به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از سایت پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، در نشست تخصصی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، بستری برای واکاوی عمیق مفهوم قدرت، هویت و چالشهای تنظیمگری در عصر اقتصاد دیجیتال ایران فراهم شد. محمدجواد بیژنی با زبانی فلسفی-تاریخی، تحول قدرت را از تسلط بر زمین و دریا به حکمرانی در فضای شبکه و دیجیتال تبیین کرد. او با تفکیک هویتها به سنتی، مدرن و پستمدرن، "اقتصاد توجه" و "سیاست هویت" را لازمه فهم اقتصاد دیجیتال دانست. سمیه لبافی با تأکید بر پلتفرمها به عنوان "زیرساخت زندگی روزمره"، نسبت به پیامدهای اجتماعی و سیاسی تعطیلی آنها هشدار داد و بزرگترین چالش این حوزه را نبود قوانین خاص و تنظیمگری دستورمحور خواند که مانع جذب سرمایه میشود. در مقابل، بهروز اشرف سمنانی ضمن نقد تمرکز افراطی بر "جنگ روایتها" در برابر واقعیتهای سخت، اقتصاد دیجیتال ایران را برخلاف پتروشیمیها و بانکها، "نحیف" و فاقد وسعت مالی واقعی توصیف کرد. او چالش اصلی را نه تنظیمگری علمی، بلکه "تفکر دستوری" و تعدد مراجع دستوردهنده دانست که باعث رواج ترس و خروج سرمایه از این بخش میشود. سمنانی در نهایت، راهکار را در تنظیمگری حداقلی و ایجاد فضا برای "خودتنظیمگری" پلتفرمها از طریق تعامل ذی نفعان دانست. مشروح این گزارش را در ادامه می خوانید:
****
در ابتدای این نشست محمدجواد بیژنی به چگونگی شکلگیری ایده اینترنت اشاره کرد و گفت: در سال ۱۹۵۸ و در اوج سالهای جنگ سرد و در میانه راهاندازی سیستم نوراد برای پیش بردن قدرت دفاعی و هوایی از طریق یک سیستم فرماندهی کنترلشده، این ایده شکل گرفت که به جای از بالا و متمرکز دیدن قدرت تا این حد، آن را گسترده ببینند. به همین دلیل پل باران مفهوم بقاپذیری را در سال ۱۹۶۲ مطرح کرد با این توضیح که اگر حمله هستهای صورت گرفت، بتوان به مرحله بقاپذیری رسید و با ایجاد یک شبکه ارتباطاتی در برابر هجوم خصم بتوان ایمن ماند. بنابراین از این زاویه، اینترنت میخواست موضوع قدرت را در جهان تغییر دهد.
بیژنی: قدرت، میزان مقدار کاری است که در واحد زمان انجام میشود، عاملیت تکنولوژی را در این تعریف تأثیرگذار دانست و افزود: اگر زمانی انسان به قول هایدگر شبان هستی بود، دیگر نیست و در یک نظام درهم تنیده و شبکهای تحت تأثیر عاملیتهای دیگر قرار گرفته است
او با این تعریف که قدرت، میزان مقدار کاری است که در واحد زمان انجام میشود، عاملیت تکنولوژی را در این تعریف تأثیرگذار دانست و افزود: اگر زمانی انسان به قول هایدگر شبان هستی بود، دیگر نیست و در یک نظام درهم تنیده و شبکهای تحت تأثیر عاملیتهای دیگر قرار گرفته است. در دورهای قدرتمند کسی بود که خشکیهای بیشتری در اختیار داشت. در دوره بعدی کسی که دریاهای بیشتری داشت، قدرتمند بود؛ باوری که باعث شکلگیری عصر استعمار شد. در دورههای بعدی بهویژه جنگ سرد، کسی که آسمان بیشتری داشت، قدرتمندتر بود. از اوایل ۱۹۹۱ بحث رسانه مطرح و بیان شد کسی که رسانههای بیشتری داشته باشد، قدرتمند است. این موضوع با نظام توزیعشدهای که پل باران از آن صحبت میکند، به بحث دیجیتال و شبکه و تکامل خود رسید.
بیژنی فهم دقیق و درست از اقتصاد دیجیتال در ایران را منوط به فهم سهگانهای از هویت دانست و ابراز کرد: ما میتوانیم هویت سنتی را از هویت مدرن و پستمدرن تفکیک کنیم. در هویت سنتی فرستنده خیلی مهم بود. در هویت مدرن هردوی فرستنده و گیرنده مهم بود اما در هویت پستمدرن، گویی انسان به مجرا تبدیل شده است. انسانی که قبلاً هر چهار سال یک بار رأی میداد، امروز با راهرفتن، نگاه کردن، لباس پوشیدن و غیره خود رأی میدهد. در هویت سنتی دیکتاتوری و حقیقت مطلقی وجود داشت اما در هویت مدرن، با ایدئولوژی و در هویت پستمدرن و دیجیتال جدید، با گفتمان و پادگفتمان روبهرو هستیم و اینجاست که سیاست هویت شکل گرفته است. هویت سنتی با ادراک، هویت مدرن با شناخت و هویت پستمدرن با رفتار جلو میرود و اقتصاد توجه اینجا خود را نشان میدهد. اگر ما درک درستی از این موضوع نداشته باشیم، نمیتوانیم شرح درستی از اقتصاد دیجیتال در ایران داشته باشیم.
در ادامه سمیه لبافی کسبوکارهای پلتفرمی را زیرساخت زندگی روزمره دانست و گفت: این زیرساخت زندگی روزمره فراتر از صرف بخش اقتصادی است که خود را تغییر داده باشد. در کسبوکارهای پلتفرمی الزاماً آن ارزش، کالا یا سرویس توسط خودشان تولید نشده بلکه صرفاً زیرساخت فناورانهای به میان آمده و بستری را برای اتصال تولیدکننده و مصرفکننده ارزش فراهم میکند. بنابراین از نوعی از کسبوکار صحبت میکنیم که میتواند به شدت بزرگ شود و به شدت در رقابت با کسبوکارهای سنتی رقیب خود پیش رود. این کسبوکارها ویژگیهای خاص خود را دارند که به شکل متفاوتی منافع عمومی را تحتتأثیر قرار میدهند و به سبب این ویژگیها، چالشهای متفاوتی هم میتوانند داشته باشند.امروزه کسبوکارهای پلتفرمی تبدیل به زیرساخت زندگی روزمره شدهاند، تعطیلی آنها فقط به معنی تعطیلی بخشی از اقتصاد نیست بلکه به معنای ایجاد چالشهای اجتماعی و حتی چالشهای سیاسی است.
لبافی: شاید تا ۱۰ سال پیش به دلیل اینکه هنوز این کسبوکارها فراگیر نشده بودند، چالشهای کمتری داشتیم. مثلاً مسئلهای نبود اگر اینترنت نداشتیم و نمیتوانستیم تاکسی اینترنتی بگیریم. اما امروز این کسبوکارها چون تبدیل به زیرساخت زندگی روزمره شدهاند، تعطیلی آنها فقط به معنی تعطیلی بخشی از اقتصاد نیست بلکه به معنای ایجاد چالشهای اجتماعی و حتی چالشهای سیاسی است
او با اشاره به چالشهای این حوزه ادامه داد: شاید تا ۱۰ سال پیش به دلیل اینکه هنوز این کسبوکارها فراگیر نشده بودند، چالشهای کمتری داشتیم. مثلاً مسئلهای نبود اگر اینترنت نداشتیم و نمیتوانستیم تاکسی اینترنتی بگیریم. اما امروز این کسبوکارها چون تبدیل به زیرساخت زندگی روزمره شدهاند، تعطیلی آنها فقط به معنی تعطیلی بخشی از اقتصاد نیست بلکه به معنای ایجاد چالشهای اجتماعی و حتی چالشهای سیاسی است. کسبوکارهای پلتفرمی به دلیل ویژگیهای خاص خود و سرعت بزرگ شدنشان و تصاحب بازار در چند سال اخیر، بسیار حائز اهمیت هستند و برای اینکه بتوانند ادامه دهند نیازمند همراهی دولت، دولتمردان و سیاستگذاران هستند.
عضو هیئتعلمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران مهمترین عامل کمشدن کسبوکارهای پلتفرمی در چند سال اخیر را موضوع تنظیمگری و قوانین مربوط به این حوزه دانست و بیان کرد: غیر از ضوابط اجرایی که در این حوزه صادر میشود، قانون خاصی در این حوزه نداریم. قانون تجارت ما برای سال ۸۲ است و به غیر از تعدادی شیوهنامه قانون دیگری نداریم. سرمایهگذاری که میخواهد به این عرصه وارد شود، پیش از هر چیز باید نسبت به بازگشت سرمایه و سود خود و نیز عدم ایجاد مشکل بهواسطه تنظیمگری اطمینان داشته باشد. چالشهای قانونی و مسائلی که کشور با آنها درگیر است، باعث میشود سرمایه به این بخش از اقتصاد وارد نشود و این اقتصاد هرروز کوچک و کوچکتر شود. ما از طریق تنظیمگریها مشکلاتی برای کسبوکارها درست کردیم درحالیکه آنها میتوانستند رفاه عمومی را افزایش، قیمت را کاهش و کیفیت را بالا ببرند.
بهروز اشرف سمنانی سخنران دیگر این نشست با بیان اینکه مشکلات امروز ما ریشه تفکری دارد، در انتقاد از تمرکز بیش از حد بر روایتها اذعان کرد: از دهه ۸۰ به بعد تفکرات پستمدرن در دانشگاههای ما شکل گرفت که این تفکرات باعث شکلگیری نوعی خطای شناختی در ما و ایجاد مسائل امروز شد. در مخالفت با برخی صحبتهای مطرحشده باید بگویم امروز همچنان خشکی، دریا و آسمان مهم هستند و این امر واقع است که تعیین میکند چه کسی پیروزی شود. متأسفانه این اشتباه رایج شده که امروز جنگ، جنگ روایتهاست. نمیخواهم منکر رقابتها و تنشها در فضای روایی شوم اما این تصور که اگر ما بر روایتها متمرکز شویم، بر امور تسلط خواهیم داشت، به یک خطای شناختی منجر شده است.
اشرف سمنانی: متأسفانه این اشتباه رایج شده که امروز جنگ، جنگ روایتهاست. نمیخواهم منکر رقابتها و تنشها در فضای روایی شوم اما این تصور که اگر ما بر روایتها متمرکز شویم، بر امور تسلط خواهیم داشت، به یک خطای شناختی منجر شده است
او با تقسیم فضای دیجیتال به سه ساحت، از اهمیت توجه به شرایط متفاوت هرکدام سخن گفت و اضافه کرد: بخشی از اقتصاد، کاملاً دیجیتالیزه است و حیات و ممات آن به دیجیتالبودن و شبکههای اجتماعی وابسته است. ساحت دوم کسبوکارهایی هستند که میتوانند بهصورت سنتی ادامه دهند اما از فضای دیجیتال هم برای داشتن مشتریان و فروش بیشتر و ارائه خدمات بهتر میتوانند استفاده کنند. سوم کسبوکارها و صنایعی که همیشه بودهاند و فضای دیجیتال به آنها ابزار ارتباطی برای رتقوفتق امورشان میدهد. پس شرایط برای هرکدام از این سه گروه متفاوت است اما متأسفانه هر زمان از فضای دیجیتال حرف میزنیم، تمرکز همه روی گروه اول است. هرچند گروه اول خیلی آسیب میبینند اما دو گروه دیگر هم تحتالشعاع قرار میگیرند. ما از طریق تنظیمگریها مشکلاتی برای کسبوکارها درست کردیم درحالیکه آنها میتوانستند رفاه عمومی را افزایش، قیمت را کاهش و کیفیت را بالا ببرند.
این متخصص اقتصاد دیجیتال در مخالفت با نظر خانم دکتر لبافی مبنی بر بزرگ بودن فضای اقتصاد دیجیتال در ایران، خاطرنشان کرد: اتفاقاً فضای اقتصاد دیجیتال در ایران اصلاً بزرگ نیست. هنوز اقتصاد ایران در اختیار پتروشیمیها، صنایع و شرکتهای بزرگ صنعتی، بانکها و بیمههاست. اگر ما اقتصاد دیجیتال بزرگی داشتیم، یکی از این شرکتها میبایست در رده اول آن قرار میگرفت ولی چنین نیست. اینکه ما نزدیک ۱۰ شرکت بزرگ استارتآپی داریم، وسعت و بزرگی آنها در مقیاس ۱۰ سال پیش است و اینگونه نیست که آنها تراکنشهای بزرگ مالی داشته باشند.
فضای اقتصاد دیجیتال ما هر لحظه با دستوری مواجه میشود که تمام مکانیسم آن را به هم میریزد و همین باعث میشود به دلیل رواج ترس و بیانسجامی در این فضا، این اقتصاد روزبهروز نحیفتر شود و هیچ سرمایهای وارد آن نشود.
اشرف سمنانی: فضای اقتصاد دیجیتال ما هر لحظه با دستوری مواجه میشود که تمام مکانیسم آن را به هم میریزد و همین باعث میشود به دلیل رواج ترس و بیانسجامی در این فضا، این اقتصاد روزبهروز نحیفتر شود و هیچ سرمایهای وارد آن نشود
اشرفسمنانی با اشاره به موضوع تنظیمگری در این حوزه یادآور شد: ما در ایران اساساً تفکر رگولاتوری نداریم. چالش اصلی ما این است که ما تفکر دستوری داریم. در دنیا چنین است که سازمانهایی براساس دستورالعملهای مشخصی قوانین تنظیمگری مینویسند و طرفین روی آن توافق میکنند یا اگر اعتراض داشته باشند، میتوانند درمورد آن حرف بزنند اما در ایران چنین نیست و اکثر شرکتهایی که در چند سال اخیر مشکل داشتهاند، ربطی به تنظیمگری نداشته و مربوط به دستورهایی بوده که از سوی افراد مختلف و از جاهای مختلف آمده است. ما با سلسلهای از دستورات و تعدد دستوردهندگان روبهرو هستیم که این موضوع چالشهای اساسی ایجاد میکند. فضای اقتصاد دیجیتال ما هر لحظه با دستوری مواجه میشود که تمام مکانیسم آن را به هم میریزد و همین باعث میشود به دلیل رواج ترس و بیانسجامی در این فضا، این اقتصاد روزبهروز نحیفتر شود و هیچ سرمایهای وارد آن نشود.
او با بیان اینکه قوانین پایه در دنیا براساس برخی بدیهیات شکل گرفته و موردتوافق همگانی است، به کفایت تنظیمگری حداقلی در فضای دیجیتال اشاره کرد و با بیان اینکه طبق تحقیقات جامعهشناختی، جوامع، اقتصادها، کسبوکارها و غیره میتوانند خودشان خود را تنظیم کنند، از ضرورت ایجاد فضا برای خودتنظیمگری در اقتصاد دیجیتال از طریق تعامل میان مصرفکنندهها، مدیران پلتفرمها و سرمایهگذارها سخن گفت و سخنان خود را به پایان برد.
۲۱۶۲۱۶



نظر شما