مذاكرات اسلام آباد

مادری بدون ازدواج؛ روایت چالش‌های فرزندخواندگی زنان مجرد در ایران

تصاویری از سارا کنعانی، نویسنده‌ای که نوزادی از قربانیان جنگ را به سرپرستی گرفته بود، در رسانه‌های ایران بازتاب گسترده‌ای داشت، هرچند که این تصاویر از خروجی خبرگزاری ایرنا حذف شد اما موضوع فرزندخواندگی زنان مجرد در ایران دوباره مطرح شد.

به گزارش خبرآنلاین، فرزندخواندگی برای زنان مجرد در ایران، دیگر موضوعی عجیب و دور از ذهن نیست؛ هرچند هنوز هم برای بسیاری از افراد جامعه، تصویری نامأنوس و حتی بحث‌برانگیز به‌حساب می‌آید. طی سال‌های اخیر، تغییرات اجتماعی، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش استقلال اقتصادی زنان و البته اصلاح قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست، باعث شده زنان بیشتری به تجربه مادری خارج از چارچوب سنتی خانواده فکر کنند. در چنین شرایطی، فرزندخواندگی برای بخشی از زنان مجرد، نه فقط راهی برای مادر شدن، بلکه تصمیمی آگاهانه برای تشکیل خانواده است.

تا پیش از اصلاح قانون در سال ۱۳۹۲، زنان مجرد عملاً امکان چندانی برای پذیرش فرزند نداشتند، اما قانون جدید برای نخستین‌بار این امکان را فراهم کرد که زنان بالای ۳۰ سال نیز بتوانند سرپرستی کودک را برعهده بگیرند. البته این امکان همچنان محدودیت‌هایی دارد؛ زنان مجرد معمولاً نمی‌توانند نوزاد بگیرند و سرپرستی آن‌ها بیشتر به کودکان دختر و در سنین بالاتر اختصاص پیدا می‌کند. به عبارتی به زنان مجرد نوزاد نمی‌دهند، مثلاً کودک ۵ ساله را برای سرپرستی به زن متقاضی می‌دهند. ضمن این‌که زن مجرد باید حتما فرزند دختر را به سرپرستی بگیرد. همین محدودیت‌ها نشان می‌دهد که قانون‌گذار هنوز با احتیاط به مسئله فرزندخواندگی زنان مجرد نگاه می‌کند.

درواقع، گاهی اصل ماجرا فراموش می‌شود؛ این‌که فرزندخواندگی در درجه اول باید برای حمایت از کودک باشد، نه فقط پاسخ به نیاز عاطفی بزرگسالان.

با وجود این، تعداد متقاضیان زن در سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است. بسیاری از این زنان، شغل ثابت، استقلال مالی و شرایط مناسب زندگی دارند و تصمیم گرفته‌اند بدون انتظار برای ازدواج یا تشکیل خانواده سنتی، مسئولیت تربیت یک کودک را بپذیرند. اما مسیر فرزندخواندگی در ایران فقط یک فرآیند اداری ساده نیست؛ مجموعه‌ای از چالش‌های فرهنگی، حقوقی و حتی روانی در این مسیر وجود دارد که گاهی از خودِ قانون هم پیچیده‌تر می‌شود.

مادری بدون ازدواج؛ روایت چالش‌های فرزندخواندگی زنان مجرد در ایران

میان خواسته خانواده‌ها و حقوق کودک

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که به نظام فرزندخواندگی در ایران وارد می‌شود، نگاه بخشی از متقاضیان به کودک است. بسیاری از خانواده‌ها و حتی برخی زنان مجرد، هنگام درخواست فرزندخوانده ترجیح می‌دهند کودک «نوزاد، دختر و کاملاً سالم» باشد. همین موضوع باعث شده کودکانی که دارای بیماری، معلولیت یا سن بالاتر هستند، شانس بسیار کمتری برای ورود به خانواده داشته باشند.

درواقع، گاهی اصل ماجرا فراموش می‌شود؛ این‌که فرزندخواندگی در درجه اول باید برای حمایت از کودک باشد، نه فقط پاسخ به نیاز عاطفی بزرگسالان. بهزیستی سال‌هاست با این چالش روبه‌رو است که بخش زیادی از کودکان دارای شرایط واگذاری، یا بیماری‌های جسمی و ذهنی دارند یا در سنینی هستند که کمتر مورد استقبال متقاضیان قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، مسئله آموزش و آمادگی خانواده‌ها نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. در سال‌های اخیر، آمار درخواست فسخ سرپرستی افزایش پیدا کرده؛ یعنی خانواده یا فرد متقاضی، بعد از مدتی از ادامه نگهداری کودک منصرف شده و او را به بهزیستی بازگردانده است. این اتفاق، یکی از آسیب‌زاترین تجربه‌ها برای کودک محسوب می‌شود، زیرا او دوباره احساس طردشدگی را تجربه می‌کند.

بخشی از این مسئله به نبود آمادگی روانی و شناخت کافی متقاضیان برمی‌گردد. نگهداری از کودکی که آسیب روحی دیده، بیماری خاص دارد یا نیازمند مراقبت ویژه است، فقط با علاقه و احساسات پیش نمی‌رود و به توانایی مالی، ثبات روانی و آموزش تخصصی نیاز دارد. در برخی پرونده‌ها نیز انتقادهایی نسبت به شفاف نبودن اطلاعات پزشکی کودک مطرح شده؛ موضوعی که می‌تواند اعتماد میان خانواده و سیستم حمایتی را تضعیف کند.

قانون جلوتر رفته یا جامعه؟

اگرچه قانون نسبت به دهه‌های گذشته تغییرات مهمی کرده، اما هنوز میان واقعیت اجتماعی و ساختار حقوقی فاصله وجود دارد. فرزندخوانده در ایران از والدین سرپرست ارث نمی‌برد و خانواده‌ها باید از راه‌هایی مثل وصیت یا تملیک اموال، آینده مالی کودک را تأمین کنند. همچنین در برخی موارد، حقوق قانونی والدین سرپرست با والدین بیولوژیکی برابر نیست و همین مسئله چالش‌هایی حقوقی ایجاد می‌کند.

به زنان مجرد نوزاد نمی‌دهند، مثلاً کودک ۵ ساله را برای سرپرستی به زن متقاضی می‌دهند. ضمن این‌که زن مجرد باید حتما فرزند دختر را به سرپرستی بگیرد.

 همچنین پدرخوانده و مادرخوانده «ولی دم» محسوب نمی‌شوند؛ موضوعی که در برخی پرونده‌های قضایی بحث‌برانگیز شده است. یکی از جنجالی‌ترین مواد قانون نیز همچنان پابرجاست؛ امکان ازدواج پدرخوانده یا مادرخوانده با فرزندخوانده در شرایط خاص. اگرچه مسئولان بهزیستی می‌گویند چنین مواردی تقریباً وجود خارجی ندارد، اما فعالان حقوق کودک معتقدند حضور همین ماده در قانون، با فرهنگ عمومی جامعه در تضاد است و می‌تواند احساس ناامنی ایجاد کند.

مادری بدون ازدواج؛ روایت چالش‌های فرزندخواندگی زنان مجرد در ایران

در کنار این مسائل، نگاه فرهنگی جامعه همچنان یکی از مهم‌ترین موانع است. بسیاری از زنان مجردی که سرپرستی کودک را می‌پذیرند، ناچارند با قضاوت‌های اجتماعی روبه‌رو شوند؛ قضاوت‌هایی که هنوز «مادر بودن» را وابسته به ازدواج می‌دانند. در چنین فضایی، زنان فرزندپذیر اغلب باید علاوه بر مسئولیت تربیت کودک، با فشارهای اجتماعی و نگاه‌های سنتی هم مقابله کنند.

با این حال، روند کلی جامعه نشان می‌دهد مفهوم خانواده در حال تغییر است. امروز دیگر خانواده فقط در قالب سنتی پدر، مادر و فرزند تعریف نمی‌شود و شکل‌های تازه‌ای از زیستن آرام‌آرام در حال دیده شدن هستند. زنانی که سرپرستی کودک را برعهده می‌گیرند، بخشی از همین تغییر اجتماعی‌اند؛ تغییری که شاید هنوز کامل پذیرفته نشده، اما به‌نظر می‌رسد دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

بیشتر بخوانید:

متقاضیان فرزندخواندگی اکثراً نوزادِ دخترِ سالم می‌خواهند/ آمار درخواست فسخ سرپرستی زیاد شده است/ به زنان مجرد متقاضی، فرزندخوانده نوزاد نمی‌دهند

۴۷۴۷

کد مطلب 2221361

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین