مذاكرات اسلام آباد

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است

جنگ تمام شد، اما برای بسیاری از روزنامه‌نگاران ایران، تراژدی تازه آغاز شده است. در حالی که غبار «جنگ رمضان» فرو می‌نشیند، روزنامه‌نگاران نه با صدای آژیر قرمز، که با لرزش پیامک‌های اخراج لرزه بر اندامشان می‌افتد. قلم‌هایی که در جنگ راوی ایستادگی یک ملت بودند، حالا زیر آوار دلار ۱۸۰ هزار تومانی و کاغذ ۳۴ میلیونی خرد می‌شوند.

ریحانه اسکندری: با فروکش کردن شعله‌های سرکش «جنگ رمضان» و اعلام آتش‌بس رسمی برای «دفاع مقدس سوم»، صدای موشک در شهرهای ایران خاموش شده، اما در راهروهای سرد و بی‌روح تحریریه‌ها، آژیری به‌مراتب هولناک‌تر به صدا درآمده است.

این بار نه موشک‌های بالستیک، بلکه پیامک‌های چندخطی اخراج و لیست‌های بلندبالای تعدیل نیرو، قلب تپنده آگاهی‌بخشی را نشانه رفته‌اند.

شرایط در حین جنگ و پس از جنگ بدنه نحیف روزنامه‌نگاری مستقل کشور را زیر آوار بی‌تدبیری‌های مدیریتی، انسداد زیرساختی و بحران اقتصادی پساجنگ رها کرده است. امروز، صندلی‌های خالی در تحریریه‌ها، که روزی پناهگاه افکار عمومی بودند، نه نشانه‌ای از دورکاری ناشی از بحران، بلکه گواهی بر یک پاکسازی نرم و بی‌صداست؛ پاکسازی کسانی که در تمام طول چهل روز تهاجم، با حقوق‌هایی که شاید حتی پرداخت نشده بود،  زیر سایه فیلترینگ، روایتگر ایستادگی ملت بودند.   

بهار سرخ مطبوعات؛ سالی که با بیکاری شکوفه داد

سال ۱۴۰۵ برای اهالی رسانه در ایران نه با بوی عید و امید به بازسازی، بلکه با طعم گس بیکاری و ناامیدی آغاز شد. پایان سال ۱۴۰۴ که با اوج درگیری‌های نظامی گره خورده بود، عملا به پیش‌درآمدی برای یک فاجعه انسانی در صنف روزنامه‌نگاران تبدیل گشت.

آمارهای نگران‌کننده و گزارش‌های میدانی تایید شده حاکی از آن است که با آغاز سال جدید، موجی از تعدیل‌های گسترده، تحریریه‌های بخش خصوصی را درنوردیده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که تنها در یک هلدینگ رسانه‌ای بزرگ و خصوصی، بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای متخصص شامل خبرنگاران، دبیران و کادر فنی با یک پیام کوتاه از کار برکنار شده‌اند.

این وضعیت به قدری وخیم است که فعالان صنفی، سال ۱۴۰۵ را «سال بیکاری روزنامه‌نگاران» نامگذاری کرده‌اند؛ عنوانی که نشان‌دهنده عمق فاجعه‌ای است که فراتر از آمارهای رسمی، زندگی هزاران خانواده را تحت تاثیر قرار داده است.   

در این میان، تعطیلی کامل برخی رسانه‌های شناسنامه‌دار، شوک بزرگی به جامعه خبری وارد کرد. روزنامه «پیام ما» که به عنوان یکی از تریبون‌های نواندیش و منتقد شناخته می‌شد، تا اطلاع ثانوی به فعالیت خود پایان داده است که این امر منجر به بیکاری آنی ده‌ها روزنامه‌نگار باسابقه شده است. نهاد بزرگ رسانه‌ای دیگر  نیز در پی فشارهای کمرشکن اقتصادی پساجنگ، دست به تعدیل‌های گسترده زده و یک روزنامه اصلاح طلب که پیش‌تر و در پی برخورد قضائی بسته شده بود، آخرین روزهای اسفند، خبر منتشرنشدن را به خبرنگارانش داد و از آن طرف هم مجله «شبکه آفتاب» اعلام کرد دیگر منتشر نمی‌شود.

این در حالی است که دوران پساجنگ، زمان بازسازی و تقویت نهادهای مدنی است، اما در ایران، گویا اولین دیواری که باید فرو بریزد، دیوار آگاهی و رسانه است.   

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است
اصحاب رسانه

در ابتدا گفتگویی با فاطمه علی اصغر، از معدود سردبیران زن، انجام داده‌ایم. او که خود دچار این شرایط تعدیل نیروی افسارگسیخته شده است معتقد است همکاران حوزه رسانه امروز نباید در مقابل این شرایط سکوت کنند. 

او در خصوص چالش‌های اخیر فضای مطبوعاتی، موج تعدیل نیروها و ورود فناوری‌های نوظهور به تحریریه‌ها اظهار داشت: «برای بررسی دقیق شرایط فعلی خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها، باید کمی از فضای موجود فاصله گرفت و موضوع را در چند بخش تحلیل کرد. بخش اول به زیست حرفه‌ای روزنامه‌نگاران در ایران، به‌ویژه در رسانه‌های غیردولتی و نیمه‌مستقل بازمی‌گردد؛ رسانه‌هایی که فضایشان با رسانه‌های اصولگرا یا نهادهای وابسته به بدنه دولت کاملا متفاوت است.»

