او که در بیت مرجعیت و فقاهت پا به عرصۀ وجود گذاشت، از همان آغاز طفولیت و ابتدای صباوت ضمن نوشیدن شهد علم و دانش، بهجت دین و لذت ایمان را نیز میچشید با تفکر عقلی و نگرش فلسفی همزاد بود و همواره استواری عقلی و شیمه عقلانیت را در منش زندگی و حیات والای انسانی خود حمل میکرد.
همه این امتیازات و ویژگیها او را به سوی شخصیتی سوق داد که سمبل علم و دانش و نمونه خُلق و تقوا در حد اعلا بود. آیتالله شهید مطهری(قدس سره) که در آن روزگار سرآمد دین و دیانت و عقل و عقلانیت بود چهره جذابی بود که میتوانست این جوان پر استعداد و لائق را تحت هدایت و کنف حمایت خویش برده و از او وجودی نافع و روشنبینی نافذ بپروراند که برای خود و جامعه مفید و سازنده باشد.
همه این خصوصیات با برترین امتیاز همراه شد و شهد شهادت آن استادِ مراد، در کام جانش او را با جهان غیب مرتبط ساخت و روحیات والا و متعالی آن یگانه عصر، جهان دیگری برای او رقم زد.
همزمانی این همه با عصر شکوهمند انقلاب اسلامی فرصت تازهای برای او فراهم آورد که در میدان عمل حضور یافته و از توان مدیریتی خود در یکی از میادین مهم که حماسه و جهاد را مأموریت ذاتی خود میدانست یعنی سپاه پاسدان انقلاب اسلامی به محک تجربه و آزمون بگذارد. میدانی که پای بست مبارزه بر مبنای معرفت دینی و ایمان راسخ را بنیان نهاد و متفاوت از سایر تحرکات و فعالیتهای نظامی که به نام ارتش و یا نظائر آن بر پایه مرزداری از وطن یا کشور و یا عناوینی از این دست بود. این دوران که دیر پا نیز بود، فضای جدیدی برای او گشود و او را در کوران خودسازی بر پایه خودسوزی و فدایی کردن خود آبدیده نمود و جوهری توانمندتر یافت.
او خود را برای میادینی برتر آماده دید و توانمندیهای نوین خود را آشکار ساخت ازجمله امتیازات ذاتی و خصلتهای فطری. او چون انسانی تحولگرا و بیقرار بود همواره خود را در ساحتهایی نوینی میدید که ظرفیتهای بالقوه را به فعلیت رسانده و میادین جدیدی را فتح میکرد شهید دکتر علی لاریجانی (رضوانالله تعالی علیه) یک انسان چندضلعی و ذوابعاد بود که در هر ضلع و بعد نیز انسانی توانمند مینمود و البته بدیهی است که نمیتوان انتظار داشت که در هر جهت به اوج رسیده و در آن باقی بماند، اما درعینحال به جرئت میتوان او را سیاستمداری دانست که در فضای سیاسی کلان توان اداره، هدایت و راهبرد آن به صورت وجیه و شایسته آن داشته و بدرسی خط کمال و طریق صداقت و استواری را بدون مجامله و بیسازش میپیمود. اهل مداهنه و همراهی بدون مبنا نبود عدل و حق خط قرمز او بود که از آن عبور نمیکرد و همه خطوط و جریانات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی را با مبنا قرار دادن علمی حق و عملی عدل کاربست خود قرار میداد تمامی نقاط وجودش روشن و سفید بود و نقطه سیاهی در علم و عمل نداشت پیوسته خود را در فضای روشن و نورانی میدید که همه مسائل برای او مشخص و مبیّن بوده و کمتر در تاریکی ابهام و سیاهی اجمال گام میزد.
بدیهی است این میزان توفیق و چنین مقدار موفقیت بدون ابراز میسور نیست. او با دو بال شرح صدر و حلم و بردباری به خود قدرت پرواز میداد و با گذر آرام و متین از لایههای سخت جامعه و تنشهای جهل و جهالت از خود جز کرامت اخلاقی و صبوری و رضایتمندی باقی نمیگذاشت و بیاعتنای به قهر زمانه و جهل دوران مسیر معین خویش را با صلابت و اطمینان پیش میبرد.
خطی از خود باقی نهاد که کمتر سالکی میتواند آن را بشناسد و بر آن استوار بماند. او به همنام خود علی مرتضی (سلام الله علیه) اقتدا نمود که بیگلایه از روزگار و بیتوقّع از نزدیکان و آشنایان با خدای خویش راز میسرود و از او مدد میستاند. نه فراز جامعه بر او اثری نهاد و نه فرود اجتماع بر او خللی میافزود بیاعتنا به این بیقراریها در صراط مستقیم الهی خویش گام مینهاد و رضایت او را میطلبید. آلودگیهای دنیا و ناملایمات آن در حریم او راهی نداشت نه حزنی در دل جای میداد و نه خوفی در او رخنه میکرد، بهرغم جایگاههای مهم تصدّی سمتهای پر مخاطره گامهای او استوارتر از آن بود که لغزشی به خود بببیند و یا اضطرابی بر او استیلا یابد. به حق دینا در ید با کفایت او بود و آن را به هیچ میانگاشت.
از مهمترین جلوههای وجودی او فکر پیشرفت و رشد کشور در ابعاد مختلف سیر علمی و رفتار علمی او بود در هر مقطعی خصوصاً در جایگاه مهم ریاست دستگاه تقنین که بیش از یک دهه بر آن قرار داشت بر آن بود که کشور را در تراز برتر شاهد و قدرت نظام و شکوه و اقتدار مردم و جامعه را نظارهگر باشد.
در میادین ملی و بینالمللی همواره با استواری گام برمیداشت و با اقتدار از مرزهای فکری و حدود سیاسی ترسیم شده توسط رهبر شهید و قائد و مرادش آیتالله خامنهای (رحمت الله علیه) حرکت میکرد استقلال سیاسی و ایستادگی با صلابت در مقابل جریانهای مختلف و باورداشت نسبت به خط مشی تعریف و ترسیم شده ازجمله ویژگیهای میدانی او بود، نه میدان او را از دیپلماسی فعال و مؤثر دور میداشت و نه ارتباطات بینالمللی او را از میدان غافل مینمود، بلکه هر یک را به نفع دیگری به صحنه سیاسی مینشاند و از هر دو جناح پرواز برای اقتدار کشور بهره میجست.
به همان استواری که در ارتفاعات و بلندای طبیعت گام برمیداشت و عددی را یارای همراهی با او نبود در ارتفاعات معنوی و اخلاقی نیز گامهای محکم و سترگی را نشانه میرفت که کمتر رهرویی میتوانست همگام با او باشد. از مهمترین شئون و جنبههای انسانی امین بودن و امانتدار نظام شناسایی شدن است که در حساسترین گذار تاریخ این انقلاب که رهبری معظم شهید (رحمت الله علیه) اراده خویش را اظهار و کمر همت ملت را به استواری بست و مردم را مهیّای یک نبرد و پیکار سخت و انتقام از قداره بندان جهانی مینمود لازم بود به شخصیّتی صاحب قامت و سردار مقاومت اعتماد کند و سکان امنیت این نظام و کشور را با کمال اطمینان با او بسپارد که هم دل و جان جامعه را به امنیت، امن نموده و هم سرداران و فرماندهان و سپاهیان و ارتشیان و همه نیروهای مهیای رزم را به یک درک بالای امنیت و قاطعیت حتمی خوش بین نماید و هم صلابت توام با عقلانیت را در مسیر گفتگو و مذاکره با طرفهای جنگ و پیکار به کار برده تا نهتنها امتیازی از دست نداده بلکه پایانی عزتمندانه و غرور آفرین خلق شود.
این مسیری بود که این رادمرد بنده خدا با تمام استحکام و صلابت میپیمود، اما همواره اراده الهی بر آن است که کارهای بزرگ نا تمام بماند و آیندگانی به حق خلافت و جانشینی را برعهده گرفته و این شئون را با تکیه بر عنایت و تفضل الهی به انجام رساند. او در اوج خلوص و خضوع در پیشگاه رب العالمین در کربلای نظام الهی با فرزند ارشدش و علی اکبرش دعوت الهی را با قطعه قطعه شدن خود و شهادت جوان فاضل و شجاع و ایثارگرش دکتر مرتضی لاریجانی (قدس سره) لبیک گفته و در جایگاه عدن عنداللهی مأوی گزیند و به دارالقرار امنی گام نهاده که برای همیشه و ابد در قرار این الهی از نعمت امنیت عنداللهی بهره میبرد و چه زیباست که در جوار رحمت الهی از خوف و حزن ابدی مصون و فرشتگان الهی با این آهنگ او را قبض روح نمایند «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا «تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتی کُنتُم توعَدونَ» (سوره مبارکه فصلت، آیه 30)
*این یادداشت در کتاب "بنده خدا" تالیف رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی چاپ شده است.
1717




نظر شما