به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، رهبر معظم انقلاب از خاطرات زندگی خودشان بیان داشته اند که امام شهید فرمودند: «افتخار میکنم فقیر هستم». همین جمله، تصور منفی کودکانه ایشان از فقر را دگرگون ساخت. سادهزیستی رهبر شهید انقلاب تا بدانجاست که اجاقگاز سهشعله قدیمی و تخت چهلساله، هنوز در خانه ایشان استفاده میشود. در ادامه به بیان خاطراتی از فرزندان امام شهید در سایت رهبری پرداخته شده است که متن آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.
احتیاط آیت الله العظمی خامنهای ره در استفاده از وجوهات شرعی و بیت المال در کلام فرزند ارشد ایشان آیت الله سیدمصطفی حسینی خامنهای:
قبل از انقلاب، در اتاق شخصی پدرم یک اشکاف[۱] بود که در آن کیسههای پارچهایِ وجوهات بود، چون ایشان نمایندهی امام بودند و اینها را برای امام میفرستادند. مقداری از این وجوهات را ایشان اجازهی تصرّف داشتند و از آن مقدار قابل تصرّف، خودشان مبلغی را به عنوان حقوق تعیین کرده بودند.
ما در خانه سه فرزند بودیم و رفتوآمدهای زیادی به منزل ما میشد، به قدری که آقا به مادر ما گفته بودند شما هر روز به اندازهی یک نفر غذا اضافه درست کنید؛ زیرا هر لحظه ممکن بود یک نفر در بزند و بیاید، و این در آن زمان برای ما کاملاً طبیعی بود. بااینحال، وقتی آن مقدار پول تمام میشد، از وجوهاتی که برای ایشان شرعاً حلال بود و لازم هم بود، برنمیداشتند.
این بیپولی به حدّی بود که یادم میآید یک شب ایشان با جمعی در منزل یکی از دوستان جلسه داشتند که چون منزل نیمهتمام و ساختهنشده بود، هنوز فرش نداشت و همگی سرپا ایستاده بودند. آنجا یکی از آقایان به آقا گفت شما صد تومان از من طلب دارید. به نظرم اینقدر آقا پول نداشتند که فوراً به ایشان گفتند صد تومان را بدهید و ایشان هم داد.
بعد از انقلاب نیز روال همین بود. در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۶۴، یکی از دوستان ایشان مبلغ هشتصد هزار تومان برای کمک به تبلیغات به ایشان داد. ایشان این پول را قبول کردند، امّا همهی آن را برای هزینههای مربوط به محلّ سکونت و ساختمانهای دولتی به امام (رحمة الله علیه) دادند. با اینکه هزینهی زندگی و خوردوخوراک ما مشابه مردم از کوپن بود، امّا فقط به جهت سکونت در آن منزل، این وجه را به امام دادند که امام هم ابتدا گفته بودند لازم نیست، امّا با اصرار ایشان قبول کرده بودند.
ایشان این حالت را داشتند که مراقب بیتالمال باشند تا موردی بر ذمّهی ایشان نباشد. ایشان الان به نوعی کارمند نظام هستند، امّا هرگز حقوق نمیگیرند و زندگیشان از راه تبرّعات و اینگونه موارد میگذرد. این وضع در کلّ سیوچند سالِ گذشته بوده است. حتّی ایشان محلّ سکونت و مانند آن را که قبلاً بهحق جزو حقوق میدانستند، بهتازگی سالهای گذشته را هم حساب و پرداخت کردهاند.
یک نمونهی دیگر از این احتیاطها مربوط به سالهای اخیر است که رفتوآمد به عتبات زیاد بود. چند بار برای ایشان از تکّهسنگهای مطهّر مربوط به تعمیر قبور ائمّه (علیهم السّلام) در عتبات آوردند، امّا ایشان احتیاط میکردند و از این باب که شاید این سنگ همچنان در مضجع مطهّر قابل استفاده بوده، نمیپذیرفتند. البتّه به دیگران نمیگویند امّا خودشان در مسائل، چنین احتیاطها و تقیّداتی دارند و هیچ تظاهری هم ندارند.
(بخشی از تنها مصاحبه سایت KHAMENEI.IR با فرزند آیت الله سید مصطفی حسینی خامنهای)[۲]
خاطرات رهبر انقلاب آیت سید مجتبی خامنهای از آیت الله العظمی شهید امام خامنهای رحمة الله علیه
من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود.
ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
(گزیدهای از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای با سایت سایت KHAMENEI.IR)[۳]
نمونههایی از سادهزیستی آیت الله العظمی شهید امام خامنهای رحمة الله علیه در گفتوگو با رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای:
ایشان اصلاً اجازه نمیدهند زندگیشان دچار زرقوبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاقگاز خانهی ایشان از همین اجاقهای سهشعلهی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاقگازشان همان سهشعلهی قدیمی است که روی میز میگذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمیشود.
تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمیها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلوزیون اینقدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این دستگاه اینقدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیونهای معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را میگیرد، به خانهی آقا آمد.
مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی و میزی که در خانهی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازههایی که میخواهند بدون هیچ هزینهی اضافهای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلیهای پلاستیکی خریدهاند و گوشهای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشتهاند برای مهمانها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده میشود.
از این دست وسایل قدیمی، میتوان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن میخوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیدهاند و الان چهل سال است که از آن استفاده میکنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بودهاند؛ ایشان هم پابهپای آقا در تمام این سالها بودهاند.
(گزیدهای از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای با سایت سایت KHAMENEI.IR)[۴]
پی نوشت
[۱] گنجه، کمد یا قفسه
[۲] https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=۶۲۸۱۰
[۳] https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=۶۲۸۰۶
[۴] https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=۶۲۸۰۶