او با اشاره به تاریخچه تضعیف بدنه مطبوعات افزود: «بدنه قوی رسانه‌ای که پس از دوران "بهار مطبوعات" شکل گرفته بود، به تدریج در گذر زمان به دلیل مسائلی همچون محدودیت‌های آزادی بیان، ضعیف شدن اقتصاد رسانه و عدم تعهد رسانه‌ها به نیروی انسانی، تحلیل رفت. بسیاری از روزنامه‌نگاران درخشان و صاحب‌نگاه، تغییر شغل داده یا مهاجرت کردند و این بدنه روزبه‌روز لاغرتر شد.»

اعتماد نادیده گرفته شده و اخراج‌های بی‌ضابطه

علی‌اصغر درباره بحران‌های اخیر در تحریریه‌ها گفت: «این بدنه محدود از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای که باقی مانده بودند، اکنون به یک بزنگاه بزرگ رسیده‌اند. در تحولات اخیر مملکت، شاهد حجم وسیعی از تعدیل‌ها بودیم که در واقع بخشی از آن‌ها را باید "اخراج" نامید. این در حالی است که روزنامه‌نگاران در تمام این مدت در روزنامه‌های غیردولتی، مبنا را بر اعتماد میان مدیرمسئول و بدنه تحریریه گذاشته بودند.»

او تاکید کرد: «این اعتماد به این دلیل شکل گرفته بود که ما با وجود حقوق‌های بسیار پایین و شرایط غیرعادی، به خاطر عشق به روزنامه‌نگاری و تلاش برای اطلاع‌رسانی و بقا در وطن، کار می‌کردیم. اما در سر بزنگاه، ناگهان با تعدیل‌های گسترده روبرو شدیم؛ گویی آن اعتماد و سال‌ها تلاش نادیده گرفته شد. چطور ممکن است فردی که سال‌ها زحمت کشیده، بدون هیچ تعاملی، بدون مشورت و بدون در نظر گرفتن حقوقش ناگهان حذف شود؟ آیا در یک تحریریه، اولین چیزی که باید حذف شود، خبرنگار است؟»

تغییر مدل مدیریت؛ از نیروی متخصص تا "حق‌التحریر"

این فعال رسانه‌ای با نقد نگاه مدیران مسئول بیان داشت: «اعتقاد من این است که بسیاری از مدیران مسئول به این نتیجه رسیده‌اند که تحریریه را به صورت "حق‌التحریری" اداره کنند و دیگر نیازی به نیروی ثابت ندارند. آن‌ها ترجیح می‌دهند تعداد محدودی نیرو داشته باشند تا فقط کار را "باری به هر جهت" پیش ببرند. اما سوال اینجاست که آیا رسالت روزنامه‌نگاری جز تعهد نسبت به مردم است؟ اگر قرار است نگاه صرفا تجاری باشد، چرا وارد کسب‌وکارهای دیگر نمی‌شوند؟»

او افزود: «حق باید به مردمی داده شود که سال‌هاست از روزنامه‌های داخلی سلب اعتماد کرده‌اند. بخشی از این سلب اعتماد به محدودیت‌ها برمی‌گردد، اما بخش دیگر ناشی از نبود تعهد به مردم است. این مدل که چند نفر ثابت بمانند و بقیه حق‌التحریر باشند تا بار مالی کم شود، ربطی به شرایط جنگی و... ندارد؛ این رویه‌ای است که از قبل دنبال می‌کردند.»

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است
فاطمه علی‌اصغر

تهدید هوش مصنوعی و زوال نگاه حرفه‌ای

علی‌اصغر در بخش دیگری از سخنان خود به ورود هوش مصنوعی به حوزه تولید محتوا اشاره کرد و گفت: «اکنون از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند تا بگویند کار راحت انجام می‌شود. یک اپراتور بدون آگاهی رسانی را می‌گذارند تا با هوش مصنوعی مطلب تولید کند. این دقیقا همان مدلی است که زمانی "چپ‌چین‌ها" را در بخش‌های سوشال مدیا جایگزین روزنامه‌نگار کردند؛ در حالی که رسانه نیاز به دیدگاه و نگاه درست دارد. چون فکر می‌کردند چپ‌چین نیار به علم روزنامه‌نگاری ندارد و صرفا باید خبر را بارگذاری کند.»

او با انتقاد از وضعیت فعلی محتوای رسانه‌ها تصریح کرد: «امروز ۹۹ درصد رسانه‌ها را که باز می‌کنید، مطالبشان مثل هم است؛ یک کپی‌کاری صرف. ما اکنون با آخرین نفس‌های رسانه‌ها روبرو هستیم. اگر قرار است صدای مردم شنیده شود، باید از طریق رسانه‌های تقویت‌شده و حرفه‌ای باشد، وگرنه کار به سمت فضای مجازی می‌رود که هیچ ارزیابی در آن وجود ندارد و فیک‌نیوزها غالب می‌شوند.»

پیامدهای اجتماعی و فرهنگی زوال رسانه

فاطمه علی‌اصغر در پایان نسبت به تبعات این وضعیت هشدار داد: «وقتی آگاهی واقعی از جامعه وجود نداشته باشد، نارسایی‌های بزرگی در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی رخ می‌دهد که دیگر امکان جمع کردن آن وجود ندارد، مگر اینکه یک رنسانس اتفاق بیفتد و همه‌چیز از صفر شروع شود. این وضعیت بحران‌های ما را چندین برابر می‌کند.»

 او با ابراز تاسف از فضای حاکم بر صنف مطبوعات گفت: «وقتی احترام به همکار و شنیدن صدای او وجود نداشته باشد، واقعا باید گفت "از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه". در شرایطی که روزنامه‌نگار می‌بیند همکارش در حال غرق شدن است و سکوت می‌کند، باید بداند فردا نوبت خود اوست. زمانی سرویس‌های اجتماعی یا سیاسی ۱۵ نفر نیرو داشتند، اما امروز به یک نفر رسیده‌اند. اگر تدبیری از طرف انجمن‌ها و کسانی که صدایی دارند صورت نگیرد، نمی‌دانم به کجا خواهیم رفت. حس فعلی بسیار افتضاح است و هرچند بعید می‌دانم تغییری حاصل شود، اما نمی‌خواستم جزو کسانی باشم که حرفشان را نزده‌اند.» 

تراژدی اخراج با پیامک؛ وقتی حرمت قلم زیر پا له می‌شود

آنچه امروز در تحریریه‌ها رخ می‌دهد، تنها یک تعدیل نیروی ساده ناشی از بحران مالی نیست؛ بلکه سقوط اخلاقی در ساختار مدیریتی رسانه‌های ماست. روایت‌های تکان‌دهنده از خبرنگاران که در گزارش‌های اخیر بازتاب یافته، نشان می‌دهد که امنیت شغلی در این حرفه به پایین‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است. 

در ادامه، یک خبرنگار باسابقه حوزه اقتصاد در گفتگو با خبرآنلاین، از جزئیات تکان‌دهنده تعدیل نیرو در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار و برخورد غیرحرفه‌ای مدیران با بدنه تحریریه در آستانه سال نو پرده برداشت.

او در تشریح آغاز این بحران اظهار داشت: «ماجرا درست از روز آغاز جنگ شروع شد. در همان روز تماس گرفتند و اعلام کردند که فعلا سر کار نیایید. در آن مقطع کلمه "تعدیل" به کار برده نشد، اما گفته شد چون تعداد صفحات روزنامه کاهش یافته و صفحاتی نظیر "خودرو" حذف شده‌اند، دیگر نیازی به حضور شما نیست.»

این خبرنگار با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی این تصمیم افزود: «تا چند روز مانده به عید، هیچ ابلاغ رسمی از سوی منابع انسانی صورت نگرفت. خبر تعدیل مثل یک شایعه در گروه‌های دوستانه میان خبرنگاران پیچید. در واقع، این خود بچه‌ها بودند که خبر اخراج را به یکدیگر می‌دادند، نه مدیریت رسانه. جالب اینجاست که روزی که من برای پیگیری به روزنامه رفتم، بسیاری از همکاران که نامشان در لیست تعدیل بود، هنوز پشت میزهایشان مشغول کار بودند و روحشان هم خبر نداشت که از فردا دیگر جایی در تحریریه ندارند.»

فقدان امنیت شغلی و بی‌احترامی مدیران

او با اشاره به بن‌بست گفتگو با مدیران ارشد روزنامه گفت: «بدترین بخش ماجرا بی‌احترامی حاکم بر فضا بود. توقع داشتیم دست‌کم جلسه‌ای برگزار کنند و شرایط را توضیح دهند، اما مدیرمسئول حتی حاضر نشد با بچه‌های تعدیل‌شده صحبت کند و آن‌ها را به منشی خود ارجاع می‌داد. سردبیر و مدیران میانی هم به سختی و بدون ارائه هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای حاضر به گفتگو می‌شدند.»

این روزنامه‌نگار تصریح کرد: «من به آن‌ها گفتم اگر من بخواهم روزنامه را ترک کنم، باید از یک ماه قبل اطلاع دهم، اما شما در اوج جنگ و چند روز مانده به عید، بدون هیچ فرصتی همکاری را قطع کردید. این رفتار نشان می‌دهد که امنیت شغلی در رسانه‌های ما نه ضعیف، بلکه اساسا وجود خارجی ندارد.»

کوچ از تخصصی‌گرایی به تولید محتوای بازاری

این خبرنگار که ۸ سال سابقه فعالیت حرفه‌ای دارد، درباره آینده حرفه روزنامه‌نگاری هشدار داد: «وقتی تمام تعهد و زمانی که برای کارت گذاشته‌ای در یک ساعت نادیده گرفته می‌شود، انگیزه خبرنگاران قدیمی و ماهر برای ادامه مسیر کاملا از بین می‌رود. اکنون اولویت بسیاری از دوستان حرفه‌ای من، خروج از فضای رسانه و ورود به حوزه‌هایی نظیر روابط‌عمومی، کارشناسی تولید محتوا در شرکت‌ها یا فعالیت‌های تبلیغاتی است.»

او در پایان خاطرنشان کرد: «این موج باعث دور شدن نیروی متخصص از فضای رسانه می‌شود. در نهایت، روزنامه‌نگاری از یک شغل تخصصی به یک کار پاره‌وقت دانشجویی تنزل پیدا می‌کند. ما در سال‌های اخیر شاهد کاهش شدید کیفیت بوده‌ایم، اما با روند فعلی، رسانه‌ها به نقطه‌ای از سقوط کیفی می‌رسند که جبران آن ممکن نخواهد بود. این جریانی است که از چند سال پیش آغاز شده و اکنون به نقطه اوج و بحرانی خود رسیده است.» 

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است

زوال بخش‌های تخصصی در روزنامه‌های قدیمی

در ادامه به سراغ یکی دیگر از خبرنگاران با سابقه رفتیم او که در روزنامه رسالت مشغول به کار بوده،  پس از ۱۵ سال فعالیت حرفه‌ای، اخیرا تعدیل شده است، در این گفتگو از وضعیت بحرانی معیشت خبرنگاران و حذف سرویس‌های محتوایی از بدنه مطبوعات سخن گفت.

او در تشریح چگونگی قطع همکاری خود اظهار داشت: «من حدود ۷ سال در روزنامه‌ای که از آن تعدیل شدم فعالیت می‌کردم. این روزنامه عمدتا از طریق آگهی اداره می‌شد و حتی پیش از وقوع تنش‌ها و شرایط جنگی نیز وضعیت نرمالی نداشت. با بروز اتفاقات اخیر، شرایط بدتر شد و مدیریت تصمیم گرفت تعدادی از نیروها را تعدیل کند که قرعه به نام بخش‌های اجتماعی و اقتصادی افتاد.»

او با اشاره به توخالی شدن تحریریه‌ها از نیروی متخصص افزود: «حتی در دوره‌ای سرویس اجتماعی روزنامه را من به تنهایی اداره می‌کردم. در بخش اقتصادی نیز احتمالا کار را به دو یا سه نیروی حق‌التحریری سپرده‌اند. اکنون روزنامه با صفحات بسیار محدود در بخش‌های سیاسی و بین‌الملل منتشر می‌شود. به ما هم هیچ توضیح شفافی ندادند؛ صرفا گفتند روزنامه دیگر نمی‌تواند به این شکل ادامه دهد و افق پیش‌ رو روشن نیست.»

آینده نامعلوم و اجبار به تغییر شغل

این روزنامه‌نگار باسابقه درباره وضعیت معیشتی خود پس از تعدیل گفت: «آینده من پس از ۱۵ سال کار رسانه‌ای، اکنون کاملا نامشخص است. دو ماه است که تعدیل شده‌ام و در این مدت به هر رسانه‌ای مراجعه کردم، با پاسخ منفی روبرو شدم. همه می‌گویند وضعمان خوب نیست و توان جذب نیروی جدید نداریم. در حال حاضر دو ماه است که هیچ منبع درآمدی ندارم و به دنبال کارهای غیررسانه‌ای هستم که البته هنوز موفق به یافتن شغل نشده‌ام.»

سرخوردگی از حرفه و ورود نیروهای غیرمتخصص

این خبرنگار با تاکید بر اینکه دیگر تمایلی به بازگشت به دنیای خبر ندارد، تصریح کرد: «مطمئن هستم که اگر در حوزه دیگری مشغول به کار شوم، دیگر هرگز به رسانه برنمی‌گردم. در این ۱۵ سال بارها دیده‌ام که با کوچکترین مشکلی، اولین کسی که کنار گذاشته می‌شود خبرنگار است. این شیوه برخورد، آدم را به جایی می‌رساند که با وجود سوابق روشن، تصمیم به ترک همیشگی این حرفه بگیرد.»

او در پایان نسبت به افت کیفی محتوا در رسانه‌ها هشدار داد و گفت: «وقتی مدیرمسئول اعتراف می‌کند که من نیروی بسیار خوبی برای مجموعه بودم اما با این حال به راحتی حذف می‌شوم، باید نگران بود که در آینده چه کسانی با چه رزومه و کیفیتی وارد فضای رسانه‌ای خواهند شد و چه بر سر استانداردهای روزنامه‌نگاری خواهد آمد.»

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است

بحران تعدیل نیرو در تحریریه‌ها و پیامدهای روانی آن بر روزنامه‌نگاران

یکی دیگر از خبرنگاران تعدیل شده که همانند دو نفر قبلی تمایلی نداشت نام و رسانه‌اش فاش شود با ما از  جزئیات تعدیل خود در اواخر سال گذشته و تبعات ناگوار این موج اخراج‌ها بر بدنه خبری و روحیه خبرنگاران پرداخت.

او در خصوص چگونگی آغاز این روند اظهار داشت: «ماجرا از اسفندماه و پس از برخی اتفاقات خاص شروع شد. در آن مقطع ابتدا با دبیر مربوطه صحبت کردیم؛ ایشان خودشان تشریف نبرده بودند و ما هم طبیعتا سر کار نرفتیم. پس از پیگیری‌های من، ابتدا این‌گونه مطرح شد که فعلاً برای صفحه "خودرو" مطلبی منتشر نمی‌شود.»

 در ادامه درباره نحوه اطلاع‌رسانی مدیریت رسانه به نیروهای تعدیل‌شده افزود: «درباره این تصمیم اصلا با ما صحبت نشده بود. در نهایت از واحد منابع انسانی تماس گرفتند و اعلام کردند که تعدیل شده‌ایم. وقتی از دبیر مجموعه پیگیر شدم، ایشان هم ابراز ناراحتی کردند و گفتند که از ایشان خواسته شده بود موضوع را به ما اطلاع دهد، اما ایشان با تاکید بر غیراخلاقی بودن این شیوه، از انجام آن خودداری کرده بودند تا در نهایت منابع انسانی در اسفندماه خبر اخراج را به ما داد.»

فشار روانی؛ از خودتردیدی تا بحران هویت شغلی

این روزنامه‌نگار با اشاره به تأثیرات عمیق روانی این موج تعدیل‌ها که همچنان ادامه دارد، تصریح کرد: «این وضعیت به لحاظ روانی تأثیر بسیار مخربی دارد. شاید در روزهای اول به دلیل ایام نوروز، حضور در جمع خانواده و دریافت حقوق و عیدی، شرایط روحی چندان بحرانی به نظر نرسد، اما هرچه زمان می‌گذرد، ناراحتی‌ها عمیق‌تر می‌شود.»

او در تشریح این فشارها گفت: «انسان مدام خودش را زیر سوال می‌برد و می‌گوید اگر کار من اشکالی داشت، چرا پیش از این تذکری ندادند؟ یا اینکه چرا فلان همکار ماندنی شد و من تعدیل شدم؟ این پرسش‌ها باعث می‌شود فرد کل عملکرد حرفه‌ای خود را به چالش بکشد. فشار روانی این اتفاق پس از گذشت مدتی، به مراتب بیشتر از روزهای اول است.»

دلسردی از رسانه و کوچ به روابط‌عمومی 

این روزنامه‌نگار درباره آینده حرفه‌ای خبرنگاران در سایه این ناامنی شغلی هشدار داد: «اکنون از بسیاری از همکاران می‌شنوم که دیگر علاقه‌ای به کار در رسانه ندارند. این بی‌علاقگی دقیقا به خاطر نبود امنیت شغلی و نوع رفتاری است که با آن‌ها صورت گرفته است.»

او در پایان خاطرنشان کرد: «انتظار حداقلی ما این بود که دست‌کم یک ماه زودتر اطلاع می‌دادند تا فرصت رایزنی و جایگزینی شغل داشته باشیم. این برخوردها باعث ایجاد یک موج دلسردی بزرگ شده است؛ تا جایی که بسیاری از بچه‌ها قصد دارند فعالیت خود را به حوزه‌هایی مثل تولید محتوای تبلیغاتی یا روابط‌عمومی منتقل کنند و برای همیشه از فضای خبری خارج شوند.» 

کالبدشکافی اقتصادی مسلخ پساجنگ؛ از دلار ۱۸۰ تومانی تا کاغذ ۳۴ میلیونی

نمی‌توان از تعدیل نیرو سخن گفت و از فاجعه‌ای که در بازار ملزومات چاپ رخ داده چشم‌پوشی کرد. در حالی که نرخ دلار در اردیبهشت ۱۴۰۵ از مرز ۱۸۰ هزار تومان عبور کرده، قدرت خرید رسانه‌ها به شدت سقوط کرده است. بر اساس تحلیل‌های اقتصادی، حداقل دستمزد کارگران و کارکنان که در فروردین ۱۴۰۴ معادل ۱۲۵ دلار بود، اکنون به حدود ۹۰ دلار کاهش یافته است؛ این یعنی ریزش ۲۸ درصدی قدرت خرید تنها در عرض یک سال.

این فشار اقتصادی مستقیم، در کنار افزایش ۶۰ درصدی دستمزدها که بدون مهار تورم ابلاغ شده، کارفرمایان رسانه‌ای را بین دو گزینه تعطیلی کامل یا پیاده کردن بخشی از مسافران قطار تحریریه، به انتخاب گزینه دوم واداشته است.   

قیمت کاغذ، به عنوان شریان حیاتی رسانه‌های مکتوب، اکنون به رقمی افسانه‌ای رسیده است. در حالی که در اوایل سال ۱۴۰۴ کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در محدوده یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان معامله می‌شد، گزارش‌های بازار در اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که قیمت هر بند کاغذ تحریر اندونزی به ۳۴ میلیون تومان رسیده است.

همچنین کاغذ روزنامه روسی که زمانی ارزان‌ترین متریال چاپ بود، اکنون هر کیلوگرم آن یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان قیمت‌گذاری می‌شود. در چنین شرایطی که هزینه چاپ هر فرم روزنامه به ۵۰۰ هزار تومان رسیده، رسانه‌های خصوصی چگونه می‌توانند بدون حمایت دولت سرپا بمانند؟.

نوسانات شدید قیمت کاغذ به حدی است که بسیاری از ناشران و مدیران مسئول اعلام کرده‌اند که اگر امروز کاغذ نخرند، فردا باید همان کالا را دو برابر قیمت تهیه کنند؛ وضعیتی که عملا برنامه‌ریزی برای انتشار را غیرممکن و تحریریه‌ها را به مسلخ کشانده است.   

تحلیل ریشه‌های اقتصادی تعدیل نیرو و زوال حرفه‌ای رسانه‌ها در گفتگو با اکبر منتجبی

اکبر منتجبی، روزنامه‌نگار پیشکسوت و مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه، این وضعیت را در یادداشتی گزنده با عنوان «مرگ خبرنگار»، به نمایشنامه معروف آرتور میلر یعنی «مرگ فروشنده» تشبیه کرده است. او معتقد است خبرنگارانی که روزی سرمایه اصلی و اعتبار رسانه‌ها بودند، اکنون مانند «ویلی لومن» قربانی سیستمی شده‌اند که ارزش انسان را صرفا در ترازوی سود و زیان مالی می‌سنجد.

دردآورتر اینکه برخی مدیران مسئول با وقاحتی بی‌سابقه به خبرنگاران اخراجی پیشنهاد داده‌اند که بدون دریافت حقوق و تنها برای رد شدن سابقه بیمه، به کار خود ادامه دهند؛ وضعیتی که منتجبی آن را «تراژیک‌تر از نمایشنامه میلر» توصیف می‌کند. این یعنی ذبح کرامت انسانی در پای اقتصاد نحیف و بیمار رسانه که حالا جنگ را بهترین بهانه برای پنهان کردن بی‌کفایتی‌های خود یافته است.   

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است
اکبر منتجبی

اکبر منتجبی در پی تداوم موج اخراج و تعدیل خبرنگاران در خبرگزاری‌ها  در گفتگو با خبرآنلاین، تلفیق بحران‌های اقتصادی، تنش‌های سیاسی و پیشرفت‌های تکنولوژیک را عامل فروپاشی تدریجی امنیت شغلی در این صنف دانست.

او با اشاره به سه‌گانه بحران که منجر به شتاب گرفتن تعدیل‌ها شده است، اظهار داشت: «به نظرم این اتفاق سه پایه اصلی دارد؛ نخست بروز جنگ و تنش‌های اخیر، دوم قطعی و اختلال در اینترنت که درآمد سایت‌ها از کلیک و آگهی را به شدت کاهش داد و سوم تصمیم دولت برای افزایش ۶۰ درصدی حقوق پایه کارگران که در کنار تورم افسارگسیخته، هزینه‌های جاری رسانه را برای مدیران غیرقابل تحمل کرد.»

او درباره بحران هزینه‌ها در مطبوعات کاغذی افزود: «قیمت کاغذ از کیلویی ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان در سال گذشته، اکنون به ۱۸۰ هزار تومان رسیده و حتی با این قیمت هم کمیاب است. مدیر یکی از سایت‌های خبری به من می‌گفت که هنوز حقوق بهمن و اسفند و عیدی بچه‌ها را نداده و در فروردین هم به دنبال راهی بود که نیروها را متقاعد کند بدون حقوق اضافه کار کنند؛ این یعنی بن‌بست کامل مالی.»

فاجعه انسانی؛ از بیماری‌های جسمی تا فروپاشی روانی

این کارشناس رسانه با برشمردن پیامدهای روانی و جسمی این وضعیت بر خبرنگاران تصریح کرد: «تعدیل نیرو در این شرایط یعنی بیکاری در اوج تورم. این فشار برای همکاران خانم به مراتب سنگین‌تر است. ما با خبرنگارانی مواجهیم که دچار بحران‌های روحی عمیق شده‌اند. حتی موردی را سراغ دارم که به دلیل فشار روانی ناشی از پوشش اخبار جنگ و کودکان میناب و نگرانی برای آینده، دچار بیماری‌های جسمی سخت شد، کارش به بیمارستان کشید و نهایتا برای او تشخیص سرطان داده شد.»

او همچنین به وضعیت عکاسان خبری اشاره کرد و گفت: «بسیاری از عکاسان که در خط مقدم ثبت حوادث و جنگ بودند و در روزهایی که مردم شهر را تخلیه می‌کردند آن‌ها ماندند تا تاریخ را ثبت کنند، اکنون دچار تروما و مشکلات روحی شده‌اند و نیازمند درمان جدی هستند، اما به جای حمایت، با بی‌مهری و تعدیل روبرو می‌شوند.»

بحران اخلاق در مدیریت رسانه

او با نقد عملکرد مدیران مسئول در مواجهه با بحران، بر لزوم رعایت اخلاق حرفه‌ای تاکید کرد و گفت: «تک‌تک این خبرنگاران و عکاسان در شهرت و سوددهی رسانه‌هایشان نقش داشته‌اند. مطالب آن‌ها مخاطب آورده و برای صاحب رسانه سرمایه ساخته است. حالا که بحران اقتصادی از راه رسیده، متاسفانه برخی مدیران به جای جابجایی نیروها یا حمایت موقت، ساده‌ترین راه یعنی اخراج را انتخاب کرده‌اند و تمام خدمات گذشته نیروهایشان را نادیده گرفته‌اند.»

رسانه بدون خبرنگار؛ تبدیل روزنامه‌نگاری به یک "پوسته" توخالی

او در پایان درباره آینده حرفه‌ای این شغل در سایه جایگزینی نیروهای متخصص با هوش مصنوعی یا اپراتورهای ارزان‌قیمت هشدار داد: «نیروی حرفه‌ای کسی است که کتاب می‌خواند، درک اجتماعی دارد و نگاهش در گزارش رسوخ می‌کند. وقتی شما این نیرو را حذف و یک اپراتور بی‌تجربه را جایگزین می‌کنید تا با هوش مصنوعی محتوا تولید کند، رسانه کارکرد خود را از دست می‌دهد.»

این فعال رسانه‌ای خاطرنشان کرد: «در این حالت، فقط یک لعاب و پوسته از رسانه باقی می‌ماند که احتمالا مالکان آن هم صرفا برای مقاصد اقتصادی دیگر، مثل گرفتن امتیاز واردات یا معافیت‌های مالیاتی، آن را حفظ می‌کنند. با خروج نیروهای متخصص و جایگزینی آن‌ها با افراد کم‌تجربه، کیفیت مطالب افت شدیدی خواهد کرد و رسالت آگاهی‌بخشی رسانه به طور کامل نابود می‌شود.»

 انفعال وزارت ارشاد؛ چتری که بر سر هیچ‌کس نیست

در حالی که صنف روزنامه‌نگار در میانه طوفان تعدیل و بی‌پولی در حال غرق شدن است، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی اصلی، هنوز اقدامی برای جلوگیری از این سقوط نکرده است. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در بیانیه‌ای، از وزارت ارشاد خواسته است تا چتر حمایتی خود را بگستراند.

انفعال در برابر تعدیل‌های گسترده در روزنامه‌هایی چون «پیام ما» و «دنیای اقتصاد»، نشان‌دهنده یک بی‌تفاوتی سیستماتیک نسبت به سرنوشت نخبگان رسانه‌ای است. وقتی بدنه حرفه‌ای مطبوعات به دلیل فقر و ناامنی شغلی از بین برود، جای خالی آن‌ها را «نیروهای کارآموز» و «میرزابنویس‌های مدرن» پر خواهند کرد که تنها وظیفه‌شان بازتولید روایت‌های فرمایشی است؛ اتفاقی که به معنای مرگ قطعی روزنامه‌نگاری تحقیقی و انتقادی در ایران است.   

پیروزی سکوت و فقر حقیقت؛ گفتگو با افشین امیرشاهی درباره بحران رسانه‌ای

در ادامه گفتگوهای خبرآنلاین، افشین امیرشاهی، سردبیر روزنامه «هفت صبح»، در گفتگویی به واکاوی ابعاد نگران‌کننده موج تعدیل روزنامه‌نگاران پرداخته و این پدیده را نه تنها یک بحران صنفی، بلکه تهدیدی جدی برای آگاهی عمومی و سلامت جامعه دانست.

امیرشاهی با اشاره به تجربه شخصی اخیر خود در محیط کار اظهار داشت: «مطبوعات فضای کوچکی است و همه ما از طریق دوستان و همکاران در جریان این اخبار ناگوار هستیم. اخیرا در روزنامه "هفت صبح" برای سه حوزه تخصصی گیم، رمزارز و انرژی فراخوان جذب نیرو دادیم و در اتفاقی بی‌سابقه، با ۱۱۰ رزومه مواجه شدیم. این حجم از متقاضی نشان‌دهنده وضعیت بحرانی و بیکاری گسترده در بدنه حرفه‌ای رسانه‌هاست.»

او افزود: «رسانه روزهای بحرانی کم نداشته، اما اکنون در بحرانی‌ترین دوران خود به سر می‌برد. خبرنگاران همیشه درگیر "تلاش معاش" بوده‌اند، اما هیچ‌گاه مثل امروز با چنین عدم امنیت اقتصادی مواجه نبودند. این وضعیت اجازه نمی‌دهد خبرنگار شجاع، مستقل و حرفه‌ای بماند. ما شاهد یک بحران خاموش در عقل عمومی کشور هستیم.»

خاموش کردن چراغ‌های نظارت و پیروزی فساد

این پیشکسوت مطبوعات با تبیین نقش نظارتی رسانه گفت: «خبرنگار چشمی برای دیدن فساد، تبعیض و دروغ است. وقتی حقوق او قطع و بیکار می‌شود، در واقع یک چراغ را خاموش و یک دوربین را کور می‌کنند. این اتفاق نوعی "پیروزی سکوت" است که از طریق اخراج و تعدیل انجام می‌شود. وقتی روزنامه‌نگار حرفه‌ای خانه‌نشین شود، فساد راحت‌تر نفس می‌کشد.»

او با اشاره به خروج نیروهای کارکشته از چرخه اطلاع‌رسانی تصریح کرد: «بسیاری از خبرنگاران مجرب یا مهاجرت کرده‌اند یا کار را بوسیده و کنار گذاشته‌اند. وقتی نسل جدید می‌بیند که یک فرد با ۲۰ سال سابقه، امنیت اقتصادی ندارد، ناامید می‌شود. این موج ناامیدی به خانواده‌ها و دانشجویان هم سرایت می‌کند و نتیجه آن، فقر حقیقت در کشور خواهد بود. رسانه‌ای که پول ندارد، دیگر نمی‌تواند کار میدانی عمیق انجام دهد.»

بهار سرخ بیکاری در سال ۱۴۰۵/ از سنگ صدا آمد، از اهل صدا نه/ آوارِ بی‌تدبیری بر بدنه نحیف مطبوعات؛ روزگاری که خبرنگار  اضافه است
افشین امیرشاهی

پیامدهای امنیتی و سیاسی تضعیف رسانه‌های داخلی

امیرشاهی در بخش دیگری از سخنان خود به ریشه‌های سیاست‌گذاری این بحران پرداخت و گفت: «سیاست‌گذاران در تمام این سال‌ها رسانه را به چشم یک "هزینه اضافه" دیده‌اند، نه یک زیرساخت ملی برای توسعه پایدار. فشارهای سیاسی و امنیتی، از توقیف و شکایت تا احضار، همیشه وجود داشته و اقتصاد رسانه نیز عملا رها شده است. بازار تبلیغات سالمی وجود ندارد و رسانه‌های مستقل یا باید وابسته شوند یا تعطیل.»

او هشدار داد: «نهادهای رسمی تصور می‌کردند با تضعیف رسانه‌های حرفه‌ای داخلی می‌توانند افکار عمومی را کنترل کنند، اما نتیجه برعکس شد. با حذف خبرنگار حرفه‌ای، مرجعیت خبری و فضای ملتهب مجازی به کانال‌های بی‌هویت و رسانه‌های خارج از کشور واگذار شد. این‌ها ثمره همان سیاست‌گذاری‌های غلط است.»

عادی‌سازی سقوط و زوال شجاعت

سردبیر هفت صبح نسبت به عادی شدن خبر بیکاری خبرنگاران در جامعه هشدار داد و گفت: «خطرناک‌ترین بخش ماجرا این است که جامعه در حال عادت کردن به شنیدن خبر بیکاری بچه‌های رسانه است. شجاعت با جیب خالی به دست نمی‌آید؛ وقتی خبرنگار با نهاد قدرتی مواجه است که از سوال خوشش نمی‌آید، هرچه تعداد خبرنگاران کمتر شود، سوالات هم کمتر می‌شود و این دقیقا همان چیزی است که برخی می‌خواهند.»

او در پایان خاطرنشان کرد: «این سقوط رسانه به بهای پایمال شدن حق مردم تمام می‌شود. گویی همه پذیرفته‌اند که خبرنگار باید فقیر و محتاج باشد، رسانه ضعیف بماند و حقیقت بی‌پناه رها شود. این‌ها سرمایه‌های انسانی ارزشمندی هستند که حافظه و قدرت تحلیل جامعه بودند، اما اکنون یا خانه‌نشین شده‌اند یا در حال خروج از کشور هستند.»

لیستی که هر روز طولانی‌تر می‌شود؛ اسامی رسانه‌های درگیر تعدیل

اگر بخواهیم تصویری دقیق از وضعیت بیکاری در صنف رسانه ارائه دهیم، باید به اسامی مشخصی اشاره کنیم که در گزارش‌های فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ به عنوان کانون‌های تعدیل معرفی شده‌اند. این لیست، نه فقط یک آمار، بلکه سیاهه‌ای از نابودی تخصص در ایران است:

روزنامه پیام ما: توقف فعالیت کامل؛ تمامی اعضای تحریریه و کادر اداری (حدود ۵۰ نفر) بیکار شده‌اند.   

روزنامه دنیای اقتصاد: تعدیل بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای بخش‌های مختلف به دلیل جهش هزینه‌های کاغذ و افت درآمدهای آگهی.   

روزنامه هم‌میهن: توقیف روزنامه و بی‌کاری بیش از بیست نفر. 

خبرگزاری‌های محلی در استان‌ها: گزارش‌ها از لرستان، کردستان و فارس حاکی از تعدیل نیروهای حق‌الزحمه‌ای و قراردادی در ابعاد وسیع است.   

بخش‌های دیجیتال و آنلاین‌شاپ‌های رسانه‌ای: به دلیل قطع اینترنت، بخش‌های تولید محتوای تصویری و ویدئویی در بسیاری از خبرگزاری‌ها به طور کامل منحل شده است.   

مجموع این ارقام نشان می‌دهد که در عرض کمتر از سه ماه، بیش از ۵۰۰ روزنامه‌نگار و نیروی فنی رسانه، هویت شغلی خود را از دست داده‌اند. این فاجعه در حالی رخ می‌دهد که هیچ نهادی مسئولیت آن را بر عهده نمی‌گیرد و خبری از هیچ برنامه حمایتی نیست.

 قلم‌هایی که برای نان می‌لرزند

 بخش مهمی از امنیت در یک کشور یعنی روزنامه‌نگاری  قلمش از ترس بیکاری نلرزد. وقتی نخبگان رسانه‌ای کشور به دلیل فقر و تبعیض دیجیتالی مجبور به ترک حرفه می‌شوند، فضای عمومی به تسخیر روایت‌های دروغین و رسانه‌هایی درخواهد آمد که هیچ دلسوزی برای ایران ندارند.   

واقعیت این است که در یک تحریریه تعطیل، حتی اینترنت ۵ گیگابایتی «پرو» هم دردی را دوا نمی‌کند و اگر امروز فکری برای ترمیم این جراحت نشود، فردا برای هرگونه روایت‌گری دیر خواهد بود. 

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2217732

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین