به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وقتی اسپانیاییها وارد تنوچتیتلان [نام مکزیکوسیتی در زمان آزتکها] شدند، آزتکها تحت فرمانروایی موتِکوهزُوما شوکویوتسین بودند؛ کسی که بیشتر با نام کمتر دقیقِ موکتزوما دوم شناخته میشود، «هوی تلاتوانی» [فرمانروای بزرگ آزتک] قدرتمندی که امپراتوری را به بیشترین گستره خود رسانده بود. تاریخنگاران از همسران بسیار او ـ همسران ردهپایینتر و کنیزانش - و همچنین شمار فراوان فرزندانش شگفتزده بودند؛ یکی از آنان حتی ادعا کرده بود که او دستکم ۱۰۰ فرزند داشته است. با این حال، تاریخ تنها تعداد کمی از آنها را ثبت کرده است، ازجمله دو پسری که در جریان فتح کشته شدند و یک دختر مشروع که اغلب آخرین شاهزادهآزتک نامیده میشود: ایزابل.
اواخر سده شانزدهم میلادی، اثر خوان دِ تووار.
منبع: latinamericanstudies.org
دخترِ محبوب
اطلاعات اندکی درباره زندگی ایزابل پیش از ورود استعمارگران اسپانیایی به طور قطعی در دست است. سال تولد او، اینکه مادرش کدامیک از همسران متعدد موکتزوما بوده، یا حتی ترجمه درست نام ناهواتلی او شناختهشده نیست. برخی اسناد و مدارک همزمان که توسط اسپانیاییها نگهداری شدهاند، سال تولد او را ۱۵۱۰ ذکر میکنند؛ که اگر درست باشد، او هنگام آغاز فتح در سال ۱۵۱۹ ـ و زمان نخستین ازدواجش - تنها ۹ سال داشته است. برخی منابع او را «دوشیزه» توصیف میکنند، که نشان میدهد او کودک نبوده بلکه دختری در سن ازدواج بوده است. منابع دیگری نیز نشان میدهند که او پیش از آنکه موکتزوما در سال ۱۵۰۳ به مقام هوی تلاتوانی برسد متولد شده بوده، که در این صورت هنگام ورود هرنان کورتس و گروهی از فاتحان اسپانیایی، او بزرگسالی جوان محسوب میشده است.
گزارشهای همزمان درباره تبار ایزابل نیز به همین اندازه نامشخصاند. برخی منابع میگویند او دختر همسر اول موکتزوما بوده و برخی دیگر او را زاده یکی از همسران مرتبه دوم او میدانند. ازدواجها اغلب برای تحکیم اتحاد با گروههای همسایه انجام میشد، در حالی که ازدواج درون خانواده برای حفظ دودمان اشرافی یا نیمهالهی نیز رایج بود؛ بنابراین هر یک از این دو نوع همسر میتوانست به طور برابر مادرِ فرزندی باشد که وارث حاکم محسوب میشد. موکتزوما همچنین کنیزان بسیاری داشت؛ با این حال، منابع موجود تقریباً همگی بر این نکته توافق دارند که ایزابل حاصل هیچیک از این پیوندها نبوده است. برخی از خواهرانـبرادران ناتنیای که بعدها برای به چالش کشیدن جایگاه او به عنوان وارث موکتزوما ظهور کردند، زاده همان کنیزان بودند.
منبع: کتابخانهٔ ملی فرانسه.
برخی روایتهای خدمتکاران بومیِ کاخ که دههها پس از فتح توسط اسپانیاییها ثبت شدهاند، نشان میدهند که ایزابل «دختر محبوب» موکتزوما بوده و دستکم به نظر میرسد که او بزرگترین فرزند مشروع او بوده است. بااینحال هیچ مدرکی از نوع رابطه میان پدر و دختر وجود ندارد. پیش از فتح، گزارش شده که ایزابل به همسری پسر آهویتسوتل، هوی تلاتوانیِ پیش از موکتزوما، داده شده بود؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده آن باشد که او آنقدر ارزشمند تلقی میشد که بتواند به تحکیم جانشینی پدرش برای تخت کمک کند. در سال ۱۵۲۰، با مرگ همسرش، نخستین ازدواج از شش ازدواجی که او در طول زندگی داشت نیز پایان یافت.
شاهزادهبانوی بیوه
سالنامهها و گزارشهای اسپانیایی روایت میکنند که وقتی کورتس وارد تنوچتیتلان شد، موکتزوما چند تن از دخترانش، ازجمله ایزابل را به او تقدیم کرد. این کار معمولاً نشانه حسن نیت و برای نشان دادن قصد صلحآمیز تلقی میشد، هرچند مشخص نیست که این دختران به عنوان همسر، کنیز یا گروگان عرضه شدند. ایزابل در دوران اسارت پدرش در کاخ نزد او ماند. هنگامی که روابط میان دو قدرت رو به وخامت گذاشت و اسپانیاییها پس از مرگ موکتزوما تلاش کردند از شهر بگریزند - رویدادی که بعدها به «شب اندوه» مشهور شد - کورتس همراه با ایزابل گریخت، اما او بعدها توانست بگریزد و نزد قوم خود بازگردد. برخی منابع اسپانیایی همچنین ادعا میکنند که موکتزوما در لحظات مرگش از کورتس خواسته بود از دخترانش محافظت کند، هرچند طبیعتاً هیچ راه قطعی برای تأیید این روایت وجود ندارد.
با اینکه موکتزوما به طور گسترده آخرین امپراتور واقعی آزتک شناخته میشود، درواقع پس از او دو رهبر مِشیکا در دوران فتوح پرآشوب جانشین او شدند. هیچیک مدت طولانی حکومت نکردند یا در امپراتوری در حال فروپاشی قدرت چندانی نداشتند، اما هر دو به ترتیب دومین و سومین شوهر ایزابل شدند؛ در هر دو مورد ازدواج با مرگ همسر پایان یافت.
نخستین نفر کویتلاهواک... بود که پس از مرگ موکتزوما به عنوان هوی تلاتوانی تاجگذاری کرد. او تنها چند ماه زنده ماند و بر اثر آبله یا بیماری اروپایی دیگری که در پایتخت شیوع یافته بود درگذشت. سپس ایزابل با جانشین او و پسرخالهاش، کوآوتِموک، ازدواج کرد؛ کسی که جنگ هرچه بیهودهتر علیه اسپانیاییها را تا سقوط تنوچتیتلان در سال ۱۵۲۱ ادامه داد. هرچند ایزابل و همسرش تلاش کردند بگریزند، اما دستگیر شدند و کوآوتِموک سرانجام در سال ۱۵۲۵ اعدام شد. او آخرین همسر مِشیکای ایزابل بود.
منبع: ویکیمدیا کامنز
بیوه ابدی
با سقوط و درنهایت نابودی تنوچتیتلان، ایزابل در اختیار اسپانیاییها قرار گرفت؛ کسانی که - شاید برخلاف انتظار - سطحی از احترام را نسبت به اشراف بازمانده حفظ کردند. البته با توجه به اینکه بیشتر مردان یا در جنگ کشته شده بودند یا بعدتر اعدام شدند، اشراف عمدتاً زنان و کودکان بودند و احتمالاً تهدید چندانی محسوب نمیشدند. پژوهشگران همچنین استدلال میکنند که ایجاد اتحاد با اشراف باقیمانده به آرامسازی و مسیحیسازی مردمان مغلوب کمک میکرد و برای دولت استعماری، ظاهری از مشروعیت فراهم میآورد.
ایزابل مدتی تحت سرپرستی - یا شاید اسارت - کورتس باقی ماند؛ دورهای که در آن به مسیحیت گروید و نام اسپانیایی جدیدش را پذیرفت. اینکه این تغییرات داوطلبانه بوده یا نه مشخص نیست، اما در گزارشهای مختلف اسپانیایی، او در سالهای بعد به عنوان زنی بسیار مؤمن توصیف شده است. تا سال ۱۵۲۸، کورتس ازدواج دیگری برای ایزابل ترتیب داده بود، این بار با یک اسپانیایی. او همچنین یک «جهیزیه» سخاوتمندانه دریافت کرد: یک انکومیندا در چارچوب نظام شبهبردهداری اسپانیا برای مردمان بومی تازهتحتسلطه. انکومینداها اعطای زمینهایی بودند که شامل شمار مشخصی از رعایای بومی میشدند؛ این افراد در ازای مسیحیسازی و «حمایت»، باید خراج و کار در اختیار انکومیندرو قرار میدادند. انکومیندای ایزابل، تکووبا (که زمانی تلاکُپان بود)، یکی از بزرگترینها در منطقه بود؛ احتمالاً به عنوان نوعی پذیرش ضمنی جایگاه او به عنوان وارث مشروع موکتزوما. برخی پژوهشگران معتقدند این امتیاز فراخ همچنین به این علت بود که او از مطالبه هرگونه دارایی بیشتری که طبق قوانین اسپانیا حقش محسوب میشد، منصرف شود.
منبع: موزهٔ ملی تاریخ، مکزیک
وقتی چهارمین شوهر ایزابل کمتر از یک سال پس از ازدواج درگذشت، کورتس او را دوباره به خانه خود برد و اندکی بعد ایزابل از او باردار شد. او در سال ۱۵۲۸ دختر کورتس را به دنیا آورد. اینکه رابطه میان آن دو رضایتمندانه بوده یا نه، مشخص نیست؛ اما شاید قابلتوجهترین نکته این باشد که ایزابل از بهرسمیت شناختن دخترش، لئونور، خودداری کرد؛ دختری که برای بزرگ شدن به خانواده اسپانیایی دیگری سپرده شد. ایزابل و همسر اسپانیایی بعدی که کورتس برای او برگزید، سرانجام حدود سال ۱۵۳۰ یک وارث مشروع به دنیا آوردند. گفته میشود این رویداد به طور گسترده جشن گرفته شد، اما شادی چندان دوام نیاورد: شوهر پنجم در همان سال درگذشت.
و رونمایی از فواره جدید تِکویچپو ایکسکاکسوچیتزین در مکزیکوسیتی، ۲۰۲۵
انکومیندِرا
ایزابل اینک بار دیگر، و اینبار با فرزندی، خود را در مقام یک بیوه یافت. او همچنین ناچار بود پیوسته از انکومیندای خود در برابر «کُنکیستادور»های [سربازان و مهاجران اسپانیایی] طمعکار و حتی ناتنیهایش که بارها مالکیت او را از راههای قانونی به چالش میکشیدند، دفاع کند؛ در حالی که به سبب زن بودن و بومی بودن، قادر نبود شخصاً در دادگاه از خود دفاع کند.
با اینهمه، ایزابل با وجود اصلونسب سلطنتی و - شاید مهمتر از همه ـ قطعه زمینِ بزرگی که علیرغم این همه چالش توانسته بود تا حد زیادی حفظ کند، برای مردان مجرد اسپانیای نو گزینهای بسیار جذاب بود. او بهزودی برای آخرین بار ازدواج کرد؛ احتمالاً با مردی که خود انتخابش کرده بود. خوان کانو دِ سااوِدرَا در سال ۱۵۳۲ ششمین و آخرین شوهر او شد و براساس همه گزارشها، او دوستی با کورتس نداشت و حتی ابتدا در یک لشکرکشی علیه او جنگیده بود، پیش از آنکه در نبرد برای تصرف تنوچتیتلان به اسپانیاییها بپیوندد.
این زوج بعدها صاحب پنج فرزند شدند و خوان، که به عنوان یک مرد و یک اسپانیایی و نیز به سبب وابستگیاش به طبقه نجیبزادگان خُرد اسپانیا جایگاه اجتماعی بهتری داشت، با سختکوشی برای دفاع از میراث ایزابل جنگید. آن دو همچنین تلاش کردند تمام زمینهایی را که زمانی متعلق به موکتزوما بود و ایزابل وارث قانونی آن به شمار میرفت، دوباره به او بازگردانند؛ اما در طول زندگی او موفق نشدند. پس از مرگ ایزابل در سال ۱۵۵۰، دادگاههای اسپانیا سرانجام او را تنها وارث زنده و مشروع موکتزوما شناختند، اما از بازگرداندن زمینها به فرزندانش سر باز زدند و گفتند گرفتن املاک از مالکان فعلی دشوار است.
ایزابل در وصیتنامه خود همه رعایای بومیِ انکومیندا را آزاد کرد و به آنان دستمزدهای معوق پرداخت تا مطمئن شود پس از پایان دوره بندگی، وسایل لازم برای گذران زندگی را دارند. بخشهای دیگر وصیتنامه، ازجمله نحوه تقسیم داراییها میان فرزندانش ـ بهویژه دخترانش ـ طبق قوانین اسپانیا که وارثان ذکور را ترجیح میداد، بیاثر و باطل اعلام شد.
اثر ساختهشده با کاغذبُریِ دستی و کلاژ روی کاغذ.
عکس: ماریا ترانک و چاک کوشیان.
منبع: دانشگاه تگزاس
مادرِ مِستیثاخِه (آمیختگی نژادی)
فارغ از ازدواجهای متعدد و جنجالهای همیشگی پیرامون انکومیندایش، درباره خودِ ایزابل ـ جز توصیفهای کلی از او به عنوان زنی مهربان و نیکوکار ـ چیز زیادی نمیدانیم. آخرین شوهرش زمانی او را در گفتوگو «توانا» و در کاتولیکگرایی «مؤمن و وفادار» توصیف کرده بود؛ آن هم در نامهای به یک تاریخنگارِ همدوره. اما هرگونه جزئیاتی درباره اینکه او چگونه زندگی خود را در مقام زنی نجیبزاده، هم بومی و هم اسپانیایی، متعادل میکرد ـ یا اینکه درباره چالشهای منحصربهفردی که در این موقعیت با آن روبهرو بود چه احساسی داشت ـ در گذر زمان از میان رفته است.
توانایی ایزابل در سازگار شدن با واقعیت جدید برای بقای او حیاتی بود، اما همین موضوع باعث شده است برخی او را به خیانت به میراث بومیاش متهم کنند؛ زیرا به جای مبارزه، تسلیم شد. ماریا کاستانیدا دِ لا پاز، تاریخدان اسپانیایی و پژوهشگر دانشگاه خودمختار مکزیک، درباره هر دو شخصیتِ جنجالی، یعنی لا مالینچه [۱] و ایزابل موکتزوما، میگوید: «آنچه آنان انجام دادند درواقع مطابق با شرایط زمانهشان بود؛ آنها فرزندانی به دنیا آوردند و با ایجاد پیوندهای زناشویی، اتحادهای سیاسی شکل دادند تا موقعیتهای سیاسی خود را حفظ کنند. اما هرگز نباید آنان را خائن بدانیم: آنان تنها از فرمانهای پدران یا شوهرانشان پیروی کردند؛ همان کاری که زنان در طول تاریخ انجام دادهاند.
همانند لا مالینچه ــ که او نیز از کورتس صاحب فرزندی شد ــ ایزابل موکتزوما پلی میان دو جهان بود؛ پلی که، هرچند شاید ناخواسته، مردمان بومی و اسپانیایی را به هم پیوند میداد. موقعیت منحصربهفرد او به عنوان وارث «هوی تلاتوانی» باعث شد تغییر دینش به کاتولیک و پذیرش حاکمیت اسپانیا تأثیر ویژهای داشته باشد. اینکه آیا او تنها میخواست جان خود را نجات دهد یا میکوشید به مردمش تنها راه بقا در برابر نیروی عظیم اسپانیا را نشان دهد، هرگز نخواهیم دانست.
نویسنده: کریستن یانچاک؛ کارشناسی ارشد مطالعات آمریکای لاتین و نیمکره، کارشناسی زبان اسپانیایی
منبع: www.thecollector.com
پینوشت:
۱. زنی اهل مکزیک که به دلیل مشارکت در فتح امپراتوری آزتک (۱۵۲۱–۱۵۱۹) توسط اسپانیاییها، با ایفای نقش به عنوان مترجم، مشاور و واسطه برای فاتح اسپانیایی هرنان کورتس شناخته میشد.
۲۵۹




نظر شما