مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۹
شکستن شاخ امارات در شاخ آفریقا

امارات جاه طلبی های سیاسی خود را در دوردست می جوید و اتفاقا در این سیاست ها به همان اندازه قدرت نظامی داخلی خود سست است؛ مقابله با امارات در دوردست، مانند شاخ آفریقا، تاثیرگذاری زیادی دارد، شاید بیشتر از مقابله با آن در مرزهای خودش. دست بر قضا امارات و اسرائیل در شاخ آفریقا همسویی دارند و مقابله با هر کدام به منزله مقابله با دیگری نیز هست. ما اگر بخواهیم امارات را سر جای خود بنشانیم و دامنه نفوذ آن را کم کنید باید سیاست های دوردست آن را خنثی کنیم.

امارات متحده عربی کشوری است که بر اساس سه عامل مهم بنا شد که همه آنها سلبی هستند: نخست، افول استعمار بریتانیا و خروج آنها از منطقه؛ دوم، ترس از قدرت منطقه ای ایران؛ و سوم ترس از قدرت منطقه عربستان سعودی. سال ۱۳۵۰ پس از آنکه بریتانیا از خلیج فارس خارج شد و دیگر امارت های پراکنده زیر سایه قدرت بریتانیا نماندند چند امارت پراکنده با هم اتحاد کردند و امارات متحده عربی شکل گرفت و اعلام استقلال کرد. بحرین و قطر در ابتدا قرار بود به اتحاد بپیوندند اما ترجیح دادند مستقل باشند. راس الخیمه سال بعد به شش امارت متحد پیوست. امارات متحده عربی خاکی کم، جمعیتی اندک و طبعا با نبود نیروی انسانی کافی و نداشتن عمق استراتژیک همیشه کشوری متزلزل و کم توان بوده است.

امارات هنوز از ایران و قدرت منطقه ای ایران در هراس است و این هراس را علنا بیان می کند؛ اما هیچ گاه نیز با عربستان همسو نشده است و ترس از قدرت عربستان را دارد. برخلاف دیگر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که معمولا عربستان سعودی را برادر بزرگ می بینند و سیاست های همپوشان با آن ندارند، امارات عموما بر اساس واهمه از قدرت منطقه سعودی سیاست های غیرهمسو و مخالف دارد. نمونه های بسیاری از آن وجود دارد و یکی از موارد بارز تشکیل و تسلیح شورای انتقالی جنوب در یمن بود که تجزیه طلب بود و در نهایت عربستان با مشت آهنین نظامی و به صورت مستقیم آن را زیر ضرب گرفت.

امارات خاک کمی دارد و با نداشتن عمق استراتژیک به طور معمول جاه طلبی های سیاسی خود را در سرزمین های دور دست می جوید. نمونه برجسته آن در شاخ آفریقا است که امارات هزینه های هنگفت و تلاش های زیادی برای داشتن جای پا در کشورهای شاخ آفریقا کرده است. شاخ آفریقا منطقه ای راهبردی است که امنیت دریای سرخ و خلیج عدن و گذرگاه باب المندب می تواند از آنجا تامین شود؛ به همین دلیل امارات متحده عربی، اسرائیل و بسیاری از کشورها آنجا را منطقه ای راهبردی می بینند. تا جایی که سومالی و سودان سالهاست با خرج امارات درگیر جنگ های داخلی خونین هستند.

سودان نمونه روشن تری است: امارات با دولت سودان قراردادهای هنگفت اقتصادی بست تا بندر ابوعمامه ساخته شود؛ اما امارات با دخالت های خود در سیاست داخلی و نزدیک شدن به افراد رقیب و قدرتمند که طمع قدرت دارند سبب رنجش دولت نظامی سودان شد. امارات به نیروهای پشتیبانی سریع کمک های نظامی و مالی می کرد و بر آتش جنگ داخلی نفت می ریخت؛ این موضوع هرچه بیشتر به عمیق شدن تضادهای سودان و امارات دامن زد. دولت سودان قرارداد بندر ابو عمامه و همه قراردادها و همکاری ها با امارات را ملغی کرد. بلافاصله نیروهای پشتیبانی سریع شهرهای بزرگ استان دارفور را تصرف کردند و دست به قتل عام غیرنظامیان و نسل کشی در مقیاس کوچک زدند. لازم نیست دنبال اسناد کمک امارات بگردیم همین که پس از قطع روابط سیاسی سودان و امارات این گروه شبه نظامی سرکش چنان یاغی شد روشن است که از کجا آب می خورد.

اوضاع سومالی چنان آشفته و وخیم است که دیگر هیچ کس نمی تواند آگاهانه طرفی را انتخاب کند اما نکته ای برجسته وجود دارد که امارات و اسرائیل سالهاست که به آن چشم طمع دارند: سومالی لند؛ منطقه ای نیمه خودمختار که بخشی از سومالی است اما اخیرا اعلام استقلال کرده است. دولت سومالی لند را تنها اسرائیل به رسمیت می شناسد و اندک کشورهایی با آن ارتباط سیاسی دارند اما آن را به رسمیت نمی شناسند. بعد از اسرائیل که نزدیک ترین کشور به آن است، امارات در رتبه دوم قرار می گیرد. امارات سالها در سیاست داخلی سومالی دخالت کرد اما نتوانست موفق شود؛ پس از آن، به فکر تجزیه سومالی افتادند و چه گزینه ای بهتر از سومالی لند که جاه طلبی های سیاسی آنها را محقق کند. اگرچه امارات خود این کشور را به رسمیت نمی شناسد اما گزارش هایی از تلاش های مخفیانه امارات برای به رسمیت شناخت آن وجود داشته است. سومالی لند نمونه پیچیده و کلاف سردرگمی است از جاه طلبی های اسرائیل و امارات در شاخ آفریقا؛ تا حدی که دولت سومالی معتقد است که سومالی لند در ازای به رسمیت شناختن از طرف اسرائیل پذیرفته است تا پذیرای کوچ اجباری فلسطینیان باشد. به بیان دیگر، سومالی لند در پاک سازی نژادی فلیسطینیان به اسرائیل کمک کند. جز آن، زمزمه های تاسیس پایگاه های نظامی اسرائیل و امارات در سومالی لند وجود دارد.

برای ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای باید اهمیت داشته باشد که کشورهای متخاصم چه می کنند و مراقب این فعالیت ها باشد؛ امارات با جاه طلبی های سیاسی خود در شاخ آفریقا می خواهد کمبود خاک و پایگاه نظامی را جبران کند و از طرف دیگر، همراه با اسرائیل می خواهد با داشتن پایگاه در آنجا به مقابله با دولت حوثی های یمن برخیزند. از این رو، ایران نباید در این زمینه بی طرف باشد. دست بر قضا امارات روش خاصی دارد: نفوذ اولیه از طریق سرمایه گذاری اقتصادی از طریق شرکت های وابسته به حکومت؛ و نزدیک شدن به افراد و گروه های مخالف تاثیرگذار. به همین دلیل است که امارات اغلب از دولت های قانونی حمایت نمی کند و غالبا منافع خود را با منافع گروه های مسلح معاند دولت پیش می برد. ایران می تواند با کمک های رسمی به دولت های رسمی از ایجاد تنش و جنگ های داخلی جلوگیری کند و ضمنا منافع امارات و اسرائیل را به خطر بیندازد.

کد مطلب 2218585

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین