مذاكرات اسلام آباد

راهکارهای رهایی کودکان از پاداش‌های فوری و دیجیتال

یک روانشناس کودک و نوجوان با بیان اینکه مقاومت کودکان نسبت به پاداش‌های فوری در فضای مجازی یعنی لایک و کامنت پایین است، گفت: برقراری رابطه عاطفی، تنظیم تدریجی، بازآموزی هیجانی رفتاری و اصلاح قوانین و الگوسازی‌های خانوادگی از اقدامات والدین برای نجات فرزندانشان از دام وابستگی به پاداش‌های فوری در فضای مجازی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، رسالت رسانه‌های متعهد، ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه و صیانت از هویت دیجیتال نسل آینده در جامعه است، جامعه‌ای که بنیان آن بر خانواده استوار می‌شود. خانواده، نخستین مدرسه تربیت و زیربنای خودسازی انسان است و هرگونه بروز اختلال در این نهاد، پیامدهای گسترده‌ای بر سلامت اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت.

بی‌سوادی رسانه‌ای در خانواده‌ها می‌تواند زمینه‌ساز بحران‌های هویتی در نسل جدید شود. کودکانی که بدون هدایت و چارچوب وارد فضای مجازی می‌شوند، در معرض اعتیاد رفتاری، اختلال هیجانی و بحران هویت دیجیتال قرار می‌گیرند. خبرگزاری ایکنا، بنابر رسالت رسانه‌ای خویش در تبیین مسائل فرهنگی و تربیتی، با توجه به ضرورت پرداختن به این موضوع، سلسله گفت‌وگوهایی را با کارشناسان روانشناسی، جامعه‌شناسی و تعلیم و تربیت آغاز کرده است. این مجموعه با عنوان «نجات هویت دیجیتال با سواد رسانه‌ای» تلاش دارد ابعاد مختلف این چالش را بررسی کند و راهکارهایی علمی و کاربردی برای خانواده‌ها، مدارس و سیاست‌گذاران ارائه دهد تا مسیر تربیت نسل آینده روشن‌تر و ایمن‌تر شود.

بنابر روایت ایکنا،گفت‌وگو با مرجان انصاری، روانشناس حوزه کودک و نوجوان را در ادامه می‌خوانیم:

کودکان در چه بازه زمانی به درک مرز بین واقعیت و اغراق می‌رسند؟ 

در روانشناسی رشد، دوره نوزادی برای کودکان زیر دو سال، دوره کودکی برای دو تا ۱۲ سال و از اوایل بلوغ نیز شروع بلوغ زیستی و شناختی است. دوران کودکی به سه بخش تقسیم می‌شود، اوایل کودکی یعنی دو تا شش سالگی، زبان مادری در کودکان شدیداً در حال رشد و بازی‌ها برای آن‌ها نمادین است و در حال یادگیری بنیادهای کنترل هیجانی هستند، این مرحله را رشد سیناپسی مغز می‌گویند یعنی هنوز کودکان زیر شش سال نمی‌توانند بین واقعیت و تخیل تفکیک قائل شوند. در صورت مواجهه مغز کودک با محتوای فضای مجازی، مرز بین واقعیت و خیال را در آن‌ها برهم می‌زند.

مرحله بعدی میانه کودکی است که از ۶ تا ۹ سالگی را شامل می‌شود و در این مرحله کودکان تا حدودی متمرکزتر شده‌اند و نسبت به حل مسئله آگاه هستند و همدلی اجتماعی دارند. کودکان در این مرحله دارای خودپنداری و به‌دنبال تشکیل هویت هستند و به‌شدت نیز وابسته به تأییدات بیرونی است و پاداش‌های فوری را دوست دارد. در این سن پاداش فوری در فضای مجازی برای کودکان لایک و کامنت است، از طرفی، مقاومت آنان نسبت به پاداش‌های فوری پایین است و آنان را نسبت به الگوریتم‌های اعتیادآور فضای مجازی آسیب‌پذیر می‌کند.

مرحله بعد، پایان کودکی است که از ۹ تا ۱۲ سال را شامل می‌شود که در این مرحله تفکر او از حالت عینی به سمت انتزاعی حرکت می‌کند یعنی کودک می‌تواند مرز بین واقعیت و اغراق را درک کند. هویت فردی و اجتماعی در این سن رشد کرده و حس استقلال بالا رفته است. حال استفاده بسیار از فضای مجازی در این سن هویت‌یابی واقعی و خودتنظیمی را مختل می‌کند.

معیار تشخیص اعتیاد کودکان به فضای مجازی چیست؟

علائم اعتیاد کودکان به فضای مجازی بسیار غم‌انگیز است، زیرا کودکان بسیار آسیب‌پذیر هستند. اعتیاد به فضای مجازی نوعی اعتیاد رفتاری است و این اعتیاد از لحاظ ساختاری شباهت زیادی به اعتیاد به مواد مخدر دارد زیرا هر دو سیستم پاداش مغزی را به‌ویژه در گیرنده‌های مربوط به دوپامین درگیر کرده‌اند. مغز کودکی که در معرض محرک‌های رنگی، صوتی و پاداش‌های دیجیتال قرار می‌گیرد، به ترشح دوپامین شرطی می‌شود.

اعتیاد کودکان به فضای مجازی در سه سیستم علامتی قابل تشخیص است. نوع اول، علائم رفتاری است.

کودک به هر دلیلی که از موبایل جدا می‌شود، بی‌قرار و پرخاشگر خواهد شد، علاوه‌بر این، دیگر علاقه‌ای به فعالیت ندارد و دچار انزوای اجتماعی می‌شود، این کودکان درون‌گرا محسوب نمی‌شوند بلکه به‌صورت بیمارگونه نمی‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و تمرکز آنان کاهش می‌یابد.

دومین نوع، علائم شناختی و زبانی است. هویت کودکانی که اعتیاد به فضای مجازی دارند تحریف شده است، زیرا از یک طرف خود را با فضای دیجیتال مقایسه و تصور می‌کنند کمتر هستند و از سوی دیگر با برد در یک بازی، منیت پیدا می‌کنند.

در زمینه اعتیاد روانی آستانه تحمل آن‌ها پایین‌تر می‌رود؛ اختلال تمرکز دارند و کودک نمی‌تواند تکالیف خود را به درستی انجام دهد و یک گفت‌وگوی پایدار با اطرافیانش داشته باشد و بر روی تأییدات مجازی وابستگی هیجانی دارند.

نوع سوم، علائم فیزیولوژیکی است که بر روی بدن تأثیر می‌گذارد و شامل پرخوری عصبی و گردن درد می‌شود.

منشأ وابستگی دیجیتالی و فضای مجازی برای کودکان چیست؟

متأسفانه والدین در دوران بارداری و اوایل کودکی در عدم استفاده از فضای مجازی توسط کودکانشان مصمم هستند، اما در ادامه به راحتی موبایل را در اختیار کودکان قرار می‌دهند، اگر والدین معتاد فضای مجازی باشند، فرزندانشان نیز مانند خودشان می‌شوند، بنابراین والدین نخستین افرادی هستند که باید تربیت شوند.

چالش اصلی، نبود تربیت سواد دیجیتال همراه با خودتنظیمی در ایران و البته در سراسر جهان است. فضای دیجیتال و فضای مجازی به اندازه‌ای جذاب و به‌صورت هوشمندانه و موذیانه طراحی شده است که فرد بزرگسال نیز نمی‌تواند در مقابل آن مقاومت کند. حال فرض کنیم که یک پدر و مادر خوب روبه‌روی ما قرار دارد که همه تلاش خود را برای عدم اعتیاد کودکشان انجام داده است، اما موفق نبوده‌اند حال برای تربیت فرزند دوم چه باید بکنند.

باید ابتدا مغز را تربیت کرد، یک بخش در مغز انسان به نام قشر پیش پیشانی است که تا سن ۲۵ سالگی رشد می‌کند که مسئول کنترل تکانه‌هاست. تکانه هیجانی، تصمیم‌گیری‌ها و تأخیری است که ما با اراده خود برای دستیابی به این لذت می‌دهیم.

بهتر است از ابتدا بازی‌هایی را در اختیار کودکان قرار دهیم که در آن‌ها نیاز است برای رسیدن به نتیجه بازی صبور باشند زیرا مغز را باید تربیت کرد.

اگر گوشی در اختیار کودکی قرار داده شود، نمی‌توان آن را برای همیشه از او گرفت، پس باید میزان استفاده از آن را تدریجی و هدفمند کنیم، به‌طور نمونه برای کودکان زیر شش سال باید مدت زمان استفاده از تلفن همراه کمتر از یک ساعت در روز همراه با حضور والدین باشد و حتماً فعالیت‌های چند حسی و بدنی یعنی بازی فیزیکی و تماس با طبیعت و فعالیت‌های گروهی را جایگزین کنیم زیرا رشد شبکه عصبی نیازمند تجربه‌های واقعی است.

در این مرحله باید سطح روانشناختی هیجانی را بررسی کنیم زیرا کودکان زمانی دست به گوشی می‌شوند که دنیای واقعی برای آن‌ها کافی نباشد و احساس ناامنی کنند.

باید به‌عنوان والد فضای زندگی کودک را از نظر هیجانی با مواردی از جمله توجه، عشق، ارتباط، بازی و از نظر عاطفی به‌گونه‌ای پر کنیم که محیط امن شود زیرا کودکی که مضطرب یا تنهاست بیشتر سمت پاداش‌های فوری می‌رود، بنابراین بهتر است که ابتدا خود را تربیت کنیم و خانه را امن نگه داریم.

سطح سوم یعنی سطح تربیتی و خانوادگی به این شکل است که یک سری قوانین داشته باشید، زیرا خانه بی‌قانون مانند مملکت بی‌قانون می‌شود. والدین باید الگوی متعادلی در استفاده از فناوری باشند، لازم است برای فرزندان چارچوب مشخصی در استفاده از فناوری دیجیتال در نظر گرفت، به‌طور نمونه ساعت مشخص داشته و هنگام غذا خوردن استفاده از گوشی ممنوع باشد.

سطح چهارم مربوط به سطح آموزشی و اجتماعی مدرسه و جامعه می‌شود که از اهمیت بسیاری برخوردار است. باید در مدرسه با دانش‌آموزان ارتباطات واقعی برقرار شود تا نخواهند زودتر به خانه برای استفاده از فضای مجازی بازگردند. لازم است در مدرسه سواد رسانه‌ای به دانش‌آموزان آموزش داده شود و تفکر انتقادی در برنامه درسی باشد.

سواد رسانه‌ای جامعه را ارتقا بدهیم تا والدین بدانند الگوریتم اعتیادآور یا تأثیرات عصبی روانی فضای مجازی در فرزندان چیست. همچنین محیط‌هایی نیز برای بازی و تعامل اجتماعی در جامعه باید وجود داشته باشد تا دوپامین طبیعی تولید شود، بنابراین می‌توان گفت وابستگی دیجیتالی و فضای مجازی نتیجه دو امر است، نخست ضعف تنظیم هیجانی و دوم نبود ساختار تربیتی.

 مهمترین تأثیر فضای مجازی بر روان و جسم کودک چیست؟

استفاده از فضای مجازی در طولانی مدت بر تمرکز و توجه کودکان و یادگیری حافظه آن‌ها تأثیر منفی بسیاری دارد. اگر کودکان تنها مصرف‌کننده منفعل باشند یعنی بازی کنند یا صرفا ویدئوهای سرگرم‌کننده غیرآموزشی ببینند، خلاقیت در آن‌ها کاهش می‌یابد و از نظر روانی دچار استرس و اضطراب می‌شوند.

مهارت‌های اجتماعی کودکان نیز پایین می‌آید زیرا تعامل حضوری جایگزین تعامل آنلاین می‌شود و گیرنده‌های دوپامین کاری می‌کند که فرد نوسانات خلقی داشته باشد. همچنین، قدرت بینایی در کودکان در صورت استفاده زیاد از فضای مجازی کاهش می‌یابد.

فعالیت بدنی کاهش یافته و موجب افزایش وزن می‌شود. کودکان وابسته به فضای مجازی، دچار اختلال خواب می‌شوند، مهارت‌های گروهی، تنظیم رفتار و خودکنترلی آنان کاهش می‌یابد.

والدین برای کاهش وابستگی دیجیتال فرزندان باید چه اقداماتی انجام دهند؟

اعتیاد فرزندان به فضای مجازی یک اختلال رفتاری نیست بلکه یک اختلال تنظیم هیجان است، بنابراین کنترل صرف پاسخگو نیست و نمی‌توان با قوانین سرکوب‌گرانه برای کودک کاری کرد بلکه باید ابتدا با فرزند رابطه عاطفی برقرار کرد. اگر کودک را سرکوب یا تنبیه کنند حالت دفاعی از خود نشان می‌دهد پس والدین نباید از حذف موبایل آغاز کنند.

مرحله دوم تنظیم تدریجی است زیرا مغز کودک دوپامین محور شده و به پاداش تدریجی عادت کرده است، بنابراین اگر در این وضعیت استفاده از فضای مجازی را قطع کنیم دو چیز را از دست می‌دهیم، نخست اعتماد فرزند را به خودمان و دوم سلامتی ذهن فرزندان، بنابراین در این مرحله باید زمان استفاده از موبایل را به تدریج کاهش داده و زمان عدم استفاده را جذاب‌تر کنیم. محرومیت به هیچ وجه نباید به‌صورت تنبیهی باشد بلکه باید رفتارهای مثبت را تقویت کرد.

قدم سوم بازآموزی هیجانی رفتاری است. اگر مراحل پیش را به‌درستی انجام داده باشیم، اکنون فرزندی داریم که به والدین نزدیک‌تر و استفاده‌اش از فضای مجازی کم شده است، اینجا ممکن است اعتیاد روانی اجتماعی کودک به‌طور مجدد بالا بیاید، کودکی که برای فرار از استرس و ناکامی وارد فضای مجازی شده است ممکن است با هر مسئله‌ای مجدد وارد گوشی شود که در این مرحله باید با او صحبت کرد و روحیه مسئولیت‌پذیری و نقش‌آفرینی آنان را با بازی تقویت کرد.

اصلاح قوانین و الگوسازی‌های خانوادگی قدم چهارم است، زیرا فرزندان با نگاه کردن به والدین یاد می‌گیرند نه با شنیدن نصیحت.

وقتی فضای مجازی قانون درستی ندارد چگونه می‌توان فرزند خود در استفاده از آنان قانونمند تربیت کنیم؟

از یک‌سو، در عرصه فضای مجازی با خلأهای قانونی مواجه هستیم و از سویی دیگر، کودک در یک خانواده متولد می‌شود، اما در یک ساختار بسیار بزرگ‌تر و از پیش تعیین‌شده‌تر یعنی ساختار اداره کشور زندگی می‌کند که مدیریت و اصلاح استفاده از فضای مجازی در این ساختار می‌تواند به تربیت فرزندان قانونمند کمک کند.

اما در ساحت خانواده باید از ابتدا یک زمان مشخصی برای مصرف اینترنت یا فضای مجازی و یا بازی‌ها برای خود و فرزندمان درنظر بگیریم. این قواعد باید شفاف باشند و به این صورت نباشند که امروز تغییر نکند، اما فردا به شکل دیگری اجرا شود.

محتوای قابل دسترس در فضای مجازی برای کودکان باید فیلترینگ داشته باشند و والدین محدودیت‌هایی را برای آنان ایجاد کنند. بازی‌ها و برنامه‌هایی برای کودکان بگذارند که خلاقیت و قدرت حل مسئله و  مهارت شناختی آن‌ها را تقویت کند، والدین حتماً باید در الگوی رفتاری مشارکت داشته باشند و خودشان را کنار نکشند.

تربیت تنها برای فرزند نیست بلکه ما نیز باید با فرزندانمان دوباره تربیت شویم، زیرا برای آن‌ها الگو هستیم. با کودکانمان راجع به اثرات مخرب فضای مجازی صحبت کنیم و راه گفت‌وگو را نبندیم و برای فعالیت‌های واقعی زمانی قائل شویم. باید مهارت‌های خودکنترلی را به کودکان آموزش دهیم شرط آن ثبات خلق مادر و ثبات رفتار پدر است.

بسیاری از والدین برای اینکه کودکانشان بهتر غذا بخورند موبایل دست آن‌ها می‌دهند، پیامدهای این کار چیست؟

متأسفانه افراد زیادی این عادت را دارند که هنگام غذا خوردن از موبایل استفاده می‌کنند، در خصوص کودکان نیز این امر صدق می‌کند که گاهی در هنگام استفاده از فضای مجازی بهتر غذا می‌خورند و والدین آن‌ها نیز بیشتر نگران تغذیه آن‌ها هستند و از بی‌هویتی، بی‌نظمی و بی‌قاعدگی و پرخاشگری آن‌ها نمی‌ترسند.

اینکه فرزند هنگام استفاده از فضای مجازی بهتر غذا می‌خورد بیشتر به‌دلیل وسواس فکری و نابلدی و گاهی اوقات تنبلی مادرهاست.

یکی از عوامل مخرب، عادت در شکل‌گیری خودتنظیمی الگوی تغذیه و ارتباط عاطفی فرزندان با خانواده است و موجب از دست رفتن آگاهی بدنی می‌شود، هنگام غذاخوردن باید غذا را ببینیم، بچشیم و بو کنیم و بعد آن را در دهان خود بچرخانیم تا هم لذت ببریم و هم پیام سیری را دریافت کنیم، اما زمانی که فرد مشغول گوشی باشد و غذا بخورد قشر بینایی و شنوایی مغز درگیر محرک دیجیتال است و سیگنال سیری و طعم را دریافت نمی‌کند و کودک دچار پرخوری یا بی‌اشتهایی عصبی می‌شود و به‌طور میانگین ۲۰ تا ۳۰ درصد کالری بیشتر در هر وعده مصرف می‌کنند. علاوه‌ بر این، ارتباط عاطفی خانوادگی آنان قطع می‌شود.

سفره غذا از دید روانشناسی خانواده یکی از اولین بسترهای دلبستگی و حرف زدن، مشاهده هیجانات و تقسیم لذت است. زمانی که موبایل جای حرف زدن و گفت‌وگو را می‌گیرد، همدلی کودکان کم می‌شود. تماس چشمی این کودک و آموزش‌های اجتماعی مانند سپاسگزاری، نوبت گرفتن، احترام کردن، صبوری و همکاری و تعاملات مثل جمع کردن و پهن کردن سفره نیز بین می‌رود و غذا خوردن کودک یک تجربه فردی و مکانیکی می‌شود، نه یک تجربه انسانی و جمعی و این الگو در روابط اجتماعی نیز بازتاب پیدا می‌کند و کودک در حضور کامل در لحظه و گوش دادن به دیگران ناتوان می‌شود.

آیا وابستگی کودک به فضای مجازی در آینده ماندگار می‌شود؟

وابستگی کودکان به فضای مجازی در آینده می‌تواند ماندگار شود و شکل‌های مختلفی را از خود نشان دهد. کودکانی که در سنین پایین‌تر مدت زمان طولانی‌تری صرف استفاده از فضای مجازی می‌کنند، احتمال اعتیاد به فضای مجازی در آن‌ها در سنین نوجوانی و بزرگسالی بیشتر است.

وابستگی به شبکه‌های اجتماعی در دوران نوجوانی مانند دوران کودکی خود را نشان می‌دهد، به این صورت که نوجوانان نیز به‌صورت دائم شبکه‌های اجتماعی را بررسی می‌کنند، دچار اضطراب و اختلال خواب می‌شوند، کاهش تعاملات حضور ادامه می‌یابد، انگیزه تحصیلی در آن‌ها پایین می‌آید، اما تفاوت بین کودک و نوجوان این است که مسئولیتی بر عهده کودک نیست و همچنین در دوران نوجوانی فرد می‌خواهد اجتماعی شود، اما اگر مهارت‌های درونی از کودکی شکل نگرفته باشد، مشکلات بسیاری را ایجاد می‌کند.

کد مطلب 2217951

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین