مذاكرات اسلام آباد

پادشاهی‌خواهی با طعم فاشیسم / نگاهی به یادداشت سروش دباغ در مجله آگاهی نو

سروش دباغ تأکید می‌کند که این یادداشت نه دشنام سیاسی است، نه داوری اخلاقی، نه نادیده گرفتن رنج مردمِ مستاصل و جان‌به‌لب‌آمده. بلکه جد و جهدی است مشفقانه و دردمندانه برای فهمیدن، نامیدن و روایت کردن پدیده‌ای نوظهور، تا نسبت به نتایج هولناک سربرآوردنش هشدار داده شود؛ هشداری که اگر به آستانهٔ آگاهی شهروندان برسد، بسامان مناسبات سیاسیِ دگرستیزانه‌ای که نسبتی با خیر عمومی ندارد، بازسازی و بازتولید نمی‌گردد و بر صدر نمی‌نشیند.

 گروه اندیشه: مجله آگاهی نو که در زمینه جامعه و سیاست ( و فرهنگ و ادب ) اقدام به تولید دانش نظری می کند، در آخرین شماره خود مطلبی از سروش دباغ منتشر کرده است. کانال این مجله نیز این مطلب را با تیتر «پادشاهی‌خواهی با طعم فاشیسم» معرفی کرده است که در ادامه می خوانید:

****

نویسنده در این یادداشت می‌کوشد با بهره‌گیری از مفاهیمی از فلسفه، روانشناسی و تحلیل گفتمان، پدیدهٔ نوظهوری در سپهر سیاسی ایران را واکاوی کند: جریانی که خود را پادشاهی‌خواه می‌نامد، اما رگه‌ها و طعمی آشکار از فاشیسم دارد.

نویسنده ابتدا تأکید می‌کند که رویکرد او در این نوشتار توصیفی‐تحلیلی و از جنس «نامیدن» پدیده‌هاست، نه «برچسب زدن» یا انگیزه‌خوانی. به باور او، نامیدن پدیده‌های نوظهور با تکیه بر شواهد و مفاهیم شناسنامه‌دار، به درک بهتر آن ها کمک می‌کند؛ چراغی است در اتاقی تاریک یا برف‌پاک‌کنی در روز بارانی. از این رو، وام گرفتن مفهوم «فاشیسم» برای فهم یک جریان سیاسی، نه برای ناسزاگویی، بلکه برای برجسته کردن ویژگی‌های ساختاری آن است.

توهمات یک شاهزاده / رضا پهلوی به دنبال چیست؟

این جریان نوظهور – که البته نه رهبر کاریزماتیکی دارد، نه متفکری از جنس آلفرد روزنبرگ و نه حزبی منسجم به مانند ناسیونال‐سوسیالیست‌های آلمان – در عین حال رگه‌های فاشیستیِ بیّنی از خود نشان می‌دهد. از جمله:

۱. استعمارطلبی و خواستار مداخلهٔ نیروی خارجی در خاک کشور خود شدن.
۲. دیگری‌سازی و دیگری‌ستیزی با شعارهایی نظیر «مرگ بر سه فاسد / ملا، چپی، مجاهد» و طرد دیگر جریان‌های سیاسی


۳. عرب‌ستیزی و دین‌ستیزی که سویه‌های نژادپرستانه دارد و در تناقض آشکار با سیرهٔ نهاد سلطنت در تاریخ ایران است؛ چرا که هیچ پادشاهی از صفویه به این سو، با دیانت و اعراب از در خصومت درنیامد – محمدرضا پهلوی نیز از این قاعده مستثنی نبود.
۴. تبدیل سیاست به نمایش، چنانکه والتر بنیامین از «زیبایی‌شناسی سیاست در فاشیسم» پرده برداشته است. نمونهٔ آن، رژهٔ هماهنگ جماعتی با لباس متحدالشکل در شهر رگنسبورگ آلمان و زنده کردن یاد ساواک است که تداعی‌کنندهٔ لباس مشکی‌های ایتالیا در جنگ جهانی دوم می‌باشد.

۵. گزینشی عمل کردن در به رسمیت شناختن کشته‌شدگان؛ مثلاً به کار بردن عنوان «جاوید نام» تنها برای کشته‌شدگان دی‌ماه، در حالی که کشته‌شدگان جنبش سبز و مهسا امینی به محاق رانده می‌شوند – اقدامی که خود دیگری‌سازی و دیگری‌ستیزی آشکار است.

در پایان، نویسنده تأکید می‌کند که این یادداشت نه دشنام سیاسی است، نه داوری اخلاقی، نه نادیده گرفتن رنج مردمِ مستاصل و جان‌به‌لب‌آمده. بلکه جد و جهدی است مشفقانه و دردمندانه برای فهمیدن، نامیدن و روایت کردن پدیده‌ای نوظهور، تا نسبت به نتایج هولناک سربرآوردنش هشدار داده شود؛ هشداری که اگر به آستانهٔ آگاهی شهروندان برسد، بسامان مناسبات سیاسیِ دگرستیزانه‌ای که نسبتی با خیر عمومی ندارد، بازسازی و بازتولید نمی‌گردد و بر صدر نمی‌نشیند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2221250

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین