تر در فهم جنگ است: جنگ به‌عنوان راهی برای واردکردن حداکثر ویرانی و درد، نه وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف راهبردی؛ اهدافی که این دولت، البته، مطلقاً از بیانشان ناتوان بوده است.

واقعیت جنگ به حاشیه رانده می‌شود، چون فضای رسانه‌ای را سیلی بی‌پایان از تصاویر سرگرم‌کننده و حرف‌های توخالی پُر کرده است. هگست، با آن شیوۀ بیان متکلف و مضحکش و علاقه‌اش به بازی‌های لفظی، ظاهراً چیزی جز مشتی کلیشه برای عرضه ندارد. مقصود این نیست که هگست و آیشمن را یکی بدانیم، اما توصیفی که هانا آرنت از آیشمن به دست داده بود، ناخواسته به یاد می‌آید: کسی که مطلقاً ازاندیشیدن ناتوان است و به‌جای فکر کردن، فقط سیلابی بی‌پایان از عبارت‌های توخالی به راه می‌اندازد.

آیا همۀ این‌ها می‌تواند به مشروعیت‌بخشیدن به یک جنگ غیرقانونی کمک کند؟ هگست در خود پنتاگون هم جهانی خیالی ساخته است. به‌جای نشست‌های خبری واقعی، آنچه می‌بینیم گفت‌وگویی بی‌دردسر است با چهره‌هایی از رسانه‌های همسو. حتی با وجود این فضای گلخانه‌ای، هگست باز هم اصرار دارد که مطبوعات به اندازۀ کافی به حملات آمریکا روی خوش نشان نمی‌دهند. همچون بسیاری از مردان ماگا، به نظر می‌رسد ایگوی شکنندۀ او از روبه‌روشدن با واقعیتِ چیزی که این‌چنین با بی‌فکری به راه افتاده ناتوان است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2199005

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =