به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تربیت نسل آینده در روزگار سختی که «دنیازدگی» بزرگترین چالش آن است، نیازمند هوشمندی و برنامهریزی است. حجتالاسلام والمسلمین سید علیرضا تراشیون در سخنرانی ویژه عید غدیر، راهکارهای عملی برای پیوند میان «خانواده» و «مکتب ولایت» ارائه میدهند که متن این سخنرانی تقدیم میگردد.
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام).
خدای متعال را شاکریم که ما را بر ولایت وجود مبارک امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) قرار داد. یکی از مهمترین بخشهای زندگی هر انسان آن است که مسیری را پیش روی خود برگزیند که زمینهسازِ زندگیای عزتمندانه در دنیا و سعادتمندانه در آخرت باشد. برای دستیابی به این مهم، انسان چارهای ندارد جز آنکه در پی عوامل اساسیِ سعادت در زندگی باشد؛ عواملی که بتوانند زمینه رشد و رستگاری او را در دنیا و آخرت فراهم سازند.
بیتردید، این عوامل محدود و انگشتشمارند و یکی از مهمترین آنها، قرار گرفتن در مسیر محبت و هدایت اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) است.
بسیاری از افراد چنین میپندارند که محبت و مودّت اهلبیت (علیهمالسلام) و قرار گرفتن در مسیر هدایت ایشان، تنها زمینهساز رشد انسان در آخرت است؛ در حالی که چنین نیست. این مسیر، افزون بر سعادت اخروی، میتواند زندگی انسان را در دنیا نیز هموار و متعالی سازد.
امروز اگر بخواهیم نسخهای برای اهل دنیا بپیچیم تا از این چالشها، مشکلات و ناآرامیها رهایی یابند، شاید یکی از مهمترین نسخهها آن باشد که آنان را با فرهنگ اهلبیت (علیهمالسلام) و محبت ایشان آشنا کنیم. شاید بسیاری از شما حدیث کسا را مکرر خوانده باشید.
اغلب اوقات انسان با مطالعهی متونی روبرو میشود که شاید از سطح خواندن فراتر رفته و به درک و تعمیق لازم نرسیده باشد. یکی از نکات کلیدی که میتوان از «حدیث کسا» استخراج کرد، این است که محبت اهلبیت علیهمالسلام، هدف از خلقت زمین و آسمان است. این بدان معناست که تمسک به محبت اهلبیت تنها برای رستگاری در آخرت نیست، بلکه برای دستیابی به زندگی دنیوی مطلوب و رهایی از مشکلات و بحرانهای زندگی، نیز باید به این محور توجه داشت.
در روایتی از پیامبر اکرم (ص)، وجود مبارک اباعبدالله الحسین (ع) به عنوان «کشتی نجات» این دنیا معرفی شده است. اما برای بررسی کاربردیتر و دقیقتر این موضوع، باید به چند نکته توجه کرد:
نخستین و مهمترین نکته این است که با ورود به این جهان، باید هوشیار بود تا دنیا انسان را به بازی نگیرد. نقش شیطان به عنوان پیشوای شیاطین، فراهم کردن زمینههایی در دنیاست که افکار، رفتار و گفتار انسان را از مسیر الهی منحرف کند. در این میان، «دنیازدگی» شاید بزرگترین انحراف بشری باشد؛ زمانی که انسان چیزهایی را که ماهیت آنها تنها «وسیله» است، به اشتباه «هدف» قرار میدهد.
بسیاری از افراد تمام همّ و غم خود را معطوف به گسترش ابعاد مادی زندگی، نظیر کیفیت لوازم خانگی، مدل خودرو یا متراژ مسکن میکنند و تنها به دنبال افزایش طول و عرضِ دنیای خود هستند. در حالی که اگر ماهیت واقعی دنیا را درک کنیم، خواهیم دید که دنیا تنها یک «مزرعه» و زمینهای برای رشد، سلامت و بهرهوری انسان است.
در این راستا، میتوان دنیا را به «دارو» تشبیه کرد؛ ما برای سلامت و بهبود خود به دارو نیاز داریم، اما استفاده از آن فراتر از دوز مورد نیاز، نه تنها سودمند نیست، بلکه به «ضد سلامت» تبدیل میشود. بنابراین، وظیفهی ما این است که با تکیه بر محبت و هدایت اهلبیت علیهمالسلام و جاری ساختن آموزههای ایشان در محیط خانواده و زندگی شخصی، بستری مناسب برای رشد و استفادهی صحیح از امکانات دنیا فراهم آوریم.

امام باقر علیهالسلام در روایتی بسیار زیبا میفرمایند: «حُبُّنا إیمان»؛ یعنی محبت ما اهلبیت، نشانهی ایمان است. هر کس که ما را دوست بدارد، در زمرهی مؤمنان قرار گرفته است؛ چرا که محبت به امیرالمؤمنین (ع)، حضرت صدیقه (س) و اباعبدالله الحسین (ع)، در واقع یعنی قرار دادن خود در مسیری که آنان پیمودهاند. از آنجا که مسیر ایشان، مسیر کمال، رشد و قلههای ایمان است، تمسک به آنان، انسان را مستقیماً در مسیر ایمان قرار میدهد.
بر همین اساس، «خانوادهی هوشمند و زیرک» در دوران کنونی، خانوادهای است که در محیط خود، بستری برای شکوفایی محبت اهلبیت علیهمالسلام فراهم میکند. برای سنجش میزان عشق واقعی یک پدر به فرزندانش، باید این پرسش را مطرح کرد: آیا او در وجود فرزندش، زمینهی محبت به اهلبیت را ایجاد میکند و آن را گسترش میدهد یا خیر؟
یکی از آسیبهای پنهان اما جدی در تربیت نسل امروز، «غفلت ناخودآگاه» ماست. متأسفانه مشاهده میکنیم که فرزندان ما به جای آنکه محبت و ارادت خود را متوجه سیره و مکتب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) کنند، دلبستگیشان به شخصیتهای دنیوی و رسانهای معطوف شده است. دلیل این امر نیز واضح است: «نشست و برخاست» و تعاملات روزمره آنها با آن قشر بیشتر است و الگوهای رفتاری آنها را دنبال میکنند.
چندی پیش در یک مراسم رسمی، یکی از مسئولین برنامههای تلویزیونی پس از اتمام جلسه، اشارهای جالب به من کرد. ایشان برای نشان دادن عمق این پدیده، آماری از سریال «جومونگ» ارائه دادند؛ سریالی که بیش از ۱۴۳ میلیون بار دانلود شده است. ایشان تأکید کردند که جوانان ما گاهی چندین بار این سریالها یا مجموعههای کرهای را تکرار میکنند و عملاً ساعتها پای «مکتب جومونگ»، «دنگی» یا سایر الگوهای غربی مینشینند.
خروجی این فرآیند چیست؟ به تدریج، علاقهمندی و پیوند عاطفی جوانان (بهویژه دختران و پسران مظلوم ما) به گروههای خارجی و الگوهای غیربومی، مانند طرفداران گروههای موسیقی پاپ خارجی، شکل میگیرد. چرا؟ زیرا انسان بر مرام و منش همنشین خود سوار میشود. همانطور که علامه طباطبایی (ره) و سایر بزرگان فرمودهاند: «المرء علی ملة حلیفه» (انسان بر آیین دوست و همنشین خود است).
امروز متأسفانه فرزندان ما، بیشتر پای مکتب انسانهای باطل و دنیازده نشستهاند تا پای مکتب اهل بیت (علیهمالسلام). این پرسش اساسی اینجاست: آیا ما به عنوان پدر و مادر که فرزندمان پارهی تن ماست و به دنبال عزت و سعادت او در دنیا و آخرت هستیم، برای او تدبیری اندیشیدهایم یا او را رها کردهایم؟
ما ادعا میکنیم که در مکتب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رشد، تکامل و نزدیکی به خداست. اما سوال اینجاست: ما فرزندانمان را چقدر در سایهسار این مکتب قرار دادهایم؟ چقدر فضایل آن حضرت را که قرین نور و حق است (قَسیمُ النارِ وَالْجَنَّةِ) برای آنها تبیین کردهایم؟ آیا میدانیم که علی (علیهالسلام) عینِ حق است؟ اگر تمام عالم در یک کفه ترازو و حق در کفه دیگر باشد، کفه حق سنگینتر خواهد بود.
آیا فرزندانمان را با این عظمت آشنا کردهایم؟ بدترین وضعیت برای یک انسان، محرومیت از غنیترین مکتب بشری است. انسانی که کنار اقیانوس حیات نشسته، اما از تشنگی لهله میزند. امروز شیعهای که از مکتب غنی خود محروم است و آن را در غربت رها کرده، در بدترین حالت ممکن به سر میبرد.
این وضعیت انسان را دچار شرمندگی میکند؛ لذا ما باید اهلبیت (علیهمالسلام) را در تار و پود زندگی خود جای دهیم. برای این منظور، دو راهکار اساسی پیشنهاد میشود:
نخست: ابراز محبت به اهلبیت (علیهمالسلام) در محیط خانه
ما باید محبت به اهلبیت، بهویژه عشق به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را در کانون خانواده جاری کنیم. آقایان و خانمهای گرامی، اگر به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) عشق میورزید، این احساس را در قلب خود محصور نکنید؛ بلکه آن را بر زبان بیاورید و با کلام خود، پرچم محبت ایشان را برافراشته و به دیگران نشان دهید.
یک پدر هوشمند، فرزندان خود را گرد هم میآورد و با بیان محبت خود به علی (علیهالسلام)، این عشق را در عمق وجود فرزندانش مینشاند. طبق روایات، ابراز محبت به محبوب، امری ضروری است. این ابرازِ محبت، چه از طریق گفتار باشد و چه در قالب رفتار، زمینهساز آن خواهد بود که خانهها رنگ و بوی اهلبیت (علیهمالسلام) را به خود بگیرند.
دوم: آشناسازی نسل جوان با سیره عملی اهلبیت (علیهمالسلام)
ما باید فرزندانمان را با سبک زندگی و سیره عملی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آشنا کنیم؛ امری که متأسفانه در میان ما کمتر انجام میشود. برای مثال، میتوان از مبلغان و متخصصان دعوت کرد تا در محیط خانه، آموزههای عملی سیره ایشان را برای کودکان تبیین کنند.
امروزه ما برای فراهم کردن امکانات تماشای تلویزیون و سریالهای گوناگون، تمام زحمات و هزینهها را متحمل میشویم، اما از موضوعی که حقیقت عالم و مایه سعادت انسان است، غفلت میکنیم. باید برای آشنایی فرزندانمان با اهلبیت (علیهمالسلام) برنامهریزی و زمینه فراهم شود.
در این زمینه، نمونههای بسیار ارزشمندی وجود دارد. یکی از مبلغان از تجربهای در آفریقا نقل میکند: در منطقهای دورافتاده، با خانوادهای شیعه دیدار کردیم که در محیطی با باورهای غیرخداپرستانه زندگی میکردند. وقتی از آنها پرسیدیم چگونه توانستهاید دین و ایمان فرزندانتان را در چنین غربتی حفظ کنید، پدر خانواده با اشاره به گوشهای از خانه گفت: «ما در خانهمان منبری برای ذکر نام امام حسین (علیهالسلام) داریم؛ هر هفته من یا همسرم بر روی این صندلی مینشینیم و از فضائل اهلبیت برای فرزندانمان میگوییم.» آنها با وجود سواد دینی محدود، با تکیه بر کتابهای مذهبی، مسیر هدایت فرزندانشان را هموار کرده بودند.
بنابراین، برای حفظ ایمان فرزندان در میان فرهنگهای مختلف، باید از دوران کودکی آنها را با سبک زندگی اهلبیت (علیهمالسلام) پیوند داد. سبک زندگی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) منشأ آرامش کامل است و اگر فرزندانمان بتوانند در مسیر ایشان گام بردارند، به رشد و تعالی واقعی دست خواهند یافت.
اما نکتهی سوم؛ همانگونه که مرحوم حاج آقای مجتهدی (رحمت خدا باد ایشان) مکرراً تأکید میفرمودند، کلام اهلبیت (علیهمالسلام) نور است؛ از این رو، هنگامی که کلام ایشان نقل میشود، جایگاه خود را در وجود انسان باز مییابد؛ چرا که انسان دارای فطرت پاکی است و کلام اهلبیت با فطرت وی گره میخورد. ایشان توصیه میفرمودند که همواره به خواندن روایات و احادیث مداومت ورزید.
در این راستا، مایلم تجربهای اثباتشده را با شما بزرگواران در میان بگذارم؛ افرادی که احساس میکنند در مسیر زندگی دچار ضعف یا رنج هستند، نباید ناامید شوند؛ زیرا از ویژگیهای دوران آخرالزمان و ماهیت دنیای مادی، آزار و رنج انسان است.
در واقع، سختیها باید چنان بر انسان فشار آورند که زمینهی گشایش و ظهور فراهم گردد. چنانکه در کلام مبارک امیرالمومنین علی (علیهالسلام) آمده است: «گشایش از دل سختی بیرون میآید». انسان باید این تنگنای جهانی (ضِیقُ الارض) را احساس کند؛ یعنی زمانی که زمین در برابر رنجهای انسان تنگ میشود و ماهیت آزاردهندهی دنیا به او فشار میآورد، آنگاه این رنج عمیق، زمینهساز گشایش نهایی و فرج حضرت ولیعصر (عج) خواهد بود. شایان ذکر است که ما در مسیر سختی قرار داریم و با پیشروی دنیا، دشواریهای آن نیز فزونی مییابد.
تا زمانی که آن گشایش حقیقی رخ ندهد، در این دورانِ تنگ و دشوار، اگر انسان بخواهد ایمان و خویشتن خود را حفظ کند، نباید تنها به مصرف داروهای آرامبخش اتکا کند. امروزه شاهد افرادی هستیم که با بروز سختیهای زندگی، به مصرف بیش از حد دارو روی میآورند و ساعتها میخوابند؛ اما این شیوه، زندگی واقعی محسوب نمیشود. زندگی واقعی، تداوم فعالیت در کنار رشد معنوی است. تجربه نشان داده است که راه دستیابی به این رشد، مانوس شدن با کلام اهلبیت (علیهمالسلام) است.
هرگاه احساس رنج کردید یا جهان بر شما تنگ شد، به مطالعه روایات اهلبیت روی آورید. کلام ایشان به دلیل پیوند با فطرت انسان، منبعی بیبدیل از آرامش است. با این حال، کمتر اهل مطالعه کتب حدیثی هستیم. اگر حتی هفتهای ده تا پانزده حدیث از مجموع هزاران حدیث را مطالعه کنیم، این امر موجب تحول، آرامش و رشد شخصیت فرد خواهد شد. همچنین، توصیه میشود کلمات نورانی امیرالمومنین (علیهالسلام) — چه در نهجالبلاغه و چه در غررالحکم — برای فرزندان خوانده شود. ما که مدعی پیروان مکتب غدیر هستیم، باید نهجالبلاغه را به بخشی از زندگی خود تبدیل کرده و ترجمه روان آن را مطالعه کنیم؛ چرا که هماهنگی با کلام فطری، موجب آرامش درونی میشود.
در این میان، تأکید میکنم که نقش مادر در خانواده نباید تنها در سطح یک «تأمینکننده زیستی» تقلیل یابد. اگر دغدغه مادر تنها در تامین خوراک، پوشاک و خواب فرزند باشد، تنها پایینترین سطح از نیازهای حیوانی را برآورده کرده است. ما برای هدف والاتری آفریده شدهایم: «و ما جن و انس را نیافرید مگر برای آنکه عبادت کنند». هدف اصلی، بندگی خداوند و پرورش فرزندانی است که در مسیر بندگی گام بردارند.
باید توجه داشت که هدف از خلقت، صرفاً رسیدن به جایگاههای شغلی نظیر پزشک یا مهندس نیست؛ بلکه این جایگاهها تنها ابزارهایی برای معاش هستند. اگر تمام تلاش والدین تنها بر موفقیت شغلی فرزندان متمرکز شود و از آموزش بندگی غافل شوند، در نهایت فرزندانی خواهند داشت که در مسیر بندگی تهی از تجربه هستند. پس باید مراقب باشیم که مسیر تربیت را با اشتباه درک نکنیم و هدف اصلی زندگی را گم نکنیم.

پیشگیری از آفت دنیازدگی با اتصال به سبک زندگی اهل بیت
یکی از مخاطرات جدی در دوران کنونی، دچار شدن به «دنیازدگی» است؛ پدیدهای که از آفتابزدگی یا گرمازدگی نیز ویرانگرتر است، زیرا روح و درون انسان را از بین میبرد. برای پیشگیری از این آسیب، ضروری است که به سبک زندگی ترسیمشده توسط اهلبیت (علیهمالسلام) متصل شویم. لذا از این رو، باید در محیط خانواده بستری فراهم کرد تا فرزندان با روایات ایشان مانوس شوند.
بهره گیری از روش های تشویقی در تربیت دینی
در بحث مباحث تربیتی، هرچند من با جایزهدادنِ صرف به کودکان مخالف هستم، اما در این صبحِ غدیر، نکتهای را به عنوان راهکاری برای ایجاد انگیزه مطرح میکنم. برای مثال، اگر پدری به فرزند خود پولتوجیبی هفتگی میدهد، میتواند با رویکردی تشویقی بگوید: «اگر در هفته هفت حدیث از روایات را حفظ کنی، مبلغ پولتوجیبی تو افزایش مییابد.» این شیوه با الگوی اهلبیت (علیهمالسلام) همخوانی دارد؛ چرا که ایشان نیز گاهی به نیازمندان کمک میکردند و در ادامه، با طرح پرسشهای معرفتی، علاوه بر کمک مالی، دانش معارف را نیز به آنان میآموختند. بنابراین، جهت ایجاد انس و علاقه در کودکان به روایات، استفاده از پاداشهای مادی اشکالی ندارد.
