به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتاب «جز چشم سیاه تو» به سیاق چهار مجلد پیشین در پی روشنگری است. در پی زدودن غبار ابهام و جعل و تحریف از چهره اسلام راستین علوی و اولیای آن است. در پی معرفی ملاکها و شاخصهای بازشناسی حکومت علوی از حکومت اموی است.
در جلد پنجم نیز همچون مجلدات قبل، نویسنده در قالب رمان ما را با وقایع و شخصیتهای دوران حیات با برکت امام علیبنالحسین (ع)، پیشوای چهارم شیعیان آشنا میسازد و در کنار آن تحلیلهای روشنگرانهای از چرایی و علل برخی از مهمترین و تاثیرگذارترین رویدادهای تاریخی آن دوره پُرفتنه و آشوب در اختیار مخاطبان حقطلب قرار میدهد. مثلا یکی از بزرگترین پرسشهایی که برای بیشتر مخاطبان مطرح میشود، رویکرد و روشی است که حضرت سجاد(ع) در مواجهه با مصادیق آشکار ظلم و ستم حاکمان جور اتخاذ کرده بودند.
بنابر روایت ایرنا، سکوت و کنارهگیری امام از مداخله مستقیم در امر حکومت جزء براساس حکمت و مشیت الهی نبود. مگر نه این است که امام خود میفرماید حکومت را در چشم ما قدر و منزلتی نیست که برای رسیدن به آن تلاش کنیم. ماموریت ما در این جهان رساندن بشریت به سعادت است، به رشد و کمال در مسیر اخلاق و معنویت است. اگر ما را بر مرکب حکومت بنشانند، زودتر به مقصد میرسند وگرنه ما خود رونده این راهیم هر چقدر که به طول بیانجامد.
از جمله ویژگیهای مجموعه حماسه سجادیه، گستردگی و تنوع مطالب این مجموعه است. هر جلد از این مجموعه به حق دائرةالمعارفی از علوم اسلامی روایی و تاریخی است. سیدمهدی شجاعی با استفاده از راویان متعدد، مطالب سنگین و سهمگین را به روانی و سادگی بیان میکند و مخاطب را از دل تاریخ عبور داده و بهسوی حق و حقیقت راهنمایی میکند. از جمله مباحث خطیری که در کتاب جز چشم سیاه تو مورد بررسی و تشریح قرار گرفته، میتوان به مبحث امامشناسی، علل و نحوه بوجود آمدن خوارج، قصاص پیش از جنایت از دیدگاه ائمه شیعه و کرامات معجزهآسای امام سجاد(ع) اشاره کرد.
بخشی از کتاب
یکی از هنرهای شیطان، اختلال در معیارهای آدمی است. دست بردن در ترازوست برهم زدن و از کار انداختن کارها و معیارهای سنجش انسان است؛ بزرگنمایی اشیاء و ناچیز جلوه دادن مفاهیم عظیم است. این دگرگونی سترگ در انسان با چنان ظرافت و ملایمتی صورت میگیرد که انسان نه آن را میبیند و نه با هشدار دیگران میپذیرد و اذعان میکند یکی از وجوه ساده و ابتدایی این داستان این است که گناه بزرگ خود را کوچک می شمارد و خطای کوچک دیگران را بزرگ می انگارد.
این که امام می فرماید: اخلاق انسان به کمال نمیرسد مگر اینکه خوبیهای خود را کوچک ببیند و محبتهای دیگران را بزرگ بشمارد، مقابله با همین وجه از شیطنت شیطان است اما این همه داستان نیست. مصیبت عظمی، دگرگونی و دگردیسی در جهانبینی انسان به هستی است و تغییر جایگاه و منظر و مسقط آدمی است. این کلام مولا علی علیه السلام در وصف متقین، به حق، امیر کلام است در این باب در وجود انسانهای فرهیخته خداوند خالق چنان عظمت یافته که هر چه جز او در نگاهشان رنگ باخته و این تمام حرف است و حرف تمام.




نظر شما