سپهر ستاری؛ مسابقات لیگ برتر بسکتبال زنان روز جمعه با قهرمانی استقلال به پایان رسید تا آبیپوشان در نخستین فصل حضورشان در این مسابقات جام قهرمانی را بالای سر ببرند. یکی از اتفاقات جذاب برای استقلالیها، حضور عسل پورحیدری، دختر اسطوره آبیپوشان یعنی منصور پورحیدری در تیم بسکتبال بود. او این فصل یکی از نفرات کلیدی استقلال محسوب میشد و در نهایت هم توانست جام قهرمانی را بالای سر ببرد. جامی که عسل پورحیدری آن را به پدرش تقدیم کرد و در جشن قهرمانی هم به همراه فریده شجاعی یاد پدر استقلال را زنده نگه داشت.
عسل پورحیدری که این فصل بهیاد پدرش با پیراهن شماره ۲ برای استقلال بازی کرد، در گفتوگوی اختصاصی با «خبرآنلاین» درباره قهرمانی در لیگ برتر بسکتبال و اتفاقات مختلف این فصل صحبت کرده که در ادامه آمده است:
ابتدا درخصوص پایان لیگ برتر بسکتبال زنان و قهرمانی با استقلال بگویید.
از روز اولی که تیم را بستیم، تکتک بازیکنانی که آمدند از ته دل میخواستند استقلال قهرمان شود و سال خیلی سختی هم داشتیم. با توجه به شرایط کشور و جنگ و اینکه سال اول تیمداری استقلال بود، سال راحتی نداشتیم ولی خوشبختانه از نفر اول تا آخر تیم میخواستیم قهرمان شویم و یکدل جنگیدیم و خوشبختانه به هدفمان رسیدیم.
سطح مسابقات امسال نسبت به گذشته چطور بود؟
سطح لیگ برتر امسال خیلی خوب بود ولی شرایط عادی نبود. اول فصل ۵ تیم بازیکن خارجی داشتند و همه تیمها شانس حضور در فینال را داشتند ولی با توجه به جنگ یکسری خارجیها رفتند. سطح لیگ خوب بود ولی مشکلات زیادی داشتیم.

در چند مقطع نسبت به تصمیمات فدراسیون هم معترض بودید.
سر بازی با آبادان حق ما نبود که باخت فنی داشته باشیم. من خودم شخصا به آبادان رفتم ولی بچهها نتوانستند. شرایط مثل جنگ بود و بهخاطر آبوهوا نمیشد رفت. حق ما آن باخت نبود ولی در نهایت به فینال رسیدیم و قهرمان شدیم. تیمی که بخواهد قهرمان شود در هر شرایطی به آن میرسد.
با توجه به جایگاه استقلال در خانواده پورحیدری، چه حسی داشت که با این تیم قهرمان شدید؟
خیلی متفاوت بود. قهرمانی با استقلال آرزویی بود که قبل از تاسیس تیم بسکتبال داشتم و آرزویی بود که محقق شد.
انگیزه شخصی هم داشتید. اینکه قهرمان شوید و جام را به پدر تقدیم کنید!
این موضوع خیلی تاثیر داشت. من خودم در بعضی بازیها که نزدیک بود کم بیاورم، به پدرم فکر میکردم و ادامه میدادم.
بعد هم آن عکس خاص را با شماره ۲ گرفتید.
من قبلا به خاطر خالهام که قبلا مربیام بود و زمان بازی شماره ۵ را میپوشید، این شماره را داشتم. بعد از فوت پدر هم شماره ۲۵ را پوشیدم. امسال چون اولین سال حضورم در استقلال بود شماره بابا را پوشیدم و از اول این صحنه را میدیدم که قهرمان شوم و با شماره ۲ پدرم با جام عکس بگیرم.

امسال ۲ بازیکن آمریکایی هم داشتید. حضور آنها به چه صورت بود؟
من شناختی نداشتم و به ما معرفی شدند و فیلم بازیهایشان را برای ما فرستادند. هایلایت بازیهایشان را دیدیم و تصمیم گرفتیم بیایند. در ابتدا هم خیلی انتظارات را برآورده نکردند ولی در ادامه خیلی زحمت کشیدند و واقعا تاثیرگذار بودند.
یکی از اتفاقات جالب این بود که شیا رائل ویتست در زمان جنگ ایران را ترک نکرد و ترجیح داد اینجا بماند.
شیا اینجا درحال ازدواج است و یکی از دلایلش این بود و دلیل دیگر هم اینکه دوست داشت در کنار همتیمیهایش بماند. سابریا ولی روز اول جنگ رفت و شیا ایران است.
در زمان جنگ با شیا در ارتباط بودید؟
بله او به گرگان رفته بود و به ما روحیه میداد و میگفت امن باشید. همه به او گفتند اینجا ممکن است در خطر باشی و برو ولی خودش تصمیم گرفت بماند.

برنامهتان برای فصل بعد چیست؟
من دچار مصدومیت شدم و چند روز دیگر مشخص میشود که نیاز به عمل جراحی دارم یا نه. اگر نیاز به جراحی نباشد، زود برمیگردم و باید ببینیم شرایط باشگاه و تیمداری چطور است. اگر بتوانم بازی کنم که حتما ادامه میدهم ولی اگر شرایط زانویم طوری باشد که عمل جراحی لازم داشته باشم، شاید دیگر بازی نکنم و وارد مربیگری شوم.
در خانواده شما پدرتان و علی خیلی فوتبالی بودند ولی شما و مادرتان بسکتبالی هستید. چه شد که اصلا به بسکتبال کشیده شدید؟
اولین مربی من خالهام بود. مادر و خالهام در تیم ملی بسکتبال و تاج بازی میکردند و خالهام باعث شد بسکتبال را شروع کنم و او و پدرم حمایت کردند که به جای فوتبال به بسکتبال بروم.
چرا برادرتان ورزش حرفهای را ادامه نداد و فوتبالیست نشد؟
برادرم از یک سنی تصمیم گرفت بازی نکند و درس بخواند و پدرم هم حمایت کرد. پدرم چون محیط فوتبال را میشناخت خودش هم خیلی راغب نبود علی فوتبالیست شود و از او برای رفتن به سمت درس حمایت کرد.
در مورد شما نظرش چه بود؟
کلا مشوق بود. من را خیلی به حضور در بسکتبال تشویق میکرد و حامی من بود. وقتی بازی داشتیم اولین کسی بود که زنگ میزد و نتیجه بازی را میپرسید.

258 258




نظر شما