استفاده هوشمندانه از فضای مجازی برای دسترسی به منابع حدیثی
امروزه با توجه به سهولت دسترسی به منابع، نیازی به سختی در یافتن روایات نیست. در فضای مجازی، کانالهای معتبر و مراکز حدیثی وجود دارند که احادیث را بهصورت روانسازیشده برای مخاطبان ارائه میدهند. انسان مؤمن باید بتواند از فضای مجازی بهصورت هوشمندانه و برای اهداف سودمند استفاده کند، نه اینکه تنها در پی مطالب بیارزش باشد.
نام گذاری خانه ها به نام اهل بیت
نکته چهارم برای افزایش الفت با اهلبیت (علیهمالسلام)، گره زدن زندگی روزمره به ایشان است. برای نمونه، میتوان نام خانهها را به نام اهلبیت نامگذاری کرد؛ مانند «بیتالرضا» یا «بیتالزهرا». این نوع نامگذاری، نمادی از وابستگی عاطفی و عقیدتی به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در محیط زندگی است.
خدا رحمت کند سردار رشید حاج قاسم سلیمانی را که در کرمان خانه خود را «بیتالزهرا» نامگذاری کرده بودند؛ یعنی زندگیشان را با اهلبیت علیهمالسلام گره زده بودند.
متبرک سازی سفره های خانواده با نام اهل بیت
اکنون نیز خانمهای متدینه، مؤمن و محبّ اهلبیت علیهمالسلام هستند که هر روز سفرهای را که پهن میکنند، به نام یکی از اهلبیت علیهمالسلام متبرک میسازند. خدا رحمت کند همه گذشتگان و اموات را. ما یک پدربزرگ داشتیم که هر وقت سفره مهمانی پهن میکرد، میگفت: «شما مهمان سفرهی مرتضی علی هستید.» یعنی سفرههای خود را به نام اهلبیت علیهمالسلام اطعام میدادند.
امروز نیز، به مناسبت عید غدیر، یکی از سنتها و اموری که بر آن تأکید شده، اطعام مؤمنین است. این افراد این معنا را در طول سال جاری میکردند. آقا اگر برای زن و بچهاش قصد خرید خانه داشته باشد، بهتر است آن را به نام اهلبیت انجام دهد؛ اگر گوشتی میخواهد بخرد، برنجی میخواهد تهیه کند یا اساساً هر چیزی را برای خانه فراهم میکند، آن طبخی که در خانه انجام میشود، مادر خانواده این سفره را به نام اهلبیت میداند. میدانید که این کار اثرات وضعی خود را بر انسان میگذارد؛ یعنی انسان را نورانیتر میکند و میل او را به خوبیها افزایش میدهد.
پس گاهی نام خانه، گاهی سفره غذا و گاهی حتی کارهایی که انجام میدهیم، اگر به نام اهلبیت علیهمالسلام باشد، چه اشکالی دارد؟ من بزرگواری را در همین شهر قم میشناسم که میگفت: «ده درصد درآمد ماهانهام را، با اینکه دستم هم باز نیست و وضعم چندان خوب نیست، هزینه میکنم برای فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام، و این را برکت زندگیام میدانم.» او راننده بود؛ گاهی با همان پول، مثلاً بیست تا سی سیدی خوب میخرید و در ماشین میگذاشت. زنهای جوان یا دخترخانمها که سوار میشدند، آنها را به ایشان هدیه میداد. گاهی نیز کتاب میخرید و به اقوام میداد. در حقیقت، خودش یک وزارت فرهنگی بود.
ایشان فرهنگ اهلبیت را ترویج میکرد؛ یعنی برخی از انسانها زیرک هستند و میدانند چه کنند. ببینید عزیزان، اگر مال و ثروت انسان در مسیر درست هزینه نشود، احتمال زیادی دارد که به مسیر غلط هدایت شود. ما باید زیرکی به خرج دهیم؛ ما پدرها و مادرها در محیط خانه باید بدانیم چه میکنیم. امروز میگوییم برای فرزندت کتابی خوب بخر، میگوید آقا کتاب گران است، اما مدام برای بچهها چیپس، پفک و فستفود میخریم که هزار و یک آسیب دارد. کافی است به بیمارستانها بروید و ببینید به خاطر همین چیزهایی که به فرزندانمان میدهیم، به چه روزی افتادهاند؛ آدم واقعاً متأثر میشود.
دست خودمان است؛ اگر مسیر و جهتدهیِ هزینهها را مثبت و در راه درست قرار ندهیم، اینها به مسیر اشتباه میروند. پس باید دقت کنیم که فضای زندگیمان، فضای اهلبیتی باشد. اکنون از شما عزیزان که در این مکان مقدس حضور دارید میخواهم لحظهای تصور کنید: اگر کسی به منزل شما بیاید، چقدر از شعائر دینی و مذهبی منسوب به اهلبیت را در خانه میبیند؟ آیا ما نام چهارده معصوم را بر دیوارههای خانهمان حک کردهایم؟ آیا تابلو یا قابهای مربوط به ایشان داریم؟
گاهی به اتاق بچهای میرویم و میبینیم انواع تصاویر در آن هست؛ نمیخواهم نام ببرم، اما هیچ تصویری که بتواند روح و روان فرزندانمان را جلا دهد در آن نمیبینیم. حتی یک تصویر از گنبد یا بارگاه اهلبیت در اتاق بچههایمان نداریم.
خدا رحمت کند مرحوم حاج آقای مجتهدی را؛ امروز ناخودآگاه زیاد از ایشان یاد میکنیم. قدیمها عصرهای پنجشنبه در تهران، منزل ایشان محل روضه بود. هفتههایی که وقت میکردیم، یکی از منظرههای زیبایی که در خانه ایشان میدیدیم، قاب بزرگی بود که تصاویر علما در آن قرار داشت. ایشان خود عالم دینی بودند و میخواستند فرزندانشان نیز انسانهای خوب را ببینند. اما ما گاهی میبینیم که بچهها در اتاق خود عکس هر کس و ناکسی را میآویزند و هر چه نگاه میکنی، نام اهلبیت در آن نیست.
سرمایه گذاری بر قلب فرزندان، از تصاویر گذرا تا عشق به اهل بیت (ع)
یکبار پدری برای مشاوره نزد من آمد و گفت: «فرزند ما بسیار پرخاشگر است.» من با صحبت کردن و پرسیدن نکاتی از او، از او خواستم بررسی کند که آیا در اتاق فرزندش تصاویری هست که با باز کردن چشم در صبح، به او آرامش بدهد یا خیر؟ گفت: «خیر.» گفتم: «اتفاقاً باور نمیکنید، شما با اصرار من، روی دیوار اتاقش کاغذدیواری با تصویر یک ببر سیاه بنگال انداختید!»
تحقیقات روانشناختی نشان میدهد که محرکهای بصری تأثیر عمیقی بر خوی و رفتار انسانها دارند. طبق نظریات «کارل یونگ»، حدود ۶۷ درصد از فرآیند یادگیری انسانها از طریق کانال بینایی صورت میگیرد؛ بنابراین، آنچه کودک میبیند، مستقیماً بر شخصیت و رفتارهای او اثر میگذارد.
پرسش اساسی اینجاست که آیا ما تلاش میکنیم این کانال بینایی را به سمت معرفتافزایی دینی هدایت کنیم یا اجازه میدهیم فرزندانمان در معرض تصاویر و شخصیتهای کارتونی پرخاشگر قرار گیرند؟ ریشهی بسیاری از ناآرامیها و رفتارهای ناخواسته در کودکان، در همین مسئله نهفته است.
به مناسبت روز ولایت امیرالمؤمنین (ع)، تأکید میشود که باید از درون خانه و با برنامهریزی هوشمندانه، فضای معنوی و محبت به اهل بیت (ع) را در قلب کودکان نهادینه کرد. ایجاد عشق به امام علی (ع) در وجود فرزندان، ارزشمندترین سرمایهای است که والدین میتوانند برای دنیا و آخرت خود بر جای بگذارند.
باید به این حقیقت توجه داشت که در وجود انسان، حد وسطی میان نور و ظلمت وجود ندارد؛ اگر نورِ معرفت و محبت الهی در قلب انسان جای نگیرد، تاریکی و گرایش به امور منفی و شیطانی آن را اشغال خواهد کرد. از این رو، وظیفهی ما این است که هوشمندانه عمل کرده و این نور را در جان نسل آینده قرار دهیم.
منبع:حوزه




نظر شما