مذاكرات اسلام آباد

اصل چهار ترومن در ایران و جنجال الاغ‌های قبرسی!

به‌ندرت روستایی وجود داشت که دست رد به سینه اصل ۴ بزند و و هرگز از روستایی بیرون انداخته نشدیم...

امیرمهدی نادری| خبرآنلاین: جنگ جهانی دوم فراتر از تلفات گسترده‌ای که در حین جنگ به بار آورد و ویرانی‌های گسترده‌ای که در تمام نقاط جهان برجای گذاشت، دنیای پس از خود را به طور کامل دگرگون کرد. کشورهای متفقین هم که فاتحان جنگ بودند از این ویرانی و خرابی جان به در نبردند. شاید تنها کشوری که تا حدودی از این جنگ خانمانسوز در امان ماند، آمریکا بود. در ۳ آوریل ۱۹۴۸ [۱۴ فروردین ۱۳۲۷]، آمریکا به کمک اروپا شتافت و رئیس‌جمهور ترومن «قانون بازیابی اقتصادی ۱۹۴۸» را امضا کرد. این قانون بعدها به «طرح مارشال» معروف شد، منسوب به جورج مارشال، وزیر امور خارجه، که در سال ۱۹۴۷ پیشنهاد کرده بود ایالات متحده کمک‌های اقتصادیی ارائه دهد تا زیرساخت اقتصادی اروپای پس از جنگ بازسازی شود. در ژانویه هم ترومن از طرحی کامل تر سخن گفت که این بار مناطقی بسیار وسیع تر از اروپا را در بر می گرفت.

کمونیسم را نمی‌توان تنها با سلاح متوقف کرد. یکی از خطرناک‌ترین سلاح‌های آن، جاذبه دروغینش برای مردمی است که زیر بار گرسنگی، بیماری، فقر و نادانی قرار دارند. برنامه اصل ۴ بخشی از دفاع جهان آزاد است.

سه اصل اول او شامل: حمایت گسترده از ملل متحده، کمک‌های اقتصادی به کشورهای اروپایی در معرض نابودی جنگ (یعنی طرح مارشال) و حمایت از تمام ملت‌های آزادی که در برابر حمله صریح تهدید می‌شدند (از طریق سازمان پیش‌بینی‌شده پیمان دفاعی آتلانتیک شمالی، ناتو) همگی سنگ‌بناهای مهم سیاست خارجی آمریکا در پایان دهه ۱۹۴۰ محسوب می‌شدند. اصل چهارم او که در آن این برنامه جسورانه و نوین را برای ارائه فواید پیشرفت علمی و صنعتی به مناطق در حال ‌توسعه آغاز می‌کرد تازه‌ترین و پررنگ‌ترین گام او به شمار می‌رفت. برنامه‌ای جاه‌طلبانه که علاوه بر محکم کردن پیمان‌های آمریکا با متحدانش، کشورهای در حال توسعه را هم در برابر خطر دشمن جدید یعنی اتحاد حماهیر شوروی کمونیستی بیمه می‌کرد.  ترومن در آوریل ۱۹۵۱ در یک سخنرانی اعلام کرد:

«...برنامه اصل ۴ امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است. تهدید تجاوز کمونیستی جهان آزاد را وادار می‌کند که دفاع‌های نظامی نیرومندی بسازد. اما کمونیسم را نمی‌توان تنها با سلاح متوقف کرد. یکی از خطرناک‌ترین سلاح‌های آن، جاذبه دروغینش برای مردمی است که زیر بار گرسنگی، بیماری، فقر و نادانی قرار دارند. برنامه اصل ۴ بخشی از دفاع جهان آزاد است. این بهترین پاسخ به وعده‌های دروغین کمونیسم است. این برنامه به مردم عادی جهان راهی می‌دهد تا کاری را که بیش از هر چیز می‌خواهند انجام دهند: بهبود شرایط زندگی خود با تلاش خودشان....»

این‌گونه بود که جهان دوقطبی و جنگ سرد آغاز به شکل‌گیری کرد. آمریکا و شوروی وارد دوره‌ای از تنش‌های غیرمستقیم و رقابتی برای جلب کشورها در اردوگاه‌های خودشان شدند.

سازوکار اجرایی برنامه اصل چهار

ترومن در بحث مفصل‌تری که در تاریخ ۲۴ ژوئن ۱۹۴۹ [۳ تیر ۱۳۲۸] با کنگره داشت، دولت ایالات متحده، سرمایه‌گذاران خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد را به کمک‌های اقتصادی تشویق کرد تا با هدف گسترش مدرنیته در مناطق کم‌توسعه آفریقا، آسیا و آمریکای مرکزی و جنوبی گام بردارند. براساس اظهارات او تأمین زیرساخت اقتصادی محکم و جدیدترین امکانات فناورانه برای این مناطق، می‌توانست به تثبیت آینده دموکراتیک این مناطق سیاسی آسیب‌پذیر کمک کند.

ترومن انواع کمک‌ها را به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول بر «دانش فنی، علمی و مدیریتی» تأکید داشت و شامل کمک‌های خاص در «پزشکی، بهداشت، ارتباطات، ساخت جاده‌ها و خدمات دولتی» بود؛ اما، و شاید مهم‌تر از همه، امور مربوط به بررسی منابع و برنامه‌ریزی برای توسعه اقتصادی درازمدت را نیز در بر می‌گرفت. دسته دوم، «کارگزاری‌های تولیدی» و توسعه ماشین‌آلاتی را تشویق می‌کرد که می‌توانستند در پروژه‌های محلی «توسعه بندرها، ساخت جاده و ارتباطات، و همچنین طرح‌های آبیاری و زهکشی» به کار گرفته شوند.

در سال ۱۹۵۰، کنگره ۳۵ میلیون دلار را برای برنامه «اصل چهارم» تأیید کرد. در آغاز این برنامه، اداره همکاری فنی (Technical Cooperative Administration)  در وزارت امور خارجه تأسیس شد تا در برنامه‌ریزی، اهدا و ارزیابی کمک‌ها در تمام جنبه‌های برنامه مشارکت کند. علاوه بر حمایت دولتی، ترومن خواستار افزایش مداوم سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی آمریکایی در توسعه برون‌مرزی  نیز بود.

به دلیل حمایت‌های بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر ترومن، این برنامه در سال‌های پایانی ریاست‌جمهوری او، به‌ویژه با افزایش تنش‌های جنگ سرد، رونق گرفت. در آن دوره، فراخوان برای تقویت بنیان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشورهای ناپایداری که ممکن بود به دست کمونیست‌ها بیفتند، بیش از همیشه شنیده می‌شد. در سال ۱۹۵۳، آیزنهاور این برنامه را منحل کرد اما آن را در چارچوب سیاست خارجی‌ خود در لفافه ادامه داد.

بالاخره در آذر ماه سال ۱۳۳۰ اصل ۴ به ایران هم رسید و ویلیام ای. وارن از آمریکا و اردشیر زاهدی از ایران شدند واسطه طرحی که آمریکا هرچه بیشتر به ایران گره‌اش می‌زد.

ورود اصل چهار به ایران

سیاست خارجی آمریکا براساس خط مشی بازدارندگی، ایران را در خط مقدم حوزه‌ای به‌ شمار می‌آورد که با تهدید اتحاد شوروی روبه‌رو بود. ایران به ‌سبب موقعیت راهبردی‌اش در جوار مرزهای جنوبی شوروی، و داشتن منابع عظیم نفتی، برای امنیت ملی آمریکا اهمیتی وافری داشت. بالاخره در آذر ماه سال ۱۳۳۰ اصل ۴ به ایران هم رسید و ویلیام ای. وارن از آمریکا و اردشیر زاهدی از ایران شدند واسطه طرحی که آمریکا هرچه بیشتر به ایران گره‌اش می‌زد. موافقت‌نامه‌های اولیه را تیمسار رزم‌آرا امضا کرد؛ اما اجرای آن تا نخست‌وزیری مصدق و سفر او به آمریکا به تعویق افتاد. با کودتای ۲۸ مرداد و همچنین فشارهای حزب توده در اجرای این طرح در ایران خلأهایی ایجاد شد. اما پس از چندی دوباره اجرای آن روی غلتک افتاد.

آغاز طرح با شور و اشتیاقی گسترده در ایران همراه بود. وارن در کتاب خاطراتش «ماموریتی برای صلح» از فریادهای شادمانی مردمی ساده و روستایی می‌نویسد که در خوانسار با آنان مواجه شد، فریاد می‌زدند: «اصل ۴! هورا». توسعه روستایی که در این طرح مطرح شده بود قرار بود سیستم فاضلاب، کشاورزی، بهداشت، مهار بیماری‌های واگیردار، اصلاح آب آشامیدنی و اصلاح ژنتیکی حیوانات را در روستا ها بهبود ببخشد و کارشناسان و نیروهای بومی ایران را به گونه‌ای آموزش دهد که بعد از گذشت پنج سال از آغاز برنامه بتوانند به طور مستقل فرآیند توسعه روستایی را پیش ببرند. برنامه اصل چهار همچنین قرار بود در سطح کلان هم کمک‌های نظامی فراوانی به حکومت ایران انجام دهد.

اصلاً کِی ما درخواست الاغ کرده بودیم... به هر کشور مستعمره و نیمه‌مستعمره همه چیز دادند و به آنان اعتماد داشتند، اما برای ما الاغ فرستادند!

واکنش مطبوعات و افکار عمومی

با آغاز برنامه اصل چهار در ایران، مصدق گروهی موسوم به «کمیسیون کابینه» را شخصا دستچین کرد که در آن افرادی مانند مهندس خلیل طالقانی وزیر کشاورزی و ارشیر زاهدی به عنوان مترجم حصور داشتند. شرایط پرتلاطم ایران در دوره مصدق و پیچیدگی‌های قانونی موجود، روند اجرای برنامه را به‌شدت کند کرده بود و برنامه با سرعت بسیار پایینی در ایران پیش می‌رفت. با این‌که بی‌تابی‌های گسترده‌ای برای حصول به نتایج فوری وجود داشت، اما روزنامه‌ها برنامه اصل ۴ را به باد تمسخر می‌گرفتند و برنامه زیر فشار سنگین مطبوعات قرار گرفته بود.

یکی از طرح‌های این برنامه که بیشتر از بقیه زیر تیغ انتقادات قرار گرفت برنامه اصلاح ژنتیکی «خر»ها در ایران بود که با نژاد قبرسی اصلاح شوند. طرحی که موج‌های بی‌شماری از تحقیر و تمسخر را روانه مطبوعات کرد. عبدالرحمن فرامرزی در روزنامه «کیهان» نوشت:

«راستی چرا در صورت کمک‌های آمریکا به یونان، ایتالیا، ترکیه، کره، اسرائیل و انگلستان هیچ نامی از الاغ قبرسی نیامده است؟... آن وقت برای ما الاغ می‌فرستند که نسل الاغ‌های ما بهتر و درشت‌تر شود. مگر در دنیا تنها ما هستیم که یگانه مورد نیاز ما الاغ است؟ اصلاً کِی ما درخواست الاغ کرده بودیم... به هر کشور مستعمره و نیمه‌مستعمره همه چیز دادند و به آنان اعتماد داشتند، اما برای ما الاغ فرستادند! ... من اگر جای دولت بودم کسی که این مساعدت را به ما کرده سوار یکی از آن خرها کرده به آمریکا بازمی‌گردانم و می‌گفتم بروید این خر را در کشور خودتان سوار شوید... من تا به حال نشنیده بودم کسی در ایران از بی‌خری نالیده باشد. مشکل ما در ایران کمبود الاغ نیست مشکل خریت نداریم؛ خر بندری ما قرن‌هاست در دنیا شهرت دارد. سال‌هاست به ما وعده‌های درخشان دادند و آخر سر برای ما الاغ هدیه می‌فرستند... ما دو میلیون دلار اعتبار نداشتیم ولی خر را از زیر پای روستاییان قبرس می‌کشند و برای ما ارسال می‌دارند.»

اما پس از یک سال نتایج با افزایش بهره‎وری چهارپایانی که مورد اصلاح ژنتیکی قرار گرفته بودند آشکار شد. فشارها تا آن‌جا پیش رفته بود که وارن در یک کنفرانس عمومی تعدادی از الاغ‌های اصلاح‌شده را به نمایش عمومی گذاشت!

در سال ۱۳۳۴ تکمیل پروژه لوله‌کشی تهران بر عهده کمیته اصل ۴ قرار گرفت و در ادامه در پاییز همان سال آب کلردار برای اولین بار از طریق سیستم لوله‌های بسته در اختیار مردم تهران قرار گرفت.؛ پایتختی که زمانی به بزرگترین شهر بدون آب آشامیدنی جهان معروف بود.

برنامه اصل ۴ حتی در توسعه صنایع شیلات خلیج فارس هم مشارکت کرد. اولین مرحله کمک‌های اقتصادی آمریکا به مبلغ (۲۳.۴۵۰.۰۰۰) دلار در چهارچوب برنامه اصل چهار تا پایان ۱۳۳۱ ادامه یافت، ولی در ماه‌های نخست سال ۱۳۳۲ و پس ‌از به بن‌بست رسیدن مذاکرات نفت، درخواست‌های دولت ایران برای دریـافت کمک‌های اقتصادی بـا پـاسخ منفـی رئیس‌جمهور جدید آمریکا، دوایت آیزِنهاوِر، روبه‌رو شد.

در پی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تشکیل دولت فضل‌الله زاهدی، کمک‌های اقتصادی آمریکا از سر گرفته شد و در گام اول تحت عنوان «کمک فوری»، ۴۵ میلیون دلار در اختیار دولت او قرار گرفت. یکی از فعالیت‌های مهم اصل چهار در این زمان، همکاری با دولت زاهدی در سامان ‌دادن به شرکت ملی نفت ایران بود. پس‌ از آن، فعالیت‌های اصل چهار در ایران با امضای موافقت‌نامه‌های متعدد و گشایش دفترهای اداره اصل چهار در استان‌های کشور آشکارا گسترش یافت، به ‌گونه‌ای که بخش اعظم کمک‌های آمریکا به ایران و همکاری‌های اقتصادی آن کشور تا سال‌ها در چهارچوب برنامه اصل چهار عملی می‌شد. اما خارج شدن اصل ۴ از یک برنامه مستقل به طرحی زیر سایه سیاست خارجی کلی آمریکا در طی زمان باعث هرچه کمرنگ‌تر شدن این طرح در ایران شد تا این‌که درنهایت با وقوع انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ اجرای این طرح به طور کلی متوقف شد.

به دفعات بسیار زیادی که نمی‌توان آن را شمرد، درخواست‌های خاضعانه‌ای دریافت کردیم برای رفتن به روستاهایی که برنامه هنوز به آن‌جا نرسیده بود.

اصل چهار؛ دستاوردها و چالش‌ها

در مدت زمان اجرای این طرح حجم صادرات آمریکا به ایران به ۲۰ برابر صادرات ایران به آمریکا رسید و برخی معتقدند این طرح در سال‌های بعد موجب به افزایش بیکاری شد. همچنین در میان مردم و دولت‌های هر دو کشور هنگام اجرای این پروژه و سال‌های متعاقب آن، تردیدهای بسیاری درباره انگیزه‌های پشت آن وجود داشت.

بعد از انقلاب نیز انتقاداتی گسترده به این طرح وارد شد، ازجمله این‌که برنامه‌های مطرح‌شده در اصل ۴ تناسبی با نظام کشاورزی و روستایی ایران نداشت و بسیار پراکنده بود.

با همه این‌ها فراتر از آن‌چه امروز در تحلیل‌ها به عنوان انگیزه‌های پنهان ترومن مطرح می‌شود و انتقادات مختلفی که در سال‌های پس از انقلاب درباره این طرح مطرح شد، همچنین فاصله میان طرحی که در ذهن سیاست‌گذاران و عوامل اجرایی برنامه اصل ۴ در ایران قرار داشت، باید قدردان دستاوردهای شاید محدود اما بسیار حیاتی این برنامه در ایران بود. برنامه اصل ۴ در ایران از نظر بهداشت و کشاورزی در مناطق روستایی و محروم ایران در سال‌های دهه ۳۰ شمسی به موفقیت‌هایی چشمگیر نائل آمد به طوری که زندگی بسیاری از ساکنین محروم ایران را در عمل و نه در نمایش‌های پر زرق و برق بهبود داد. وارن در کتاب خاطراتش این بهبود را این‌گونه توصیف می‌کند:«... به‌ندرت روستایی وجود داشت که دست رد به سینه اصل ۴ بزند و و هرگز از روستایی بیرون انداخته نشدیم؛ اما به دفعات بسیار زیادی که نمی‌توان آن را شمرد، درخواست‌های خاضعانه‌ای دریافت کردیم برای رفتن به روستاهایی که برنامه هنوز به آن‌جا نرسیده بود...»

درنهایت، طرح مارشال و اصل چهار، دو بال دیپلماسی توسعه آمریکا بودند که جهان ویران‌شده پس از جنگ جهانی دوم را نه‌تنها از خاکستر برکشیدند، بلکه به مدار نفوذ واشنگتن واداشتند. اروپا صنعتی شد، جنوب جهانی به سمت مدرنیته گام برداشت و دلار مثل خون در رگ‌های اقتصاد جهانی جاری شد؛ اما این رستاخیز، سایه‌های بلند وابستگی، نابرابری و تقابل ایدئولوژیک را نیز برجای گذاشت. جهانی که ترومن به ارث گذاشت، دیگر هرگز همان ویرانه ۱۹۴۵ نبود؛ بلکه صحنه‌ای دوقطبی شد که در آن، هر کمک اقتصادی، ابزار قدرت آمریکا را نیز افزایش می‌داد. اصل چهار به پایان رسید، اما منطق آن ترکیب توسعه و مهارت تا قرن‌ها سیاست خارجی واشنگتن را هدایت کرد و نظم جهانی را به نفع ابرقدرت نوظهور بازآرایی نمود.

منابع

ویلیام ای. وارن، «ماموریتی برای صلح (اصل ۴ در ایران)»، ترجمه: محمدامین نادریان و مینا ناصریان، تهران: هزار سوم اندیشه، چ ۱، ۱۳۹۸

دانشنامه بریتانیکا

ebsco.com

۲۵۹

کد مطلب 2215957

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 2
  • IR ۱۱:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۸
    0 0
    اینم مثل مخالفت با لوله کشی آب در ایران به علت نفهمیدن اصل موضوع و لج بازی با فرع بوده اون موقع که ماشین نبوده حمل و نقل با چهارپا بوده خواستن با اون طرح حمل و نقل آسان تر بشه

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین