مذاكرات اسلام آباد

۷ نفر
۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۸
باید گفتمان سازی ترامپ را تخریب کنیم

ترامپ گفتمان خاصی را به نحوی ناشیانه بسط می دهد که چارچوب و مولفه هایی دارد؛ ما باید این چارچوب و مولفه ها به دقت تخریب کنیم و آن را از شکل بیندازیم. اگر ما در سطح جهانی، از طریق رسانه های رسمی، انسان رسانه ها، افراد فعال و مقامات رسمی این مباحث به روشنی بیان شود به نحوی که روایت رسانه های غربی تنها روایت غالب نباشد.

فیلیپ هامون اصول کلی مداخلات نظامی جدید غرب را به خوبی بیان کرده است و برای همین تبیین مشهور است؛ در کتاب «رسانه، جنگ و پساتجدد» که به سال ۲۰۰۷ منتشر شد. این کتاب که پس از حملات یازده سپتامبر نوشته شده و خود شاهد اتفاقات پس از آن و لشکرکشی های آمریکا به افغانستان و عراق بود. آمریکا از حملات یازده سپتامبر برای توجیه جنگ افروزی در افغانستان و عراق استفاده زیادی کرد؛ چیزهایی که اساسا به هم ربطی نداشتند. افغانستان برای آنکه محل اختفای اعضای القاعده بود تسخیر شد اما این دلیلی بی ربط بود. در همان زمان بسیاری از اعضای القاعده در مناطق ناامن پاکستان و دیگر جاها وجود داشتند اما آمریکا تنها به افغانستان حمله کرد. به یاد آوریم بن لادن سالها در پاکستان مخفی شده بود و در همان جا کشته شد. آمریکایی ها حتی پس از آن هم از افغانستان بیرون نرفتند. حمله به عراق هر بار بر اساس دلیلی توجیه می شد: در ابتدا صدام را حامی القاعده معرفی کردند در حالی که اگرچه شاید ارتباطاتی وجود داشت اما صدام و القاعده هیچ ربط وثیقی به هم نداشتند؛ در نهایت، آنها عراق را صاحب سلاح های شیمیایی و زیستی معرفی می کردند. عراق در جنگ با ایران از سلاح های شیمیایی بسیار استفاده کرد اما خود سازنده آنها نبود؛ بلکه غربی خودشان آنها را به صدام می دادند. وقتی آمریکا به عراق حمله کرد این سلاح ها پیدا نشد. این جزئیات بی اساس از این جهت مهم است که در آن زمان و حتی شاید تاکنون مبنای داستان پردازی های رسانه ای و سیاسی آمریکا برای کشورگشایی بود. هاموند این موضوعات را از مناظر خاصی بررسی کرده است که اکنون به نحوی ناشیانه متمسک ترامپ هم هستند.

غرب در هزاره سوم بیش از همه دوران پساتجدد را طی می کند: فروپاشی روایت های کلان و جهانی؛ متزلزل شدن ارزش های غربی که پیشتر جهان شمول دیده می شدند و اکنون حتی در غرب تهی شده اند؛ بی معنایی و تهی بودنی که انسان غربی از آن رنج می برد و می خواهد به هر طریقی از آن بگریزد. خصوصا بی معنایی و تهی بودگی دنیای غرب سبب می شود آنها معنا را در دوردست ها بجویند؛ به ویژه مداخلات نظامی که همزمان پاسخ به تشنگی خشونت است ولی در لوای مسائل اخلاقی مخفی می شوند: مداخلات غیرقانونی و ناقض حاکمیت کشورها که به ارزش های توخالی غربی از جمله حقوق بشر و بشر دوستی مستند می شوند؛ جنگ علیه تروریزم و حفظ منافع و رفع تهدیدهای بیرونی. لازم نیست که بگوییم غربی ها این عناوین را تنها متمسک اهداف مداخله جویانه قرار می دهند و ندرتا از جهت بشردوستی یا احقاق حقوق بشر کاری کنند. اما چرا این عناوین را به این شدت بیان و تکرار می کنند؟ زیرا می خواهند آن بی معنایی و تهی بودگی را به نحوی پر کنند.

بی معنایی و تهی بودگی در داخل را با فرافکنی به خارج موقتا تسکین می یابد؛ کافی است که در نظر بگیریم ترامپ چه قدر فضای سیاسی داخلی آمریکا را دو پاره و چند پاره کرده است؛ در حدی که اگرچه توانست با فریب و دروغ و داستان سرایی رای بیاورد اما او اکثر دوستان و متحدان سابق خود را از دست داد. ما باید به تقویت دشمنان ترامپ کمک کنیم و مواد و اطلاعاتی فراهم کنیم که آنها بتوانند ترامپ را تضعیف کنند. همچنین، او به عنوان رئیس جمهور بزرگترین دولت سلطه در جهان، نتوانست با زورگویی ایران را از حقوق خود بازدارد؛ پس از آن با ماجراجویی در جنگ دوازده روزه باز هم نتوانست هیمنه آمریکا را به خوبی نشان دهد؛ پس از آن هم با دخالت مستقیم در ناآرامی های داخلی ایران و به خشونت کشاندن آن باز هم دچار سرخوردگی شد و قدرت اش را در معرض خدشه دید. هر کدام از این وقایع، بی معنایی و تهی بودگی را بیش از پیش تشدید کرد. نهایتا او با جنگی تمام عیار خواست تا این شکاف را پر کند اما در چهل روز جنگ بیش از پیش با تهی بودگی و توخالی بودن خود و آمریکا مواجه شد. ایران پس از این جنگ سلطه آمریکایی را در هم شکست و اکنون این سلطه به پاره هایی غیرقابل ترمیم تبدیل شده است. احتمال دارد ترامپ دوباره با جنگ افروزی بخواهد این تهی بودن را پر کند و سخنان بی ربطی که می گوید از همین جهت است. چیزی که ما باید، در کنار شکست هیمنه سلطه آمریکا، تخریب کنیم.

اکنون یکی از کلیدواژه هایی که ترامپ زیاد به کار می برد بحث های حقوق بشری است؛ او نه تنها از طریق رسانه های معاند سعی می کند تا این گفتمان را به میان معترضان ایرانی بکشاند بلکه در مناقشات با پاپ نیز به این مورد اشاره کرده است. ما نباید این یاوه گویی ها را نادیده بگیریم؛ زیرا اگرچه ما بهتر از هر کسی می دانیم که او سخنان بی ربط می گوید اما ممکن است برای ناظر خارجی چنین نباشد. پاپ شاید نتواند سخنان بی ربط او را صحت سنجی کند. اکنون که ترامپ به این مورد استناد کرده بهتر است که رسانه ها و مقامات ما به هر نحوی که مناسب است موضوع جنگ افروزی های دی ماه را برای پاپ تبیین کنند و او را از کنه ماجرا باخبر کنند؛ خصوصا که آمار کشته شدگان رسما منتشر شده  و اعداد بی ربط ترامپ بی مبنا شده است.

ترامپ گاه و بی گاه جنگ افروزی خود را بر اساس مداخلات بشر دوستانه یا رفع تهدیدهای دیگر توجیه می کند؛ این موضوع نقض حاکمیت ملی ایران است. او خود به خوبی می داند که در حال مداخله در حاکمیت ایران است؛ حاکمیتی که بدون قید و شرط در اختیار حکومت ایران است و هیچ دولت یا سازمان خارجی حق دخالت در اعمال حاکمیت را ندارد. او برای آنکه خود را توجیه کند معمولا به موضوعات اخیر و حتی بسیار قدیمی اشاره می کند. در وهله نخست، ما باید نشان دهیم که در اعمال حاکمیت خود ذره ای اهمال نداریم؛ دوم، نشان دهیم و تبیین کنیم که در ایران نیز مانند هر کشوری معترضانی وجود دارند که حق اعتراض دارند اما بر خلاف کشورهای دیگر در ایران دولت های دشمن فریب خوردگان را اجیر و مسلح می کنند و اعتراضات مردمی را به صحنه ای جنگی و خونین تبدیل می کنند. اتفاقا ترامپ خود بارها گفته است که به معاندین و عناصر اجیر در ایران سلاح رسانده است. طبیعتا دنیا می فهمد که وقتی عناصر مسلح به اعتراضات مردمی وارد می شوند چه کاری می کنند، و از آن، مهمتر اینکه اکنون که ترامپ این مقدار به کشته شده های اغتشاشات در ایران علاقه مند شده واضح و مبرهن است که عناصر فریب خورده وظیفه کشته سازی نیز داشته اند. اگر ما در سطح جهانی، از طریق رسانه های رسمی، انسان رسانه ها، افراد فعال و مقامات رسمی این مباحث به روشنی بیان شود به نحوی که روایت رسانه های غربی تنها روایت غالب نباشد.

کد مطلب 2207837

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =