به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ۱۴ مه ۱۹۴۸ [۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷] در تلآویو، دیوید بنگوریون، رئیس آژانس یهود، تشکیل دولت اسرائیل را اعلام کرد و نخستین دولت یهودی در طول دو هزار سال گذشته را بنیان گذاشت. بنگوریون نخستین نخستوزیر اسرائیل شد.
فردای آن روز روزنامه «منچستر گاردین» اعلام استقلال توسط دیوید بنگوریون، انتصاب او بهعنوان نخستوزیر، و واکنش دیگر کشورها به تشکیل دولت یهود را گزارش کرد. این روزنامه نوشت: «بنگوریون اعلام کرد که نخستین اقدام دولت او لغو کتاب سفید سال ۱۹۳۹ ـ که مهاجرت را محدود میکرد ـ و همچنین لغو محدودیتهای دولت قیمومت بریتانیا بر فروش زمین خواهد بود.»
همچنین سرمقاله روزنامه اشاره میکرد: «دیشب، قیمومت بریتانیا بر فلسطین پس از بیستوپنج سال به شکلی خفتبار پایان یافت… یهودیان دولت خود را برپا کردهاند و اعراب عبور از مرزهای مصر، سوریه و اردن را آغاز کردهاند. یک جنگ داخلی اکنون در حال تبدیل شدن به جنگی میان کشورهاست.»
روزنامه اطلاعات نیز همزمان به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت: ««امروز بامداد ژنرال کونینگهام، کمیسر عالی انگلیسی در فلسطین، در حالی که صدای تیراندازی اعراب را که به طرف شهر اورشلیم پرتاب میشد گوش میکرد به طرف شهر حیفا حرکت کرد. گفته میشود که امشب نامبرده به وسیله یک رزمناو به سوی انگلستان عزیمت خواهد نمود.» (اطلاعات، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۷)
مصر همان شب حمله هوایی علیه اسرائیل را آغاز کرد. با وجود خاموشی در تلآویو و انتظار برای تهاجم کشورهای عربی، یهودیان تولد کشور جدید خود را جشن گرفتند، بهویژه پس از آنکه خبر رسید ایالات متحده دولت یهود را به رسمیت شناخته است. در نیمهشب، با پایان یافتن قیمومت بریتانیا بر فلسطین، دولت اسرائیل رسماً موجودیت یافت.
روزنامه اطلاعات درباره واکنش اعراب به این ماجرا نوشت: «از دیشب حمله اعراب به اورشلیم شدت یافته و امروز بامداد قریب ۷۵۰ یهودی دستگیر شده و به قرار اظهار سازمان هاکانا بر اثر شدت زد و خورد بیش از یکصد زن و کودک به وسیله سازمان بینالمللی صلیب سرخ از شهر اورشلیم خارج گردیدند.» (همان)
دبیرکل اتحادیه اعراب در دمشق نیز بلافاصله اعلام کرد که «دولتهای عربی باید بلافاصله وضعیت زمان جنگ به خود بگیرند.» (همان)
اسرائیل مدرن ریشه در جنبش صهیونیسم دارد؛ جنبشی که در اواخر قرن نوزدهم توسط یهودیان ساکن امپراتوری روسیه شکل گرفت... در سال ۱۸۹۶، تئودور هرتسل، روزنامهنگار یهودی-اتریشی، رساله سیاسی با عنوان «دولت یهود» منتشر کرد که در آن استدلال میکرد تأسیس یک دولت یهودی تنها راه حفاظت از یهودیان در برابر یهودستیزی است. هرتسل رهبر جنبش صهیونیسم شد و نخستین کنگره صهیونیستی را در سال ۱۸۹۷ در سوئیس برگزار کرد. فلسطینِ تحت کنترل امپراتوری عثمانی به عنوان مطلوبترین مکان برای تشکیل دولت یهودی انتخاب شد، اما هرتسل در جلب موافقت دولت عثمانی ناکام ماند.
پس از شکست انقلاب روسیه در سال ۱۹۰۵، شمار فزایندهای از یهودیان اروپای شرقی و روسیه به فلسطین مهاجرت کردند و به یهودیانی پیوستند که پیشتر به آنجا آمده بودند. مهاجران یهودی بر استفاده از زبان عبری به عنوان زبان گفتاری خود تأکید داشتند. با فروپاشی امپراتوری عثمانی در جریان جنگ جهانی اول، بریتانیا کنترل فلسطین را در دست گرفت. در سال ۱۹۱۷، بریتانیا «اعلامیه بالفور» را صادر کرد که در آن قصد خود برای ایجاد یک میهن یهودی در فلسطین را اعلام میکرد. با وجود اعتراض کشورهای عربی، اعلامیه بالفور در قیمومت بریتانیا بر فلسطین که در سال ۱۹۲۲ از سوی جامعه ملل تأیید شد، گنجانده شد. به دلیل مخالفت اعراب با تشکیل هرگونه دولت یهودی در فلسطین، حاکمیت بریتانیا در سراسر دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ادامه یافت.
از سال ۱۹۲۹ به بعد، اعراب و یهودیان آشکارا در فلسطین با یکدیگر درگیر شدند و بریتانیا برای آرام کردن اعراب تلاش کرد مهاجرت یهودیان را محدود کند. بسیاری از یهودیان در طول جنگ جهانی دوم به طور غیرقانونی وارد فلسطین شدند. گروههای یهودی علیه نیروهای بریتانیایی در فلسطین دست به اقدامات تروریستی زدند، زیرا معتقد بودند بریتانیا به آرمان صهیونیسم خیانت کرده است. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، ایالات متحده از آرمان صهیونیسم حمایت کرد. بریتانیا که نتوانسته بود راهحلی عملی پیدا کند، مسئله را به سازمان ملل متحد ارجاع داد؛ سازمان ملل نیز در نوامبر ۱۹۴۷ به تقسیم فلسطین رأی داد.
منابع
history.com
گاردین
روزنامه اطلاعات، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۷
۲۵۹




نظر شما