مذاكرات اسلام آباد

همه‌چیز در خدمت فریب چشمان ما قرار گرفت / دگردیسی دیجیتال به استبداد تلویزیون / اینترنت چگونه تلویزیون را بازتولید کرد؟

نسل زد درآمریکا، پنج سالِ پیاپی در نظرسنجی‌ها گفته‌اند بیش از هر چیز می‌خواهند در بزرگسالی «اینفلوئنسر» باشند. وقتی همه‌چیز به تلویزیون تبدیل می‌شود، آنچه از دست می‌رود فقط خودِ هوش نیست، بلکه چیزی است که گفتنش سخت‌تر است و اثباتِ ارزشش از آن هم دشوارتر: ظرفیت تنهابودن، توانِ توجه پایدار، ساحتِ درون داشتن؛ این فضیلت‌ها در جهانی که هر رسانه همان رسانۀ دیگر است و هر چیز و همه چیز به نظام ارزشیِ یک چیز، یعنی تلویزیون، فروکاسته شده، دیگر معنایی ندارد.

 گروه اندیشه: مطلبی که مطالعه می کنید برگرفته از گزارش «همه‌چیز تلویزیون است» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این متن با بازخوانی هشدارهای کلاسیک نیل پستمن و رابرت پاتنام، روایتگر شکست خوش‌بینی‌هایی است که اینترنت را پادزهر حماقتِ تلویزیونی می‌پنداشتند. برخلاف تصور دهه‌ی نود، رسانه‌های دیجیتال نه‌تنها فرهنگ را درمان نکردند، بلکه با تبدیل شدن به «جریانی بی‌وقفه» از ویدئوهای کوتاه، ذات انفعالی تلویزیون را به اوج رساندند. امروزه با ظهور هوش مصنوعی و پلتفرم‌هایی که محتوای بصری نامتناهی خلق می‌کنند، «منطق نمایش» بر ساحت سیاست و اجتماع چیره شده است. نتیجه‌ی این فرآیند، زوال تفکر استدلالی، نابودی توجه پایدار و مسخ ارزش‌های انسانی در پای جریانی است که در آن، موفقیت سیاسی و فردی تنها در تسلط بر دستور زبانِ ویدئوهای نمایشی معنا می‌یابد. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

وقتی در دهه‌های پایانی قرن بیستم، تلویزیون در خانه‌ها جولان می‌داد، منتقدانی مثل رابرت پاتنام یا نیل پستمن در کتاب‌هایشان هشدار می‌دادند که صفحۀ نورانی تلویزیون حیات انسانی ما را به خطر انداخته است. پاتنام در کتاب مشهورش، بولینگ در تنهایی، نوشت: هر بزرگسال آمریکایی در سال، حدود ۳۰۰ ساعت وقت فراغت اضافی داشته است که به‌جای یادگرفتن مهارتی تازه، مشارکت در جامعه، یا تربیت فرزند، صرفِ تلویزیون دیدن در تنهایی و انزوا شده و پستمن می‌گفت تلویزیون سیاست را به تئاتر، علم را به داستان‌گویی و همه‌چیز را به حماقت تبدیل کرده است.

آن سال‌ها، اینترنت و دنیای دیجیتال در حال ظهور بود و خوش‌بین‌ها خطاب به منتقدانی مثل پستمن و پاتنام می‌گفتند: دوران تلویزیون به پایان خود نزدیک می‌شود. به زودی اینترنت از راه خواهد رسید و زخم عمیقی را که تلویزیون بر پیکر فرهنگ زده، درمان خواهد کرد. جاناتان فرنزن، در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۵ دربارۀ افول خواندن و ظهور فناوری دیجیتال نوشت: «فناوریِ دیجیتال داروی خوبی برای جامعۀ بیمار است». اما حالا که سی سال از آن روز گذشته است به خوبی می‌دانیم که رسانه‌های دیجیتال هرگز به پادزهر تلویزیون تبدیل نشدند.

درک تامپسون، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی، می‌گوید اینترنت نه‌تنها بدیلِ تلویزیون نشد، بلکه خودش در نهایت به تلویزیونی مرگبارتر تبدیل شد. او توضیح می‌دهد: «وقتی می‌گویم ”تلویزیون“، منظورم فقط شبکه‌های معمولی، شبکه‌های کابلی یا چیزی مثل نتفلیکس نیست. ریموند ویلیامز در کتابی می‌گوید، همۀ نظام‌های ارتباطی پیش از تلویزیون، عناصری گسسته بودند. مثلاً کتاب مجموعه‌ای از برگه‌ها بود که بین دو جلد جمع شده بودند، تئاتر یک نمایش بود که در زمان و مکان مشخصی اجرا می‌شد، اما تلویزیون، یک ”جریان“ است».

تلویزیون شکل‌های پراکندۀ رسانه و سرگرمی را در چیزی واحد همگرا می‌کند: جریانِ پیوستۀ ویدیوهای دنباله‌دار. اگر مطابق با این تعریف نگاه کنید، بهتر متوجه می‌شوید که چطور اینترنت به تلویزیون تبدیل شده است. شبکه‌های اجتماعی که امروزه عملاً جایگزین اینترنت شده‌اند، به جریانِ بی‌وقفه‌ای از ویدئوها مبدل گشته‌اند که سازنده‌هایشان را نمی‌شناسیم و فقط یکی پس از دیگری تماشایشان می‌کنیم. البته مثل زمانِ ظهور اینترنت، امروز هم خوش‌بین‌هایی پیدا می‌شوند که می‌گویند دوای دردِ شبکه‌های اجتماعی فناوریِ هوش مصنوعی است.

اما درک تامپسون می‌گوید هوش مصنوعی هم محکوم به سرنوشت مشابهی است. همین حالا، متا محصولی به نام وایبز معرفی کرده و اوپن‌اِی‌آی هم سورا را رونمایی کرده است. هر دو شبکه‌های اجتماعیِ مبتنی بر هوش مصنوعی‌اند که کاربران در آن‌ها می‌توانند بی‌وقفه ویدیوهایی را تماشا کنند که با هوش مصنوعی تولید شده‌اند. پس مسیر پیش رو تقریباً روشن است: همه‌چیز دارد تلویزیون می‌شود. و این یعنی همه‌چیز کم‌کم ارزش‌های تلویزیون را به خود می‌گیرند: فوریت، هیجان، نمایش، ایجاز.

نتیجه، همان‌طور که پستمن هشدار داده بود، جامعه‌ای است که فراموش می‌کند چطور در قالبِ استدلال‌های طولانی فکر کند و به‌جای آن یاد می‌گیرد در قالب صحنه‌های کوتاهِ نمایشی فکر کند. آشناست؟ به چهره‌های اصلی سیاست امروز نگاه کنید. به رئیس‌جمهور راست‌گرایی که ستارۀ تلویزیونِ واقع‌نماست. به چپ‌گرایانی که برنامۀ یوتیوبی می‌سازند. تسلط بر دستور زبانِ ویدئوهای کوتاه، دیگر چیزی حاشیه‌ای در موفقیت سیاسی نیست، خودِ موفقیت سیاسی است. ویدیوهای کوتاه، از نظر نسلِ امروز، از مفهوم موفقیت جدایی‌ناپذیر شده‌اند.

نسل زد درآمریکا، پنج سالِ پیاپی در نظرسنجی‌ها گفته‌اند بیش از هر چیز می‌خواهند در بزرگسالی «اینفلوئنسر» باشند. وقتی همه‌چیز به تلویزیون تبدیل می‌شود، آنچه از دست می‌رود فقط خودِ هوش نیست، بلکه چیزی است که گفتنش سخت‌تر است و اثباتِ ارزشش از آن هم دشوارتر: ظرفیت تنهابودن، توانِ توجه پایدار، ساحتِ درون داشتن؛ این فضیلت‌ها در جهانی که هر رسانه همان رسانۀ دیگر است و هر چیز و همه چیز به نظام ارزشیِ یک چیز، یعنی تلویزیون، فروکاسته شده، دیگر معنایی ندارد.

 ۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2218177

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =

آخرین اخبار